سایت ملیون ایران

 کاربرد صحیح مسئولیت بین‌المللی برای حفاظت: چگونه جامعهٔ جهانی باید از مطالبهٔ رفراندوم در ایران پشتیبانی کند(ترجمه از آلمانی) + متن آلمانی و انگلیسی نوشته

پروفسور داود غلام آزاد(*)

ترجمه از آلمانی با کمک هوش مصنوعی

در برابر کشتار هزاران معترضِ مسالمت‌جو در ایران، جامعهٔ جهانی گویی در برابر یک انتخابِ ناممکن قرار گرفته است: یا همچنان نظاره‌گر باشد که چگونه رژیم مردمِ خود را سرکوب و قتل‌عام می‌کند، یا خطرِ مداخلهٔ نظامی را بپذیرد. اما این دوگانهٔ ظاهری، یک واقعیتِ تعیین‌کننده را نادیده می‌گیرد: اپوزیسیون ایران مدت‌هاست راهِ سومی را خود مطرح کرده است، راهی روشن و مشخص – برگزاری یک رفراندوم دربارهٔ آیندهٔ جمهوری اسلامی، تحت نظارت بین‌المللی..

این مطالبه نه تازه است و نه تحمیلی از بیرون. این خواست از دلِ جنبش دموکراتیک ایران برآمده، از سوی همان مردمی که امروز برای آزادی‌شان هزینه می‌دهند. در دوم ژانویهٔ ۲۰۲۶، هفده چهرهٔ برجستهٔ سیاسی و مدنی – از جمله وکیل زندانی حقوق بشر محمد نجفی، فیلم‌سازان جعفر پناهی و محمد رسول‌اف، و برندهٔ جایزهٔ صلح نوبل نرگس محمدی (که به‌دلیل حبس انفرادی از سوی خانواده‌اش نمایندگی می‌شد) – بیانیه‌ای مشترک را امضا کردند که در آن خواهان گذار مسالمت‌آمیز از جمهوری اسلامی شدند. چنین رفراندومی به مردم ایران امکان می‌دهد که به‌طور صلح‌آمیز و دموکراتیک دربارهٔ نظام سیاسی خود تصمیم بگیرند. مشروعیت این خواست تردیدبردار نیست: رژیمی که هزاران شهروندِ بی‌دفاع را به گلوله می‌بندد و هر نوع انتقال مسالمت‌آمیز قدرت را ناممکن می‌کند، حقِ حکمرانی را از دست داده است.

چرا دو گزینهٔ نخست شکست می‌خورند

گزینهٔ نخست – ادامهٔ تماشا – از نظر اخلاقی کاملاً ورشکسته است. پس از دهه‌ها ناکامی، از سرکوب جنبش سبز در سال ۱۳۸۸ گرفته تا کشتار اعتراضات بنزینی ۱۳۹۸ و رخدادهای اخیر، جامعهٔ جهانی به‌طور نظام‌مند از به‌کارگیری ابزارها و تدابیر غیرخشونت‌آمیزِ اصلِ «مسئولیت حفاظت» سازمان بین الملل غفلت کرده است. به‌جای پیشگیری و مداخلهٔ مدنی، تنها به بیانیه‌های دیپلماتیک و تحریم‌های نیم‌بند بسنده شد، در حالی که دیپلماسی هسته‌ای و منافع اقتصادی در اولویت قرار داشت. حاصل این رویکرد روشن است: هزاران کشته و رژیمی که صرفاً با اتکاء به خشونت عریان بر سرِ قدرت مانده است

گزینهٔ دوم – مداخلهٔ نظامی – نیز، هرچند به دلایل دیگر، به همان اندازه مسئله‌دار است. حملات اخیر آمریکا و اسرائیل به تأسیسات هسته‌ای ایران نشان داده که چنین مداخله‌ای چه شکلی خواهد داشت: حملات هوایی به زیرساخت‌های نظامی و احتمال «سر بریدن» رهبری رژیم، بدون حضور نیروهای زمینی. برخلاف عراق یا افغانستان، اشغالی در کار نخواهد بود. اما دقیقاً همین امر این گزینه را خطرناک‌تر می‌کند: حملات هوایی می‌توانند زیرساخت‌ها را ویران کنند، رأس قدرت را از میان بردارند و هزاران غیرنظامی را قربانی کنند، بی‌آنکه گذار دموکراتیکی را ممکن سازند. نتیجه، خلأ قدرت، واکنش‌های تلافی‌جویانهٔ نیروهای نیابتی ایران از عراق تا یمن، مسدود شدن تنگهٔ هرمز و احتمال جنگ داخلی سراسری بر پایهٔ شکاف‌های قومی و مذهبی خواهد بود. پس از بمباران چه کسی حکومت خواهد کرد؟ کدام نیروها قدرت را به دست خواهند گرفت؟ مداخلهٔ نظامی بدون اشغال یا بدون وجود یک آلترناتیو سازمان‌یافتهٔ داخلی، یعنی ویرانی بدون سازندگی، هرج‌ومرج بدون راه‌حل.

 گزینهٔ سوم بر پایهٔ »اصلِ مسئولیتِ دولت‌ها و جامعهٔ جهانی در حفاظت از مردم«: پشتیبانیِ بین‌المللی از رفراندوم

امیان تماشای منفعلانه و مداخلهٔ ویرانگر نظامی، مطالبه‌ای قرار دارد که سال‌هاست از سوی اپوزیسیون ایران مطرح شده است: رفراندومی زیر نظارت بین‌المللی. این گزینه دقیقاً همان چیزی است که «مسئولیت حفاظت» برای آن طراحی شده بود – اما تاکنون به‌طور سیستماتیک نادیده گرفته شده است.

»مسئولیت حفاظت« چیست و در مورد ایران چگونه باید به کار رود

اصل »مسئولیت حفاظت« (Responsibility to Protect) در سال ۲۰۰۵ توسط مجمع عمومی سازمان ملل، در واکنش به فجایعی چون رواندا و سربرنیتسا، تصویب شد. این اصل بر سه ستون استوار است:

ستون اول:هر دولت مسئولیت اولیه دارد که از شهروندان خود در برابر نسل‌کشی، جنایات جنگی، پاکسازی قومی و جنایت علیه بشریت محافظت کند. جمهوری اسلامی نه‌تنها در این مسئولیت شکست خورده، بلکه خود به عاملِ جنایت تبدیل شده و به‌طور سیستماتیک شهرونانش را قتل‌عام می‌کند.

ستون دوم: جامعهٔ جهانی باید از دولت‌های مسعول از طریق اقدامات غیرخشونت‌آمیز پشتیبانی کند: پیشگیری، توانمندسازی، میانجی‌گری دیپلماتیک و کمک‌های فنی. این ستون در مورد ایران دهه‌هاست که عملاً نادیده گرفته شده و جای مداخلهٔ مدنیِ سازمان‌یافته را واکنش‌های سطحی گرفته است.

ستون سوم: اگر دولتی آشکارا شکست بخورد، جامعهٔ جهانی باید مداخله کند – ابتدا با ابزارهای غیرخشونت‌آمیز (دیپلماسی، تحریم‌ها، سازوکارهای قضایی) و فقط به‌عنوان آخرین راه، با اقدام نظامیِ دارای مجوز سازمان ملل. مشکل اینجاست که بحث‌ها اغلب بلافاصله به گزینهٔ نظامی می‌پرند، در حالی که ابزارهای غیرخشونت‌آمیزِ ستون سوم – که باید پیش از هر چیز به‌کار گرفته شوند – تقریباً استفاده نمی‌شوند.

مطالبهٔ رفراندوم در ایران، نمونهٔ کاملِ به‌کارگیریِ ستونِ دومِ اصلِ مسئولیتِ حمایت و عناصرِ غیرخشونت‌آمیزِ ستونِ سومِ آن است. این مطالبه، مشروعیت دموکراتیک را با گذارِ مسالمت‌آمیز پیوند می‌دهد. حقِ تعیینِ سرنوشتِ مردمِ ایران را محترم می‌شمارد، از گسترشِ خشونت جلوگیری می‌کند و مسیری روشن برای گذار به نظمی دموکراتیک پیش می‌نهد؛ دقیقاً همان هدفی که اصلِ مسئولیتِ حمایت برای آن وضع شده است.

اقدامات مشخص غیرخشونت‌آمیز: اکنون چه باید کرد

جامعهٔ جهانی باید این مطالبه را با تمام ابزارهای غیرخشونت‌آمیزی که »مسئولیت حفاظت« پیش‌بینی کرده، پشتیبانی کند.

رهایی فناورانه (ستون دوم): فعال‌سازی فوری اینترنت ماهواره‌ای مانند

 استارلینک، تا رژیم نتواند ارتباطات دیجیتال را قطع کند. این امر به اپوزیسیون امکان سازماندهی، آماده‌سازی رفراندوم و مستندسازی جنایات را می‌دهد.

تحریم‌های هدفمند (ستون سوم، غیرخشونت‌آمیز):اعلام سپاه پاسداران به‌عنوان سازمان تروریستی و اعمال «تحریم‌های هوشمند» فراگیر علیه همهٔ مقامات رژیم – بیش از ۲۰۰ هزار عضو سپاه، همهٔ قضات، دادستان‌ها و نیروهای امنیتی – با ثبت اسامی، ممنوعیت سفر و مسدودسازی دارایی‌ها. نه علیه مردم، بلکه علیه مسئولان.

فشار اقتصادی (ستون سوم، غیرخشونت‌آمیز): مسدودسازی همهٔ دارایی‌های دولتی ایران در خارج از کشور – ذخایر بانک مرکزی، صندوق‌های دولتی و شرکت‌های وابسته. اعمال تحریم‌های ثانویه علیه هر شرکت بین‌المللی که با رژیم معامله می‌کند.

حمایت مستقیم از مردم (ستون دوم): انتقال مالی مستقیم به خانوادههای ایرانی از طریق ارزهای دیجیتال، برای جبران آثار تحریم‌ها. پشتیبانی از جنبش‌های اعتصابی تا مردم بتوانند از طریق نافرمانی اقتصادی فشار وارد کنند.

انزوای دیپلماتیک (ستون سوم، غیرخشونت‌آمیز): فراخوان هماهنگ سفیران کشورهای دموکراتیک، تعلیق عضویت ایران در نهادهای سازمان ملل و بستن سفارتخانه‌های رژیم. هم‌زمان، به‌رسمیت شناختن اپوزیسیون دموکراتیک ایران به‌عنوان صدای مشروع مردم ایران.

سازوکارهای قضایی بین‌المللی (ستون سوم، غیرخشونت‌آمیز): ایجاد فوری کمیسیون حقیقت و آشتی، مستندسازی همهٔ جنایات و ثبت اسامی عاملان. آماده‌سازی دادگاه‌ها. ارسال پیامی روشن به نیروهای امنیتی: راه خروج از طریق همکاری وجود دارد، اما برای جنایتکارانِ جمعی مصونیت نخواهد بود.

مشوق‌ها برای جداشدگان (ستون دوم و سوم): عفو برای نیروهای رده‌پایین که از دستگاه سرکوب جدا می‌شوند، گذارهای مذاکره‌شده برای کارگزاران عمل‌گرا، و ارائهٔ چشم‌انداز یک «طرح مارشال» برای ایرانِ دموکراتیک – با تضمین حمایت گستردهٔ بین‌المللی پس از گذار.

هیئت نظارت سازمان ملل (ستون دوم و سوم): آماده‌سازی مأموریت سازمان ملل برای رفراندوم، با نیرو، لجستیک، کمیسیون‌های مستقل رأی‌گیری، سازوکارهای شفاف شمارش آرا و کارشناسان حقوقی بین‌المللی برای دوران گذار.

چرا این گزینه خیال‌پردازانه نیست

 این گزینهٔ سوم خیال‌پردازانه نیست. این دقیقاً همان چیزی است که اصلِ »مسئولیتِ حمایت« پیش‌بینی کرده و سابقهٔ تاریخی نیز دارد. آفریقای جنوبی در سال ۱۹۹۲، با فشار بین‌المللی و از طریق یک رفراندوم، به دوران آپارتاید پایان داد – مداخلهٔ غیرخشونت‌آمیز از طریق تحریم‌ها همراه با مقاومت داخلی، به گذار توافقی انجامید. صربستان در سال ۲۰۰۰، میلوسویچ را با مقاومت غیرخشونت‌آمیز جنبش »اُتپور« و حمایت بین‌المللی سرنگون کرد – ظرف چند ماه و بدون دخالت نظامی خارجی. تیمور شرقی نیز در سال ۱۹۹۹، با رفراندومی تحت نظارت سازمان ملل و با وجود تهدیدهای گستردهٔ خشونت، به استقلال رسید. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که جنبش‌های غیرخشونت‌آمیز با پشتیبانی بین‌المللی، دو برابر جنبش‌های مسلحانه موفق‌ترند..

مسئله این نیست که این گزینه کار نمی‌کند – مسئله این است که هرگز به‌طور جدی آزموده نشده است. جامعهٔ جهانی به ندرت در پیشگیری سرمایه‌گذاری می‌کند (ستون دوم) و ابزارهای غیرخشونت‌آمیز (ستون سوم) را به‌طور کامل به‌کار نمی‌گیرد. در عوض، میان بی‌عملی و بحث دربارهٔ مداخلهٔ نظامی سرگردان مانده است.

زمانِ اقدام، اکنون است

هفده امضاکنندهٔ بیانیهٔ دوم ژانویهٔ ۲۰۲۶ به‌روشنی گفته‌اند: »تنها راه نجات ایران، گذار از جمهوری اسلامی است – خواستی که نه موقتی است و نه سرکوب‌پذیر. آیندهٔ ایران بر نظمی دموکراتیک استوار خواهد بود که بر حاکمیت ملت، منافع ملی و روابط عادی با همهٔ کشورهای جهان بنا شده است«.

اپوزیسیون دموکراتیک ایران راه را نشان داده است. جامعهٔ جهانی باید این مطالبهٔ دموکراتیک و مسالمت‌آمیز را سرانجام جدی بگیرد و با همهٔ ابزارهای غیرخشونت‌آمیزی که اصلِ »مسئولیتِ حفاظت« پیش‌بینی کرده، از آن پشتیبانی کند. نه در ماه‌های آینده، نه پس از هزاران کشتهٔ دیگر – اکنون.  :

سه گزینه روی میز قرار دارند. ادامهٔ تماشا به معنی شکست ستون‌های اول و دوم اصلِ »مسئولیتِ حمایت« و تداوم کشتار خواهد بود. حملات هوایی نظامی، پرش به ستون سوم بدون بهره‌گیری از ابزارهای غیرخشونت‌آمیز است – هرج‌ومرجی بی‌راه‌حل. پشتیبانی بین‌المللی از رفراندوم، اجرای کامل و درست اصلِ »مسئولیتِ حمایت« است – گذار مسالمت‌آمیز و دموکراتیک از طریق مداخلهٔ جامع غیرخشونت‌آمیز. انتخاب روشن است.

حتی هرگونه برنامه‌ریزی یک‌جانبه برای مداخلهٔ نظامی – همان‌گونه که ایالات متحده مطرح کرده است – باید مشروط به تحقق این مطالبهٔ گذار مسالمت‌آمیز قدرت باشد؛ به‌عنوان آخرین گزینه، نه جایگزینِ اجرای کامل و مستمر اصلِ »مسئولیتِ حفاظت«.

هانوفر، ۱۸ ژانویهٔ ۲۰۲۶
https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/

 

(*) داود غلام آزاد پروفسور بازنشسته رشته جامعه شناسی در دانشگاه هانوفر آلمان است. از ایشان نوشته ها و کتب متعددی در زمینه مشکلات دموکراسی در ایران موجود میباشد.

 


متن آلمانی نوشته:

Dawud Gholamasad

„Responsibility to Protect”(R2P) richtig anwenden: Wie die Weltgemeinschaft Irans Referendum-Forderung unterstützen muss


Angesichts des Massakers an Tausenden friedlicher Demonstranten in Iran scheint die Weltgemeinschaft vor einer unlösbaren Wahl zu stehen: Entweder weiter zuschauen, wie das Regime seine eigene Bevölkerung niederschlägt, oder eine militärische Intervention riskieren. Doch diese falsche Dichotomie übersieht eine entscheidende Tatsache: Die iranische Opposition selbst hat längst eine dritte Option formuliert – ein Referendum unter internationaler Beobachtung über die Zukunft der Islamischen Republik.

Diese Forderung ist nicht neu und kommt nicht von außen. Sie stammt aus dem Herzen der demokratischen Bewegung im Iran, von den Menschen, die gerade für ihre Freiheit kämpfen. Am 2. Januar 2026 unterzeichneten 17 prominente politische und zivilgesellschaftliche Aktivisten – darunter der inhaftierte Menschenrechtsanwalt Mohammad Najafi, die Filmemacher Jafar Panahi und Mohammad Rasoulof, sowie die Friedensnobelpreisträgerin Narges Mohammadi (vertreten durch ihre Familie, da sie in Einzelhaft ist) – eine gemeinsame Erklärung, die einen friedlichen Übergang weg von der Islamischen Republik fordert. Ein solches Referendum würde dem iranischen Volk die Möglichkeit geben, friedlich und demokratisch über sein politisches System zu entscheiden. Die Legitimität dieser Forderung ist unbestreitbar: Ein Regime, das Tausende unbewaffnete Bürger erschießt und jeden friedlichen Machtwechsel unmöglich macht, hat sein Recht zu herrschen verwirkt.

 Warum die ersten beiden Optionen scheitern

Die erste Option – weiteres Zuschauen – ist moralisch bankrott. Nach Jahrzehnten des Versagens, vor allem seit der Niederschlagung der Grünen Bewegung 2009 über das Massaker bei den Benzinprotesten 2019 bis zu den heutigen Ereignissen, hat die internationale Gemeinschaft die gewaltlosen Schutzmaßnahmen der „Responsibility to Protect” (R2P) systematisch vernachlässigt. Statt Prävention und gewaltlose Intervention gab es nur diplomatische Statements und halbherzige Sanktionen, während Atomdiplomatie und wirtschaftliche Interessen Vorrang hatten. Das Ergebnis: Tausende Tote und ein Regime, das sich nur durch nackte Gewalt an der Macht hält.

Die zweite Option – militärische Intervention – ist ebenso problematisch, wenn auch aus anderen Gründen. Die jüngsten Angriffe der USA und Israels auf iranische Atomanlagen haben gezeigt, welche Form eine solche Intervention annehmen würde: Luftschläge auf militärische Infrastruktur und mögliche Enthauptung des Regimes, aber keine Bodentruppen. Anders als in Irak oder Afghanistan würde es keine Besatzung geben. Doch gerade das macht diese Option noch gefährlicher: Luftangriffe würden die Infrastruktur des Regimes beschädigen, das Regime enthaupten und Tausende Zivilisten töten, aber sie würden keinen demokratischen Übergang ermöglichen. Stattdessen drohen ein Machtvakuum, regionale Vergeltungsschläge durch iranische Stellvertretermilizen von Irak bis Jemen, die Blockade der Straße von Hormus und ein möglicher landesweiter Bürgerkrieg entlang ethnischer und religiöser Linien. Wer würde nach den Bomben regieren? Welche Kräfte würden die Macht ergreifen? Eine militärische Intervention ohne Besatzung oder im Iran existierende organisierte Alternative bedeutet Zerstörung ohne Aufbau – Chaos ohne Lösung.

Die dritte Option im Rahmen von R2P: Internationale Unterstützung für das Referendum

Zwischen passivem Zuschauen und zerstörerischer Militärintervention liegt die seit Jahren vorliegende Forderung der iranischen Opposition: ein Referendum unter internationaler Beobachtung. Diese Option entspricht genau dem, wofür die Schutzverantwortung (R2P) eigentlich geschaffen wurde – nur dass sie bisher konsequent ignoriert wurde.

Was R2P bedeutet und wie es im Iran angewendet werden müsste

Die Schutzverantwortung (Responsibility to Protect, R2P) wurde 2005 von der UN-Generalversammlung verabschiedet als Antwort auf Völkermorde wie in Ruanda und Srebrenica. Das Prinzip basiert auf drei Säulen:

Säule 1: Jeder Staat hat die primäre Verantwortung, seine Bevölkerung vor Völkermord, Kriegsverbrechen, ethnischen Säuberungen und Verbrechen gegen die Menschlichkeit zu schützen. Die Islamische Republik hat diese Verantwortung nicht nur verletzt – sie ist selbst der Täter, der systematisch seine eigene Bevölkerung massakriert.

Säule 2: Die internationale Gemeinschaft soll Staaten durch gewaltlose Maßnahmen unterstützen – durch Prävention, Kapazitätsaufbau, diplomatische Vermittlung, technische Hilfe. Genau diese Säule wurde im Fall Iran über Jahrzehnte vernachlässigt. Statt systematischer gewaltloser Intervention gab es nur halbherzige Reaktionen.

Säule 3: Wenn ein Staat offensichtlich versagt, muss die internationale Gemeinschaft eingreifen – zunächst mit gewaltlosen Mitteln (Diplomatie, Sanktionen, Justizmechanismen), und nur als allerletzte Option mit militärischen Maßnahmen durch UN-Mandat. Das Problem: Die Debatte springt meist direkt zur militärischen Option, während die gewaltlosen Instrumente der Säule 3 – die eigentlich zuerst ausgeschöpft werden müssten – kaum genutzt werden.

Die iranische Referendumsforderung ist die perfekte Anwendung von R2P Säule 2 und den gewaltlosen Elementen von Säule 3. Sie verbindet demokratische Legitimität mit friedlicher Transformation. Sie respektiert die iranische Selbstbestimmung, vermeidet weitere Gewalt und bietet einen klaren Weg zu einem demokratischen Übergang – genau das, was R2P erreichen soll.

Konkrete gewaltlose Maßnahmen – was jetzt geschehen muss

Die Weltgemeinschaft muss diese Forderung jetzt mit allen gewaltlosen Mitteln unterstützen, die R2P vorsieht:

Technologische Befreiung (Säule 2): Sofortige Aktivierung von Satelliten-Internet wie Starlink, damit das Regime die digitale Kommunikation nicht mehr blockieren kann. Dies ermöglicht der Opposition, sich zu organisieren, das Referendum vorzubereiten und Verbrechen zu dokumentieren.

Gezielte Sanktionen (Säule 3, gewaltlos): Die Erklärung der „Revolutionsgarde“ als terroristische Organisation, Totale “Smart Sanctions” gegen alle Regimefunktionäre – alle 200.000+ Revolutionsgardisten, alle Richter, Staatsanwälte und Sicherheitskräfte namentlich erfasst mit Reiseverboten und Vermögenssperren. Nicht gegen die Bevölkerung, sondern gegen die Verantwortlichen.

Wirtschaftlicher Druck (Säule 3, gewaltlos): Einfrieren aller iranischen Staatsvermögen im Ausland – Zentralbankreserven, Staatsfonds, staatsnahe Unternehmen. Sekundärsanktionen gegen jedes internationale Unternehmen, das mit dem Regime Geschäfte macht.

Direkte Bevölkerungsunterstützung (Säule 2): Finanzielle Transfers an iranische Haushalte über Kryptowährungen als Kompensation für Sanktionsfolgen. Unterstützung für Streikbewegungen, damit die Bevölkerung durch wirtschaftliche Verweigerung Druck ausüben kann.

Diplomatische Isolation (Säule 3, gewaltlos): Koordinierter Botschafterabzug aller demokratischen Staaten, Suspendierung aus allen UN-Gremien, Schließung aller iranischen Botschaften. Gleichzeitig: Anerkennung der demokratischen Opposition im Iran als legitime Stimme des iranischen Volkes.

Internationale Justizmechanismen (Säule 3, gewaltlos): Einrichtung einer Wahrheits- und Versöhnungskommission bereits jetzt – Dokumentation aller Verbrechen, namentliche Erfassung aller Täter. Vorbereitung von Tribunalen. Signal an Sicherheitskräfte: Es gibt Ausstiegsoptionen durch Kooperation, aber keine Straffreiheit für Massenmörder.

Anreize für Überläufer (Säule 2 & 3): Amnestie für niederrangige Sicherheitskräfte, die desertieren. Verhandelte Übergänge für pragmatische Funktionäre. Ein “Marshall-Plan” für ein demokratisches Iran – die klare Perspektive, dass nach dem Übergang massive internationale Unterstützung für Wiederaufbau und Demokratisierung folgt.

UN-Beobachtungsmission (Säule 2 & 3): Vorbereitung einer UN-Mission für das Referendum mit Personal, Logistik, unabhängigen Wahlkommissionen, transparenten Zählmechanismen und internationalen Rechtsexperten für den Übergang.

Warum diese Option nicht utopisch ist

Diese dritte Option ist nicht utopisch. Sie entspricht genau dem, was R2P vorsieht, und sie hat historische Präzedenz:

Südafrika beendete die Apartheid 1992 durch ein Referendum unter internationalem Druck – gewaltlose Intervention durch Sanktionen plus internen Widerstand führten zu einem verhandelten Übergang. Serbien stürzte Milošević ۲۰۰۰ durch gewaltlosen Widerstand der Otpor-Bewegung mit internationaler Unterstützung – innerhalb von Monaten, ohne externes Militär. Timor-Leste erreichte 1999 seine Unabhängigkeit durch ein UN-überwachtes Referendum trotz massiver Gewaltandrohungen. Die Forschung zeigt eindeutig: Gewaltlose Bewegungen mit internationaler Unterstützung sind doppelt so erfolgreich wie gewaltsame.

Das Problem ist nicht, dass diese Option nicht funktioniert – das Problem ist, dass sie nicht ernsthaft versucht wird. Die internationale Gemeinschaft investiert kaum in Prävention (Säule 2) und schöpft die gewaltlosen Instrumente (Säule 3) nicht aus. Stattdessen schwankt sie zwischen Untätigkeit und der Debatte über militärische Intervention.

Die Zeit zu handeln ist jetzt

Die 17 Unterzeichner der Erklärung vom 2. Januar 2026 haben es formuliert: “Der einzige Weg zur Rettung Irans ist ein Übergang weg von der Islamischen Republik – eine Forderung, die weder vorübergehend noch unterdrückbar ist. Die Zukunft Irans wird auf einer demokratischen Ordnung ruhen, die auf Volkssouveränität, nationalen Interessen und normalen Beziehungen zu allen Ländern der Welt gründet.”

Die iranische demokratische Opposition hat den Weg gewiesen. Die Weltgemeinschaft muss diese demokratische, friedliche Forderung endlich ernst nehmen und mit allen gewaltlosen Mitteln unterstützen, die R2P vorsieht. Nicht in Monaten. Nicht nach weiteren Tausenden Toten. Jetzt.

Die drei Optionen liegen auf dem Tisch. Weiteres Zuschauen bedeutet das Versagen von R2P Säule 1 und 2 – weitere Massaker. Militärische Luftschläge bedeuten den Sprung zu R2P Säule 3 ohne Ausschöpfung gewaltloser Mittel – Chaos ohne Lösung. Die internationale Unterstützung für ein Referendum bedeutet die konsequente Anwendung von R2P, wie es gedacht war – friedliche, demokratische Transformation durch umfassende gewaltlose Intervention. Die Wahl ist klar.

 

Selbst eine mögliche unilaterale Planung militärischer Interventionen – wie sie die USA in Aussicht gestellt haben – muss von der Erfüllung dieser Forderung nach friedlicher Transformation der Macht abhängig gemacht werden, als letzte Option, nicht als Ersatz für die konsequente Anwendung von R2P.

Hannover, 18.1.2026
https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/

 

متن انگلیسی نوشته:

Dawud Gholamasad

Applying “Responsibility to Protect” (R2P) Correctly: How the International Community Must Support Iran’s Referendum Demand

Faced with the massacre of thousands of peaceful demonstrators in Iran, the international community appears confronted with an unsolvable choice: either continue watching as the regime slaughters its own population, or risk military intervention. Yet this false dichotomy overlooks a crucial fact: the Iranian opposition itself has long articulated a third option—a referendum under international observation on the future of the Islamic Republic.

This demand is neither new nor imposed from outside. It comes from the heart of Iran’s democratic movement, from the people currently fighting for their freedom. On January 2, 2026, seventeen prominent political and civil society activists—including imprisoned human rights lawyer Mohammad Najafi, filmmakers Jafar Panahi and Mohammad Rasoulof, and Nobel Peace Prize laureate Narges Mohammadi (represented by her family, as she remains in solitary confinement)—signed a joint declaration calling for a peaceful transition away from the Islamic Republic. Such a referendum would give the Iranian people the opportunity to decide peacefully and democratically on their political system. The legitimacy of this demand is indisputable: a regime that shoots thousands of unarmed citizens and makes any peaceful transfer of power impossible has forfeited its right to rule.

Why the First Two Options Fail

The first option—continued observation—is morally bankrupt. After decades of failure, especially since the crushing of the Green Movement in 2009, through the massacre during the 2019 gasoline protests, to today’s events, the international community has systematically neglected the non-violent protective measures of the “Responsibility to Protect” (R2P). Instead of prevention and non-violent intervention, there were only diplomatic statements and half-hearted sanctions, while nuclear diplomacy and economic interests took precedence. The result: thousands dead and a regime clinging to power solely through naked violence.

The second option—military intervention—is equally problematic, though for different reasons. Recent U.S. and Israeli strikes on Iranian nuclear facilities have demonstrated what form such intervention would take: airstrikes on military infrastructure and possible decapitation of the regime, but no ground troops. Unlike Iraq or Afghanistan, there would be no occupation. Yet this is precisely what makes this option even more dangerous: airstrikes would damage the regime’s infrastructure, decapitate its leadership, and kill thousands of civilians, but they would not enable democratic transition. Instead, they threaten a power vacuum, regional retaliation by Iranian proxy militias from Iraq to Yemen, the blockade of the Strait of Hormuz, and a potential nationwide civil war along ethnic and religious lines. Who would govern after the bombs? Which forces would seize power? Military intervention without occupation or an organized alternative existing within Iran means destruction without reconstruction—chaos without solution.

The Third Option Within the R2P Framework: International Support for the Referendum

Between passive observation and destructive military intervention lies the long-standing demand of the Iranian opposition: a referendum under international observation. This option corresponds exactly to what the Responsibility to Protect (R2P) was actually created for—except that it has been consistently ignored thus far.

What R2P Means and How It Must Be Applied in Iran

The Responsibility to Protect (R2P) was adopted by the UN General Assembly in 2005 as a response to genocides like those in Rwanda and Srebrenica. The principle is based on three pillars:

Pillar 1: Every state has the primary responsibility to protect its population from genocide, war crimes, ethnic cleansing, and crimes against humanity. The Islamic Republic has not merely violated this responsibility—it is itself the perpetrator, systematically massacring its own population.

Pillar 2: The international community should support states through non-violent measures—through prevention, capacity building, diplomatic mediation, technical assistance. This is precisely the pillar that has been neglected in Iran’s case for decades. Instead of systematic non-violent intervention, there were only half-hearted responses.

Pillar 3: When a state manifestly fails, the international community must intervene—first with non-violent means (diplomacy, sanctions, judicial mechanisms), and only as a last resort with military measures authorized by UN mandate. The problem: the debate usually jumps directly to the military option, while the non-violent instruments of Pillar 3—which should actually be exhausted first—are barely utilized.

The Iranian referendum demand is the perfect application of R2P Pillar 2 and the non-violent elements of Pillar 3. It combines democratic legitimacy with peaceful transformation. It respects Iranian self-determination, avoids further violence, and offers a clear path to democratic transition—exactly what R2P is meant to achieve.

Concrete Non-Violent Measures—What Must Happen Now

The international community must now support this demand with all non-violent means provided by R2P:

Technological Liberation (Pillar 2): Immediate activation of satellite internet like Starlink, so the regime can no longer block digital communication. This enables the opposition to organize, prepare the referendum, and document crimes.

Targeted Sanctions (Pillar 3, non-violent): Declaration of the “Revolutionary Guards” as a terrorist organization. Total “smart sanctions” against all regime functionaries—all 200,000+ Revolutionary Guards, all judges, prosecutors, and security forces individually registered with travel bans and asset freezes. Not against the population, but against those responsible.

Economic Pressure (Pillar 3, non-violent): Freezing all Iranian state assets abroad—central bank reserves, sovereign funds, state-affiliated companies. Secondary sanctions against any international company doing business with the regime.

Direct Population Support (Pillar 2): Financial transfers to Iranian households via cryptocurrencies as compensation for sanctions consequences. Support for strike movements, enabling the population to exert pressure through economic refusal.

Diplomatic Isolation (Pillar 3, non-violent): Coordinated withdrawal of ambassadors by all democratic states, suspension from all UN bodies, closure of all Iranian embassies. Simultaneously: recognition of Iran’s democratic opposition as the legitimate voice of the Iranian people.

International Justice Mechanisms (Pillar 3, non-violent): Establishment of a truth and reconciliation commission now—documentation of all crimes, individual registration of all perpetrators. Preparation of tribunals. Signal to security forces: there are exit options through cooperation, but no impunity for mass murderers.

Incentives for Defectors (Pillars 2 & 3): Amnesty for low-ranking security forces who desert. Negotiated transitions for pragmatic functionaries. A “Marshall Plan” for democratic Iran—the clear prospect that after transition, massive international support for reconstruction and democratization will follow.

UN Observation Mission (Pillars 2 & 3): Preparation of a UN mission for the referendum with personnel, logistics, independent electoral commissions, transparent counting mechanisms, and international legal experts for the transition.

Why This Option Is Not Utopian

This third option is not utopian. It corresponds exactly to what R2P envisions, and it has historical precedent:

South Africa ended apartheid in 1992 through a referendum under international pressure—non-violent intervention through sanctions plus internal resistance led to a negotiated transition. Serbia overthrew Milošević in 2000 through non-violent resistance by the Otpor movement with international support—within months, without external military force. East Timor achieved independence in 1999 through a UN-supervised referendum despite massive threats of violence. Research shows clearly: non-violent movements with international support are twice as successful as violent ones.

The problem is not that this option doesn’t work—the problem is that it is not seriously attempted. The international community invests little in prevention (Pillar 2) and fails to exhaust non-violent instruments (Pillar 3). Instead, it oscillates between inaction and debate over military intervention.

The Time to Act Is Now

The seventeen signatories of the January 2, 2026 declaration stated it clearly: “The only way to save Iran is a transition away from the Islamic Republic—a demand that is neither temporary nor suppressible. Iran’s future will rest on a democratic order based on popular sovereignty, national interests, and normal relations with all countries of the world.”

Iran’s democratic opposition has shown the way. The international community must finally take this democratic, peaceful demand seriously and support it with all non-violent means provided by R2P. Not in months. Not after thousands more deaths. Now.

The three options are on the table. Continued observation means the failure of R2P Pillars 1 and 2—more massacres. Military airstrikes mean jumping to R2P Pillar 3 without exhausting non-violent means—chaos without solution. International support for a referendum means the consistent application of R2P as it was intended—peaceful, democratic transformation through comprehensive non-violent intervention. The choice is clear.

Even a possible unilateral planning of military interventions—as the United States has indicated—must be made contingent on the fulfillment of this demand for peaceful transformation of power, as a last option, not as a replacement for the consistent application of R2P.

Hanover, January 18, 2026
https://gholamasad.jimdofree.com/kontakt/

خروج از نسخه موبایل