|
|
|||
|
اين نيز بگذرد روح الله فرج زاده ۱- نمی توان به آزادی و آزادی بیان (آن هم در محیط دانشگاهی) معتقد بود و در برابر دستگیریهای اخیر سکوت اختیار کرد. دانشجویانی که دستگیر شده اند (با توجه به تجربیاتی که از پلی تکنیک دارم) دغدغه ای به نام آزادی دارند و در جست و جوی این گوهر رخت بربسته از میهنمان ایران قلمشان را چراغ راه کرده اند. ۲- در این روزها از قول خیلی ها می خوانیم که پروژه برخورد با دانشجویان آغاز شده است. برخورد با دانشجویان از قدیم الایام بوده و متاسفانه هیچ وقت هم متوقف نشده است. فهمیدن در این دیار از دیرباز جرم (بخوانید گناه) بوده و از نظر صاحبان قدرت امری نابخشودنی. هرکس که بفهمد ناخواسته برخلاف منافع کسانی عمل کرده است که حکومت را نه در خدمت «خدمت به ملت» که در خدمت ارضا کردن هوی و هوس نفسانی خویش (و صدالبته با سوءاستفاده ابزاری از مظلومی به نام دین) به کار گرفته اند. این جرم سنگین تر است زمانی که بخواهی دیگران را نیز آگاه کنی که در این دیار دانستن و آگاهی نه حق مردم که کابوس حکومتیان است. مخلص کلام اینکه پروژه جدیدی شروع نشده است بلکه دستگیری دانشجویان ادامه سیاستی است که در تیر ۷۸ به اوج خود رسید و بعد از آن به تناوب بسان یک دمل چرکین سر باز می کند. ۳- برخورد با دانشجویان در ایران هیچ فایده و ثمری برای حکومت نداشته است. سه دانشجوی شهید دانشگاه تهران را به خاطر بیاورید. پس از گذشت بیش از ۵۰ سال چه کسی شرمسار است و چه کسی سربلند؟ از کشته شدگان به نام «سه آذر اهورایی» یاد می شود و همه ساله یادشان گرامی داشته می شود در حالی که قاتلان شرمسار تاریخند و محکوم به فراموشی. دورتر نرویم…. غایله تیر ۷۸ را در نظر بگیرید. ۱۸ تیر و ۲۳ تیر را. کدامیک گرامی داشته می شود؟ ۱۸ تیری که سالها باید بگذرد تا حقیقت جنایات مرتکب شده مشخص شود یا ۲۳ تیری که مثل تمام دوران تظاهرات فرمایشی برگزار شد؟ ۴- دور، دور ائتلاف است و سهم گیری. امیدی به کسی نیست چرا که نزدیکی به دانشجویان (آن هم دانشجویان انجمن اسلامی پلی تکنیک) یعنی رد صلاحیت از طرف شورای نگهبان. کدامیک مهم تر است: ائتلاف شکننده و گرفتن ۴۰-۵۰ کرسی مجلس یا دفاع از حقوق دانشجویی که جلوتر از زمانه خود حرکت می کنند؟ ۵- روزبهانی برای من نام آشنایی است، از آنجا که زمانی که به صورت غیرقانونی به سمت مسوول فرهنگی اداره امور خوابگاهها منصوب شد پژواک (اولین نشریه خوابگاهی دانشگاههای کشور) را منتشر می کردیم. روزبهانی سردسته کسانی بود که مجال را منتشر می کردند (کسانی مثل مهدی قزلی و تقی خرسندی). اعتقاداتی شبیه همین چیزهایی که الان در سطح کشور مطرح است. لمپنهای به تمام معنا… در جمع خود هرگونه شوخی می کردند و هرگونه کلامی را به زبان می آوردند ولی در نوشته هاشان امام زمام و مهدی مهدی می کردند و همواره مدعی تمام مناصب دانشگاه هم بودند. روزبهانی کسی بود که در واقعه نشریه موج به صراحت در نوشته ای خواستار اعدام منتشرکنندگان نمایشنامه موج شد. دوست عزیزم مهدی نزاکتی قبل از روزبهانی مسوول دایره فرهنگی اداره بود. فتحی پور معاون دانشجویی وقت و دیگر نهادهای دانشگاه به دلیل برگزاری جشن های ملی (نظیر شب یلدا و عید نوروز) خواستار برکناری وی بودند ولی وی با حمایت دانشجویان به کارش ادامه می داد و در مقابل فشارهای وارده برای استعفا مقاومت می کرد. نزاکتی حاضر به استعفا نشد و کودتاکنندگان فرهنگی حکمی به نام روزبهانی زدند. روزبهانی دانشجوی ساکن تهران (شوش) شد مسوول غیرقانونی دایره فرهنگی. نشریات متعددی در آن زمان ویژه نامه چاپ کردند که معتدل ترین آنها هم اتفاقا نشریه پژواک بود (تا جایی که یادم می آید نشریات دیگر توقیف شدند، البته مطمئن نیستم). جالب است بدانید به موازات این کودتای فرهنگی نیروهای امنیتی انجمن به رهبری جابری و درویش مشغول جوش زدن و قفل کردن شبانه درب انجمن پلی تکنیک بودند. همزمانی چنین حوادثی نمی تواند اتفاقی باشد. توجه هم داشته باشید که تمام این اتفاقات مربوط به دوران اصلاحات است. تمامی ماجراها در نشریه پژواک آمده است. ۶- من هم معتقدم که وبلاگ های دانشجویی تا جایی که می توانند این واقعه را پوشش دهند. با خاموشی نشریات دانشجویی، گرچه آتش آزادیخواهی و دموکراسی خواهی دانشجویان فروکش نخواهد کرد، ولی مسیر آزادی پرپیچ و خم تر خواهد شد. فراموش نکنیم که پایان شب سیه سپید است و این نیز بگذرد…
|
||||
|