بازگشت به صفحه اول

   

 
 

بحران مالي و كارگري اقتصاد ايران را تهديد مي‌كند
150 شرکت بزرگ ايراني در سراشيبي سقوط

اعتماد ملی، سعيد اميرزاده، اميرهادي انواري: رکود، بحران نقدينگي، از دست‌دادن بازارهاي داخلي به رقباي خارجي، تحريم بانکي، افزايش ريسک و ناتواني در پرداخت تسهيلات بانکي. اينها فقط تيرهاي کوچکي هستند که اين روزها بر پيکر بنگاه‌هاي توليدي ايران نشسته‌اند. تيرخلاصي را اما سياست‌هاي اقتصاد کلان دولتي به پيشاني بنگاه‌ها شليک کرده است که تنها يک هفته از عمرش باقي‌مانده. دولتي که صدها بنگاه خرد وکلان را سودده و سرپا تحويل گرفت واکنون نيمه جان و بي‌روح رها کرده است.
اين روزها مردم، اخبارنگران‌کننده‌اي از ورشکستگي شرکت‌هاي بزرگ ايران مي‌شنوند. بحران مالي ايران‌خودرو نقل محافل اقتصادي است. اخبار گوناگوني از ورشکستگي شرکت صدرا شنيده مي‌شود و بزرگ‌ترين آلومينيوم‌ساز ايران –ايرالکو- به ورطه زياندهي افتاده است. سهامداران بورس تهران که روزي با روياي کسب سود، پا به تالار شيشه‌اي بورس تهران گذاشتند، اين روزها نااميد از مجامع، دست خالي به خانه بازمي گردند و مديران شرکت‌ها را با بحران‌هاي کارگري تنها مي‌گذارند.
مجامع خردوکوچک بورس تهران، اين روزها به تالارهاي بررسي و تحليل سياست‌هاي اقتصادي دولت تبديل شده و رئيس مجمع، هراندازه که اصولگرا باشد، اگرچه راه را بر نقد مسائل سياسي مي‌بندد اما نمي‌تواند انبوه گلايه‌هاي سهامداران را نشنيده بگيرد. درگوش فعالان اقتصادي هنوز صدايي زنگ مي‌زند که اطمينان مي‌دهد «بحران اقتصادي جهان هيچ تاثيري بر اقتصاد ايران ندارد» اما کمتراز شش ماه پيش، کارشناسان مستقل اقتصادي وزعماي بخش‌خصوصي در همايشي که شرکت‌کنندگان آن، بحران مالي جهان را ايدئولوژيک نمي‌دانستند از سقوط شاخص‌هاي اقتصاد جهان خوشحال نبودند و در عوض تلاش داشتند راهي براي کاهش آثار منفي بحران بر اقتصاد ايران بيابند، نسبت به روزي که شرکت‌هاي ايراني به ورطه زيان دهي وبحران بيفتند هشداردادند. رئيس اتاق بازرگاني و صنايع و معادن تهران درحالي که کمتراز چهارماه از بروز نشانه‌هاي بحران در اقتصاد جهان گذشته بود از بيکاري 350هزارکارگر خبرداد و گفت: هرچه زمان بگذرد، آثار بحران بيشترنمايان مي‌شود وتعداد کارگران بيکارشده افزون‌تر. پس از آن، بخش‌خصوصي که درمعرض آثار مستقيم بحران اقتصادي قرار گرفته بود، نسخه‌اي از پيشنهادهاي زعما و بزرگان تجربه و علم را تهيه و تنظيم کرد وبراي بزرگان نظام فرستاد. از آن روز، هفته‌ها و ماه‌ها مي‌گذرد و دولت، دولتي که داعيه عدالت‌ورزي و حمايت از بخش‌خصوصي را داشت، نه خود نسخه‌اي براي عبور از بحران پيچيد و نه به پيشنهادهاي بخش‌خصوصي وقعي نهاد. به اين ترتيب بحران آمد و پيکرنيمه جان شرکت‌هاي ايراني را بي‌جان کرد. شرکت‌ها که پيش ازاين، طعم تحريم و سوء‌مديريت و بي‌تدبيري را چشيده بودند در توفان بحران جهاني به خاک افتادند. اين روزها که به شنيدن اخبار نگران‌کننده واقدامات عجيب عادت کرده‌ايم بايد خود را براي شنيدن خبر زياندهي شرکت‌هاي بزرگي همچون ايران خودرو، صدرا، ايرالکو، آذرآب، لاستيک دنا، پيام، بانک‌هاي بزرگ دولتي که اين روزها اخباري مبني بر زياندهي آنها مي‌شنويم و صدها شرکت بزرگ و کوچک ديگر عادت کنيم.

سال‌هاي طولاني مي‌گذرد از زماني كه جورج رابينسون در كتاب «فلسفه اقتصادي» خود از ناچاري بشر در انتخاب ميان بدها در پروسه زندگي اجتماعي سخن گفت.
كمتر كسي است كه روند بازار سرمايه در ايران و وضعيت صنايع و شركت‌هاي حاضر در بورس تهران را دنبال كند و با شنيدن اين كلمات داستان سهامداراني را به ياد نياورد كه در چند سال اخير هر يك به نحوي در دوراهي انتخاب ميان بدها، اخراج شده‌ها، بد و بدترها، زيان‌ده‌ها و در معرض سقوط‌ها، بخش يا تمامي از سرمايه خود را در سرگيجه سقوط آزاد اعداد در صورت‌هاي مالي شركت‌ها از دست داده‌اند. بسيارند بازيگران بازار سهام كه با وعده‌هاي افزايش سرمايه و تعديل مثبت درآمدها در گزارش‌هاي سه ماهه شركت‌ها به بازي آمده‌اند، با عباراتي چون زيان به دليل افزايش قيمت مواد اوليه، ركود حاكم بر بازار فروش محصولات، توقف كامل برنامه توليد، زيان به علت نوسان تعرفه‌هاي رنگارنگ، استفاده از نيمي از ظرفيت توليد، مشكل تامين برق مصرفي، كاهش درآمد حاصل از سرمايه‌گذاري‌ها، زيان انباشته به دليل واردات بي‌رويه محصولات توليدي از سوي دولت آن هم با كيفيت‌هاي پايين از كشورهاي دوست و برادر، ركود اقتصادي جهاني و كاهش نرخ محصولات، افزايش هزينه‌هاي مصرفي، از دست دادن قراردادهاي دولتي، عدم پرداخت مطالبات از سوي دولت، ركود بازار لوازم خانگي، ركود بازار خودرو، ركود بازار قند و شكر، ركود بازار لاستيك و ركودهاي ديگر و ديگر بازي خورده‌اند و با اخراج شركت از بورس، انتقال به بازار دوم، انتقال به بازار چهارم، بازگشت به بازار چندم اما مشروط و دوباره اخراج و دوباره برگشت و دوباره انتقال و انتقال و انتقال همچنان اميدوارند شايد درصدي از سرمايه‌گذاري خود را بازيابند. كم نيستند سهامداراني كه به چشم ديده‌اند اخراج بيش از 70 شركت بورسي در مدت كوتاه دو تا سه ساله و سهامدارانشان را از بورس، جايي كه خود آنها با دلهره هنوز اميدوارند هيچ وقت جزو آن گروه از سهامداران لاغري نباشند كه هم اينك سهام 50 شركت زيانده ديگر را در دست دارند و تكليف نمي‌شناسند و هر روز بيم بر اخراجشان مي‌برند و همچنان به انتظارند مگر تعرفه‌اي برگردد، مگر دولت عنايتي كند، مگر كسي از سازمان بورس جوابگو باشد و مگرها و مگرهاي ديگر. شايد رشك مي‌برند بر سهامدار معظم 93 شركت عظيم دولتي كه زيانده اما بي‌خيال در بودجه سال 88 جاخوش كرده و همچون سال‌هاي قبل از آن با خاطر آسوده به 322هزار و 405ميليارد ريالي دلخوش مي‌كنند كه بي دغدغه در جيب شركت مي‌رود و مي‌رود و همچنان مي‌رود.
داستان هر كدام از شركت‌هاي زيانده حاضر در بورس اما داستان غريبي است. براي خيلي‌ها خنده‌دار براي خيلي يك ملودرام اشك‌انگيز مثل ملودرام‌هاي ديگر و براي سهامدارانشان فرزندان قرباني كه يكي يكي هرروز بايد به خاك بسپارند. در اين ميان شايد فرجام بزرگترين شركت خودروساز خاورميانه براي بسياري بيش از فقط يك ملودرام ساده آيد. زماني كه سهامدارانش شنيدند اين شركت پس لز 45 سال نه تنها سودي براي تقسيم ندارد بلكه زيان انباشته 177ميليارد توماني بدهي 64هزار ميليارد ريالي و بحران مالي آن هم به دليل ناكارآمدي سياست‌هايي چون صادرات و طراحي خودروهاي ملي بر دوش دارد و تنها مي‌شنوند: «موضوع پيچيده‌اي نيست بيشتر شركت‌ها در مجامع عمومي امسال خود سهامدارانشان را با شوك مواجه كرده‌اند و گفته‌اند شركت در آستانه ورشكستگي است سودي براي تقسيم نداريم، «همين كه هست» سهامداران اما هنوز اميدوارند شركت زمين خود را در شهرك غرب بفروشد و در مجمع 40 روز بعد سودي براي تقسيم بسازد.»
يا ايرالكو كه سهامدار عمده‌اش مي‌گويد: اگر دولت به اين شركت كمك نكند ممكن است فعاليت ايرالكو، تا شش ماه آينده به تعطيلي كشانده شود. ايرالكو در سال 86 به بخش‌خصوصي واگذار شد. در آن زمان براي هر سهم اين شركت 300 تومان سود پيش‌بيني شده بود و در سال بعد 400 تومان براي هر سهم در نظر گرفتند اما آنچه رخ داد زيان 340 توماني براي هر سهم و 100ميليارد توماني براي كل شركت بود و در ادامه گفته شد: تيم فوتبال شركت هزينه زيادي مي‌برد. سهامداران تنها از دولت مي‌خواهند با وضع تعرفه از ضربه واردات چيني فويل و آلومينيوم جلوگيري كند و مشكل تامين برق مصرفي شركت را چاره‌اي يابد. در ادامه اما شركت توسعه صنعتي ايران به عنوان يكي ديگر از سهامداران عمده خبر مي‌دهد پيش‌بيني‌ها نشان از آن دارد كه در عرض دو سال شركتي با پيش‌بيني سود 400 توماني با زيان 700 توماني به ازاي هر سهم مواجه است. 250 هزار نفر سهامدار حقيقي مدت‌هاست از اين كارزار بي‌سامان خسته‌اند. دولت تير خلاص را زده است جايي كه مسوولان خصوصي‌سازي در پاسخ به درخواست سهامداران براي وضع تعرفه‌ها براي كنترل واردات چيني مي‌گويند: تقاضاي شما از دولت قابل اجرا نيست بسياري از فعالان بازار سرمايه برآنند كه مسوولان خصوصي‌سازي تنها خود را متولي خصوصي‌كردن مي‌دانند و ديگر هيچ انگار. مصاحبه خبرگزاري ايسنا آقاي رئيس خصوصي‌ساز اين مطلب را تاييد مي‌كند.
او در اسفند گذشته گفت حتي شركت‌هاي زيانده هم داراي قيمتي مخصوص به خود هستند. ممكن است از نظر عملياتي زيانده باشند اما ارزش خالص دارايي‌هاي آنها دليل بر واگذاري است. يكي از سهامداران ايرالكو همزمان رقمي از سهام شركت صدرا را هم به نام خود ثبت كرده است. او چند روز قبل در مجمع ساليانه شركت صدرا كه هم‌اكنون قرارگاه خاتم مديريت آن را به دست گرفته است شركت كرده و علاوه بر ايرالكو چهره سرد صدرا را هم در كابوس‌هاي شبانه‌اش به ياد مي‌آورد. از زماني صحبت مي‌كند كه صدرا در اوج دوران شكوفايي در سال 82 به بورس آمد و او در همان ابتداي كار به دليل آنچه حمايت از متخصصان داخلي مي‌داند سهام اين شركت توليد تجهيزات دريايي را خريداري مي‌كند و به سرعت با رشد قيمت سهم تا حدود 2400 تومان دلباخته صدرا مي‌شود تا جايي كه به هيچ وجه حاضر به فروش سهام خود نيست. او مي‌گويد شايد خيلي‌ها ندانند خاطره داشتن با يك سهم چه معنايي براي يك سرمايه‌گذار مي‌دهد اما همين موضوع بود كه به‌رغم افت قيمت سهم از سال 84 پس از بايكوت شركت از سوي دولت و منتفي شدن اجراي قراردادهاي دولتي او را به جايي كشاند كه تا سه ماه قبل ارزش سهام گرانقيمتش را در قيمت‌هاي زير 50 تومان ببيند. او چند روز پيش از فعالان تالار شيشه‌اي حافظ شنيده است كه آنها قصد دارند با مديريت جديد شركت و اطمينان از آينده آن به سهامداران صدرا بپيوندند. برق نازكي از اميد درعمق چشمانش مي‌درخشد دقيقه‌‌اي مكث مي‌كند و بعد آهي مي‌كشد و باز يادش مي‌افتد. ياد اميدهاي يكي از بچه‌هاي اداره‌شان مي‌افتد كه آذرماه سال 83 سهام شركت توليد لوازم خانگي آزمايش را زماني كه در دوماه سرمايه ‌سهامدارانش را دو برابر كرده بود و قيمت ‌سهام را از 100 به 200 تومان رسانده بود خريده و با خودش گفته سرمايه‌گذاري بلندمدت خوبي است به توليد داخل هم كمكي مي‌شود سودش هم تضمين شده است اما اندك زماني نمي‌گذرد كه روند روبه‌رشد سهم متوقف مي‌شود.
يكسال نمي‌گذرد تا قيمت سهام به يك‌چهارم تقليل مي‌يابد و از آن پس همچنان اميدوار به حيات نباتي خود در بورس ادامه مي‌دهد و آواره از اين تابلو به آن تابلوي بورس كوچ مي‌كند تا سهم مي‌شود 20تومان و نه از افزايش سرمايه‌هايي كه روز اول قولش را داده‌ بودند خبري مي‌بينند نه از اندكي سود فروش اين همه لوازم خانگي كه بالاخره كارخانه به آن عظمت بايد بسازد، نه از خيالات خام حمايت از توليد داخلي و اين حرف‌ها به قول خودش. بگذريم از بقيه توليدكنندگان لوازم خانگي فراموش كند حتي در سايت بورس هم ديگر اطلاعات مالي‌شان را نمي‌توان يافت و توليدكنندگان قند و شكر كه دست به دامن دولتند براي نيم‌جرعه‌اي تعرفه واردات شكر و لاستيك‌سازهاي زردرو كه آنها هم دست به دعاي خير دولت كم‌كم‌‌چهره بي‌رنگ مي‌كنند و توليدكنندگان بزرگ معدني كه به دليل توقف كامل توليد نماد در بورس متوقف كرده‌اند گروه توليدكنندگان مواد غذايي و كارتن‌ساز مشهد و كشت و صنعت چين‌‌چين و پلي‌اكريل اصفهان و پتروشيمي شيراز و مهندسي تكنوتار و تجهيز نيروي زنگان و نورد و لوله اهواز و حتي كمباين‌ساز ايران كه زيان انباشته به دليل عدم پرداخت مطالبات معوقه از دولت اعلام كرده و توليد سموم علف‌كش كه در گزارشش نوشته است: به دليل واردات بي‌رويه سم از كشورهاي خارجي و احتمالا دوست و برادر با كيفيت پايين قادر نيست ادامه دهد، خسته شده است...

شركت‌هاي پارس الكتريك، چين چين، ايران مرينوس، آذرآب، لاستيك البرز، لاستيك دنا، پيام، جهان‌نما، ايران خودرو، صدرا، آرتاويل تاير، آزمايش، ايران پويا، ساسان و ده‌ها شركت كوچك و بزرگ ديگر با بحران مالي دست و پنجه نرم مي‌كنند و طبق اطلاعات رسمي سازمان بورس در زمره شركت‌هاي زيانده قرار دارند كه نماد معاملاتي آنها متوقف شده است و برخي از آنها در آستانه اخراج از بورس هستند

گزارش رسمي انجمن مديران صنايع حاكي از آن است كه:
97 واحد توليدي تنها در دو استان خراسان رضوي و فارس و دو شهر ساوه  و مراغه با بحران دست و پنجه نرم مي‌كنند.

 

 
 
بازگشت به صفحه اول

ساير مطالب مربوط به سیمای نظام