سایت ملیون ایران

متن سخنرانی سیوان سلیمانی فعال معلمین  در مراسم سومین سالگرد خیزش انقلابی ژینا مهسا امینی در فرانکفورت 

همراهان، رفقا و مبارزین راه آزادی، درود بر شما.

جهان امروز ما در عصر تاریکی‌ست؛ تاریکی‌ای که از اتحاد سرمایه، فاشیسم و ایدئولوژی ساخته شده، و زندگی را از درون تهی کرده است.

اما در همین جهان، قیام ژینا برخاست؛ رخدادی که از دلِ ستم، امید آفرید. لحظه‌ای که نه تنها تاریخ یک کشور، که افق جهان را دگرگون کرد.

به باور من تنها وفاداران به قیام ژینا، زن، زندگی، و آزادی‌اند.

زنان، در ساحت سنت و مدرنیته، ساختارهای زندگی‌کُش را در هم شکستند. و این وفاداری، این کنش‌های زندگی‌خواه، امروز در مدارس، دانشگاه‌ها، خیابان‌ها، و در دل فرودستان جهان تکثیر می‌شود.

شعار «ژن، ژیان، ئازادی» از بطن تاریخ مقاومت زنان سر برآورد، اما دیری نپایید که مرزهای قومی، جغرافیایی و زبانی را درنوردید و به زبان مشترک تمامی آزادی‌خواهان بدل شد. شعاری که نه صرفاً یک فریاد، بلکه یک جهان‌بینی‌ است؛ حامل معناهایی ژرف در سپهر فرهنگی، فلسفی و سیاسی. اگر خیزش‌های پیشین در نفی نظم مستقر متوقف می‌ماندند، این شعار با شهامتی کم‌نظیر بر امر ایجابی پای می‌فشارد: بر زندگی، بر خلق، بر ساختن جهانی دیگر. در عصری که مرگ و سرکوب، واژگان مسلط قدرت‌اند، «زن، زندگی، آزادی» پژواکی‌ست از میل به بازسازی انسان و جامعه؛ شعاری که می‌توان آن را رادیکال‌ترین، انسانی‌ترین و آینده‌نگرترین شعار قرن دانست.

قیام ژینا نه تنها یک واقعه، که یک افق تازه است.

افقی برای زیستی نو، برای بازآفرینی انسان، که خود را با اصل ژن ژیان ئازادی باز می‌سازد.

این قیام به سرزمینی خاص، ملتی خاص یا ایدئولوژی خاص تعلق ندارد.

جهانِ پسا‌ژینا، جهانِ سوژه‌های ژینایی‌ست: کارگران، معلمان، زنان، ستمدیدگان…

که ایستاده‌اند تا به جای مطیع بودن، خالق باشند؛ تا رنج را به مقاومت، و درد را به صدا بدل کنند.

در جهانی که دموکراسی به ابتذال کشیده شده،

که فقر با تازیانه‌ی استبداد همراه است،

که بانک‌ها، جنگ‌سالاران و رسانه‌های دروغ، مرز میان جنایت و قانون را پاک کرده‌اند،

آموزش و پرورش نیز ابزاری‌ست برای بازتولید سلطه.

نظام آموزشی در ایران – سوای فقر 

زیرساخت – طبقاتی، جنسیتی و ایدئولوژیک است.

مدارس دولتی در حال نابودی‌اند.

کتاب‌های درسی تبعیض علیه زنان را نهادینه می‌کنند.

دختران و معلمان زن، هدف کنترل، سرکوب و نظارت‌اند.

و معلمان؟

فقیر، بی‌صدا، و هنگامی که برای حق خود و دانش‌آموزانشان می‌خروشند، با زندان، اخراج، تبعید یا سکوت اجباری مواجه‌اند.

اما ما، به‌مثابه سوژه‌های ژینایی، 

سکوت نمی‌کنیم.

ما که همگانیم،

بر حق زندگی، بر حق آموزش برای رهایی،

بر حق تردید در روایت‌های رسمی،

بر حق خلق معنا، حق مقاومت، و حق عصیان علیه تمامی قدرت‌هایی که فقط بلدند بکشند،

پافشاری می‌کنیم.

ما از نو زاده خواهیم شد،

نه در چهارچوب نهادهای پوسیده،

بلکه در میدان‌های مقاومت، همبستگی و کنش جمعی.

سیوان سلیمانی
عضو پیشین شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران و عضو انجمن صنفی فرهنگیان کردستان-مریوان

۲۲ شهریور ۱۴۰۴ فرانکفورت 

خروج از نسخه موبایل