سایت ملیون ایران

وضعیت سنجی سی‌صد و سیزدهم: ایران در کام غول چینی؟

تاریخ ایجاد در پنج شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۹

   رﮊیم قال چاق کرد که با چین بر سر قرارداد همکاری جامع ۲۵ ساله به توافق رسیده ‌است. پیش نویسی تهیه شده و هنوز به امضای دو طرف نرسیده‌ است. قرار است چین در ایران، ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌ گذاری کند و… بنابر یک روایت، رئیس جمهوری چین بهنگام سفر به ایران، آن را پیشنهاد کرده‌ است و بنا بر روایتی دیگر، خامنه‌ای کسی را به چین روانه کرده و او مقامهای چینی را به چنین همکاری قانع کرده‌ است. سایت انصاف نیوز، متن ۱۸ صفحه‌ای با عنوان «ویرایش نهایی برنامه همکاری‌های جامع (۲۵ ساله) ایران و چین» انتشار داده‌ است. روزنامه نیویورک تایمز مقاله‌ای حاوی مواردی از این متن انتشار داده و سیاست ترامپ در قبال ایران را سبب ساز این «همکاری» و ناکام توصیف کرده‌ است. متن منتشره ۱۸ صفحه ای، شامل یک مقدمه و سه ضمیمه است.

   اما ایران کشوری است که دولتهای استبدادی آن، هم امتیاز فروش بوده‌اند و هم توافق‌نامه‌ها و قراردادهایی از موضع زیر سلطه با قدرتهای مسلط امضاء کرده‌ است که کامل‌ترین مشخصات‌ این‌گونه توافق‌ها و قراردادها را داشته‌اند. این‌گونه توافق‌ها و قراردادها، هم‌اکنون نیز وقتی میان دو طرفی امضاء می‌شود که یک طرف در موضع مسلط و طرف دیگر در موضع زیرسلطه است، همان مشخصات را دارند. نخست این مشخصات را شناسایی کنیم:

 مشخصات موافقت نامه‌ها و قراردادها که میان کشوری در موضع مسلط با کشوری در موضع زیرسلطه امضاء می‌شوند:

  1. محل اجرای موافقت نامه یا قرارداد، همواره کشوری است که در موضع زیرسلطه است. به استثنای اقامتگاه‌های شرکتها و بانکهای سرمایه‌گذار که در کشور در موضع مسلط، خواهند بود؛
  2. موضوع اصلی قرارداد نیروهای محرکه‌ای هستند که کشور در موضع مسلط به آن نیاز دارد. برای مثال، نفت و گاز و مواد کانی و گیاهی و مدار بسته صدور این مواد به آن کشور و وارد کردن کالا و خدمات از آن کشور. بنابراین،
  3. ایجاد و گسترش بازار برای کالاها و خدمات کشور دارای موضع مسلط. یادآور می‌شود که در دوره پهلوی، ایران مرکز پخش کالاهای غرب می‌شد. کشورهایی که ارز کافی نداشتند، به واسطه ایران، کالاهای صنعتی را از راه ایران وارد می‌کردند و ایران آنها را با ارز حاصل از فروش نفت می‌خرید. بدین‌خاطر بود که مونتاژها پر شمار می‌شدند. کشورهای خریدار از ایران، بابت بهای کالاها، فرآورده‌های اغلب کشاورزی به ایران می‌فروختند؛
  4. شبکه بانکی که کارش تنظیم رابطه صدور نیروهای محرکه و ورود کالاها و خدمات و جذب سرمایه و صدور آن به مرکز، یعنی کشورِ در موضع مسلط است؛
  5. شبکه راه‌های زمینی و دریایی و هوایی و اینک شبکه اطلاعاتی؛
  6. شبکه شهرها و بیشتر بندرها: کشورِ در موضع مسلط می‌باید شبکه جهانی بندرها و شهرها را ایجاد کند. امپراطوری انگلستان این شبکه را داشت و امریکا نیز این شبکه را دارد. چین نیز در حال ایجاد آن است؛
  7. مناطقی از کشورِ در موضع زیرسلطه که، در آنها، سرمایه‌های کشورِ در موضع مسلط فعال می‌شوند و در سطح ایران و کشورهای همجوار ایران نقش پیدا می‌کنند.
  8. «نیروی انسانی» شامل حضور متخصصان کشورِ در موضع مسلط در کشورِ در موضع زیرسلطه و نیز استخدام اتباع کشورِ در موضع زیرسلطه و آموزش آنها می‌شود. در نتیجه،
  9. وابستگی‌های مالی و علمی و فنی و نظامی و حتی غذایی کشورِ در موضع زیرسلطه به کشورِ در موضع مسلط؛
  10. شبکه بندی سیاسی و نظامی: بلوک سازی‌های سیاسی و نظامی که حضور کارشناسان نظامی کشورِ در موضع مسلط را در کشورِ در موضع زیرسلطه، ناگزیر می‌کند؛
  11. شبکه‌های اطلاعاتی و جاسوسی «مشترک». و
  12. قرارگرفتن کشورِ در موضع زیرسلطه، در ساختار جهانی کشورِ در موضع مسلط.

   اما ایران، موقعیتی خاص دارد: در مرکز جهان قرارداد. بنابراین، وقتی دولتی استبدادی وابسته دارد که با کشوری در موضع مسلط قرارداد «همکاری جامع» امضاء می‌کند، بدین‌خاطر که محل تلاقی قدرتهای جهانی است، ناگزیر، باید به طرف یا طرفهای مقابل نیز باج بدهد. با همین موقعیت در جهان، از موضع استقلال، نه مسلط و نه زیرسلطه، از هر دو طرف و یا از همه طرفها می‌توانست امتیاز کسب کند. بدیهی است لازمه آن، برخورداری شهروندان از حقوق و داشتن دولت حقمدار بود. به این هم باز می‌گردیم.

   بررسی متن «برنامه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین» با محک مشخصات دوازده‌گانه:

 بررسی «برنامه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین» با محک مشخصات دوازده‌گانه:

     طرف ایرانی به خود نه زحمت شناسایی قراردادهایی را داده است که در دوران قاجار و پهلوی‌ها و نیز رژیم ولایت مطلقه فقیه (از جمله موافقت نامه الجزیره و قرارداد وین) امضاء شده‌اند و نه بر آن شده‌اند که مشخصات عمومی این‌گونه قراردادها را بشناسند. در نتیجه، قرارداد همه مشخصات دوازده‌گانه را دارد:

  1. ایران محل اجرای موافقت نامه یا قرارداد: بنابر مقدمه و ضمیمه‌های سه گانه، محل اجرای موافقت‌نامه یا قرارداد، ایران است. بدیهی است مؤسسه‌های سرمایه‌گذاری کننده، چینی و اقامتگاه آنها چین است. در عوض، برای تجارت و عملیات بانکی، ضمیمه سوم مقرر می‌کند:
  1. موضوع اصلی قرارداد جریان نیروهای محرکه، نفت و گاز و… به چین: بنابر مواد مقدمه و سه ضمیمه، موضوع اصلی نفت و گاز و مواد کانی و گیاهی و دریایی است:

بند ۱ ضمیمه سوم : نفت و انرژی:

   و نیز، بنابر بند الف ضمیمه دوم، «تأمین امنیت بلند مدت انرﮊی: واردات نفت خام از ایران» و در ضمیمه اول، «چین وارد کننده نفت خام؛ بازگشت سرمایه‌گذاری در بخش نفت، سرمایه‌گذاری در نفت و پتروشیمی و صنایع سنگین و کشاورزی و شبکه‌‌های هوشمند دانش بنیان، برق، ارتباطات، راه‌های زمینی و دریایی و هوایی» و بنابر ضمیمه دوم، «تأمین گاز برای پاکستان و چین» و در بند هفتم ضمیمه سوم:

  1. ایران مرکز پخش: در ضمیمه اول، آمده‌ است:
  1. شبکه بانکی و مالی: بند ه‍ ضمیمه دوم زیر عنوان «مالی، اقتصادی، تجارتی» به شبکه بانکی و مالی و بازرگانی مربوط می‌شود:

   در ضمیمه سوم، «اقدامات اجرایی»:

۵ شبکه راه‌های زمینی و دریایی و هوایی: در ضمیمه اول،

   و ذیل قسمت ب با عنوان مشارکت فعال در کمربند – راه:

  1. شبکه شهرها و بیشتر بندرها: قسمت ب ضمیمه اول:

   ضمیمه دوم قسمت ج:

   ضمیمه سوم قسمتهای ۲ و ۳ و ۵ و ۶:

  1. مناطقی از کشور که در قلمرو شبکه جهانی قدرت جهانی جدید، چین قرار می‌گیرند: بنابر مقدمه و سه ضمیمه، این منطقه‌ها در قلمرو شبکه جهانی چین قرار می‌گیرند:
  1. «نیروی انسانی» شامل حضور متخصصان چین در ایران و استفاده از «نیروی انسانی» ایران: در مقدمه

   در ضمیمه اول،

   در ضمیمه سوم، قسمتهای ۴ و ۵:

  1. وابستگی‌های مالی و علمی و فنی و نظامی و حتی غذایی:
  1. شبکه بندی سیاسی و نظامی: بنابر ضمیمه اول،

   ضمیمه دوم، قسمتهای و و ز:

   بنابر ضمیمه سوم، قسمتهای ۸ و ۹:

  1. شبکه‌های اطلاعاتی و جاسوسی «مشترک»: ضمیمه دوم، قسمت د:

   ضمیمه سوم، قسمت ۴ و قسمت ب، اقدامات اجرایی میان، بلند مدت:

  1. قرارگرفتن ایران، در ساختار جهانی چین بمثابه قدرت مسلطی که در کار ایجاد شبکه جهانی خویش است: در موارد یازده‌گانه بالا، چین در موضع مسلط و ایران در موضع زیرسلطه ‌است. هرگاه این قرارداد به اجرا گذاشته شود، در پایان ۲۵ سال، ایران در شبکه جهانی چین جذب و ادغام می‌شود. در مقایسه با قرارداد ۱۹۱۹، آن قرارداد وسعت این قرارداد را نداشت.

   باتوجه به این امر که ایران سرزمینی است که، درآن، قدرتهای جهانی با یکدیگر تلاقی می‌کنند. بنابراین، وابستگی بناگزیر دوجانبه می‌شود و دو طرف، به نسبت قوای خود، از ثروت ایران سهم می‌برند. وضع وارونه می‌شود اگر:

 استبداد وابسته و ادغام ایران در ساختارهای منطقه‌ای و جهانی و ایران مستقل و آزاد برخوردار از امکانهای در سطح جهان:

     با توجه به این‌که وابستگی و باج دادن به دو طرف، امر واقع مستمر از دوران قاجار تا امروز است، به استثنای دو دوره کوتاه، یکی دوران ملی‌کردن صنعت نفت و دیگری بهار انقلاب، این واقعیت بر همگان معلوم است. پویایی‌های نظام سلطه‌گر-زیرسلطه، می‌گویند چرا اقلیت حاکم بر جامعه در موضع زیرسلطه به سراغ سلطه‌گر می‌رود – «برنامه همکاری ایران و چین سند واضح و مبرهن – و خود اسباب سلطه آن را بر کشور فراهم می‌‌آورد. استبدادی که در برابر مردم قرار می‌گیرد، ناگزیر به سراغ قدرت مسلط می‌رود تا با ادغام کشور در نظام جهانی آن، موقعیت خویش را تثبیت کند.

   در برابر، بنابر موقعیت ایران، هرگاه دولت حقمدار و حقوند باشد و شهروندان از حقوق خویش برخوردار باشند و رابطه‌ها را حقوق تنظیم کنند، کشور موقعیتی پیدا می‌کند که می‌تواند از همه دنیا امکانات لازم برای رشد را دریافت کند. به دلایل زیر:

  1. کشوری که قدرتهای جهانی در آن تلاقی می‌کنند، هرگاه مستقل و آزاد باشد، مانع این تلاقی می‌شود و در همان‌حال، از بند شبکه‌های دو طرف رها است و بنابر موقعیت ممتاز خود، می‌تواند بر وفق حقوق ملی خود، با همگان رابطه برقرار کند.
  2. ایران یکی از کهن‌سال‌ترین کشورهای جهان است و در بزرگ‌ترین حوزه فرهنگی جهان، نقش قلب و سر را بازی می‌کند. بنابراین، الگوی جامعه باز، مستقل بمعنای نه مسلط و نه زیرسلطه و آزاد بمعنای برخوردار از حقوق می‌گردد. به سخن روشن، عامل خارج شدن کشورهای جهان از شبکه‌های جهانی سلطه‌گرها می‌گردد.
  3. چون حفظ این موقعیت ایجاب می‌کند که نیروهای محرکه در رشد انسان و آبادانی طبیعت بکار افتادند، رشد شتاب‌گیر شهروندان ایران و آبادانی طبیعت شرط و عامل برخورداری از موقعیت مستقل و آزاد می‌گردد.

   این موقعیت و این انتخاب روشن است که توضیح می‌دهد چرایی موفقیت جنبش‌های همگانی، از جنبش تحریم تنباکو تا انقلاب و جنبشهای همگانی پس از آن برضد استبداد وابسته‌ است. ادامه حیات ملی، در جنبش برای واقعیت بخشیدن به ایران مستقل و آزاد است.

از: انقلاب اسلامی

Exit mobile version