
علی صاحبالحواشی
وقتی عصبانیتِ منزجر از نظام به طبقات متدینسنتی میرسد که حامی طبیعی این نظامسیاسی بودهاند، قضیه “بحران مشروعیت” به سطح بکلی بیسابقهای رسیده است.
در این شرایط، مکانیسمماشه یا حمله خارجی فقط زمان سقوط را جلو میکشد والا اگر هیچ اتفاق خاصی هم نیفتد، نظام جمهوریاسلامی کمترین بختی از دوام ندارد.
حتی “اصلاحطلبان”اش هم آنقدر “بد بازی کردند” که مشروعیتباخته شدند. آنقدر که اگر محترمترین اصلاحطلبان، مثل تاجزاده و محمودیان هم کار را دست بگیرند، بسیار بعید است تمکین مردم را بهدست آورند.
حتی کار را بهجایی رساندهاند که هر حکومت آینده که سخنی از “اسلام” زند، به مشروعیت خود شلیک کرده باشد! یعنی “نظام” تا عمیقترین ریشههای فرهنگیاش را نیز سوخته است.
“افراطها” را در اساطیر و ادبیات خلاق مییابیم، مثل اهریمن و ضحاک. در جهان واقع بعید است این نهایتها تحقق یابند. اما نظام ولایتفقیه موفق به این نهایت شد!
حالا اگر شروع نظام با همه سرمایهملی عظیمی را که داشت لحاظ کنیم که در کمتر از چهاردهه خود را به چنین افلاس مشروعیتی رساند، این شتابِ مشروعیتسوزی باید ثبتِ در تاریخ شود.
از: گویا