
براساس اطلاع «ایرانوایر»، یک زن زندانی سیاسی به نام «سمیه رشیدی» که از اردیبهشت۱۴۰۴ به اتهام «تبلیغ علیه نظام» و بهخاطر «شعارنویسی» در بازداشت بهسر میبرده، در اثر اهمال مقامات زندان قرچک در اعزام به بیمارستان به کما رفته است.
او که پیش از بازداشت کارگر برشکار یک خیاطی و پیشاز آن هم در تولیدی لوستر کار میکرده، هماکنون در بیمارستان «مفتح» ورامین بستری است و سطح هشیاری او در حال کاهش است، بهنحوی که روز شنبه، هشیاری او به چهار سقوط کرده است. او بیماری صرع داشته و در چند ماهی که از بازداشتش میگذرد، چه در زندان اوین و پیش از حمله اسراییل و چه در زندان قرچک، بارها دچار تشنج و حملات صرع شده بوده، اما همچنان در زندان و بهویژه در شرایط سخت زندان قرچک نگهداری میشده است.
***
سمیه رشیدی کیست و چرا در کماست؟
ایرانوایر مطلع شده که سمیه رشیدی، شهروند ۴۲ساله، پیش از بازداشت کارگر برشکار در یک خیاطی و قبل از آن هم در تولیدی لوستر کار میکرده است. او مجرد و ساکن تهران است. سمیه در اردیبهشت۱۴۰۴ حین شعارنویسی در محله جوادیه در جنوب تهران بازداشت شده است. او بهمحض بازداشت به مرکز پلیس آگاهی در محله شاپور واقع در خیابان ۱۵ خرداد تهران منتقل شده است. آگاهی شاپور یکی از بدنامترین مراکز پلیس در ایران است و شکنجهها و ضربوشتم متهمانی که به این مرکز منتقل میشوند، در سالهای گذشته بارها به محل نگرانی فعالان و نهادهای حقوقبشری تبدیل شده است.
پس از آگاهی شاپور، سمیه به زندان اوین منتقل شده و تحت بازجویی قرار داشته است. در روز ۲تیر۱۴۰۴ و پس از حمله اسراییل به زندان اوین، سمیه نیز بههمراه سایر زنان زندانی سیاسی به قرنطینه زندان قرچک منتقل شده است.
یک فرد مطلع به ایرانوایر میگوید که سمیه از بیماری صرع رنج میبرده و در مدت بازداشتش هم در زندان اوین و هم در زندان قرچک، بارها تشنج کرده است. او توضیح میدهد: «این اتفاق روز سهشنبه (۲۵شهریور) افتاده. سمیه برای تایید بیماری صرعاش و دریافت گواهی عدم تحمل کیفر از طرف زندان به پزشکی قانونی برده شده بود. موقع برگشتن از پزشکی قانونی در راه زندان حالش بد میشود و در ماشینی که در آن اعزام شده بود، استفراغ میکند.»
این فرد آگاه ادامه میدهد: «تا میرسد زندان، در زندان میگویند برو لباست را عوض کن که بیایی بهداری. در فاصله تعویض لباس، دوباره حالش بد میشود و تشنج میکند.»
به گفته منابع ایرانوایر، این اولینبار نبوده که خانم رشیدی تشنج میکرده است: «سابقه چندین نوبت تشنج داشته و وقتی اوین بود و قبل از حمله اسراییل، آنجا هم تشنج کرده بوده، در قرچک هم چندین نوبت تشنج کرده بود ولی در بهداری به او داروهایی میدهند که نمیدانیم چیست.»
این شخص مطلع با تاکید بر اینکه نحوه دادن دارو در بهداری زندان بهنوعی است که مشخص نیست داروی داده شده چیست و چه دوزی دارد، میگوید: «اینکه آیا داروهای مرتبط است یا بیربط است، یا دوز آنها اشتباه است را نمیدانیم. بههرحال به سمیه دارو میدادند، نه اینکه ندهند، اما حالش بهتر نشده.»
این فرد با گفتن اینکه هشیاری سمیه بهمحض ورود به بیمارستان با سرعت شروع به کاهش کرده و کادر درمان ناچار شدهاند او را سریعا به «آیسییو» ببرند، میگوید: «قبل از این که برود بیمارستان و در سه روز گذشتهاش، حتی حالش بدتر هم شده بوده و در نهایت بهمحض اینکه وارد بیمارستان میشود به او سرم میزنند، در همین فاصله میبینند که هشیاری او دارد میآید پایین و میرود توی کما، بعد از نیم ساعت آنقدر حالش بد بوده، منتقلش میکنند به بخش آیسییو.»
سمیه رشیدی هماکنون در بیمارستان مفتح ورامین بستری است و به گفته منابع ایرانوایر، هوشیاری او از سطح پنج در روز جمعه، به سطح چهار در روز شنبه کاهش یافته است.
سطح ۴ هوشیاری به معنی «کمای عمیق» است که در آن فرد هیچ واکنش حرکتی، کلامی یا چشمی به تحریکات ندارد و صرفا در پاسخ به محرک دردناک ممکن است کمی پلک بزند یا حرکات جزیی و غیرارادی از خود نشان دهد. این وضعیت، ناشی از آسیب جدی مغزی است و فرد معمولا به دستگاه تنفس مصنوعی یا ونتیلاتور متصل است.
خانواده او تحت فشارند؛ میگویند اهمال پزشکی در بیمارستان بوده نه زندان
فرد مطلعی که با ایرانوایر گفتوگو کرده، با تاکید بر اینکه هیچکس نمیداند محتوای شعاری که سمیه در حال نوشتن آن بوده و بازداشت شده چیست، میگوید: «خانواده سمیه خیلی متدین و بنا به روایتی، نیمهحزباللهی هستند، ولی مشخص است که تحت فشارند. میگویند اهمال پزشکی در بیمارستان شده، ولی در زندان اتفاقی رخ نداده است. درحالیکه بهوضوح معلوم است که این زن باوجود بیماری صرع و بارها تشنج نباید در زندان و تحت بازجویی میبوده، بهخصوص بعد از حمله اسراییل به اوین و شرایط وحشتناک نگهداری زندانیان زن سیاسی در قرنطینه قرچک.»
ایرانوایر پیشتر در گزارشهایی درباره شرایط غیرانسانی زندان قرچک، اطلاعرسانی کرده است. در آخرین مورد، منابع ایرانوایر تایید کرده بودند که مقامات زندان قرچک بهبهانه قطعی برق، حدود هزار زن زندانی در این زندان، از جمله زنان زندانی سیاسی که بعد از حمله اسراییل با خشونت به این زندان منتقل شدند را، گرسنه نگه میدارند.
در هفتههای اخیر، این چندینبار است که در زندانهای مختلف ایران، از جمله در خود زندان قرچک، جان زندانیان اعم از جرایم عمومی یا سیاسی بهدلیل عدم اعزام به موقع به مراکز درمانی و شرایط سخت حبس، بهخطر میافتد. یکی از منابع ایرانوایر، از مرگ یک زن زندانی جرائم عمومی در قرچک در هفته گذشته خبر میدهد و می گوید که هیچ جزییاتی از او در دسترس نیست، ولی او هم براثر عدم اعزام به بیمارستان جان باخته است.
این درحالیست که حساب کاربری «صدای شهریور» که موارد نقض حقوق بشر و مبارزه جامعه مدنی ایران علیه جمهوری اسلامی را با رویکرد عدالت اجتماعی بازتاب میدهد، در «اینستاگرام»، از مرگ زنی به نام «جمیله عزیزی» در زندان قرچک خبر داده است. به گزارش این صفحه، خانم عزیزی با علائم سکته قلبی به بهداری رفته، ولی پزشک بهداری قرچک به او گفته که چیزی نیست و او را به داخل بند بازگردانده است. صدای شهریور همچنین از مرگ یک زندانی مرد در زندان یزد نیز خبر داده و نوشته که نام او، «محمد منقلی» بوده است.
همچنین روز پنجشنبه۲۷شهریور، «محمدرضا فقیهی» و «محمد نجفی»، دو وکیل در بند، نسبت به وضع وخیم «طاهر نقوی»، دیگر وکیل متهمان سیاسی که از بهمن۱۴۰۲ بدون مرخصی در زندان است، خبر دادند. براساس گفتههای فقیهی و نجفی، چهار مهره کمر طاهر نقوی آسیب دیده و او با بیماری پروستات حاد، نیازمند عمل فوری جراحی است؛ اما مقامات زندان اوین از اعزام او به بیمارستان یا دادن مرخصی درمانی، خودداری میکنند.
مرگ در بند؛ جان ارزان زندانیان
فعالان حقوق بشر بیشاز این بارها درباره جان زندانیان، از جمله زندانیان سیاسی براثر جلوگیری مقامات زندان به اعزام به بیمارستان هشدار دادهاند. یک زندانی سیاسی سابق که خود با یک بیماری مزمن روبهرو بوده، به ایرانوایر میگوید: «واقعا بستگی دارد در کدام زندان باشید. وضعیت اوین به مراتب بهتر است، چون همه توجهها روی اوین است.»
او با گفتن اینکه زندانهایی مانند قرچک یا بند نسوان زندانهای شهرستانها شرایطی جهنمی دارند، میگوید: «زندانبانها عملا به زندانی میگویند خانه خاله که نیست، یا مگر اینجا هتل است که هروقت خواستی بروی بیمارستان؟! بهداریها پزشک ندارند، یا اگر دارند، کار خاصی نمیکند و زندانی به حال خود رها میشود و باید شانس بیاورد که بیماریاش جدی نباشد.»
آیا مسوولان زندان قرچک مسوول به کما رفتن سمیه هستند؟
براساس آییننامه اجرایی سازمان زندانها، مقامات زندان و قوهقضاییه، مسوول حفظ سلامت زندانی و تضمین دسترسی او به خدمات درمانی مناسب هستند. آنها موظفند زندانیان بیمار را درصورتیکه در بهداری درمان نشوند، به مراکز درمانی بیرون از زندان، بهصورت تحتالحفظ اعزام کنند. چنانچه درمان به این طریق صورت نگرفت، زندان موظف است که فرد را برای درمان به مرخصی اعزام کند. بااین وجود، سمیه تا زمان به کما رفتن مدتی بیش از چهار ماه را در زندان و بخشی از آن را تحت بازجویی بوده است.
دکتر «روزبه اسفندیاری»، پزشک سابق اورژانس تهران به ایرانوایر میگوید که «معمولا تا چند ساعت بعد از تشنج، فرد حالت گیجی و منگی و خوابآلودگی دارد.»
او در ادامه توضیح میدهد که حالت دوم تشنجهای صرع مربوط به زمانی است که «مریض مدام پشت سر هم تشنج میکند، جوری که فرصت نمیکند که وارد فاز ریکاوری شود. بعد از هر تشنج انتظار داریم حالت گیجی و منگی اتفاق بیافتد، ولی اگر تشنجها به هم بچسبند، یا اینکه تشنجها بیشتر از پنج دقیقه باشد، تشنج مداوم است و فرصت استراحت به مغز داده نمیشود و در این حالت، بیشتر احتمال است وارد کما شود.»
دکتر اسفندیاری با توضیح اینکه نمره «جیسیاس» سمیه به پایینترین سطح هوشیاری یعنی سه، بسیار نزدیک است میگوید: «در نمره جیسیاس مریض، معمولا سه رفلکس بدن را میسنجند، باز بودن چشمها، پاسخ گفتاری و سوم پاسخ حرکتی. این عدد بین ۱۵ تا سه است که سه کمترین میزان هوشیاری است. اینکه این بیمار چهار گرفته، یعنی هشیاری او خیلی پایین است.»
او در ادامه به احتمال عدم خونرسانی کافی به مغز دراثر حملات صرع و یا برخورد سر به جایی در حین تشنج و احتمال تروما نیز اشاره کرده و میگوید: «یک احتمال هم وجود دارد که وقتی تشنج میکند، چون بدن دچار انقباضهایی میشود، ممکن است این انقباض در یک راه تنفسی رخ داده باشد و راه تنفسی بسته شده و اکسیژن کمی وارد خون شده، خون اکسیژندار کمی به مغز رسیده و مغز دچار سکته مغزی شده است. نهایتا بهخاطر این سکته، مغز مریض وارد کما میشود.»
او در پایان نیز میافزاید: «اینکه چه علتی باعث میشود دچار تشنج شود، عدم تامین داروی مریض دلیل اصلی است. ممکن است فقط یک دوز را نخورد یا به دستش نرسد، قطعا تشنج میکند. اما، احتمال اینکه استرس باعث تشدید تشنج شود هم وجود دارد. شرایط استرسزا مثل زندان و بازجویی، میتواند بهصورت تشنج خودش را نشان دهد.»