بازگشت به صفحه اول

 

 
 

نقش دولت در گرانی چای!

آفتاب: مسئله گرانی برنج و تحریک روانی مردم برای خرید بیشتر که سود سرشاری را عاید برخی سودجایان کرد اینبار متوجه چای شده است.

به اعتقاد کارشناسان طرح مسئله خشکسالی به عنوان علت اصلی گرانی‌ها در سال جدید زمینه‌ای‌ ایجاد کرده است تا دلالان به سادگی بتوانند انواع کالاها را با قیمت‌هایی حتی بسیار بیشتر از قیمت جهانی به فروش برسانند.

در این میان دولت نیز که با مغتنم شمردن شرایط، یکباره تمام مشکلات اقتصادی و ناکارآمدی خود در مهار تورم و گرانی را متوجه خشکسالی دانسته، در ایجاد فرصت برای استفاده بیشتر سودجویان نقش داشته است.

یک کارشناس کشاورزی در مورد گرانی قند و چای در روزهای اخیر به خبرنگار اقتصادی آفتاب می‌گوید: «محصول‌ چای نیاز شدید به آب دارد و در صورت آبیاری مناسب باغات چای امکان برداشت این محصول تا دو برابر وجود دارد».

محمدعلی حیدری می‌افزاید: «وضعیت جوی و بارش کم در باغات چای هندوستان موجب شده است تا میزان تولید این محصول کاهش یابد به همین دلیل هندی‌ها قیمت چای صادراتی خود را افزایش داده‌اند».

او در عین حال تاکید می‌کند: «اما افزایش قیمت چای در کشور به خصوص در برخی مناطق متناسب با قیمت‌های جهانی نیست این مسئله در مورد محصول برنج نیز اتفاق افتاد. با این‌حال چای ایرانی در بازار به هیچ وجه افزایش قیمت نداشته است به گونه‌ای که قیمت چای مرغوب ایرانی در هرکیلو همانند سال قبل 2500 تا 3500 تومان به فروش می‌رسد».

نماینده لنگرود در مجلس هفتم تصریح کرد: «چای ایرانی سالم‌تر از چای خارجی است و در این شرایط اگر مردم به جای استفاده از محصولات وارداتی از تولید داخل استفاده کنند قیمت چای خارجی نیز کاهش خواهد یافت».

عضو کمیسیون کشاورزی ملجس هفتم درباره شایعه کمبود قند وچای در کشور می‌گوید: « با وارداتی که در سال 86 انجام شد تا 5 سال آینده مشکل قند و شکر در کشور وجود نخواهد داشت بنابراین کمبود قند و شکر تنها شایعاتی است که از سوی سودجویان مطرح می‌شود. در مورد چای نیز باید گفت که انبارهای دولت مملو از محصول کشاورزان ایرانی است».

او با بیان اینکه مسئله خشکسالی زمینه سو استفاده برخی گروه‌ها را فراهم کرده تاکید می‌کند: ‌«قیمت‌ها در ایران از سه طریق تبلیغ و جوسازی دلالان، فعالیت محتکران و ضعف دولت در نظارت افزایش بیشتری نسبت به بازارهای جهانی با وجود خشکسالی پیدا می‌یابد. در این شرایط دولت باید با اقدامات سریع و جدی در جهت مهار قیمت‌ها و سوءاستفاده دلالان گام بردارد تا مشکل خشکسالی زمینه‌ای برای سودجویی عده‌ای نشود».

حیدری در مورد نیاز داخلی به واردات چای گفت: «در ایران 30 هزار تن چای تولید می‌شود و 90 هزار تن نیز که حدود 30 هزار تن آن قاچاق است از خارج وارد و به مصرف مردم می‌رسد».

به اعتقاد نماینده سابق مجلس با توجه به اینکه چای محصول استراتژیک محسوب نمی‌شود مردم نیز می‌توانند با خودداری از خرید چای خارجی گران به کاهش قیمت‌ این محصول کمک کنند.

قاسمعلی حسنی، رییس اتحادیه بنكداران مواد غذایی تهران نیز درباره دلایل گرانی چای می‌گوید: «هیچ گونه كمبودی در زمینه چای وجود ندارد و بیش از میزان مصرف مردم چای داخلی و خارجی موجود است».

او هر گونه كمبود چای و قند را قویاً تكذیب می‌كند و می‌گوید: «تاكنون به هیچ مورد احتكار چای و قند برخورد نكرده‌ایم و اگر گزارشی در این زمینه به دست ما برسد سریعاً برخورد می‌كنیم. در حال حاضر اقدام به انجام تحقیقاتی درباره سرچشمه‌ این شایعات كرده‌ایم تا بدانیم این شایعات از كجا ناشی می‌شوند».

حسنی نیز به مردم توصیه كرد كه از خرید چای و قند با قیمت‌های بالا خودداری كنند چرا كه به زودی قیمت این دو كالا ارزان خواهد شد.

در همین حال سازمان نظارت و بازرسی شورای اصناف كشور اعلام كرده است: «از آنجا كه برابر گزارش‌های مردمی، برخی از افراد سودجو اقدام به انجام تخلفاتی از جمله نگهداری و كاهش عرضه كرده‌اند لذا بدین وسیله اعلام می‌شود به بازرسان این سازمان و سازمان‌های بازرگانی استان‌ها و اصناف ابلاغ شده نسبت به افزایش بازرسی از انبارها و عمده‌فروشی‌ها اقدام كنند».

سازمان نظارت و بازرسی شورای اصناف كشور در این بیانیه از مردم خواسته است تا ضمن دقت در هنگام خرید در صورت مشاهده هر گونه تخلف، مراتب را از طریق تلفن 124 ستادهای خبری و همچنین تلفن 88437828 بازرسی و نظارت مجامع امور صنفی برای برخورد قانونی با متخلفان اعلام كنند.

در این زمینه جلال‌الدین‌محمد شكریه، رییس مجمع امور صنفی رشت با اشاره به مصرف 120 هزار تنی چای كشور در سال به ایسنا گفته است: «نزدیك به نیمی از این مقدار در استان‌های شمالی كشور تولید می‌شود كه در صورت حمایت دولت این میزان می‌تواند به 80 تا 100 هزار تن در سال افزایش یابد؛ در واقع اگر كشاورز گیلانی خیالش راحت باشد كه برگ چای خود را به موقع و با قیمت مناسب می‌فروشد قطعاً در چینش چای كه نقش بسیار مهمی در كیفیت چای دارد دقت بیشتری خواهد كرد و علاوه بر آن با زیركشت بردن سطح بیشتری از اراضی كشاورزی كمیت آن را هم افزایش خواهد داد».

نایب رییس اول شورای اصناف كشور تاكید می‌کند: «گرانی كنونی چای كاذب است و انبارهای گیلان و مازندران پر از چای و آماده روانه شدن به بازار است و تشنج كنونی بازار فقط به دلیل شایعات است».

به گفته او هر كیلو محصول برگ چای كشاورزان امسال از سوی دولت با قیمت 214 تا 365 تومان خریداری شده است.

به اعتقاد او چای‌ خارجی وارداتی سلامت مردم را تهدید می‌كند و در صورت حمایت دولت چای داخلی سالم و بسیار با كیفیت در كشور تولید و مصرف خواهد شد.

----

تورم ايران، تورم جهانی و محاسبه های شگفت انگيز

نرخ تورم ايران، بر پايه آمار رسمی جمهوری اسلامی، در فاصله يکسال از حدود سيزده درصد به بالای بيست و پنج درصد رسيده است.

فریدون خاوند (تحلیلگر اقتصادی)

راديو فردا: بانک مرکزی جمهوری اسلامی روز يکشنبه اعلام کرد که شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ايران(که در اصطلاح رايج نرخ تورم ناميده می شود)، در ارديبهشت ماه سال جاری خورشيدی نسبت به ماه مشابه سال گذشته ۲۵.۳ در صد افزايش يافته است.

«جراحی بزرگ اقتصادی»

بدين سان نرخ تورم ايران، بر پايه آمار رسمی جمهوری اسلامی، در فاصله يکسال از حدود سيزده درصد به بالای بيست و پنج درصد رسيده و همه شواهد از تداوم پيشروی آن در ماه های آينده خبر می دهد.

گويا حدود دو هفته ديگر جزييات طرح معروف به «جراحی بزرگ اقتصادی»، که به گفته محمود احمدی نژاد رييس جمهوری اسلامی از سوی کارشناسان دولت او تهيه شده، اعلام خواهد شد. چه مکانيسم هايی، در اين طرح، برای کاهش تب قيمت ها به کار گرفته خواهد شد؟

پاسخ اين پرسش را کسی نمی داند، ولی اگر بر بنياد های فکری دولت در قبال مسئله تورم تکيه کنيم، اميد بستن به حل اين مسئله در کوتاه مدت و ميان مدت به خوشبينی فراوان نياز دارد.

به جز حلقه های فکری پيرامون نهاد رياست جمهوری اسلامی، تقريبا همه کانون های کارشناسی و دانشگاهی ايران و نيز نهادهای کارشناسی بين المللی (از جمله صندوق بين المللی پول)، رشد عنان گسيخته تورم در اين کشور را ناشی از تزريق انبوه درآمد های نفتی در شريان های اقتصادی و اوج گيری نقدينگی می دانند .

در فاصله سال های ۱۳۷۸ خورشيدی تا امروز، حجم نقدينگی در ايران از نوزده هزار ميليارد تومان به بالای ۱۷۰ هزار ميليارد تومان رسيده و تقريبا نه برابر شده است.

به علاوه بانک مرکزی جمهوری اسلامی به دلايل گوناگون (از جمله نبود اعتماد و کمبود سود آوری) نمی تواند برای کاهش نقدينگی از مکانيسم های رايجی چون فروش اوراق مشارکت (يا اوراق قرضه) استفاده کنند و نرخ سود بانکی نيز آن چنان نيست که بتواند بخش مهمی از پس انداز مردم را جذب کند.

بازار سهام ايران نيز، به دليل ضعف فراوان، توانايی جذب نقدينگی و هدايت آن به سوی فعاليت های توليدی را ندارد.

از سوی ديگر بودجه های سالانه ايران نيز هميشه به گونه ای متعادل به تصويب می رسند، ولی با يک کسری قابل ملاحظه سال مالی را به پايان می رسانند.

نرخ تورم ايران عمدتا ريشه در درون کشور دارد و توجيه اوج گيری آن با تکيه کردن به تورم بين المللی، چشم بستن بر واقعيات اقتصادی جمهوری اسلامی است.

بخش بزرگی از اين کسری بودجه طی سال های اخير با برداشت از حساب ذخيره ارزی جبران شده و همين عادت به افزايش حجم نقدينگی و جهش باز هم بيشتر تورم دامن زده است.

محاسبه شگفت انگیز

دستگاه اجرايی کنونی ايران، عامل اصلی اوج گيری تورم در کشور را، که افزايش نقدينگی است، يکسره انکار می کند و بر تداوم سياست هايی اصرار می ورزد که حاصلی جز دامن زدن به تب قيمت ها ندارند.

دولت احمدی نژاد برنامه ای جز هزينه کردن باز هم بيشتر دلارهای نفتی ندارد و نيز در مورد کاهش نرخ بهره تا سطح ده در صد سماجت نشان می دهد، در شرايطی که نرخ تورم رسمی ايران مرز بيست و پنج در صد را پشت سر گذاشته است.

به علاوه سخنگويان دولت نهم به تازگی گناه رشد عنان گسيخته تورم را به بالا گرفتن دوباره تب قيمت ها در جهان نسبت می دهند. اول خرداد ماه، غلامحسين الهام، سخنگوی دولت گفت: نرخ تورم بين المللی پنج درصد است که اگر آن را از نرخ تورم هيجده درصدی داخلی کم کنيم، نرخ تورم واقعی ايران به سيزده درصد کاهش می يابد!

مسئوليت اثبات اين محاسبه شگفت انگيز طبعا بر عهده شخص سخنگوی دولت است.

با اين همه ترديدی نيست که در شمار زيادی از مناطق جهان، با توجه به پاره ای عوامل از جمله افزايش بهای نفت و مواد غذايی، نشانه های نگران کننده ای از بازگشت تورم ديده می شود، هر چند از تب سوزان قيمت ها در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰ ميلادی، که نرخ تورم را در شماری از کشور های صنعتی تا مرز چهارده در صد بالا برد، خبری نيست.

ميان آهنگ رشد قيمت ها در کانون های پويای اقتصاد جهانی از يکسو و ايران از سوی ديگر، تفاوتی بسيار چشمگير وجود دارد.

کابوس

نرخ تورم در منطقه يورو، که بانک مرکزی اروپا را متوحش کرده، حدود ۳.۵ در صد است. ژاپنی ها از بازگشت تب قيمت ها به وحشت افتاده اند، البته با نرخ تورمی در سطح ۱.۲ درصد. در چين، به رغم جهش شديد قيمت ها و دستمزدها، نرخ تورم هنوز زير نه درصد نوسان می کند.

مردمان اين کشورها، نرخ تورمی در سطح ايران را کابوس می دانند.

با اين حال تنش های تورمی در جهان، حتی به گونه ای محدود، به تب قيمت ها در ايران دامن می زند.

ايران بخش قابل ملاحظه ای از بنزين مورد نياز خود را، که بهای آن به گونه ای انفجار آميز بالا رفته، از خارج وارد می کند. همچنين افزايش مواد غذايی در جهان بر بازار اين مواد در ايران به شدت تاثير می گذارد. کرايه حمل و نقل کالا در جهان نيز، به دليل افزايش بهای سوخت، بيشتر شده و کالاهای وارداتی ايران طبعا گران تر تمام می شود.

حتی کالاهای ساخت چين نيز، به دليل بالا رفتن قيمت و دستمزدها در اين کشور، گران تر شده اند و همين گرانی به بازارهای ايران نيز منتقل می شود.

به رغم اين واقعيات، نرخ تورم ايران عمدتا ريشه در درون کشور دارد و توجيه اوج گيری آن با تکيه کردن به تورم بين المللی، چشم بستن بر واقعيات اقتصادی جمهوری اسلامی است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام