
ابعاد نقض حقوق بشر در جریان اعتراضات ۱۴۰۴، با تمرکز بر آزار و اذیت سیستماتیک بازماندگان، وارد لایههای دردناکی شده است که نمونه بارز آن در وضعیت خانواده «سورنا گلگون» مشاهده میشود. طبق گزارش اختصاصی ایرانوایر به تاریخ ۲۶ دی ۱۴۰۴، سورنا گلگون، معترض جوانی که در جریان اعتراضات تنکابن (شهسوار) هدف شلیک نیروهای امنیتی قرار گرفته بود، جان باخته و اکنون پیکر او به ابزاری برای فشار بر خانوادهاش تبدیل شده است. نهادهای امنیتی با گروگان گرفتن پیکر این جانباخته خیزش ۱۴۰۴، تحویل آن را مشروط به سکوت کامل خانواده، عدم برگزاری مراسم سوگواری عمومی و پذیرش سناریوهای دیکتهشده حاکمیت درباره علت مرگ کردهاند. این رویکرد که بر اساس مستندات عفو بینالملل یک الگوی رایج در سرکوبهای اخیر است، با هدف جلوگیری از تبدیل شدن تشییع جنازهها به کانونهای جدید اعتراض در شهرهای شمالی ایران اجرا میشود.
فشارهای وارده بر خانواده گلگون تنها به گروگانگیری پیکر محدود نمیشود، بلکه شامل تهدیدهای مستقیم و اخاذیهای مالی تحت عناوین واهی است. بر اساس گزارشهای بازتابیافته در ایران اینترنشنال و تأییدیه منابع محلی، مأموران امنیتی با یورش به منزل این خانواده، آنها را تهدید کردهاند که در صورت اطلاعرسانی به رسانههای خارج از کشور، با بازداشت سایر اعضای خانواده و دفن مخفیانه سورنا در مکانی نامعلوم روبرو خواهند شد. این اقدامات همسو با گزارش شبکه سیبیاس (CBS) درباره مقیاس وسیع کشتهشدگان اعتراضات ۱۴۰۴ است که نشان میدهد حاکمیت برای مدیریت آمار ۲۰ هزار نفری جانباختگان، به تاکتیکهای ارعاب محلی و انزوای خانوادههای داغدار متوسل شده است. در شهسوار، فضای امنیتی به قدری شدید گزارش شده که حتی همسایگان و بستگان نزدیک خانواده گلگون نیز تحت نظر قرار گرفتهاند تا مانع از هرگونه شکلگیری تجمع اعتراضی در مراسم احتمالی خاکسپاری شوند.
در سطح کلانتر، پرونده سورنا گلگون آینهای تمامنما از وضعیت هزاران خانوادهای است که در جریان خیزش ۱۴۰۴ عزیزان خود را از دست دادهاند. گزارشهای تحقیقی بیبیسی فارسی نشان میدهند که استفاده از کانتینرهای یخچالدار و سردخانههای مخفی برای نگهداری پیکر معترضان شهرهای شمالی نیز به کار گرفته شده تا فرصت دادخواهی از خانوادهها سلب شود. پزشکان و پرسنل بیمارستانی در شهسوار فاش کردهاند که جراحات سورنا ناشی از شلیک مستقیم با سلاح جنگی بوده، اما مقامات قضایی اصرار دارند علت مرگ را «تصادف» یا «درگیری اراذل و اوباش» ثبت کنند. این مهندسی حقیقت در کنار تحمیل هزینههای سنگین «پول تیر»، بخشی از استراتژی حاکمیت برای تحقیر و درهمشکستن روان جمعی خانوادههایی است که در صف اول اعتراضات ۱۴۰۴ ایستاده بودند.
در نهایت، میتوان چنین نتیجه گرفت که وضعیت خانواده سورنا گلگون، سندی انکارناپذیر بر وقوع جنایت علیه بشریت و آزار سیستماتیک غیرنظامیان در ایران است. وقتی یک حاکمیت از پیکر بیجان یک جوان به عنوان اهرم فشار استفاده میکند، عملاً تمامی میثاقهای اخلاقی و حقوقی را زیر پا گذاشته است. مستندسازی این جنایات توسط رسانههایی چون ایرانوایر و ایران اینترنشنال، نقشی حیاتی در رساندن صدای مظلومیت خانوادههای شهسوار به مجامع بینالمللی ایفا میکند. جامعه جهانی و نهادهای حقوق بشری موظفاند با فشار بر مقامات جمهوری اسلامی، خواستار تحویل فوری و بدون قید و شرط پیکر سورنا گلگون و پایان دادن به تعقیب خانوادههای دادخواه خیزش ۱۴۰۴ شوند. حافظه جمعی ایرانیان نام سورنا و شجاعت خانواده او را در کنار هزاران جانباخته دیگر این روزهای سیاه ثبت خواهد کرد و این جنایات، لکهای پاکنشدنی بر دامن آمرانی باقی خواهد ماند که تصور میکنند با گروگان گرفتن پیکرها میتوانند فریاد عدالتخواهی را خاموش کنند.
منابع مورد استفاده برای تدوین این گزارش: این نوشتار تحلیلی بر پایه گزارشهای میدانی ایرانوایر، مستندات ایران اینترنشنال، گزارشهای تحقیقی بیبیسی فارسی