
ضیاء مصباح
قیامی که زمینه ساز آن استعفای دکتر مصدق و هدفش پاسداری از نهضت ملی شدن صنعت نفت و آزادی های سیاسی بود……
**روز ۲۵ تیر۱۳۳۱ دکتر برای مذاکره درباره ی ماده ی واحده ی اختیارات و اعلام اسامی وزیران دولت خود به دیدار شاه رفت و نارضایتیاش را از مخالفت اکثر نمایندگان مجلس شورای ملی و همچنین نمایندگان مجلس سنا نسبت به ماده واحده ی اختیارات بیان کرد و درباره ی ضرورت تصویب آن برای اجرای اصلاحات اقتصادی، مالی، پولی، و اداری در کشور توضیح داد.
**شادروان مصدق به شاه میگوید : « در صورتی که مجلس با اعطای اختیارات به دولت موافقت نکند ادامه کار برایش مقدور نخواهد بود.»…..
**در برابر اصراراین چهره برتر ملی بر تصدی وزارت جنگ و تأکید بر اینکه حق اینستکه وزیر جنگ را خود انتخاب کنم شاه به صراحت نگرانی خودش را بر زبان آورد…..
** ۲۷ تیرماه شاه فرمان نخستوزیری احمد قوام را صادر و همان روز وی با انتشار اعلامیهای، مواضع و برنامه ی دولت خود را به صراحت بیان نمود.
** درباره ی ملی شدن صنعت نفت، توضیح داد که خود او پیشرو «استیفای حق کامل ایران از کمپانی نفت جنوب» است و به همین علت دولت او را در سال ۱۳۲۶ بر کنار کردند؛ اما برکناریاش موجب از بین رفتن ایده ی او نشد و بعداً دکتر مصدق آن ایده را «با سرسختی بیمانندی» دنبال نموده و در مقابل هیچ فشاری از پای ننشست.
**قوام عاجلترین وظیفه ی خود را برقراری نظم و امنیت اعلام کرد و تأکید کرد اجرای قانون و تحقق عدالت و سر و سامان دادن به اوضاع مالی و اقتصادی مردم بخصوص طبقات و اقشار کمدرآمد در رأس برنامههایش قرار دارد.
** قوام به ملت ایران نوید وبر ضرورت دور نگهداشتن دیانت از سیاست و جلوگیری از نشر خرافات و عقاید قهقرایی سخن گفت و یادآور شد یکی از لطمههای جدی که به آزادی و مشروطیت در ایران وارد شده، از سوی کسانی است که «ارتجاع سیاه» را برای مبارزه با کمونیسم تقویت کردهاند.
**هنگامی که در بازار شایعه ی استعفای دکتر مصدق تایید شد «کلیه اصناف بازار مغازههای خود را بسته و عده زیادی از افراد طبقات مختلف برای اطلاع از چگونگی تصمیم مجلس در بهارستان اجتماع کردند …».
**بهرغم استقرار سربازان در خیابانهای پیرامون مجلس بتدریج گروهی از مردم در میدان بهارستان اجتماع کردند و منتظر تصمیم نمایندگان مجلس شدند.
**همزمان بیشتر شخصیتهای مستقل و احزاب سیاسی پرنفوذ از ابراز نظر صریح نسبت به استعفا و تعیین نخستوزیر جدید خودداری و سیاست صبر و انتظار را در پیش گرفتند؛ برخی تشکلهای کم نفوذ، مانند حزب ملت ایران، قاطعانه از دکتر مصدق حمایت کردند.
**انتشار اعلامیه ی قوام و تظاهرات گسترده ی مردم به نفع دکتر مصدق در تهران و شماری از شهرستانها، مانند اصفهان، اهواز، آبادان، کرمانشاه، رشت، کرمان، شیراز و….موجب شد ۲۸ تیرکاشانی موضع مشخصی نسبت به وقایع کشور اتخاذ کند ….
** بازار و مغازههای خیابانهای مرکز و جنوب شهر عموماً تعطیل بود و تظاهرات و اعتراضهای مردمی گستردهتر شد.
** ۲۹ تیر ماه در بازار، خیابانهای بوذرجمهری، ناصرخسرو و … مغازهها یکپارچه تعطیل بودند و تظاهرات مردم و رویارویی آنها با مأموران فرمانداری نظامی بیشتر و شدیدتر از روزهای پیش شد.
** کانون اصلی تظاهرات و درگیریها در محدوده ی حد فاصل میدان بهارستان تا میدان توپخانه بود و در ساعتهایی از روز به مناطق دیگری از شهر نیز گسترش پیدا میکرد.
**به نوشته ی روزنامه ی اطلاعات در جریان تظاهرات و درگیری میان تظاهرکنندگان و مأموران نظامی و انتظامی در روزهای ۲۸ و ۲۹ تیرماه، ۶۲۴ نفر دستگیر شدند.
**خشونت مأموران انتظامی و نظامی در برخورد با تظاهرکنندگان موجب شد نمایندگان عضو جبهه ی ملی در مجلس شورا در اعلامیههای جداگانهای از «افسران و سربازان شرافتمند ارتش و نیروی انتظامی » بخواهند هموطنان بپاخاسته ی خود را مورد اذیت و آزار قرار ندهند».
**نمایندگان عضو جبهه ی ملی میدانستند با یک روز اعتصاب عمومی نمیتوانند به هدف خود دست یابند. بنابراین، برای روزهای بعد نیز اقداماتی را در نظر گرفتند….
**انتشار اعلامیه ی«جمعیت ملی مبارزه با استعمار از تشکلهای علنی حزب توده» و دعوت آن جمعیت از کاشانی، دکتر مصدق، جبهه ی ملی و سازمانهای وابسته به منظور تشکیل «جبهه ی واحد ضداستعمار» و هماهنگ کردن مبارزه ی خود برای برکناری احمد قوام، تأمین حداقل آزادیهای دموکراتیک در سراسر کشور، اخراج کارشناسان امریکایی، و لغو قراردادهای اسارتآور، در ۲۸ تیرماه و استقبال حزب ایران از آن دعوت از وقایع مهمی بود که به لحاظ روند حوادث نتایج دوگانهای در پی داشت: از یکسو موجب شد اعضا و طرفداران حزب توده به جنبش اعتراضی بپیوندند.
** در این مبارزه ی تبلیغاتی، روزنامه ی شاهد تا آنجا پیش رفت که ۳۰ تیرماه مدعی شد قوام و حزب توده توطئه ی مشترکی را علیه مردم تدارک دیدهاند و در این باره به مردم چنین هشدار داد: «مردم هوشیار باشید! قوام به جراید خود دستور داد بنویسند که تودهایها امروز جریان را در دست دارند و مأمورند که در میان شما مقاصد شوم خود را اجرا کنند تا قوام بتواند نقشه پلید خویش را انجام دهد…… فقط از رهبران و شعارهای ملی پیروی کنید».
**در جلسهای که در آخرین ساعات ۲۹ تیرماه در مجلس شورای ملی تشکیل شد «مهندس رضوی از جانب ملیون و سرلشکر علوی [مقدم] از جانب دولتیها داد سخن دادند و طوری همدیگر را از نیروی متراکم تودهای و عملیات عناصر اخلالگر و دشمنان ایران ترسانیدند که موضوع بر خودشان مشتبه شد.» در نتیجه، نمایندگان عضو جبهه ی ملی اعلامیه را نوشتند و امضاء کردند و به علویمقدم دادند تا هرچه سریعتر در رادیو خوانده شود.
**در نتیجه ی ایستادگی مردم غیرمسلح، بتدریج نشانههایی از تردید و نافرمانی در میان نظامیان آشکار شد و عدهای از افسران و سربازان حاضر به مقابله با مردم نبودند و خیابانها را ترک کردند و هزاران نفر از مردم تهران برای دیدار مصدق به خانه او رفتند و دکترخطاب به آنها گفت: «ای مردم، من به جرأت میگویم استقلال ایران از دست رفته بود ولی شما با رشادت خود آن را گرفتید».
۳۱ تیر ۱۳۳۱ نمایندگان مجلس شورای ملی با ۶۱ رأی، تمایل خود را به نخست وزیری دکتر مصدق اعلام و شاه فرمان نخستوزیری او را صادر کردو …
***
**اما یک پرسش همچنان بی پاسخ مانده: آیا قیام ۳۰ تیر قیامی سازمان یافته بود یا خودانگیخته؟ اهمیت این پرسش هنگامی بیشتر مشخص می شود که تحولات نهضت ملی شدن صنعت نفت و دیگر رویدادهای تاریخ معاصر ایران از منظر تاریخ اجتماعی و نقش توده ها مورد توجه وبررسی قرار گیرد.
**برخی از پژوهشگران بر این نظرند که قیام ۳۰ تیر قیامی سازمان یافته بود و مینویسند: «جبهه ملی ـ با حمایت حزب توده ـ از مردم خواست تا در پشتیبانی از مصدق به اعتصابات عمومی و تظاهرات گسترده دست بزنند و این اغاز جنبش ستودنی 30 تیر بود».
**تأمل دررویدادهای روزهای ۲۶ تا ۳۰ تیر ۱۳۳۱، این پرسش را به ذهن متبادر میکند که چرا در آن ۵ روز مردم به طور خودجوش برای بازگرداندن دکتر مصدق به نخستوزیری و تداوم نهضت ملی شدن صنعت نفت به خیابانها آمدند و از هرگونه تلاش و جانفشانی دریغ نکردند؟ …
** ولی یک سال بعد، در روز ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، برای جلوگیری از کودتا و در روزهای بعد برای در هم شکستن کودتا به خیابانها نیامدند؟ که در دیگر مطلبی به ان پرداخته خواهد شد.
28 تیر ماه / ضیاء مصباح