سایت ملیون ایران

هندسه کمال در معماری ایرانی؛ تجلی محاسبات غیاث‌الدین جمشید کاشانی در هنر مقرنس

 

 

معماری اصیل ایرانی همواره فراتر از یک ساخت‌وساز فیزیکی ساده بوده و به عنوان عرصه‌ای برای تلاقی هنر، عرفان و علوم دقیق شناخته شده است. در میان عناصر گوناگون این معماری، «مقرنس» به عنوان یکی از پیچیده‌ترین و در عین حال زیباترین ابداعات هنری، جایگاهی منحصر‌به‌فرد دارد. مقرنس که در ظاهر مجموعه‌ای از طاقچه‌های روی هم چیده شده به نظر می‌رسد، در واقع تبلور هندسه فضایی و محاسبات پیچیده‌ای است که سقف‌ها و ایوان‌های مساجد و بناهای تاریخی را به تصویری از نظم کیهانی بدل می‌کند. این هنر که در قرون متمادی تکامل یافته است، پیوندی ناگسستنی با دانش ریاضیات دارد و بررسی ریشه‌های آن نشان می‌دهد که چگونه دانشمندان بزرگ ایرانی توانسته‌اند مفاهیم انتزاعی ریاضی را به فرم‌های ملموس و شگفت‌انگیز بصری تبدیل کنند. این فرم‌های حجمی که گویی معلق در فضا هستند، علاوه بر کارکرد تزیینی، نقشی اساسی در تلطیف نور و صدا در فضاهای مذهبی و سلطنتی ایفا می‌کرده‌اند.

طبق گزارش تحلیلی منتشر شده در ایندیپندنت فارسی، غیاث‌الدین جمشید کاشانی، ریاضی‌دان و منجم پرآوازه قرن نهم هجری، نقشی کلیدی در تدوین علمی هنر مقرنس ایفا کرده است. او در شاهکار خود، کتاب «مفتاح الحساب»، فصلی را به اندازه‌گیری سطوح و طاق‌ها اختصاص داد که در آن برای نخستین بار قواعدی دقیق برای محاسبه مساحت و حجم مقرنس‌ها ارائه شد. کاشانی با طبقه‌بندی مقرنس‌ها به دسته‌های مختلفی همچون ساده، خیاری، قطار و لونه‌زنبوری، توانست این مهارت را از یک فن تجربی و سنتی به یک علم مدون ارتقا دهد. او با استفاده از محاسبات مثلثاتی و هندسی، روش‌هایی را ابداع کرد که به معماران اجازه می‌داد پیش از اجرا، برآوردی دقیق از مصالح و فضای مورد نیاز داشته باشند و پیچیده‌ترین طرح‌های سه‌بعدی را با تقارنی خیره‌کننده در بناهای عظیمی همچون مسجد جامع اصفهان یا بناهای سمرقند پیاده‌سازی کنند. نبوغ او در این بود که توانست پیچیدگی‌های غیرمنتظم را به قالب‌های منظم ریاضی درآورد.

تداوم این دانش در دستان ریاضی‌دان کاشانی، باعث شد تا مقرنس‌کاری از یک آرایه تزئینی صرف خارج شده و به ابزاری برای انتقال بار سقف و ایجاد سایه‌روشن‌های بی‌پایان تبدیل شود که نمادی از کثرت در وحدت محسوب می‌شود. هندسه مقرنس به گونه‌ای طراحی شده است که با تغییر زاویه تابش نور، جلوه‌های متفاوتی از فضا را خلق می‌کند و بیننده را به تماشای نظمی دعوت می‌کند که ریشه در اعداد و فرمول‌های جبری دارد. کاشانی در محاسبات خود نه تنها به جنبه‌های زیبایی‌شناختی، بلکه به پایداری سازه‌ای این عناصر نیز توجه داشت. او با فرمول‌بندی مساحت سطوح مقعر، راه را برای خلق گنبدهایی هموار کرد که گویی از درون تهی و سبک هستند، در حالی که از نظر مهندسی به شدت دقیق و مستحکم طراحی شده‌اند. این تلفیق هوشمندانه علم و هنر، نشان‌دهنده نبوغ ریاضی‌دانانی است که جهان را از دریچه نسبت‌های طلایی و هندسه مقدس می‌نگریستند و هر جزء از بنا را بر اساس منطقی خلل‌ناپذیر بنا می‌کردند.

در نهایت، می‌توان چنین استنباط کرد که میراث غیاث‌الدین جمشید کاشانی در هنر مقرنس، گواهی بر دوران طلایی تمدن اسلامی و ایرانی است که در آن هیچ مرزی میان علم و زیبایی وجود نداشت. مقرنس‌های باشکوهی که امروزه در گوشه‌و‌کنار جهان اسلام چشم‌ها را به خود خیره می‌کنند، مدیون ذهن‌های تحلیل‌گری هستند که توانستند پیچیدگی‌های جهان هستی را در قالب گره‌های هندسی و حجم‌های مقرنس خلاصه کنند. بازخوانی نقش کاشانی در معماری، به ما یادآوری می‌کند که پایداری و شکوه آثار تاریخی ایران، تنها مرهون ذوق هنری معماران نبوده، بلکه محصول دانش عمیق ریاضی و هندسه‌ای است که پس از قرن‌ها، هنوز هم معماران و پژوهشگران مدرن را به تحسین وا می‌دارد. حفظ و مطالعه این پیوندهای علمی، ضرورتی است برای درک بهتر هویت فرهنگی و هنری ایران که در آن ریاضیات، زبانِ گویای زیبایی و کمال بوده است و هر آجر و کاشی، راوی داستانی از دقت و عشق به دانایی است.

منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش: این نوشتار تحلیلی بر پایه مقاله منتشر شده در ایندیپندنت فارسی (Independent Persian) و مستندات تاریخی مربوط به غیاث‌الدین جمشید کاشانی تنظیم شده است.

خروج از نسخه موبایل