بازگشت به صفحه اول

از شهروند

 
 

سه کلید مملکت داری در دست سپاه پاسداران

حسن زرهی

آیت الله خمینی در دوم اردیبهشت ماه سال 1358 فرمانی صادر کرد که طی آن رسما سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایجاد شد. پس از فرمان آیت الله خمینی شورای انقلاب با اقدام به تاسیس شورای فرماندهی سپاه پاسداران این نیروی از راه آمده را رسمیت و حقانیت و قدرت بخشید. و سپاه پاسداران بازوی مسلح مراقبت از رژیم جمهوری اسلامی شد. زمان زیادی نگذشت که سپاه پاسداران دارای نیروهای چندگانه شد و مانند ارتش، نیروی زمینی، هوایی، دریایی، و علاوه بر آن ها نیروی مقاومت میلیونی بسیج و نیروی قدس را در خود جای داد و به همه لحاظ بازوی نظامی اصلی حکومت تهران شد.

اما نقش اصلی سپاه برمی گردد به دوران جنگ .حضور گسترده ی جوانانی که به سپاه گرویده بودند و جان فشانی های باور آوردگان به رژیم و نیروهایش، سپاه را به موقعیت بهتر و برتری در نیروهای نظامی زمان جنگ رساند. اولین کوشش های اقتصادی این نیرو نیز از همان زمان جان گرفت.

از سویی پاسداران حوصله ی در انتظار ماندن برای شرکتهای راه سازی به منظور ترمیم راهها و پلهای ویران شده توسط عراقی ها را نداشتند، و از سوی دیگر شرکتهای موجود هم حاضر نبودند به آسانی و تحت هر شرایط مخاطره آمیزی به خطوط مقدم جنگ بروند. در نتیجه گروهی از داوطلبان سپاه خود به ترمیم راهها و ایجاد مسیرهای عبور موقت در جای پلهای ویران شده پرداختند و در نتیجه هر روز دامنه ی اینگونه کارها بیشتر شد و گونه ای شرکت های زیرنظر و مراقبت سپاه، اما با امکانات و امتیازات مادی و معنوی بسیار پا گرفت که دیگر نه تنها به ترمیم جاده های جبهه های جنگ بلکه به مسیرهای میان شهری در خوزستان و حتی گاه خیابانهای شهرهای جنگ زده اقدام می کرد انجام این گونه کارها با سرمایه های کلان بدون حسابرسی امتیاز کارهای اقتصادی و درآمدزا، و بخت نفوذ سیاسی زیر سایه قدرت اقتصادی را در فرماندهان و گردانندگان جوان سپاه آن زمان تقویت کرد و سپاه پس از جنگ با ادعای آنچه در دوران جنگ  انجام داده بود، خود بسیاری از طرحهای عمرانی مملکت را به دست گرفت.

حجم معاملات سپاه در حال حاضر نزدیک به 16 میلیارد دلار (15میلیارد و 800 میلیون دلار) است. اینها البته بخشی از معاملات  اقتصادی سپاه است که بخت انتشار عمومی پیدا کرده است.

برای نمونه بودجه خط لوله گاز عسلویه مبلغی نزدیک به 7 میلیارد دلار است و خط لوله ی هفتم گاز به سیستان و بلوچستان یک میلیارد و 300 میلیون دلار بودجه بندی شده، همین خط اگر به پاکستان برسد و خط "لوله آزادی" بشود، 2 میلیارد و 500 میلیون دلار معامله می شود، و تنها توسعه ی فازهای 15 و 16 پارس جنوبی هم بیش از 5/2 میلیارد دلار کار است.

حالا از دهها اسکله و یکی دو فرودگاه و نفوذ سپاه  در دولت و مجلس حرفی نزده ایم که آن خود مخزن اصلی درآمدهای اقتصادی و قدرت سیاسی و نظامی سپاه پاسداران است.

از آنجایی که برای مملکت داری به تعریف امروزی آن سه عامل کلید اصلی محسوب می شوند و آن سه عامل عبارتند از قدرت سیاسی، اقتصادی و نظامی، و این هر سه اگر نه به تمام، اما در وجه غالب در دست سپاه پاسداران است، در حقیقت اعلان جنگ و تحریم و تروریست خواندن سپاه از یک منظر، دادن همه ی این صفت ها به  کل نظام جمهوری اسلامی است.

به لحاظ اقتصادی سپاه پاسداران در جمهوری اسلامی رقیب ندارد و شریان های اصلی اقتصادی نظام را در دست گرفته است.

به لحاظ نظامی نیروی دیگری در حکومت نیست که به هیچ عنوان ادعای همتایی با پاسداران را داشته باشد

و از لحاظ سیاسی هم چندین وزیر دولت و علاوه بر آن رئیس دولت و رهبر رژیم حامی همیشگی سپاه هستند و سپاه بیش از 60 نماینده در مجلس دارد که هر قادر خواهد بود برای هر مقصدی مجوز قانونی به چنگ آورد.

در نتیجه تحریم سپاه پاسداران حکومت تهران یعنی تحریم بزرگترین بازوی نظامی، اقتصادی و سیاسی رژیم و تروریست دانستن آن یعنی انتصاب این اتهام به کل رژیم ایران برای همین هم هست که واکنش های رژیم نسبت به این خبر نه تنها ملاحظه کارانه و سیاستمدارانه نیست، بلکه تهاجمی و توهین آمیز هم هست. و زمزمه ی انتخاب دوباره ی احمدی نژاد به هر بهایی بیشتر از همین چنگ و دندان نشان دهی حکومت برای برون رفت از این معضل تفسیر می شود.

اگر آمریکا سپاه پاسداران حکومت ایران را در لیست سازمانهای تروریستی قرار دهد این نخستین بار خواهد بود که نه تنها بخشی از ارتش یک کشور بلکه بخش مهمی از حکومت یک مملکت از منظر آمریکایی ها تروریست محسوب می شود. صفتی که تنها پیش از این به طالبان داده شده بود و حتی شامل حال صدام هم نشد.  چرا که تنها به او اتهام حمایت از بن لادن و گروه القاعده را نسبت دادند. و این اگر رخ دهد برای تهران گران تمام خواهد شد. گرانتر از هر تهدید و تحریم دیگری که تاکنون شده است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام