سال ۱۳۷۲ یعنی ۱۵ سال پس از انقلاب و ۱۵ سال ممنوعیت پا به توپ شدن هر زنی در زمینهای فوتبال و فوتسال، حدود ۴۰ دانشجو و استاد برای نخستینبار در سالن ورزشی «دانشگاه الزهرا» (فرح سابق) پا به توپ شدند. آنها اجازه نداشتند شلوارک یا پیراهن ورزشی یا فوتبال به تن کنند، اجازه نداشتند بدون مقنعه وارد سالن شوند و حتی اجازه نداشتند از خانوادههایشان بخواهند که آنها را از نزدیک تماشا کنند. مسابقهای کاملا زنانه، با تماشاگران زن و البته پوششی نامتعارف از شلوار پارچهای و مانتو و مقنعه. معدود خبرنگارانی که از این تورنمنت مخفیانه هم خبردار شده بودند، کلامی از آن در رسانههایشان ننوشتند.
همین هم اما برایشان دستاوردی بزرگ بود. ۸ سال بعد یعنی در بهار سال ۱۳۸۰ «محسن صفایی فراهانی» رییس وقت فدراسیون از راهاندازی «فوتسال زنان» خبر داد. گروهی از دختران بازیکنان سرشناس دهههای پیشین فوتبال ایران مانند «آتوسا حجازی» فرزند زندهیاد «ناصر حجازی»، «نیلوفر اردلان» فرزند «اسماعیل اردلان» و «مریم ایراندوست» فرزند «نصرت ایراندوست» در کنار گروهی از دختران رشتههای ورزشی دیگر مانند دوومیدانی، بسکتبال و هندبال، فوتسال را در سالن «حجاب» تهران آغاز کردند.
این تولد رسمی فوتسال و پس از آن فوتبال زنان در ایران پس از انقلاب بود. کشوری که در خاورمیانه تا پیش از انقلاب تنها کشوری با باشگاههای تخصصی برای فوتبال زنان بود، تازه دوباره داشت متولد میشد؛ با حداقل امکانات، با حداکثر محدودیتها.
حالا پس از گذشت بیش از سه دهه از آن روزها، هرچند که تعداد بازیکنان و باشگاهها و مربیان افزایش یافته، اما مشکلات برای دختران فوتبالیست و فوتسالیست همانی است که بود.
****
فکر میکردم برویم لیگ برتر زندگیام زیر و رو میشود
«خود زن بودن اینجا محدودیت است. بارزترینش را هم اگر بخواهید برایتان بگویم میشود اینکه میگویند دختر را چه به فوتبال، دختر را چه به توپ؟»
این آغاز صحبتهای «توران ستایشخواه» است؛ دختر متولد ۲۰آذر۱۳۷۵ در شهرستان «لیکک» استان کهگیلویه و بویراحمد و البته مهاجم چپپای تکنیکی تیم فوتسال «نفت امیدیه» که تقریبا با همین تیم از صفر شروع کرد و حالا یکی از درخشانترین بازیکنان فوتسال ایران محسوب میشود. او در مستند «توران؛ رویاهای دوردست یک زن فوتسالیست» که توسط ایرانوایر منتشر شده است از مصائب و رویاها و تلخیها و شیرینیهای فوتسالیست بودن یک زن در ایران گفته است.
توران فصل ۱۴۰۱–۱۴۰۲ با نفت امیدیه به قهرمانی لیگ دسته یک فوتسال ایران رسید. خودش میگوید: «یک زمانی بود که با خودم میگفتم، قهرمان شویم میرویم به لیگ برتر و همه بدبختیها تمام میشود. میگفتم میگذرد این این روزها، قرارداد بالاتر و بهتر میبندنم و فقط به فوتبالم فکر میکنم. ما قهرمان شدیم و به لیگ برتر رفتیم، اما هیچ چیزی تغییر نکرد. زندگیام هم زیر و رو نشد.»
او فوتبال را مانند بسیاری از زنان فوتسالیست و فوتبالیست ایرانی، میان مخالفت اطرافیان، محدودیتهای زمین یا سالن تمرین و به گفته خودش در پارکها آغاز کرد و ادامه داد: «توی پارک تمرین میکردم. بارها و بارها خسته شدم. بارها خواستم خداحافظی کنم و فوتبال را کنار بگذارم. وقتی از من میپرسیدند فوتسال چه چیزی تاحالا برایت داشته بیشتر به این فکر میکردم. ولی در آخر به خودم میگفتم که وقتی فوتبال را کنار گذاشتی، نباید حسرتی برایت باقی مانده باشد. برای همین هم هنوز ادامه میدهم.»
چرا پدرم نباید پیشرفت من را ببیند؟
توران ستایشخواه دختری که هنرش را در زمین فوتسال با توپ نمایش میدهد، اینکه تاکنون خانوادهاش، پدر و برادرش نتوانستهاند حاصل دسترنجش طی تمام سالهای گذشته را ببیند، عذاب میکشد. او میگوید: «با وجود اینکه باید با حجاب بازی کنیم، اما خانوادههایمان اجازه ندارند بازیهای ما را ببینند. پدر و برادرم تا امروز من را در سالن فوتسال و زمان یک بازی یا حتی تمرین ندیدهاند. من نمیتوانم به خانوادهام نشان دهم که چقدر پیشرفت کردم.»
این چنین دردی برای دخترانی که میخواهند به خانوادههایشان ثابت کنند ماهها و سالها ممارست و پافشاری برای رسیدن به آرزوهایشان بیدلیل و بینتیجه نبوده، شاید تا ابد باقی بماند.
منهای این آرزو، ممنوعیت ورود مردان به ورزشگاههایی که مسابقات فوتبال و فوتسال زنان در آن برگزار میشود، ممنوعیت پخش مستقیم مسابقات فوتبال و فوتسال زنان و همین طور محدودیتها در زمینه عکاسی و فیلمبرداری از این بازیها، باعث گریز اسپانسرها از سرمایهگذاری در فوتبال و فوتسال زنان نیز شده است.
توران به مشکلات مالی پرتعداد فوتسال زنان در ایران اشاره میکند و میگوید: «دیگر این را همه میدانند که فوتبال و فوتسال زنان مشکلات مالی دارد. فوتسال حتی در تناسب فوتبال زنان هم محدودیتهای مالیاش بیشتر است. اسپانسرها حاضر به سرمایهگذاری در فوتسال نیستند.»
دلیل این بیمیلی اسپانسرها نیز مشخص است؛ روی پیراهن یا کنار زمین تبلیغ کنند که چه کسی ببیند؟
توران میگوید: «دوستانی دارم که ازدواج کردهاند. همسر و فرزند دارند. هر روز از زندگی و همسر و بچهشان میزنند و سر تمرین میآیند. فقط به عشق فوتسال.»
او خودش هم به نوعی دیگر این تبعیض مالی را درک کرده است. با کار کردن، بلافاصله پس از تمرینات: «خودم در فست فود کار میکنم. تمرین باشگاهیام که تمام میشود بلافاصله با لباسها و گرمکن سر کار میروم. یعنی استراحت من بعد از تمرین میشود همان کار کردنم در آنجا.»
شاید سراغ عشق آیندهام بروم
دختران فوتبالیست و فوتسالیست اگر بخواهند از هر بخش زندگی حرفهای خود گوشهای را شرح دهند، فقط تکههای دردآلود پیش روی مخاطب قرار میگیرد. توران در مورد چگونگی سفر کردنشان برای مسابقات میگوید: «ما باید خودمان آشپزی کنیم. چون باشگاه بودجه کافی برای اینکه آشپز استخدام کند ندارد. ما هم درک میکنیم. برای سفر هم هواپیما نداریم. باید مثلا برای یک بازی با تیمی در شمال، از جنوب با اتوبوس راه بیفتیم و ساعتها هم در راه باشیم.»
با این حال او از زندگی حرفهای خود با عشق حرف میزند: «من دنبال علاقه و دلم بودم. در زندگیام با دلم زندگی کردم. از چیزی که هستم راضیام.»
توران ستایشخواه در پاسخ به این سوال در مستند« توران؛ رویاهای دوردست یک زن فوتسالیست» هم میگوید: «میخواهم پیشرفت کنم. باید روز به روز بهتر بشوم. هدف نهایی من این است که در یک لیگ خارج از کشور بازی کنم و بعد هم فوتبال را کنار بگذارم. بعد از آن سراغ عکاسی میروم؛ چون عکاسی هم یکی از عشقهای زندگی من است. شاید عکاس ورزشی بشوم.»
از: ایران وایر