
در حالی که ایران در تاریکی مطلق خبری ناشی از قطع سراسری اینترنت به سر میبرد، گزارشهای رسیده از قلب حادثه تصویرگر وضعیتی هستند که کارشناسان آن را نه یک عملیات پلیسی، بلکه یک «جنگ تمامعیار و یکطرفه» توصیف میکنند. طبق مستندات گردآوری شده توسط بیبیسی فارسی، نیروهای امنیتی و نظامی جمهوری اسلامی با عبور از پروتکلهای مهار شورش، به طور گسترده از سلاحهای جنگی، تکتیراندازها و تیربارهای سنگین علیه معترضانی استفاده کردهاند که تنها سلاحشان فریادهای اعتراضی است. شاهدان عینی و کادر درمان در روایتهایی تکاندهنده به بیبیسی گفتهاند که نحوه برخورد با شهروندان در شهرهایی چون تهران، رشت و سنندج، یادآور صحنههای نبرد شهری است؛ جایی که شلیک مستقیم به نقاط حساس بدن مانند سر و قلب، به دستورالعملی عادی برای واحدهای سرکوبگر تبدیل شده است.
ابعاد هولناک این تقابل نابرابر زمانی آشکارتر میشود که به گزارشهای دریافتی از مراکز درمانی نگاهی بیندازیم. بر اساس گزارش اختصاصی بیبیسی فارسی، تنها در دو بیمارستان در تهران و رشت، انتقال بیش از ۱۱۰ جسد از کشتهشدگان اعتراضات اخیر تأیید شده است. منابع پزشکی که به دلیل ملاحظات امنیتی نامشان فاش نشده، از سردخانههایی سخن میگویند که ظرفیت آنها تکمیل شده و به ناچار پیکر جانباختگان در محیطهای غیرمتعارف نگهداری میشود. این وضعیت در حالی است که به گفته کادر درمان، بسیاری از مجروحان از ترس بازداشت توسط نیروهای امنیتی مستقر در اورژانس، از مراجعه به بیمارستان خودداری کرده و در خانهها با حداقل امکانات پزشکی جان خود را از دست میدهند. این روایتها نشاندهنده استراتژی «کشتار در سکوت» است که با قطع دسترسی به استارلینک و اینترنت ماهوارهای تشدید شده است.
واکنشهای بینالمللی به این روایتهای خونین، از عمق فاجعهای حکایت دارد که وجدان جهانی را متأثر ساخته است. در حالی که سازمانهای حقوق بشری همچون عفو بینالملل استفاده از سلاحهای جنگی علیه غیرنظامیان را مصداق بارز جنایت علیه بشریت دانستهاند، مقامات عالیرتبه جهانی نیز سکوت خود را شکستهاند. آدام شیف، سناتور برجسته آمریکایی، با اشاره به این روایتهای هولناک، تأکید کرده است که هیچ حکومتی نمیتواند با گلوله بر خواستههای برحق مردم خود غلبه کند. از سوی دیگر، گزارشهای منتشر شده در ایران اینترنشنال و تاییدیه برخی منابع غربی نظیر سیبیاس، احتمال افزایش شمار کشتهشدگان به چندین هزار نفر را مطرح کردهاند که این موضوع، ادعای «جنگ یکطرفه» را بیش از پیش به واقعیت نزدیک میکند؛ نبردی که در آن یک سو حکومتی با تمام سازوبرگ نظامی و سوی دیگر، مردمی بیدفاع اما مصمم ایستادهاند.
در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که روایتهای کنونی از داخل ایران، فراتر از یک گزارش خبری، سندی تاریخی از رنج ملتی است که برای دستیابی به کرامت و آزادی، بهایی سنگین میپردازد. این تقابل خونین که در آن گلولههای جنگی پاسخ مطالبات معیشتی و آزادیخواهانه مردم شده، نشاندهنده گسست کامل میان حاکمیت و بدنه جامعه است. قطع اینترنت اگرچه توانسته سرعت انتشار تصاویر را کند نماید، اما نتوانسته است مانع از نفوذ حقیقت به بیرون از مرزها شود. اکنون که پرده از ابعاد وسیع این «کشتار سازمانیافته» برداشته شده، مسئولیت جامعه جهانی برای مداخله موثر و توقف ماشین سرکوب دوچندان شده است. تجربه نشان داده است که صدای مظلومیت مردمی که در کوچههای بنبست هدف شلیک مستقیم قرار میگیرند، در نهایت بلندتر از غرش سلاحهای جنگی خواهد بود و حافظه جمعی ایرانیان این روزهای سخت را به عنوان نقطه بیبازگشت تاریخ معاصر خود ثبت خواهد کرد.
منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش: این نوشتار تحلیلی بر پایه گزارشهای میدانی بیبیسی فارسی، آمارهای مستند ایران اینترنشنال، تحلیلهای سیبیاس (CBS) و بیانیههای عفو بینالملل تنظیم شده است.
