
در روزهای اخیر، تعطیلی گسترده واحدهای صنفی در بازار بزرگ تهران و مراکز تجاری کلانشهرهایی نظیر شیراز، اصفهان و مشهد، ابعاد جدیدی از اعتراضات معیشتی را به نمایش گذاشت. این حرکت که با بستن مغازهها آغاز شد، با حضور بازاریان و گروههایی از مردم در سطح خیابان ادامه یافت و با شعارهای سیاسی علیه ساختار موجود همراه شد. اما دامنه این اعتراضات به فضای خیابان و بازار محدود نمانده و بخش بزرگی از فعالان اقتصاد دیجیتال نیز با توقف فعالیتهای خود، به این جریان پیوستند.
در ۷۲ساعت گذشته، صدها فروشگاه آنلاین بهویژه در بستر اینستاگرام، با اعلام تعلیق فروش، همراهی خود را با معترضان بازار اعلام کردند. این فروشندگان که عمدتاً در قالب صفحات عرضه کالا فعالیت میکنند، در پیامهای خود صراحتاً این توقف فعالیت را نشانی از همبستگی با بازاریان توصیف کردند. چنین واکنشی، از وجود پیوند عمیق در سطح دغدغههای اجتماعی میان بازار سنتی و مدرن را نشان میدهد؛ دو فضایی که اگرچه در ظاهر مجزا به نظر میرسند، اما در اعتراض به وضعیت حاکم، صدایی واحد پیدا کردهاند.
وقتی کرکرهها همزمان پایین میآیند
در روزهای ۷ تا ۱۰ دی ۱۴۰۳، اعتصاب و تعطیلی گسترده در بازارهای سنتی شهرهای مختلف ایران، از تهران و شیراز گرفته تا اصفهان، قشم و کرمانشاه، به عنوان واکنشی اقتصادی در برابر جهش نرخ ارز و تورم بالا آغاز شد. در این روزها، کسبه و مغازهداران، مغازههای خود را بستند و در خیابانها تجمع کردند. این حرکت، در ابتدا با شعارهایی درباره گرانی و فشار معیشتی آغاز شد ، اما به سرعت ابعاد گستردهتری یافت و در بخشی از شهرها شعارهای سیاسی و ضد نظام نیز در میان تجمعات شنیده شد.
اقدام بازارایان برای اعتراض، در وضعیتی که فشار اقتصادی گستردهای بر اقشار مختلف اجتماعی وجود دارد باعث همراهی دیگر گروهها از جمله دانشجویان و مردم عادی با این اعتراضات شده است. اما آنچه در خیابان دیده نمیشود اما صفحات فضای مجازی را پر کرده، حمایت قابل توجه کسب و کارهای اینترنتی از این اعتراضات است. صدها کسب و کارها که عمدتا در اینستاگرام فعالیت میکنند به واسطه پستها و استورهای به شیوههای مختلف همراهی خود را با این حرکت خیابانی نشان دادند.
نوشتههای آنها برای اعلام این همراهی نشاندهنده عمق درگیری عاطفی و صنفی آنها با وقایع بازار و جامعه است. آنها در صفحات خود جملاتی نظیر «در این جغرافیا و در این شرایط، عادی بودن دشوار است» از عدم ادامه فروش خود سخن گفتهاند. برخی صریحا از اعتراضات خیابانی حمایت کرده و نوشتهاند «وقتی مردم در خیاباناند ما پشت دخل نمیایستیم». برخی نیز به صراحت از بازاریان حمایت کرده و نوشتهاند «به احترام بازار تهران تعطیل هستیم»، صراحتاً همراهی خود با اعتصابات بازار را اعلام کردند.
بخشی از کنشِ این فروشندگان، فراتر از همراهی با بازار، واکنشی مستقیم به انسداد در فعالیتهای شخصی خود آنها بود. بسیاری از فعالان این حوزه در پیامهای خود با اشاره به این واقعیت که «قیمت فروشِ امروز، حتی هزینه تامین کالای فردا را پوشش نمیدهد»، از فروپاشیِ پایداری اقتصادی خود سخن گفتند. این فروشندگان تأکید دارند که در شرایط فعلی، مرز میان سود و زیان از میان رفته و بیثباتیِ حاکم، ادامهی فعالیت را برایشان غیرممکن ساخته است.
اگرچه کسبوکارهای مبتنی بر اینستاگرام فاقد اتحادیههای رسمی یا ساختارهای منسجم تشکیلاتی هستند، اما الگوهای رفتاری و لحن نوشتاری آنها در واکنش به اعتصابات و اعتراضات، از یک هماهنگی نظاممند حکایت دارد. این فروشندگان با بهکارگیری گزارههایی همچون «تعطیلی تا اطلاع ثانوی»، «به وقتِ همبستگی» و «سکوت به احترام اعتراض»، اتمسفر حاکم بر بازارهای فیزیکی را به ویترینهای مجازی منتقل کردند.
در میان محتوای منتشر شده، تکرار مداوم جملاتی که به «تضییع فرصتهای این نسل و جغرافیا» اشاره داشت، نشان میدهد که انگیزه این حرکت، فراتر از معادلاتِ ساده سود و زیان است. این گروه از فعالان اقتصادی با پذیرش آگاهانه خسارتهای مالی و توقف چرخۀ درآمدی خود، نشان دادند که در این مقطع، «همبستگی جمعی» را بر منافع شخصی ترجیح میدهند.
همبستگی صنفی در فضای آنلاین و فیزیکی
اعتصابات اخیر بازاریان و اعتراضات مردمی، در کنار همراهی گسترده کسبوکارهای آنلاین، از پیوندی عمیق و ساختاری میان سطوح مختلف تجارت در ایران خبر میدهد. این همبستگی حتی به مشاغل خدماتی و واحدهای تولیدی که در ظاهر مستقل از بازار فیزیکی فعالیت میکنند نیز سرایت کرد و آنها را به توقف فعالیت واداشت. با این حال، نمودِ بارز این پیوند را در فروشگاههای مجازی مشاهده میکنیم؛ جایی که یکی از فروشندگان با نگارش جمله: «وقتی بازار بزرگ بسته است، ویترین ما هم معنایی ندارد»، تصویری از یکپارچگیِ میان بازار سنتی و فضای دیجیتال ترسیم میکند.
اعتراضات اخیر نشان میدهد که بحران ناپایداری معیشتی و اقتصادی، گروههای مختلف اقتصادی را به سمت یک همدردی مشترک کشانده و آنها را به صورت یکپارچه علیه وضعیت موجود به میدان اعتراض آورده است. پیامهای فراوان فروشندگان که در آنها از «توقف فعالیت تا اطلاع ثانوی» نوشتهاند، نه تنها یک اقدام اقتصادی، بلکه یک اقدام صنفی، اعتراضی و جمعی است.
اعتصاب هماهنگ فروشندگان اینترنتی در روزهای اخیر، نمادی از تغییر شکلِ اعتراضات صنفی در ایران است؛ پدیدهای که نشان داد مرزهای میان بازار سنتی و فضای دیجیتال کمرنگ است. پایین آمدن کرکرهها در بازار، همچون جرقهای بود که بلافاصله انعکاس آن در قالب پیامهای همبستگی و توقف فروش در صفحات اینستاگرام مشاهده شد.
حرکت اعتراضی فروشندگان آنلاین، ابعاد اعتصاب بازاریان را از جغرافیای محدود بازار به گوشیهای هوشمند در سراسر کشور گسترش داد. این همزبانی میان «حجرههای بازار» و «صفحات اینستاگرام»، گویای آن است که اقتصاد دیجیتال ایران نه تنها ریشههای عمیقی در ساختار بازار سنتی دارد، بلکه کنشهای خود را با وضعیت عمومی و دغدغههای جمعی جامعه نیز هماهنگ میکند. ویترینهای مجازی برشی از واقعیتِ جاری در خیابان و بازار هستند که در زمان بحران اجتماعی، به دنبال حمایت از اعتراضات مردمی هستند.
