در ايران اعتقادي جدي به رشد بخش خصوصي وجود ندارد و تا زماني که اين موضوع حل نشود بخش خصوصي در ايران توانمند نمي شود حتي اگر واگذاري انجام شود.با نگاهي به قوانين و مقررات اداره کشور درمي يابيم که اين قوانين و مقررات براي اداره سيستم دولتي است نه راهگشايي بخش خصوصي. از سوي ديگر با توجه به بحران به وجود آمده، تحريم ها و اقدامات دولت در روابط خارجي نيز باعث شد تحريم ها عليه ايران بر اعتباري که دولت از بانک ها و موسسات خارجي مي گرفت تاثير مستقيم گذارد و در اين ميان بخش خصوصي نيز با توجه به اقدامات دولت در حوزه روابط خارجي درگير چنين موضوعي شد به گونه اي که بيشتر از دو سال است که درخصوص دريافت تسهيلات و گشايش اعتبار با بانک ها و موسسات خارجي دچار مشکل است.
آنچه مسلم است دولت هيچ گونه راهکار جدي براي اينکه مشکل بخش خصوصي را حل کند، ندارد. با نگاهي به بودجه دولت اين موضوع را درمي يابيم که دولت بودجه جاري خود را نسبت به برنامه چهارم توسعه 100 درصد افزايش داده و براي افزايش هزينه هاي دولت جايگاه ويژه اي قائل شده است اما براي بخش خصوصي نه. طبق برنامه چهارم توسعه در سال هاي 84، 85 و 86 جمعاً در عرض سه سال، 48 ميليارد دلار از منابع نفتي بايد برداشت مي کرد، در حالي که درآمدهاي نفتي دولت ظرف سه سال اخير 198 ميليارد دلار بوده است. دولت اگر مي خواهد به بخش خصوصي توجه کند طبق آنچه در قانون سوم و چهارم به آن نيز اشاره شده است بايد درآمدهاي مازاد نفتي را به حساب ذخيره ارزي واريز کند و طبق برنامه چهارم 50درصد از منابع اين صندوق را به صورت تسهيلات در اختيار بخش خصوصي قرار دهد. دولت اگر مي خواست براساس برنامه چهارم عمل کند از 198 ميليارد دلار درآمد نفتي خود مجاز به برداشت 48 ميليارد دلار بود و 150 ميليارد دلار نيز باقي مي ماند که طبق برنامه چهارم بايد امکان واگذاري 75 ميليارد دلار را به بخش خصوصي فراهم مي کرد که با اين اقدام تحول بنيادي براي بخش خصوصي به وجود مي آمد و در منطقه نيز يک حرکت بزرگ و چشمگير به شمار مي آمد.
حال آنکه دولت نه تنها اين کار را نکرد بلکه تمام موجودي حساب را صرف هزينه هاي خود کرد. آنچه امروز تحت عنوان واگذاري صورت مي گيرد، يا توسط نهادهاي نظامي خريداري مي شود، يا توسط بخش هاي وابسته به دولت و بخشي هم تحت عنوان سهام عدالت واگذار مي شود. در بخش سهام عدالت هم که مردم هيچ تاثيري در جريان تصميم گيري آن ندارند و اداره آن در يد قدرت دولت است.
آنچه به نظر مي رسد دولت عملاً هم منابعي را که در اختيارش بوده دريغ کرده و هم اينکه مکانيسم واگذاري را براي شرکت هاي دولتي و واسته به دولت، شبه نظامي و شرکت هاي سرمايه گذاري دولت فراهم کرده است. اين روند نشان مي دهد دولت نه در رفتار و نه در تفکر به هيچ وجه به دنبال پاگيري بخش خصوصي نيست. به هر جهت دولت معتقد است بخش خصوصي در اتاق بازرگاني فعاليت خود را دارد و اگر پا بگيرد به دليل توان مالي که دارد در مجلس و تصميم سازي ها مي تواند حضور يابد و هيچ کس نمي خواهد بخش خصوصي اينگونه شکل گيرد. به نظر مي رسد دولت از اجراي اصل 44 فقط دنبال اين است اسم فعاليت بخش خصوصي را مطرح کند اما در عمل "بخش خصوصي" مورد توجه دولت نيست.
منبع: سرمايه، 29 ابان