سایت ملیون ایران

گزارش یک‌ساله: سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر (FIDH-OMCT) و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» (LDDHI)، در گزارش «سرکوب فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران» به شرح مواردی از فعالان کارگری پرداخته‌‌‌اند که در حال حاضر در حبس خودسرانه به سر می‌برند یا به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حق آزادی گردهمایی، آزادی تشکل و آزادی بیان در معرض آزار قضایی قرار دارند. سازمان‌های ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل خواستند تا آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند، از دولت‌مردان ایران بخواهند تا به سرکوب و آزار قضایی فعالان کارگری پایان دهند و به حقوق کارگری احترام بگذارند. بنا به این گزارش، در تاریخ ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶، ده‌ها فعال سندیکایی پس از محاکمه‌های به شدت ناعادلانه در زندان به سر می‌برند، در انتظار احضار برای اجرای حکمِ زندان یا در انتظار صدور حکم هستند. [۱]

 

پاریس ـ ژنو، ۱۱ مه ۲۰۱۷ (۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۶)

به: گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی آزادی گردهمایی و تشکل، خانم آنالیزا کیامپی

گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت مدافعان حقوق بشر، آقای میشل فورست

گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی ترویج و محافظت از آزادی عقیده و بیان، آقای دیوید کِی

اعضای گروه تحقیق سازمان ملل درباره‌ی حبس‌های خودسرانه

گزارش‌گر ویژه‌ی سازمان ملل درباره‌ی وضعیت حقوق بشر در ایران، خانم اسما (عاصمه) جهانگیر

در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ایران در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۶، ممنوعیت گردهمایی‌های مستقل و صلح‌آمیز طی روز کارگر  در ایران امسال ـ همچون سال پیش [۱] ـ یک بار دیگر نمونه‌ی آشکاری از تداوم سرکوب و آزار فعالان سندیکایی در ایران بود. این سرکوب بخشی از محرومیت روش‌مند کارگران از اساسی‌ترین حقوق خود در ایران است که قربانی قانون‌های تبعیض‌آمیز با انگیزه‌های سیاسی و نظام قضاییِ مصمم به سرکوب جنبش‏های مستقل کارگری و مخالفان دیگر هستند.

با وجود افزایش قابل توجه در روابط تجاری و اقتصادی کشورهای غربی با ایران، در پی اجرای توافق هسته‌ای با ایران در سال ۱۳۹۴ و رفع بعضی از تحریم‌ها پس از آن، توجه کمی به این واقعیت شده که قوانین و عملکرد کنونی در ایران ناقض موازین بین‌المللی کارگری و حقوق اقتصادی و اجتماعی هستند.

سندیکاهای مستقل کارگری در قوانین ایران ممنوع شده‌اند و دولت کنترل شدیدی را بر کلیه‌ی نهادهای قانونی که به‌اصطلاح نماینده‌ی کارگران هستند اعمال می‌کند. حق اعتصاب هرگز به صراحت پذیرفته نشده و در عمل اعتصاب‌ها با خشونت سرکوب می‌شوند. تمام تلاش‌ها در سال‌های اخیر برای تشکیل اتحادیه‌های مستقل کارگری به شدت سرکوب و فعالان کارگری از کار اخراج شده‌اند، مورد آزار و تعقیب قرار گرفته‌اند و به اتهام‌هایی از جمله «اقدام علیه امنیت ملی» و «تبلیغ علیه نظام» زندانی شده‌اند.

حکومت ایران در کلیت آن از افزایش حداقل دستمزد به میزان کافی «برای زندگی آبرومند کارگران و خانواده‌هایشان» به الزام ماده‌ی ۷ میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی سر باز زده است [۲].

میزان دستمزد حداقل که برای سال شمسی جاری از آغاز فروردین ۱۳۹۶ تعیین شده بین یک‌سوم تا یک‌چهارم میزان خط فقر برآورد می‌شود. چند میلیون کارگر حتا این حداقل دستمزد را دریافت نمی‌کنند، زیرا در واحدهای کوچک با کمتر از ۱۰ کارگر کار می‌کنند که مشمول مقررات قانون کار ـ یعنی حداقل دستمزد، افزایش مزد و بیمه ـ نیستند.

کارگران زن به‌شدت مورد تبعیض قرار می‌گیرند. آنها اغلب در واحدهای کوچک کار می‌کنند و از دستمزد برابر برای کار یکسان با مردان محروم هستند. امکان بازگشت آنها به کار پس از مرخصی زایمان بسیار کم است و در شرایط بحرانی پیش از همه اخراج می‌شوند. زنان، اقلیت‌های دینی و قومی و مخالفان سیاسی از اشتغال به بعضی از مشاغل محروم هستند.

سازمان‌های ما در زیر نمونه‌هایی از فعالان کارگری را ارائه می‌کنند که در حال حاضر به‌خاطر استفاده‌ی صلح‌آمیز از حقوق خود برای گردهمایی، تشکل و بیان آزاد، در حبس خودسرانه به‌سر می‌برند و در معرض آزار قضایی هستند.

بر این اساس، ما از کارشناسان ویژه‌ی سازمان ملل نام‌برده در بالا می‌خواهیم آشکار به وضعیت نگران کننده‌ی فعالان سندیکایی و حقوق کارگری در ایران توجه نشان دهند.

سرکوب آزادی گردهمایی، تشکل و بیان صلح‌آمیز در آستانه‌ی روز کارگر سال ۲۰۱۷ (۱۳۹۶)

در ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، دولت‌مردان ایران یک بار دیگر فقط اجازه‌ی برگزاری مراسم مورد حمایت حکومت را در تهران ـ پایتخت ـ و چند شهر دیگر دادند، از جمله به‌ سازمان طرفدار رژیم «خانه‌ی کارگر» [۳] که در رشت و نقاط دیگر مراسم برگزار کرد. فعالان مستقل سندیکایی یک بار دیگر از برگزاری مراسم روز کارگر منع شدند.

بعضی از اتحادیه‌ها و فعالان سندیکایی مستقل که در روز کارگر یا در هفته‌های پیش از آن از آزادی گردهمایی و بیان محروم شدند از این قرار هستند:

   در هفته‌ی پیش از ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶ و در این روز، همچون سال‌های پیش، آزارِ فعالان و اتحادیه‌های مستقل کارگری برای جلوگیری از برگزاری جشن و راه‌پیمایی مستقل از گردهمایی‌ها و مراسم مورد حمایت حکومت شدت یافت.

   در پایتخت، تهران، کارگران در مراسمی در جلوی ساختمان مجلس حضور یافتند که اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران ترتیب داده بود. مأموران پلیس سعی کردند بنرها و پلاکاردها را که کارگران در آنها خواهان آزادی فعالان سندیکایی زندان اسماعیل عبدی و بهنام ابراهیم‌زاده شده بودند، جمع کنند  و سپس راه‌پیمایان را محاصره و تلفن‌های همراه آنها را ضبط کردند. پس از آن، مأموران واله زمانی، عضو بنیانگذار سندیکای کارگران نقاش استان البرز را دستگیر کردند. او یک روز بعد آزاد شد.

طی مراسم رسمی در تهران که رئیس جمهوری روحانی در آن سخن گفت و در عین حال به نوعی گردهمایی در حمایت از نامزدی او در انتخابات ریاست جمهوری در ۱۹ اردیبهشت شباهت داشت، چند تن از کارگران شعارهایی را در اعتراض به وضعیت زندگی خود سر دادند. بعضی از رسانه‌های حامی روحانی معترضان را «اخلال‌گر» نامیدند. رسانه‌های محافظه‌کار افراطی کوشیدند از فرصت به نفع نامزدهای رقیب بهره‌برداری و وانمود کنند که اعتراض‌ها فقط علیه دولت روحانی است و در مخالفت با سیاست‌های رژیم نیست.

   همچنین در تهران، سندیکای شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه («سندیکای شرکت واحد») در روز ۱۱ اردیبهشت جشنی را در پایانه‌ی اتوبوس‌رانی آزادی برگزار کردند، ولی نیروهای امنیتی شرکت کنندگان را محاصره و با فیلم‌برداری از آنها به آزار آنها پرداختند.

در سنندج، مرکز استان کردستان، نیروی انتظامی دو بار در هفته‌ی پیش از ۱۱ اردیبهشت آقای شیث امانی، فعال کارگری و عضو هیأت مدیره‌ی اتحادیه‌ی آزاد کارگران ایران را احضار کرد و به او اطلاع داد که درخواست اتحادیه برای برگزاری مراسم جداگانه در این روز پذیرفته نخواهد شد. مأموران از او خواستند تعهد بدهد که اتحادیه مراسم جداگانه‌‌ای در روز جهانی کارگر برگزار نخواهد کرد و اعضای آن در مراسم رسمی با حمایت اداره‌ی کار شرکت خواهند کرد، ولی او این درخواست را رد کرد. همچنین، در روز ۷ اردیبهشت، آقای فارس گویلیان یکی از کارگران فعال شهر سنندج، احضار و به او تذکر داده شد که نباید در «مراسم غیر دولتی روز ۱۱ اردیبهشت» شرکت کند. آقای خالد حسینی عضو کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری در سنندج احضار و چند ساعت، از جمله در باره‌ی برنامه‌های این کمیته در روز کارگر، مورد بازجویی قرار گرفت. روز ۱۱ اردیبهشت نیز مأموران پلیس مشارکت کنندگان در راه‌پیمایی را که اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی خبازان سنندج و کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری ترتیب داده بودند، محاصره کردند و آزار دادند.

علاوه بر این، مسؤولان پس از این که در آخر شب ۳۰ فروردین اخطاری را به نظافتچی ساختمان «جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان که کارمند رسمی جمعیت نیست ابلاغ کردند، صبح روز ۳۱ فروردین، مرکز این جمعیت را در تهران مهروموم کردند. در این اخطار فقط به مشکلاتی در باره‌ی پروانه‌ی این جمعیت به‌طورِ کلی اشاره شده است. مسؤولان جمعیت گفته‌‌‌اند که تمام شرایط مربوط به پروانه را برآورده کرده‌اند. این جمعیت که در سال ۱۳۸۲ تأسیس شد به شمار زیادی از کودکان ـ به‌ویژه کودکانی از خانواده‌ی مهاجران ـ که ناگزیر از کار در خیابان هستند رسیدگی می‌کند و هدف آن الغای کار کودک است. روز ۲ اردیبهشت نیز، پروانه‌ی انجمن دوستداران حقوق کودک در تبریز که دارای اهداف مشابهی است، تعلیق شد. دولت‌مردان تاکنون هیچ دلیلی برای تعطیل کردن این مؤسسه‌ها ارایه نکرده‌اند. رسانه‌ها در گزارش‌های خود دلیل این تعطیلی‌ها را فقط «برخی موانع» نقل کرده‌اند بدون این که از منبع این نقل نام ببرند.

ادامه‌ی ارعاب و حبس خودسرانه‌ی فعالان کارگری

سرکوب مداوم فعالان کارگری، از اعتراض‌های کارگران در کارخانه‌ها و واحدهای مختلف جلوگیری نکرده و اعتراض‌ها در سراسر کشور رشد و گسترش یافته است. بیش از ۶۵۰ مورد اعتصاب، تظاهرات و اعتراض‌های دیگر در سال ۱۳۹۵ در مخالفت با اخراج‌ها، تعطیلی واحدها، خصوصی کردن، طرح اصلاح قانون کار و درخواست بازگشت به کار، درخواست دریافت به موقع دستمزد و نیز مزدهای عقب‌افتاده، افزایش دستمزد و اصلاح در قراردادها و بهبود در شرایط کار رخ داده است. این تعداد «افزایش در حدود ۲۷ در صد در اعتراض‌های کارگری» در سال ۱۳۹۵ در مقایسه با ۵۱۵ اعتراض در سال ۱۳۹۴ را نشان می‌دهد.[۴]

دولت‌مردان در تلاش برای مهار اعتراض‌ها، به احضار مکرر و تهدید فعالان سندیکایی دستگیری بسیاری دیگر ادامه داده‌اند. بیشتر دستگیرشدگان پس از یکی دو ماه با وثیقه آزاد شده‌اند و به‌احتمال در ماه‌های آتی محاکمه خواهند شد. فعالان سندیکایی در این موارد اغلب به اتهام‌هایی مثل «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام»، «اهانت به رهبر» و دیگر اتهام‌های مبهم متهم می‌شوند.

در تاریخ ۱۰ مه ۲۰۱۷ (۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۶)، دست‌کم ۸ فعال سندیکایی در پی محاکمه‌های به شدت ناعادلانه و محکومیت به «جرایم» مربوط به دفاع از حقوق کارگری در زندان یا در تبعید به سر می‌بردند [۵]

دست‌کم ۴۲ فعال سندیکایی دیگر در انتظار محاکمه‌ی احتمالی، نتیجه‌ی محاکمه، یا نتیجه‌ی تجدیدنظر آزاد هستند:

 

به علاوه، دادگاه تجدیدنظر در اردیبهشت یا خرداد ۱۳۹۳ حکم‌های زندان دست‌کم پنج تن از اعضای کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری را تأیید کرده است و آنها در خطر دستگیری به سر می‌برند. آنها در ۲۶ خرداد ۱۳۹۱در «مجمع عمومی» این کمیته دستگیر و سپس آزاد شدند ولی دوباره در آذر ۱۳۹۱ دستگیر و به مدت دو ماه در حبس خودسرانه به سر بردند. آنها در فروردین ۱۳۹۳ به زندان محکوم شدند:

دست‌کم ۱۰ فعال سندیکایی پس از گذراندن حکم زندان خودسرانه یا بازجویی یا محاکمه آزاد شدند [۹]:

 

علاوه بر این فعالان، ده‌ها کارگر معترض دیگر که حقوق خود را پیگیری کرده‌اند، مورد آزار و تعقیب قضایی قرار گرفته‌اند:

بعضی از این کارگران بازداشت و به زندان یا حبس تعلیقی یا حتا شلاق محکوم شده‌اند و بعضی دیگر احتمالاً در ماه‌های آینده محاکمه خواهند شد. موارد زیر فقط بعضی از نمونه‌هاست:

نیروهای امنیتی همچنین به گردهمایی‌های کارگران معترض در شرکت‌های مختلف حمله کرده‌اند و کارگران را مورد ضرب و جرح قرار داده‌اند. موارد زیر فقط چند نمونه از این حمله‌هاست: 

 

 

خواست‌های کارگران از مسؤولان

در روز کارگر، ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۶، دو گروه ائتلافی از اتحادیه‌های مستقل کارگری قطعنامه‌های جداگانه‌ای برای طرح خواست‌های خود منتشر کردند [۱۰]. موارد زیر از جمله خواست‌های اصلی دو قطعنامه‌ ـ که مشابه ولی با بیان متفاوت مطرح شده بودند ـ بود:

بعضی از خواست‌هایی که در یکی از بیانیه‌ها طرح شده بودند از این قرار بودند:

توصیه‌ها:

با توجه به وضعیت وخیم کارگری در ایران که در بالا شرح دادیم، برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر و جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران از شما می‌خواهند این درخواست‌ها را نزد دولت‌مردان ایران بازتاب دهید:

***

امضاکنندگان:

جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران (LDDHI) را چند تن از تبعیدیان ایرانی، از جمله آقای عبدالکریم لاهیجی (رئیس پیشین و رئیس افتخاری فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر)، در سال ۱۹۸۳ در فرانسه با هدف پیشبرد حقوق بشر در ایران تشکیل دادند. این «جامعه» از زمان تشکیل ناگزیر از فعالیت در خارج بوده است.

برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر (The Observatory for the Protection of Human Rights Defenders) در سال ۱۹۹۷ به صورت برنامه‌ی مشترک فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر (FIDH) و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه (OMCT) ایجاد شد. هدف این برنامه مداخله در موارد سرکوب مدافعان حقوق بشر، جلوگیری از این سرکوب و چاره جویی در باره‌ی آن است. فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر و سازمان جهانی مبارزه با شکنجه عضو ProtectDefenders.eu ، راه‌کار اتحادیه‌ی اروپا برای حمایت از مدافعان حقوق بشر، هستند که جامعه‌ی مدنی بین‌المللی راه انداخته است.

 

یادداشت‌ها

* برای اطلاعات مشروح در باره‌ی وضعیت حقوق کارگری، اتحادیه‌های مستقل کارگری و فعالان سندیکایی نگاه کنید به گزارش مشترک «فدراسیون بین‌المللی جامعه‌های حقوق بشر» و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» با عنوان: «ایران: گسترش فقر، کاهش حقوق کارگری» در: https://www.fidh.org/13400؛ http://www.fidh.org/IMG/pdf/09_06_13_iran_persian_final_web.pdf

[۱] نگاه کنید به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵.

[۲] حداقل دستمزد تعیین شده برای سال ۱۳۹۶ در حدود یک‌سوم تا یک‌چهارم خط فقر برآورد می‌شود.

[۳] خانه‌ی کارگر به حزب اسلامی کار وابسته است که یکی از رهبران آن نماینده‌ی مجلس و یکی دیگر از رهبرانش وزیر کار است. حزب اسلامی کار و خانه‌ی کارگر از اوایل دهه‌ی ۱۳۶۰ ابزار سرکوب جنبش مستقل کارگری بوده‌اند.

 [۴] نگاه کنید به خبرنامه‌ی «اخبار و گزارش‌های کارگری»، در: http://etehadbinalmelali.com/ak/10-02-96-2/. در عین حال، معاون امنیتی و انتظامی وزارت کشور از «افزایش ۶۹ درصدی» اعتراض‌های اجتماعی، کارگری و صنفی در سه سال اخیر خبر داد؛ خبرگزاری تسنیم، ۲۱ آذر ۱۳۹۵، در: https://www.tasnimnews.com/fa/news/۱۳۹۵/۰۹/۲۱/۱۲۶۴۲۱۰/

[۵] برای اطلاعات بیشتر درباره‌ی موارد و فعالان سندیکایی دیگر، نگاه کنید به فراخوان فوری برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر، به تاریخ ۲۳ ژانویه ۲۰۱۵، پیام رسانه‌ای برنامه‌ی نظارت به تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۱۴، گزارش مشترک برنامه‌ی نظارت و «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» به تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۱۵، و گزارش مشترک «برنامه‌ی نظارت»، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵.

[۶] آقایان صالحی، رضوی، مددی، نجاتی و نصراللهی در گذشته نیز دستگیر شده‌اند یا حکم زندان را گذرانده‌اند (برای نمونه نگاه کنید به  فراخوان‌های فوری IRN 003 / 0805 / OBS 074.3  در ۲۱  دسامبر ۲۰۰۷ و IRN 003 / 0712 / OBS 066  در ۶ ژوئیه ۲۰۱۲؛ پیام رسانه‌ای ۲ دسامبر ۲۰۱۱؛ و گزارش مشترک «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «برنامه‌ی نظارت» به تاریخ ۳۰ آوریل ۲۰۱۵٫

[۷] در صورتی که محکوم «جرم» قبلی را تکرار کند، علاوه بر حکم تازه، حکم تعلیقی نیز قابل اجراست.

 [۸] شاهرخ زمانی، عضو کمیته‌ی پی‌گیری ایجاد تشکل‌های کارگری و عضو بنیانگذار سندیکای کارگران  نقاش و تزیینات، که حکم ۱۱.۵سال زندان را به اتهام‌های «اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل یا عضویت در گروه‌های مخالف نظام» و «تبلیغ علیه نظام» می‌گذراند، در شرایط بسیار مشکوکی در تاریخ ۲۲ شهریور ۱۳۹۴ در زندان رجایی‌شهر درگذشت. سخنگوی قوه‌ی قضاییه در آن زمان گفت که مسؤولان درباره‌ی مرگ او تحقیق خواهند کرد، اما تا به امروز هیچ اطلاعاتی در این زمینه منتشر نشده است.

[۹] برای اطلاعات در مورد شماره‌های ۱ و ۸، نگاه کنید به به گزارش «برنامه‌ی نظارت بر حمایت از مدافعان حقوق بشر» ، «جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران» و «کانون مدافعان حقوق بشر»، ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۵.

 [۱۰] سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه و کمیته‌ی هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری یکی از قطعنامه‌ها را امضا کردند. اتحادیه آزاد کارگران ایران، انجمن صنفی کارگران واستادکاران ساختمانی مریوان وسروآباد، انجمن صنفی کارگران برق و فلزکار کرمانشاه، سندیکای کارگران نقاش استان البرز، کانون مدافعان حقوق کارگر و کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های کارگری ایران نیز امضاکنندگان قطعنامه‌‌ی دیگر بودند.

متن فارسی: https://www.fidh.org/21582

متن انگلیسی: https://www.fidh.org/21567

جامعه‌ی دفاع از حقوق بشر در ایران: lddhi@fidh.org

Exit mobile version