|
|
|||
|
خودنمايي فقر در كشور ثروتمند ايران این همه ثروت با فقر عمومی، تورم، گرانی، بیکاری، تبعیض های کارگری، فساد و ... همخوانی ندارد. مشکل در کجاست؟ چرا در کشور ثروتمند ایران فقر باید این چنین چهره کریه خود را به خصوص برای قشر محروم کارگر بنمایاند، کشوری که به گفته تاریخ، از کهنسالان روزگار است. دسترنج: کاوشهای باستان شناسی آشکارساخته که ایرانیان از ۵ تا ۶ هزار سال پیش از توان ویژه ای برخوردار بوده اند، به عنوان مثال قیر را برای ملات در ساختمان و یا برای نصب و به هم چسباندن جواهرات و ظروف سفالین و یا اندود کردن کشتیها به کار برده اند. در این کشور همه چیز هست، از یک سو میراث فرهنگی همچون موزه ای از آغازین روزهای تاریخ تاکنون، می تواند از نظر اقتصادی بازده بسیاری داشته باشد و از سوی ديگر، طبیعت چهارفصل آنچنان است که همزمان می توان در ۳۵ درجه سرما و هوايي یخبندان اسکی کرد و در ۳۵ درجه گرمای جنوب تن را به آب سپرد. جنگل، کوه، دریا، معدن و دهها مورد دیگر، ثروتهای قابل توجهی در ايران هستند و نفت نيز قدرتي كه از همه اين موارد تاثيرگذارتر است. در خرداد ۱۲۸۷ هـ.ش نخستین چاه نفت خاورمیانه و دومین چاه نفت دنیا در ایران فوران می کند و امروز پس از گذشت بیش از 100 سال، قیمت هر بشکه نفت 116 دلار می شود. ایران با تولید روزانه ۲/۴ میلیون بشکه نفت یکی از بزرگترین تولید کنندگان طلای سیاه جهان است و در کنار منابع عظیم نفت، بعد از روسیه بزرگترین منابع گاز جهان را نیز در اختیار دارد. همواره از کشف یک چاه نفت یا گاز خبر می رسد. تنها در یک مورد اخیر مدیرعامل شرکت ملی نفت در مورد میدان گازی پارس جنوبی می گوید: با توجه به ۱۳ میلیارد تریلیون فوت مکعب گاز و ۱۰ میلیارد بشکه ذخیره میعانات گازی این میدان، ارزش اقتصادی هر فاز آن سالانه ۵۲ میلیارد دلار است و برای 5 فاز اولیه که به بهره برداری رسیده در مجموع 5 میلیارد دلار سرمایه گذاری شده که تاکنون ۱۶ میلیارد دلار ارزش تولید آنها بوده است. ایران در حال حاضر روزانه 4 میلیون و 200 هزار بشکه نفت تولید می کند که حدود یک میلیون و۶۰۰ هزار بشکه آن در داخل کشور پالایش، مصرف و بقیه صادر می شود. خط فقر 650 هزار تومان ، حقوق کارگر 220 هزار
تومان كارگران در طول تاريخ ابزاري براي دست يابي
قدرتمندان به مطامع سياسي بودهاند به نظر می رسد ابتدا باید بفهمیم فقر چه
معنایی دارد؟ ---- اقتصاد ايران در چنگ «رکود تورمی» نرخ تورم ايران نيز، بر پايه آمار رسمی، به مرز ۲۰ در صد رسيده است فریدون خاوند (تحلیلگر اقتصادی) راديو فردا: محمود احمدی نژاد رييس جمهوری ایران در جمع شماری از دانشجويان دانشگاه امام صادق که شامگاه دوشنبه ۲۷ خرداد ماه در نهاد رياست جمهوری گرد هم آمده بودند، هشدار داد که مخالفانش در آخرین سال ریاست جمهوری او با بهره گيری از دشواری های اقتصادی، سنگين ترين حملات را عليه دولت سازمان خواهند داد. واقعيت سمج آقای احمدی نژاد از دانشجويان پرسيد: «آيا فکر می کنيد اين همه هجمه سنگين عليه دولت واقعا به خاطر برخی مشکلات اقتصادی است يا به اين دليل است که دولت به هيچ عنوان حاضر نيست از پيگيری آرمان ها صرفنظر کند؟» چنين پيدا است که رييس دولت نهم از ابعاد بحرانی که دامن اقتصاد ايران را گرفته غافل نيست، اما ترجيح می دهد به جای رويارويی با رقيبانش در اين ورطه خطرناک، در عرصه هايی چون عدالت جويی، اصولگرايی و يا آرمانخواهی با آنها به مصاف برخيزد. ولی اقتصاد واقعيتی است سمج که گريبان هيچ زمامداری را رها نمی کند، به ويژه در کشوری که به رغم برخورداری از درآمد های سرشار ارزی، پديده معروف به «رکود تورمی» را با گوشت و پوست خود احساس می کند. در يک اقتصاد که گرفتار «رکود تورمی» است، هم چرخ فعاليت توليدی از نفس می افتد و هم تورم اوج می گيرد. پيآمد گريز ناپذير اين پديده برای جامعه، هم گرانی و هم بيکاری است، وضعيتی که هم اکنون در ايران ديده می شود. بر پايه آمار انتشار يافته از سوی بانک مرکزی، نرخ رشد سرمايه گذاری ناخالص از ۱۴ در صد در سال ۱۳۸۰ به نزديک صفر در سال ۱۳۸۶ سقوط کرده است. آيا ايران، که نرخ رشد اقتصادی آن بر اساس آمار رسمی منابع داخلی و حتی بين المللی پيرامون شش در صد نوسان می کند، گرفتار رکود است؟ ترديدی نيست که در حال حاضر چرخ فعاليت توليدی در ايران با ايست کامل فاصله زيادی ندارد. نرخ رشد شش در صدی نيز از تزريق دلار های نفتی در شريان های اقتصادی کشور، واردات انبوه و فعاليت های وابسته به زمين و مسکن سر چشمه می گيرد و به همين سبب نمی تواند با ايجاد اشتغال، جلوی پيشروی بيکاری را بگيرد. رشد واقعی اقتصادی از سرمايه گذاری سرچشمه می گيرد و در ايران، بر پايه آمار انتشار يافته از سوی بانک مرکزی، نرخ رشد سرمايه گذاری ناخالص از ۱۴ در صد در سال ۱۳۸۰ به نزديک صفر در سال ۱۳۸۶ سقوط کرده است. با توجه به متوقف شدن رشد سرمايه گذاری، چگونه می توان با بيکاری مبارزه کرد؟ نبود فضای اعتماد سخنگويان دولت جمهوری اسلامی که پيش از اين از تک رقمی شدن نرخ بيکاری سخن می گفتند، در چند روز گذشته از بازگشت اين شاخص به ۶/۱۰ در صد خبر داده اند. البته برخی کارشناسان مستقل نرخ واقعی بيکاری در ايران را بيش از اين تخمين می زنند. تورم ايران ريشه در ساختارهای اقتصادی و سياسی کشور دارد. دولت احمدی نژاد، وفادار به «پوپوليسم نفتی»، مجبور است به سياست انبساطی متکی بر هزينه کردن دلار های نفتی ادامه دهد تا «مشتريان» و «متحدان» خود را راضی نگهدارد. مبارزه با رکود تورمی، آشکار ترين مظهر بحران اقتصادی ايران، نيازمند تصميم های شجاعانه ای است که امکان اتخاذ آنها در وضعيت کنونی ايران اگر غير ممکن نباشد، دستکم بسيار دشوار است. کمترين شرط اتخاذ اينگونه تصميم ها، وجود زمامدارانی است که بدانند در عرصه اقتصادی چه می خواهند و به کجا می روند. آيا دولت احمدی نژاد، در واپسين ماه های دوران رياست جمهوری اش، خواهد توانست به انضباط مالی روی آورد؟ استقلال بانک مرکزی را به رسميت بشناسد؟ از هزينه کردن انبوه در آمد های ارزی دست بر دارد؟ به فعاليت های رانت جويانه مبتنی بر دلالی پايان دهد؟ و به اصلاحات بنيادی اقتصادی در راستای آزاد سازی و خصوصی سازی روی آورد؟ به کار افتادن چرخ فعاليت اقتصادی در ايران پيش از هر چيز مستلزم ايجاد فضای اعتماد برای سرمايه گذاران و کار آفرينان است. آيا رهبری سياسی ايران خواهد توانست با پايان دادن به آشفتگی های داخلی وتنش های موجود در فضای بين المللی ايران، اعتماد را به کشور باز گرداند؟
|
||||
|