اميدمعماريان
omid@memarian. info
دکتر موسي غني نژاد اقتصاددان در گفت وگو با روز با اشاره به سوالات محمود احمدي نژاد از اقتصاددانان مي گويد که الان زمان طرح اين سوال نيست که چه بايد کرد، بلکه الان وقت آن است که رياست جمهوري بگويند دراين سه ساله چه کرده اند. به عقيده اين اقتصاددان، با کاهش بهاي نفت و با توجه به ادامه سياست هاي فعلي، طي ماه هاي آينده تورم و کسري بودجه دولت افزايش پيداخواهد کرد. اين گفت وگو را مي خوانيد. 
در پي ارسال نامه آقاي احمدي نژاد به اقتصاددانان براي مشورت خواهي، رياست جمهوري اعلام کرده که آماده برگزاري نشستي جهت گفتوگوي صميمانه و مستقيم رييس جمهور با منتقدان سياستهاي اقتصادي دولت است. نظرتان در اين مورد چيست؟
نمي دانم چه اتفاقي افتاده است که ايشان از اقتصاددانان راه حل خواسته اند. اما مساله اين است که الان زمان طرح اين سوال ها نيست. الان زمان پاسخ دادن به اين سوال هاست. ايشان بيشتر از سه سال است سکان امور اجرايي کشور را در دست دارند. زماني که بر سرکار آمدند همه تئوري هاي اقتصادي اي را که قبل از ايشان طي شانزده سال قبل مطرح بود را رد کردند و گفتند ما خيلي راحت مي توانيم بدون اين تئوري ها مملکت را اداره کنيم بدون آنکه مردم مشکل پيدا کنند. ظاهر امر نشان مي داد که آقاي احمدي نژاد برنامه والگويي دارند. يعني وقتي همه چيز را نفي مي کردند حتما بايد يک چيز اثباتي و ايجابي مي داشتند. اما الان که نزديک به سه سال از آن زمان گذشته، وقت طرح اين سوال ها نيست. اين سوال ها را بايد همان موقع طرح مي کردند. در واقع، قبل از اينکه کانديدا بشوند بايد اين سوالها را مطرح مي کردند. معلوم مي شود که ايشان برنامه اي ندارند، وگرنه اگر ب دارند، چرا اين سوالات را مطرح مي کنند؟ ايشان مي گويند که دنياي غرب دچار مشکل است والگوهاي غربي جواب نمي دهد وما بايد يک الگوي جديدي درست کنيم. اما در اين مدت چه کار کرده اند؟ آن موقع نظر ايشان اين بود که دنياي غرب در بن بستاست وسرمايه داري سيستم مناسبي نيست وسوسياليسم هم که شکست خورده و بايد يک الگوي ايراني واسلامي درست کرد. خوب، فرض براين است که در اين سه - چهارساله اين الگو را درست کرده باشند. ديگر چه سوالي دارند که از اقتصاددانان بکنند؟
کاهش قيمت نفت، چه تاثيري روي کسري بودجه سال آينده وتورم و مساپل وابسته به آن مي گذارد؟
سال گذشته حدود ۸۲ ميليارد دلار درآمد حاصل از صادرات نفت داشتيم. با وضعيتي که پيش مي رويم تخمين زده مي شود که اين رقم به ۵۰ تا ۵۵ ميليارد دلاربرسد. بيش از اين نخواهد شد. حتي اگر فرض بگيريم که مثل پارسال ۸۰ ميليارد دلار درآمد ارزي داشته باشيم، دولت با وضعيت هزينه هايي که دارد و داشته است، مشکل خواهد داشت. يعني کسري بودجه اي که الان داريم - وتخمين هاي مختلفي درمورد آن وجود دارد - وخيم تر خواهد شد. اگر دولت بيايد طرح تحول اقتصادي مورد نظر خود را اجرا کند ويارانه نقدي را هم که وعده داده بپردازد وضع بدتر خواهد شد و کسري بودجه عظيمي خواهد داشت. اين کسري بودجه اگر بزرگ تر بشود هيچ راهي وجود ندارد جز آن که از منابع غير درآمدي اين کسري تامين شود واين به معناي افزايش حجم نقدينگي وبه وجود آوردن يک وضعيت تورمي خيلي شديد است. اگر اين سياست ها ادامه پيدا کند طي ماه ها و سالهاي آينده تورم از آنچه هست هم بيشتر خواهد شد.
آقاي احمدي نژاد گفته بودند که کشور مي تواند در صورت وجود بحران با توجه به ذخاير ارزي که دارد خود را اداره کند. شنيده ها حاکي از آن است که مقدار ارزي که در اين صندوق هم وجود دارد چيزي بين بيست تا سي ميليارد دلار است. به نظر شما درصورت کمبود منابع ارزي واستفاده از صندوق چه وضعيتي خواهيم داشت؟
نکته اينجاست که به همان ميزان که از موجودي حساب ذخيره ارزي سخن گفته اند، به همان ميزان هم تعهدات پرداخت از محل حساب ذخيره ارزي وجود دارد. در نتيجه، اينکه آن حساب الان موجودي اش مثلا ۲۵ ميليارد دلاراست به اين معني نيست که اين قدر هم موجودي درازمدت خواهد داشت. البته، ظاهرا اگر آن تعهداتي که وجود دارد انجام شود، طبق آن چيزي که رييس بانک مرکزي مي گفتند حساب ذخيره مثبت خواهد بود. البته نگفتند که چقدر مثبت است و چون مبلغش را دقيقا نگفتند نمي توانم بگويم چقدر مي توان روي آن حساب کرد. اين سخن هم مانند سخنان آقاي احمدي نژاد است که يک دوره اي چيزهايي گفته اند و فراموش شده و حافظه تاريخي مردم ما هم کوتاه است و يادشان مي رود. همين حرفهايي که دو - سه سال پيش دوستان ايشان مي گفتند درمورد مساپلي مانند تثبيت قيمت ها و يارانه ها، مي بينيد که الان ۱۸۰ درجه چرخيده اند و مخالف آن را مي گويند. يعني زماني که مجلس هفتم و طرفداران دولت فعلي قوه مقننه وقوه مجريه را گرفتند آن موقع صحبت هايشان تاکيد بر کنترل قيمت ها و تداوم يارانه ها بود ولي الان برعکس آن سخن مي گويند و مردم هم فراموش کرده اند. اينها ظاهرا مي گويند الان اين حرفها را مي زنيم مردم هم شش ماه يا يک سال ديگر فراموش مي کنند.
با توجه به اينکه امسال انتخابات رياست جمهوري را درپيش رو خواهيم داشت، آيا دولت به سياست هاي انبساطي پولي ومالي خود ادامه خواهد داشت يا اينکه جلوي ريخت وپاش ها را خواهد گرفت؟
من فکر نمي کنم الان توان مديريتي دولت اينقدر باشد که بتواند يک کاري را به انجام برساند از جهت کنترل تورم يا ساير اهداف اقتصادي. اينکه الان واقعا دولت دنبال چه هست را خيلي نمي شود پيش بيني کرد. به خاطر اينکه اعتقاد دارم خود دولت هم نمي داند چه کار دارد مي کند.
درمجموع، وضع تورم سال آينده چه خواهد بود؟ برخي مقامات دولتي اعلام کرده اند که تلاش مي کنند از افزايش تورم طي سال آينده جلوگيري کنند وحداقل آن را در حد ۲۵ درصد نگه دارند. اين اظهارات دقيقا به چه معنايي است؟ چرا که اين، بيشترين مقدار تورم در کل خاورميانه است.
اول اينکه تورم ۲۵ درصد تورم خيلي بالايي است. ثانيا فکر مي کنم که پتانسيل تورمي که در جامعه ما به وجود آمده هنوز جاي آن را دارد که تورم بيش از اين هم افزايش پيدا کند، به ويژه اين که دولت هيچ قصد صرفه جويي وکاستن از ريخت وپاش از هزينه هايش را ندارد و همچنان اصرارش بر ادامه سياست گسترش اعتبارات و وام دهي است که اينها همه سياست هايي تورم زاست. سياست هاي دولت به نحوي است که کسري بودجه زيادي برايش به همراه آورده است. اين کسري بودجه خودش پتانسيلي قوي براي تورم ايجاد مي کند. بنابراين اينکه خوش بينانه تصور کنيم تورم کنترل خواهد شد به نظرم دور از واقعيت است.
گفته مي شود که تا کنون تحريم هايي که عليه کشور بوده به دليل بالا بودن قيمت هاي نفت خودش را نشان نداده است. به نظر شما آيا اثرات تحريم هاي سازمان ملل طي ماه هاي آينده بيشتر خود را نشان خواهد داشت؟
بيشتر از تحريم ها، پايين آمدن درآمدهاي نفتي روي دولت تاثير خواهد گذاشت. چون اگر درآمدهاي نفتي درسطح بالايي باشند، مي توان با هزينه بالاتري واردات را انجام داد وتحريم ها را دور زد. همان کاري که هميشه تا به حال انجام داده ايم. اما اگر درآمد هاي نفتي پايين بيايد آن وقت مشکل به صورت جدي تري خواهد بود. اگر بحران مالي جهاني به صورت شديدي تبديل شود به بحران اقتصادي واقعي وتقاضا براي نفت را به صورت مستمر کم کند، درآمدهاي ارزي ما کم خواهد شد واين تهديد جدي تري براي ثبات اقتصادي کشورمان خواهد بود تا تحريم ها. البته تحريم ها نيز طبيعتا بي تاثير نيست و هزينه ها را در اقتصاد ما بالا مي برد و آثار مخربي بر اقتصاد کشورمان دارد.
طي سه سال گذشته کشورهاي عربي حوزه خليج فارس دهها ميلياردلار درآمد حاصل از افزايش بهاي نفت را روانه صندوق هاي ذخيره خود کرده اند. چرا ما نتوانستيم طي همين مدت عملکرد مشابهي داشته باشيم؟
اين، ناشي از سياست هاي سهل انگاري وساده انديشانه اي است که فکر مي کند اداره کردن کشور واقتصاد جامعه کار راحتي است. اين تصورات ساده لوحانه واين مديريت هاي اقتضايي که برحسب اقتضاي زمان ما يک کاري مي کنيم ولزومي ندارد که يک تفکر منسجم ويک بينش سازگاري پشت آن وجود داشته باشد، نتيجه اش همين است. وقتي با واقعيت هايي که انعطاف ناپذيرند روبه رو مي شويم آن وقت معلوم مي شود اهميت رويکردهاي علمي به موضوع چقدر مهم است. الان ما دريک وضعيتي هستيم که داريم نتايج آن تفکرات ساده انديشانه که درگذشته داشته ايم را مي بينيم که نسبت به کشورهاي همسايه مان عقب هستيم؛ چه از نظر رشد اقتصادي وچه از نظر دخاير ارزي. اين نشان مي دهد که يا آنها خيلي واقع بين بوده اند يا ما دچار توهمات خيلي بيشتري بوده ايم ونتوانسته ايم از اين موقعيتي که دراين چند سال گذشته داشته ايم با بالا رفتن درآمد نفتي استفاده کنيم.