بازگشت به صفحه اول

 

 
 

لزوم تجدید نظر در پارادایم حاکم بر اقتصاد برای عبور از بحران

بیماری هلندی و اقتصاد ایران در سال 88

شنبه ۲۲ فروردين ۱۳۸۸

آفتاب: دکتر سعید شیرکوند تاکید کرد: «مهمترین حوزه‌ای که در اثر بحران شکل گرفته در کشورهای غربی، اقتصاد ایران را تحت تاثیر قرار می‌دهد، بحث مربوط به کاهش قیمت نفت و کاهش درآمدهای نفتی کشور است».

معاون وزیر اقتصاد و دارائی در دولت خاتمی در گفت و گو با خبرنگار اقتصادی آفتاب توضیح داد: «اقتصاد ایران به طور مستقیم از طریق بودجه جاری و بودجه عمرانی به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و وقتی درآمدهای نفتی کاهش پیدا می‌کند بودجه دولت تحت تاثیر قرار می‌گیرد. همچنین به دلیل وابستگی غیر مستقیم سایر بخش‌های اقتصادی به درآمدهای نفتی کاهش قیمت نفت، سایر بخش‌های اقتصاد مانند بخش فرآورده‌های نفت و گاز و تولیدات کالاهای مختلف خصوصاً صادرات غیرنفتی ما را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. به همین دلیل اصلی‌ترین حوزه‌های تاثیرپذیر از بحران اخیر بخش‌های وابسته به درآمدهای نفتی است».

این استاد دانشگاه تهران با بیان اینکه اقتصاد ایران به دلیل پیوستگی‌ با بازار‌های جهانی از بحران اخیر متأثر می‌شود اظهارداشت: «البته وقوع بحران اخیر در کشورهای غربی که موجب کاهش قیمت برخی از کالاهای زیربنایی در تولید مانند فولاد، آلومینیوم و مس شده است؛ بخش گسترده‌ای از تولیدات کشور را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. در نتیجه اثر این کاهش قیمت بر بازار اوراق بهادار و کاهش قیمت سهام

” به طور متوسط قیمت نفت در 6 ماه اول سال جاری فراتر از 100 دلار بود که اگر تا پایان سال قیمت نفت در حدود 35 دلار نیز محاسبه شود باز دولت به رقمی در حدود 60 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت خواهد رسید. “

نیز قابل مشاهده است».

وی افزود: «به طور کلی بازار پول کشور چه در حوزه بانکی و چه در حوزه ارزی و همچنین بازار سرمایه یعنی بورس اوراق بهادار و بورس فعال کالا در کشور به طور مستقیم به بازارهای پول و بازارهای جهانی مرتبط نیست. یعنی در بورس اوراق بهادار کشور، نه شرکت‌های خارجی سهامی دارند و نه شرکت‌های موجود در این بورس شریک شرکت‌های جهانی و حاضر در بورس‌ها خارجی هستند. همچنین نظام بانکی نیز ارتباط ارگانیک با بانک‌های جهانی ندارند بر این اساس بازار پول و بازار سرمایه در کشور مستقیما از بحران اخیر متاثر نشده و نمی‌شود اما به طور غیرمستقیم یعنی هم به واسطه تاثیر بحران بر بودجه دولت و سیاست‌های بودجه‌ای دولت بر سیستم بانکی و هم کاهش قیمت کالاهای بنیادین که شاخص قیمت‌های ما را تحت‌تاثیر قرار داده است، بحران اخیر بر بازار پول و بازار سرمایه ایران اثر می‌گذارد».

دکتر شیرکوند درباره تنظیم بودجه سال 88 با توجه به کاهش قیمت نفت تصریح کرد: «یکی از معضلات جدی کشور بودجه سال 88 و گرفتار شدن اقتصاد ایران در دام بیماری هلندی است زیرا دولت در بودجه‌های سنواتی سه سال گذشته درآمدهای افسانه‌ای و انفجاری نفت را در بودجه‌های سنواتی به مصرف رساند. به طوری که در سال 86 دولت حدود 70 میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از فروش نفت را مصرف کرد. این وضع در سال 87 نیز ادامه داشت».

وی در مورد درآمد‌های نفتی سال 87 خاطرنشان کرد: «به طور متوسط قیمت نفت در 6 ماه اول سال جاری فراتر از 100 دلار بود که اگر تا پایان سال قیمت نفت در حدود 35 دلار نیز محاسبه شود باز دولت به رقمی در حدود 60 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش نفت خواهد رسید».

معاون اسبق وزیر اقتصاد و دارائی تاکید کرد: «برای غلبه بر این بحران باید پارادایم حاکم بر اقتصاد کشور مورد تجدیدنظر جدی قرار گیرد».

وی افزود: «ایجادانضباط شدید مالی برای جلوگیری از آشفتگی‌ بودجه‌، تقویت همه جانبه فعالیت‌های اقتصادی مردم و توانمندسازی بخش خصوصی، کاهش تصدی‌گری‌های دولت و واگذاری واقعی آنها به بخش‌های غیردولتی یعنی بخش خصوصی، بهبود فضای کسب و کار برای بهره‌گیری و جذب سرمایه‌های ایرانیان داخل و خارج کشور از اصلاحات مهمی است که برای مقابله با چنین بحران‌هایی ضرورت دارد».

----

خط فقر: «دولت به آمارها توجه کند»

۱۳۸۸/۰۱/۲۱

رزا آژیری

رادیو فردا: عبدالله عمادی، مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، روز چهارشنبه ارقام اعلام شده درباره خط فقر که میزان آن را در تهران ۸۵۰ هزار تومان اعلام می‌کند، غیر قابل قبول خواند.

به گزارش ایسنا، در حالی که بر اساس اعلام سازمان ملل، کسانی که روزانه کمتر از ۲ دلار درآمد دارند، زیر خط فقر به شمار می‌روند، مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، این رقم را نیز نپذیرفت و گفت ما در این زمینه محاسبات جداگانه‌ای داریم.

البته مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقر زدایی وزارت رفاه، خود نیز شاخصی برای تعیین خط فقر اعلام نکرد.

جمشید اسدی، اقتصاددان و استاد دانشگاه در پاریس به پرسش‌های رادیو فردا در همین زمینه پاسخ گفته است.

رادیو فردا: آقای اسدی، خط فقر چیست و چگونه تعیین می‌شود؟

جمشید اسدی: برای اینکه زندگی به طور طبیعی ادامه داشته باشد، فرد باید بتواند به اندازه‌ای که احتیاج دارد، بخورد، بیاشامد و بخوابد و نیازهایش را برآورده کند. حساب می‌کنند که برای برآوردن این نیازها در یک جامعه به چقدر پول احتیاج است. مثلاً اگر ما احتیاج داریم ٢٥٠٠ کالری در روز غذا بگیریم که بدنمان سالم باشد، حساب می‌کنند که این ٢٥٠٠ کالری را با چه هزینه‌ای می‌شود در یک جامعه پرداخت کرد.

حالا اگر کسی آن مقدار درآمد را نداشته باشد که بتواند نیازهای ابتدایی خودش را تهیه کند می‌گویند زیر خط فقر است یعنی ادامه حیاتش با دشواری روبه‌رو است و او در معرض ادامه حیات مشکل و ابتلا به بیماری‌ها و نارسایی‌های مختلف است.

سازمان ملل متحد اعلام کرده است که کسانی که روزانه کمتر از دو دلار درآمد دارند، زیر خط فقر محسوب می‌شوند. آیا این آمار اعلام شده سازمان ملل می‌تواند آمار قابل استنادی باشد یا اینکه می‌شود مبنای اقتصادی یک کشور قرار بگیرد؟

حتماً می‌تواند باشد اما آنچه را که مطرح کردند بعنوان دو دلار یک معدلی است برای جهان. بدیهی است که بعضی از کشورها برای اینکه بتوانند زندگی‌شان را در روز بگذرانند از دو دلار بیشتر احتیاج دارند و بعضی از جاها شاید از دو دلار کمتر هم بتوانند زندگی‌شان را بگذرانند.

ولی بدون شک دو دلار را یک حداقلی می‌شود در نظر گرفت برای گذراندن زندگی که این لازم است و کمتر از آن فرد نمی‌تواند از عهده‌اش بربیاید. این آماری است که ۱۰۰ در صد باید برای بررسی خط فقر به خصوص در کشور ما مورد توجه جدی قرار بگیرد. می‌دانید در کشور ما با افزایش تورم، قدرت خرید آنچنان هست که ما بتوانیم دو دلار را حداقلی در نظر بگیریم.

زمانی که مدیرکل دفتر مطالعات اجتماعی و فقرزدایی وزارت رفاه، محاسبات سازمان ملل را قبول نمی‌کند و محاسبات دولتی را هم نمی‌پذیرد و خودش هم جایگزینی برای این مسئله ندارد، چه تعبیری می‌شود کرد؟

اگر سازمان ملل دروغ می‌گوید، اگر نهادهای کشوری دروغ می‌گویند و حتی اگر بعضی از تحلیل‌های نمایندگان و دفتر پژوهش‌های خود مجلس هم قبول ندارند و خودشان هم گزینه دیگری ارائه نمی‌دهند، در نتیجه تنها مورد این می‌شود که در مورد مسئله فقر صحبت نکنید چون به نظر ما بقیه دروغ می گویند ما هم دلمان نمی‌خواهد راستش را به شما بگوییم.

آخرین آمار این است که خط فقر در تهران ٨٥٠ هزار تومان اعلام شده است و آقای عبدالله عمادی گفته‌اند که ما این خط فقر را قبول نداریم چون ما اصولاً خط فقر را استانی اعلام نمی‌کنیم بلکه ملی اعلام می‌کنیم. آیا به نظر شما می‌شود چنین محاسبه‌ای کرد که مثلاً خط فقر در تهران را با خط فقر در مازندران مقایسه کرد؟

در بعضی جاها تورم و گرانی به اندازه تهران نیست و در نتیجه گذران زندگی برای برآوردن نیازهای بیولوژیک- زیستی هر شهروندی ممکن است مثلاً در بعضی از استان‌ها ارزانتر باشد. وقتی میانگین و معدل کل استان‌ها را می گیرند معمولاً به یک رقمی می‌رسند که پایین‌تر از رقم تهران است. چون تهران گران‌ترین شهر است و تورم در آنجا از همه جای دیگر قوی‌تر است و برآوردن مایحتاج، گران‌تر از جاهای دیگر تمامی می‌شود.

وقتی میانگین را در کل کشور می‌خواهند حساب کنند، این سطح را یک مقداری پایین‌تر می‌آورد. اینکه ما [محاسبه خط فقر را] به طور استانی قبول نداریم و در سطح ملی قبول داریم، دلیلش این است که ما این خط را که می‌خواهیم درنظر بگیریم می‌خواهیم بیاوریم پایین‌تر که نشان بدهیم تعداد بیشتری آدم می‌توانند مایحتاج خودشان را برآورده کنند ولی بدیهی است که سطح خرج‌ها و گرانی‌ها و سطح قیمت‌ها در همه استان‌های ایران یکی نیست و در تهران از همه جا گران‌تر است.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

رجوع به مطالب مشابه