سایت ملیون ایران

عضو تیم مذاکرات هسته‌ای آمریکا: بندبازی به سن خامنه‌ای نمی‌خورد

آرش عزیزی

در تک‌تک جلسات مذاکرات هسته‌ای حاضر بود اما چهره‌اش را کم‌تر می‌دیدیم. ظریف و کری که جلوی دوربین‌ها می‌خندیدند و دست می‌دادند، ریچارد نفیو در اتاق‌های پشتی به دنبال جزئیات کارشناسی بود. هم او بود که تحریم‌های گسترده جهانی علیه ایران را طراحی کرده بود و حالا می‌خواست آن‌چه خودش «بازی طولانی مدت» می‌بیند به نتیجه برسد. ریچارد نفیو تا پیش از روز ۱ فوریه ۲۰۱۵، یعنی چند ماه پیش از توافق وین، معاون ارشد هماهنگ‌کننده سیاست‌گذاری تحریم‌ها در وزارت خارجه آمریکا بود و دقیقا دو سال در این سمت حضور داشت. پیش از آن او از مه ۲۰۱۱ تا ژانویه ۲۰۱۳ مدیر ایران تیم امنیت ملی دولت آمریکا بود. در همین سال‌ها بود که تحریم‌های آمریکا به اوج خود رسیدند و یکی از گسترده‌ترین موارد اعمال فشار اینچنینی در تاریخ جهان معاصر شدند. نفیو پیش از آن در «دفتر امنیت بین‌المللی و عدم گسترش تسلیحاتی» وزارت خارجه و دفتر مشابهی در وزارت انرژی کار می‌کرد. پس از پایان دوران شلوغ و پراضطراب مذاکرات هسته‌ای او به فضای دانشگاهی آمد و اکنون به طرح نظراتش در رسانه‌ها درباره سیاست ترامپ در مورد برجام و ایران مشهور است. نفیو به عنوان «دانشور پژوهشی ارشد» در «مرکز سیاست‌گذاری جهانی انرژی» در دانشگاه کلمبیا کار می‌کند و در قالب همین سمت کتابی با عنوان «هنر تحریم‌ها»‌ نوشته که در پرتوی تجربه ایران به موضوع عمومی استفاده از تحریم به عنوان وسیله‌ای در دیپلماسی می‌پردازد و از مشروعیت آن دفاع می‌کند. آقای نفیو پیش از این لیسانس مسائل بین‌المللی و فوق لیسانس مطالعات سیاست‌گذاری امنیتی را از دانشگاه جرج واشنگتن گرفته. روز ۱۹ دسامبر بود که به دفترش در دانشگاه کلمبیا واقع در شمال منهتنِن نیویورک رفتم. در روزهای شلوغ مذاکرات هسته‌ای گاه از راه دور دیده بودم که چطور با عجله وارد اتاق مذاکرات می‌شود. این‌بار اما با آرامش محیط دانشگاهی در یکی از اتاق‌های جلسات نشستیم و حدود یک ساعت گپ زدیم. بعد از صحبت اتاقش را نشانم داد و از جمله عکس‌های یادگاری‌‌اش به همراه خانواده و با روسای سابقش از جمله رئیس‌جمهور اوباما و جان کری. درگرفتن اعتراضات در ایران انتشار این گفتگو را بیش از یک ماه به عقب انداخت.

 

روز توافق هسته‌ای وین من از جان کری، وزیر وقت امور خارجه آمریکا، پرسیدم اگر دولت آمریکا عوض شود بر سر برجام چه می‌آید؟ گفت این توافقی است که هر دولتی باید به آن پایدار باشد. حالا می‌بینیم که به موقعیت کنونی رسیده‌ایم. به نظرتان وضع برجام که در کتاب‌تان‌ آن‌را «یک پیروزی» می‌نامید که هزاران نفر برایش کار کرده‌اند، امروز چطور است؟

 

وقتی صحبت از سیاست‌های ترامپ نسبت به ایران یا خاورمیانه می‌شود با چه روبرو هستیم؟ ایشان اصلا سیاست یا استراتژی مشخصی دارد؟ یا به حرف مشاورین متفاوت گوش می‌کند؟ مثلا آیا از اساس طرفدار سعودی‌ها است؟

 

 پس آیا می‌شود گفت​ شاهد بازگشت نومحافظه‌کاران عصر مثل بوش یعنی چهره‌هایی مثل جان بولتون هستیم؟‌ چون گرایش ضددخالت‌جویی هم در کارزار انتخاباتی ترامپ حاضر بود و بخشی از طرفداران راست‌گرای او هم همین را می‌خواهند. آیا این دو گرایش در تناقضند؟

 

 برویم سر موضوع مذاکرات هسته‌ای با ایران. شما در کتاب‌تان می‌گویید که در سال ۲۰۱۲ اگر روزنامه‌ها را می‌خواندید همه می‌گفتند تحریم‌ها جواب نمی‌دهد اما در سال ۲۰۱۳ همان روزنامه‌ها می‌گفتند از اول هم معلوم بود که تحریم‌ها جواب می‌دهند. شما شخصا نقشی کلیدی در طراحی تحریم‌ها داشتید، تفکری که پشت آن‌ها بود چه بود؟ چه زمانی بود که به این نتیجه رسیدید که دارند از نظر شما به نتیجه می‌رسند؟

 

صحبت انتخاب روحانی شد. آیا دولت اوباما انتخاب او را گشایشی برای مذاکرات نمی‌دید؟ شانس بلافاصله آغاز مذاکرات مطرح نشد؟

حالا که شغل روزمره‌تان دیپلماسی نیست شاید بتوانید پاسخ بعضی سوالات را آزادانه‌تر بدهید. شما مستقیما مدت‌ها است با حکومت ایران درگیر بوده‌اید. لابد این فکر به سرتان رسیده که ماهیت این حاکمیت چیست و در آن چه کسی تصمیمات را می‌گیرد؟ حالا که سال ۲۰۱۷ است و به گذشته نگاه می‌کنید نظرتان چیست؟  به نظرتان خامنه‌ای صحنه‌گردان است و بس؟‌ نقش نیروهای امنیتی را چطور می‌بینید؟ نقش مستقیم و غیرمستقیم فشار مردم را چطور؟ کنجکاوم بدانم نظرتان چیست.

  در زمان مذاکرات هیچوقت به طور جدی به فکر حمله نظامی به ایران بودید؟

منظورم این است که در کل دوره بحران بالاخره امکان فروپاشی مذاکرات وجود داشت….

 

 منظورم این است که مثلا در عمان که بین کری و ظریف آن برخوردها پیش آمد. این فکر بود که امکان دارد به زودی به حمله نظامی برسیم؟

خوب ایران را بگذاریم کنار و به موضوع عمومی‌تر تحریم‌ها بپردازیم. البته شما در اول کتاب می گویید که قرار نیست کتاب نظری باشد اما در نظرگاه عمومی‌تان از تحریم به عنوان یک وسیله دفاع می‌کنید و دو مبحث «درد» و «عزم» را به عنوان مباحث تحلیلی کلیدی مطرح می‌کنید که بر موثر بودن تحریم‌ها تاثیر می‌گذارند. وقتی می‌گویید «درد» منظورتان درد مردم کشور است یا مثلا حاکمیت یک کشور؟ در زمان مذاکرات هسته‌ای ایران این بحث خیلی اخلاق‌گرایانه مطرح می‌شد. این‌جا می‌خواهم از زاویه تحلیلی این سوال را بپرسم.

هدف تحریم‌ها جلوگیری از رسیدن ایران به سلاح‌های هسته‌ای بود. آیا درست است که این هدفی مطلق باشد؟ منتقدین از هر دو سو شاید بگویند که مثلا چرا جلوی سلاح‌های هسته ای گرفته شود اما نقض حقوق بشر و موشک‌های بالیستیک و غیره پیش برده شوند. آیا حل این مشکل به حل سایر مشکلات با حاکمیت ایران کمک می‌کند؟

 

در آخر دو سوال مطرح می‌کنم. اول این‌که وقتی به زمان اوباما نگاه می‌کنید دکترین اوباما را چطور می‌بینید؟ بخصوص در رابطه با خاورمیانه؟ درست است که می‌گویند پس از ماجرای عراق اوباما زیادی محتاط بود؟ سوال دوم و مرتبط این‌که امروز که به دولت آمریکا نگاه می‌کنیم می‌بینیم که مهمترین سمت‌های وزارت خارجه خالی هستند؛ رئیس‌جمهوری دارید که برای بیشتر مردم دنیا از نظر اخلاقی اصلا قابل دفاع نیست. آیا نگران نقش آمریکا در جهان هستید؟ یا ترامپ وقفه‌ای کوتاه خواهد بود؟

از: ایران وایر

Exit mobile version