
گفتگو با نادر عصاره از سایت به پیش
همایون مهمنش
نادر عصاره: واقعیت این است که جنبشهای اجتماعی اخیر، از جمله «زن، زندگی، آزادی»، از فقدان آلترناتیو دموکراتیک رنج میبرند. امروز خلا و نبود آلترناتیوی دموکراتیک منجر شده است که بخشی از مردم خسته از سرکوب و بیداد جمهوری اسلامی به برخی جریانات که با دموکراسی بیگانه اند، روی خوش نشان دهند.
علاقمندیم نظر شما را برای خوانندگان به پیش پیرامون پرسش های زیر بدانیم:
س ۱ – آلترناتیوهای موجود، ممکن ومطلوب در سپهر سیاسی ایران کنونی کدامند؟
در آغاز لازم میدانم به ملت ایران، بهدلیل از دست دادن هزاران فرزند دلاور خود، تسلیت بگویم و انزجارم را از رژیمی که فقر، فلاکت، مرگ و جنایت را بر ملت ایران تحمیل کرده است، ابراز کنم. کشتار اخیر مردم بار دیگر نشان میدهد که رژیم برای بقای خود راهی جز رودررویی کامل با مردم ایران نمیبیند.
پیش از پاسخ مستقیم به سوال شما، اشاره به چند نکته ضروری است:
۱. نهاد و نیروسازی:
بیش از هفت دهه سرکوب احزاب، نهادهای سیاسی و مدنی و حذف شخصیتهای برجسته و مورد اعتماد مردم، اثرات عمیق خود را بر جای گذاشته است. امروز ما فاقد نهادهایی هستیم که مردم آنها را بشناسند، به آنها اعتماد کنند و از طریق آنها بتوانند قدرت جمعی خود را اعمال کرده و مسیر دستیابی به آزادی، استقلال و عدالت اجتماعی را هموار سازند.
در غیاب این نهادها و در شرایطی که مردم بهصورت پراکنده و ناهماهنگ عمل میکنند، امکان مقابله با سرکوب سازمانیافته رژیم وجود ندارد. تنها زمانی که کنشهای مردمی هدفمند، هماهنگ و سازمانیافته شوند، به نیرو و نهاد تبدیل شده و قادر خواهند بود ـ در صورت فراهم بودن مجموعه شرایط ـ گذار از جمهوری اسلامی را رقم بزنند. معمولاً در همین روند است که رهبری مبارزات نیز تبلور مییابد.
۲. تحلیل درست از شرایط:
موفقیت در گذار به دموکراسی مستلزم شناخت و تحلیل دقیق از شرایط، امکانات و موانع پیشرو است. بدیهی است کنشگرانی که در داخل کشور و در متن میدان عمل حضور دارند، بهمراتب بهتر از نیروهای خارج از کشور میتوانند شرایط و شیوههای مناسب هر مقطع را تشخیص دهند. فراخوان به کنشهای اعتراضی از خارج، بدون در نظر گرفتن خواست و صلاحدید مبارزان داخل کشور، میتواند خسارتبار باشد.
۳. کثرتگرایی و همبستگی ملی:
هیچ جریان سیاسی یا مدنی بهتنهایی قادر به پایان دادن به جمهوری اسلامی نیست. تحقق یک گذار سامانمند و دموکراتیک مستلزم کثرتگرایی و همبستگی میان نیروهای آزادیخواه و دموکراسیطلب است. اکثریت نیروهای سیاسی و مدنی جامعه باید از روند و اهداف این حرکت آگاه باشند و خود را بخشی از آن بدانند؛ در غیر این صورت، حتی اگر گذار صورت گیرد، دموکراتیک نخواهد بود.
با در نظر گرفتن این نکات، میتوان به بررسی آلترناتیوهای موجود پرداخت.
در دهههای گذشته، سلطنتطلبانِ حامی آقای رضا پهلوی توسط بخش عمدهای از رسانههای خارج از کشور بهعنوان آلترناتیو جمهوری اسلامی معرفی شدهاند. متأسفانه این طیف در عمل نشان داده است که نهتنها فاقد تجربه سیاسی لازم برای ایجاد همکاری با دیگر جریانهای اپوزیسیون است، بلکه هر روز بیش از پیش از این ضرورت فاصله گرفته و به انحصارطلبی و تمامیتخواهی گرایش یافته است. افزون بر این، بخشی از این جریان خواهان حمله نظامی خارجی توسط آمریکا و اسرائیل برای سرنگونی جمهوری اسلامی است؛ سیاستی که میتواند پیامدهای بسیار فاجعهباری برای ایران داشته باشد. در نتیجه، این طیف نه آلترناتیوی ممکن و نه مطلوب برای ایرانیانِ خواهان حفظ استقلال و آزادی کشور است.
در سوی دیگر، باید اذعان کرد که جریان جمهوریخواه ایران هنوز نتوانسته است هماهنگی و انسجام لازم را در درون خود ایجاد کند و از اینرو نمیتوان آن را در حال حاضر آلترناتیوی موجود دانست؛ اما بیتردید آلترناتیوی ممکن است. جمهوریخواهان در داخل و خارج از کشور میتوانند با همکاری، همافزایی و ایجاد یک تشکل واحد، به آلترناتیوی موجود و مؤثر تبدیل شوند. این طیف از توان گفتوگو، امکان نهادسازی، تحلیل واقعبینانه از شرایط مبارزه و قابلیت جذب و همکاری با دیگر نیروهای سیاسی و مدنی برخوردار است و میتواند گذار دموکراتیک در ایران را محقق سازد. همچنین توانایی هدفگذاری، هماهنگسازی کنشهای اپوزیسیون و ارائه راهبردهای متناسب با وضعیت کشور را دارد. به نظر میرسد بخشهای مختلف این جریان به اهمیت نقش خود واقفاند و میدانند که بدون ایجاد هماهنگیهای لازم، از عهده این مسئولیت سنگین برنخواهند آمد.
شرایط کنونی ایران حتی امکان موفقیت یک جریان سیاسی مانند اصلاحطلبان را بهتنهایی نیز منتفی کرده است و اصلاحطلبان واقعی را میتوان بخشی از جمهوریخواهان دموکرات بهشمار آورد.
درباره مجاهدین خلق نیز، توان نظامی و امکانات آنها شفاف نیست؛ افزون بر این، بهدلیل همراهی با ارتش عراق در جنگ علیه ایران، ایدئولوژی دینی، شیوههای درونسازمانی و برخی ادعاهای غیرقابلپذیرش، از مقبولیت اجتماعی گستردهای در میان مردم برخوردار نیستند.
س ۲ – آیا وجود یک آلترناتیو دموکراتیک را ضروری می دانید؟
بدون وجود آلترناتیو دموکراتیک، تحقق دموکراسی ناممکن است. هدف مبارزات مردم ایران صرفاً پایان دادن به جمهوری اسلامی نیست، بلکه استقرار آزادی و دموکراسی است. تجربه انقلاب ۵۷ نشان داد که نمیتوان دموکراسی را در همراهی با جریانهای غیردموکراتیک محقق کرد.
تحقق این هدف نیازمند مشارکت فعال اکثریت مردم است. پیوستن به تشکلهای سیاسی و مدنی آزادیخواه و دموکرات، ایجاد هستههای همکاری در محل کار، محل زندگی و سایر فضاهای اجتماعی، همراه با مشارکت در کنشهای مدنی در سطوح مختلف، همگی به شکلگیری آلترناتیو دموکراتیک کمک میکند.
س ۳ – چه موانعی امروز برای شکل دادن به آلترناتیو مطلوب وجود دارد؟
در پی فریب بزرگی که مردم ایران از خمینی تجربه کردند، بیاعتمادی عمیقی نسبت به همه جریانهای سیاسی و مدنی و میان خود آنها شکل گرفته است. افزون بر این، روحیه انحصارطلبی، تمامیتخواهی، عدم شناخت از توان واقعی خود و دوری از گفتوگو و تعامل، که حاصل سالها حاکمیت دیکتاتوری است، به بخشی از تفکر برخی کنشگران سیاسی نیز سرایت کرده است.
نقش تعیینکننده آزادی در شکلگیری فرهنگ سیاسی را میتوان در تجربه کنفدراسیون مشاهده کرد. پس از دوره آزادیهای نسبی میان شهریور ۱۳۲۰ تا کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و تحت تأثیر فضای فکری آن دوران، کنفدراسیون جهانی محصلین و دانشجویان ایرانی در خارج از کشور شکل گرفت؛ سازمانی که طیفهای گوناگون سیاسی با باورهای متفاوت، در چارچوب روابط دموکراتیک با یکدیگر همکاری میکردند. آنها با وجود طرح انتقادات تند، احترام متقابل و دوستی را حفظ کرده و برای اهداف مشترک مبارزه میکردند.
س ۴ – چه پروژه مشخصی را برای کمک به پدیدار شدن آلترناتیو می توان پیشنهاد کرد؟
همانگونه که اشاره شد، کلید موفقیت در همکاری جریانهای مدنی و سیاسی جمهوریخواه در داخل و خارج از کشور است. ایجاد یک شورای هماهنگی که این جریانها بدون محوریت یک گروه خاص در آن مشارکت داشته باشند، میتواند گامی اساسی باشد. این شورا باید کنشگران مستقل جمهوریخواه را نیز در بر گیرد و از یک هیئت مسئول برای هماهنگی امور و نمایندگی بیرونی برخوردار باشد.
همکاری بر سر اصول مشترکی چون استقلال، آزادی، حاکمیت مردم، جدایی دین از حکومت، رعایت و تضمین حقوق بشر و تمرکززدایی همراه با حفظ تمامیت ارضی، از ارکان این پروژه است. این همکاری باید کثرتگرا بوده و همه جریانهای سیاسی پایبند به این اصول را شامل شود. در عین حال، هر جریان میتواند دیدگاههای خاص خود را تبلیغ کرده و برای انعکاس آنها در قانون اساسی آینده و پس از آن تلاش کند.
س ۵ – شما برای هماهنگی و همکاری و اتحاد سیاسی اپوزیسیون چه پیشنهادی دارید؟
به باور من، باید همواره و در هر جا که ممکن است با دیگر هموطنان و گروهها گفتوگو کرد، تلاش نمود یکدیگر را بهتر فهمید و به هم نزدیکتر شد. جمهوریخواهان لازم است با همه دموکراسیخواهان، فارغ از گرایش سیاسیشان، ارتباط برقرار کرده و برای جلب آنها به صفوف همبستگی و مبارزات هماهنگ بکوشند.
س ۶ – چه تاکید دیگری در این زمینه به نظرتان می رسد؟
فضای تهدید، توهین و تخریب که متأسفانه بهویژه در میان اپوزیسیون خارج از کشور رواج یافته، بهشدت به مبارزه برای دموکراسی آسیب میزند. برای تقویت همبستگی، باید چنین رفتارهایی را افشا و با آنها مقابله کرد و بههیچوجه خود به این شیوهها متوسل نشد. احترام به شخصیت و دیدگاههای مخالف و دفاع از حقوق همه هموطنان باید به بخشی از فرهنگ درونی ما تبدیل شود، در حالی که همزمان میتوان و باید دیدگاهها و انتقادات خود را با رعایت احترام و دوستی بیان کرد.