|
|
|||
|
ما هیچ وبلاگ تاسیانی جامعهي ایرانی درون کشور در حدود سه دههي گذشته بخاطر رفتارهای ضد بشری و دخالت بيشاز اندازهي حكومت اسلامي در تمام شئون زندگي مردم، چنان دستخوش تغییر شدهاست که بازسازی دوباره آن روز به روز دشوارتر به نظر میرسد. از دیگر سو با طولانی شدن تبعید بخش اعظم روشنفکران و فعالان اجتماعی به خارج از کشور، و زایش نسلهای دوم و سوم آنان، دیگر چندان امیدی به بازگشت مفید آن نسل نیز نمیتوان بست! در نتیجه جامعهای بیهویت و منفعت طلب پدید آمده که ارزشهای انسانی در آن رنگ باخته و حفظ و ادامه حیات به هرقیمتی، ناگزیر افراد را به دریدن همدیگر واداشته است. با گسترش چنین وضعی، با توجه به ناتوانی پائینیها از ایجاد تغییر و ناتوانی بالائیها از امكان ادامهي اداره جامعه، وضع معلقی پیش خواهد آمد که بحرانهای فزاینده کنونی از علائم آن است. میگویند، نسل بعد از هر انقلابي، نسلي سوخته است. ما هیچ، اما کودکانی که هر روزه در گوشه و کنار این سرزمین متولد میشوند چه؟ حکومت اسلامی دقیقاً چه برنامهای برای آنها دارد؟ آیا ادامهي زندگی با این فقر شدید و بیسابقه مالی و فرهنگي در میان مردم ممکن است؟ عقدههای روانی که در قالب جنایت و تجاوز و سرقت سر باز میکنند، نوجوانان حاشیه نشین که جز نگاه، از زندگی انسانی، سهمی نبردهاند. کارگران بیکار و دهقانهای رانده شده از كشتگاه خود، با ادامه این وضع چه سرنوشتی خواهند داشت؟ سرمایهي ملی هر کشوری، در مرحله نخست، مردمان آنجایند. مردمانی که از تولید جدا افتادهاند و با هویت خود بیگانهاند و در چنبره دلالهای جان و روان آدمی (آخوندها) گرفتار شدهاند. نسلی که هیچ، نسلی که خود تباه شده، نمیتواند نسلی بالنده بسازد. گفتهاند که جامعه به وقت لزوم نیروهای بالندهي خود را از میان طبقات اجتماعی، در جهت تغییر بزرگ به نفع تودهها، بیرون خواهد داد. با توجه به وضع موجود که شرح آن مختصراً آمد، آیا این یک خوشبینی نیست؟ مردمان این سرزمین دیگر به ساختن فکر نمیکنند و اندک دیگر اندیش نیز یا گوشهي انزوا برگزیدهاند و یا از کشور گریختهاند. حال این سوآل کلیدی مطرح است که چگونه و با چه نیرویی و در چه شرایطی، مردم قادر به بازسازی خود خواهند بود؟ وبلاگ تاسیانی tasyaniblog@gmail.com |
||||
|