دوم اینکه وقتی دیدم یادی از هنرمندان و ورزشکاران و دخترانِ دبستانی و “رسانههای معاند” کرد مطمئن شدم اخبار را شخصا دنبال میکند و اینبار هم مفسرانِ غیبگو اشتباه کردهاند که میگفتند او را چنان دوره کرده و از همه چیز بیاطلاع گذاشتهاند که هیچ خبری به او نمیرسد. اگر اینطور بود خیلی حیفم میآمد که او به چشم خود سیلِ خروشان مردمِ متنفر از خود و حکومتش را در سراسر ایران و جهان ندیده و این ترجیعبند فریاد شده از میلیونها گلو را با گوش خود نشنیده باشد: “مرگ بر دیکتاتور! ”
سوم اینکه دیدم سیدعلی حتی در میان نظامیان سرتاپا مسلحاش جراتِ هارت و پورت کردن ندارد و مفلوکانه از مظلومیت سگهای درندهاش در سپاه و بسیج حرف میزند. مفسرانِ غیبگو در رسانهها پیشبینی کرده بودند که او مثل فلان و بهمان روز با توپِ پُر خواهد آمد و فرمان بگیر و ببند صادر خواهد کرد. اما هنوز نطقش تمام نشده، دختربچههای دبیرستانی با روسریهای برافراشته در هوا از مدرسه به خیابان آمدند و با توپِ پُر فریاد زدند: توپ، تانک، فشفشه. آخوند باید گم بشه! ”
با بوسه بر گیسوی شیردخترکان وطنم.
رضا علامهزاده
از: گویا