سایت ملیون ایران

مرحله دوم طرد اتباع؛ آوار مشکلات جمهوری اسلامی بر سر پناهندگان افغان

ایران وایر

استاندار تهران از اجرای مرحله دوم «طرد اتباع» خبر داده و مدعی شده ۳ هزار کلاس درس در این استان خالی‌شده که نتیجه اخراج افغانستانی‌ها بوده است. «محمدصادق معتمدیان» همچنین ادعا کرده اخراج افغانستانی‌ها موجب کاهش ۳۰ تا ۳۵ درصدی اجاره‌بها در مناطق مختلف شده است. پیش‌تر مقامات جمهوری اسلامی در مورد مصرف نان و انرژی هم‌چنین ادعاهایی مطرح کرده بودند. 

«بابک دربیکی» فعال سیاسی با تاکید بر این‌که «هیچ آمار بی‌طرفانه‌ای در زمینه حضور و تاثیر اتباع افغانستان بر اقتصاد ایران نداریم» به ایران‌وایر تاکید می‌کند: «همواره جمهوری اسلامی تلاش کرده سوء رفتار و سوء مدیریت خود را به گردن عوامل بیرونی بیندازد و این بار قرعه به نام مهاجران افغانستانی افتاده است». 

از سوی دیگر «اسماعیل عبدی»، دبیر آموزش‌وپرورش و فعال صنفی معلمان در واکنش به ادعای استاندار تهران به ایران‌وایر می‌گوید: «بیرون راندن دانش‌آموزان افغانستانی نه‌تنها کاستی‌های آموزشی را پنهان نمی‌کند، بلکه خود به ابزاری برای سرکوب سازمان‌یافته بدل می‌شود». 

در همین حال یکی از فعالان مدنی مرتبط با مهاجران اهل افغانستان نیز به ایران‌وایر تاکید می‌کند: «طی چند سال اخیر بسیاری از خیریه‌ها و نهادهای غیردولتی غیرفعال شده‌اند و هیچ گزارش میدانی مستقل یا آمار قابل‌اعتمادی درباره وضعیت تاثیر منفی مهاجران افغانستانی بر اقتصاد ایران وجود ندارد». 

پس از جنگ ۱۲ روزه اسرائیل و ایران فشار جمهوری اسلامی برای اخراج مهاجران افغانستانی به‌ویژه با طرح این اتهام که برخی از آن‌ها جاسوس اسرییل بوده‌اند شدت گرفت اما همچنان این پرسش باقی است که دستاورد حکومت از فشار بر اتباع افغانستانی چه بوده است؟

نمایشی با آمارها و گزارش‌های غیرواقعی 

موج جدید افغانستانی ستیزی در ایران با عددسازی‌های بزرگ به‌ویژه در حوزه اقتصادی همراه شد. به‌ویژه پس از جنگ ۱۲ روزه ایران و اسراییل، فشار برای اخراج افغانستانی‌ها با همین آمار سازی‌ها توجیه شد. ازجمله، برآوردهایی چون حضور ۸ تا ۹ میلیون افغان در ایران و مصرف روزانه «۳۰ میلیون قرص نان یارانه‌ای» مطرح شد. وزیر کشور هم مدعی شد با خروج اتباع افغانستان، تراکنش خرید نان ۶ درصد کاهش‌یافته است.باوجود اجرای این طرح و آنچه گفته می‌شود یک‌میلیون و ۲۰۰ هزار مهاجر غیرقانونی اخراج شده‌اند، روزنامه کیهان اخیرا در ستون «یادداشت روز» خود پرسید: اگر تولید گندم ۱۱ میلیون تن است و حتی با حضور افغانستانی‌ها مصرف سالانه، ۱۴ میلیون تن بوده، چرا قیمت نان در ۱۴۰۴ نسبت به سال قبل سه برابر شده است؟ به‌عبارت‌دیگر، کاهش مصرف مهاجران ‌که روی آن مانور داده می‌شد عملا تأثیری بر قیمت و عرضه نان نداشته است.همچنین پیامد اصلی اخراج افغان‌ها کمبود شدید نیروی کار در بخش‌هایی چون نظافت شهری و دامداری بوده تا آنجا که «ناصرامانی»، عضو شورای شهر تهران از کاهش ۸۰ درصدی پاکبانان خبر داده است. در همین حال یکی از فعالان مدنی استان سمنان به ایران‌وایر می‌گوید: «استاندار سمنان برای ماندن چوپانان افغان درخواست استثنا کرده زیرا دامداران اهل سنگسر در این استان معتقدند با رفتن افغانستانی‌ها، ایرانی‌ها چنین کاری را انجام نمی‌دهند».درحالی‌که  بسیاری از دانش‌آموزان افغانستانی باوجود داشتن مجوز اقامت والدین، هنوز ثبت‌نام نشده‌اند، انتقادهای زیادی از این شیوه رفتار حکومت مطرح‌شده است. عبدی، فعال صنفی معلمان می‌گوید: «گزارش انجمن‌های مردمی نشان می‌دهد بین ۵۰ تا ۷۰ هزار کودک افغانستانی در ایران به دلیل مانع‌تراشی‌های اداری از نام‌نویسی در مدرسه بازمی‌مانند». «صادق زیباکلام» استاد دانشگاه، اخیرا در انتقاد از این سیاست در گفتگو با خبرآنلاین، گفته‌است: «معتقدم بزرگ‌ترین ظلم تاریخ را ما ایرانی‌های به‌اصطلاح متمدن داریم در حق پناهندگان افغانستانی انجام می‌دهیم». 

سلطه‌جویی جدید با بیرون کردن کودکان افغانستانی از کلاس درس 

اسماعیل عبدی، دبیر آموزش‌وپرورش و فعال صنفی معلمان در واکنش به ادعای استاندار تهران مبنی برخالی شدن ۳هزار کلاس درس طی اخراج مهاجران افغانستانی به ایران‌وایر می‌گوید: «اخراج دانش‌آموزان افغانستانی از دبیرستان‌ها و دبستان‌های استان‌هایی چون تهران، خراسان رضوی و اصفهان را نمی‌توان پاسخی درست یا کارآمد به فرسایش بنیادین آموزش در ایران دانست. ریشه‌های بحران آموزش در کشور نه در بودن دانش‌آموزان مهاجر، بلکه در کمبود دیرین بودجه، مدیریت نابسامان و سیاست‌های تمرکزگرایانه‌ای نهفته است که اختیار و مشارکت را از دبیران و مدیران مدرسه‌ها گرفته‌اند». 

او به گزارش‌های رسمی وزارت آموزش‌وپرورش که تصریح کرده «تنها در شهر تهران، ۳۰ درصد کلاس‌های درس نیازمند بازسازی یا گسترش‌اند و بیش از ۱۱۰ هزار کلاس فرسوده و ناایمن شناسایی‌شده و حدود ۱۵ درصد مدارس کشور در کانکس یا سازه‌های موقت اداره می‌شوند» اشاره‌کرده می‌افزاید: «در چنین شرایطی، خالی کردن چند هزار کلاس از راه بیرون راندن کودکان افغانستانی نه درمان، بلکه بازآفرینی سازوکار «دیگری سازی» و سلطه‌جویی بر گروه‌های به پس رانده است». 

عبدی آنچه استاندار تهران خالی شدن کلاس‌های درس خبر داده را محروم کردن کودکان مهاجر به بهانه نداشتن برگه یا پروانه اقامت والدین نمونه آشکار پایمال کردن حقوق بنیادین آدمی توصیف کرده و تاکید می‌کند: ایران به‌عنوان عضو پیمان‌نامه جهانی حقوق کودک (CRC)، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی (ICESCR) و نیز کنوانسیون ۱۹۵۱ پناهندگان و پروتکل ۱۹۶۷ آن، پیمان بسته است که «آموزش رایگان و بی‌گزینش برای همه کودکان» را فراهم کند. 

او با تاکید بر این‌که «بیرون راندن دانش‌آموزان افغانستانی نه‌تنها کاستی‌های آموزشی را پنهان نمی‌کند، بلکه خود به ابزاری برای سرکوب سازمان‌یافته بدل می‌شود» توضیح می‌دهد: «کشوری که ادعای مردم‌سالاری و داد اجتماعی دارد، نمی‌تواند آموزش را به چماقی برای طرد و آزار بدل کند. تاریخ نشان داده است تنها جامعه‌هایی که آموزش را «حق همگانی و ابزار رهایی» می‌دانند، توان ساختن آینده‌ای پایدار و دادگر را خواهند داشت».

پنهان کردن ناکارایی و سیاست نفرت پراکنی 

ایران ‌همواره از نداشتن سازوکار شفاف و مشخص در قبال اقامت اتباع غیر ایرانی در رنج بوده است و قانون مشخصی هم در این زمینه نداشته است. دولت سیزدهم تلاش برای ایجاد سازمان ملی مهاجرت بدون قانون مصوب را شدت بخشید و درعین‌حال متنی پیشنهادی برای سازمان ملی مهاجرت هم در چند دوره اخیر مجلس مطرح بوده است. 

وقتی اخراج افغانستانی‌ها از ایران به‌ویژه پس از جنگ اسرائیل و ایران شدت گرفت برخی تحلیلگران این اقدام حکومت را نمایش زور و اقتدار حکومت که با حمله اسرائیل مخدوش شده بود، ارزیابی کردند. 

«بابک دربیکی» فعال سیاسی که پیش‌تر سخنگوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تحلیل رفتار جمهوری اسلامی با مهاجران افغانستانی به ایران‌وایر می‌گوید: «حکومت همواره تلاش کرده مشکلات و بی‌برنامه‌های خود را به گردن عوامل مختلفی ازجمله کشورهایی که دشمن معرفی می‌کند مثل آمریکا بیندازد. حال قرعه به نام افغانستانی‌ها افتاده وگرنه درزمانی که برای جنگ‌های نیابتی خود در سوریه علیه اسرائیل آن‌ها را بسیج می‌کردند حضور افغانستانی‌ها در ایران مشکل پنداشته نمی‌شد». 

این فعال سیاسی با تاکید بر این‌که «فرهنگ سیاسی خاصی از دیرباز در میان ایرانیان وجود دارد که بر پایه آن سعی می‌کنیم مسئولیت‌پذیر و پاسخگو نباشیم و مشکلاتمان را ساده‌سازی کرده و به گردن دیگران بیندازیم». 

دربیکی نهادینه شدن این فرهنگ را ناشی از تاریخی بودن استبداد در ایران دانسته و می‌افزاید: «قبلا در فرهنگ سیاسی ما مشکلات و عقب‌ماندگی‌ها را به عرب‌ها نسبت می‌دادیم بدون آن‌که به جایگاه و عملکرد خودمان اعتنا و توجه کرده باشیم». 

او همچنین تاکید می‌کند: «نفرت پراکنی علیه مهاجران افغانستانی‌ها بازی در زمین جمهوری اسلامی است که همیشه برای رفع مسئولیت بهانه‌ای جستجو و پیداکرده و متاسفانه در این زمینه دچار ‌یک فاشیسم کور شده‌ایم و به این نگاه نمی‌کنیم که مهاجران افغانستان بی‌پناه و بی‌تریبون هستند و هر چیزی را به آن‌ها نسبت می‌دهیم». دربیکی در پاسخ به این پرسش که چرا جمهوری اسلامی باوجود اشتراک زبان و فرهنگ هیچ‌گاه در قبال افغانستان یک سیاست استراتژیک نداشته می‌گوید: «جمهوری اسلامی هیچ سیاست منطقه‌ای درستی نداشته است؛ نه با افغانستان، نه حتی با عراق یا سوریه و لبنان. صرفا سیاست نیابتی سازی را در آن‌ها دنبال می‌کرده است. حتی برگزاری اربعین در عراق به‌جای نفوذ اجتماعی فرهنگی بیشتر تابع شیعه‌گری مناسکی و فقهی است. ضمن آن‌که اساسا حکومت، اعتقادی به حوزه تمدن مشترک در دیپلماسی عمومی نداشته است». 

او همچنین به تجربه شکست دیپلماسی اقتصادی در کشور آذربایجان اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: «تجربه مواجهه با افغانستان شبیه سایر تجربه‌های جمهوری اسلامی است. در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ از آجر و مصالح ساختمانی گرفته تا بستنی از ایران وارد آذربایجان می‌شد. ولی ترکیه باوجود نداشتن مرز مشترک با ایجاد فروشگاه‌های زنجیره‌ای شیک توانست بازار خرده‌فروشی در آنجا را از آن خود کند و عملا ایران از بازار آن کشور حذف شد». 

خروج از نسخه موبایل