سایت ملیون ایران

نامه سرگشاده بهروز اسدی به مقامات آلمان در باره سرکوب فراملی جمهوری اسلامی در اروپا و بویژه در المان و ضرورت پاسخ مشترک

نامه سرگشاده

خطاب به وزیر کشور فدرال آلمان، جناب آقای الکساندر دوبرینت

و وزیر امور خارجه فدرال آلمان، جناب آقای یوهان واده‌فول

 

جناب آقای وزیر دوبرینت،

جناب آقای وزیر واده‌فول،

ما این نامه سرگشاده را به‌عنوان ایرانیان تبعیدی مقیم آلمان، افراد تحت تعقیب سیاسی و قربانیان سرکوب خطاب به شما می‌نویسیم؛ کسانی که ناچار شدند از دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی ایران بگریزند و در آلمان به دنبال حفاظت، آزادی و امنیت باشند.

 

با نگرانی عمیق مشاهده می‌کنیم که جمهوری اسلامی ایران، سازوکارهای سرکوب و ارعاب خود را به مرزهای جغرافیایی‌اش محدود نکرده، بلکه سال‌هاست این سازوکارها را به‌صورت سازمان‌یافته به خارج از کشور منتقل کرده است. این پدیده که در سطح بین‌المللی به‌عنوان سرکوب فرامرزی شناخته می‌شود، به‌طور فزاینده‌ای آلمان را نیز دربر گرفته است.

 

در این میان، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ساختارهای سیاسی، فرهنگی و امنیتی درهم‌تنیده با آن، نقشی محوری ایفا می‌کنند. این نهادها صرفاً بازیگران نظامی نیستند، بلکه بخش جدایی‌ناپذیر سیستمی هستند که مسئول نقض گسترده حقوق بشر، سرکوب سیستماتیک، شکنجه، اعدام‌ها و سرکوب خشونت‌آمیز اعتراضات است. این سیستم مسئول دهه‌ها خشونت، کشتارهای جمعی زندانیان سیاسی و حذف سیستماتیک هرگونه اپوزیسیون بوده است.

 

در این چارچوب، با نگرانی فزاینده مشاهده می‌کنیم که افرادی که از دل این دستگاه قدرت برخاسته‌اند یا پیوندی نزدیک با آن دارند، در آلمان در حوزه‌های اجتماعی، دانشگاهی یا فرهنگی فعال هستند، بدون آن‌که این ارتباطات و پیامدهای سیاسی آن‌ها به‌طور کافی مورد توجه قرار گیرد.

 

در این زمینه، به‌طور مشخص مایلیم به خانم فاطمه صالحی امیری اشاره کنیم که به‌عنوان مدرس در دانشگاه فنی براونشوایگ فعالیت دارد. پدر ایشان، آقای سید  رضا صالحی امیری، از مقامات بلندپایه جمهوری اسلامی ایران بوده و هست؛ از جمله در سمت‌های وزارت، و به‌عنوان فردی نزدیک به نظام و رهبر جمهوری اسلامی، علی خامنه‌ای شناخته می‌شود. او سال‌هاست بخشی از همان دستگاه قدرتی است که پیوند تنگاتنگ میان سیاست فرهنگی، ساختارهای امنیتی و سرکوب سیاسی را نمایندگی و تقویت می‌کند.

 

نقش او به‌عنوان حلقه اتصال میان نهادهای دولتی، فرهنگی و امنیتی به‌خوبی مستند و به‌صورت عمومی قابل پیگیری است. حضور مستمر او در ساختارهای مرکزی حکومت و در نمایندگی رسمی این نظام، هیچ تردیدی باقی نمی‌گذارد که با یک نقش حاشیه‌ای یا غیرسیاسی مواجه نیستیم، بلکه با مشارکت فعال در یک دستگاه قدرت طرف هستیم که مسئول سنگین‌ترین جنایات حقوق بشری است.

 

مایلیم صراحتاً تأکید کنیم:

موضوع ما برچسب‌زنی شخصی یا سوءظن‌های کلی نیست. موضوع، مسئولیت سیاسی، پیوندهای ساختاری و پرسش مشروع درباره نحوه مواجهه با حضور و فعالیت افراد و شبکه‌هایی است که از دل دستگاه قدرت یک دیکتاتوری برخاسته‌اند؛ دیکتاتوری‌ای که مسئول مرگ، تعقیب و رنج بی‌شمار انسان‌هاست.

 

بسیاری از ما، اعضای خانواده، دوستان یا هم‌رزمان خود را در اثر این سیستم از دست داده‌ایم. ما بازماندگان یک دستگاه خشونت سیاسی و اجتماعی هستیم که مسئول کشتار زندانیان سیاسی، تعقیب سیستماتیک و سرکوب خشونت‌آمیز جنبش‌های اعتراضی است. این تاریخ، گذشته‌ای انتزاعی نیست؛ بلکه تا امروز زندگی ما را شکل می‌دهد.

 

هم‌زمان، ما به‌عنوان جامعه تبعیدی در آلمان، با پدیده‌هایی از جمله موارد زیر مواجه هستیم:

 

همه این‌ها، نشانه‌های شناخته‌شده سرکوب فرامرزی هستند.

 

علاوه بر این، از شما مصرانه می‌خواهیم که حمایت انسانی از افراد به‌ویژه در معرض خطر از ایران را دوباره در کانون تصمیم‌گیری‌های سیاسی قرار دهید.

در حال حاضر، افراد بسیاری در خطر فوری جانی قرار دارند: با تهدید بازداشت، شکنجه، بدرفتاری شدید یا اعدام مواجه‌اند؛ برخی از آن‌ها پیشاپیش به‌شدت مجروح یا دچار آسیب‌های روانی شده‌اند و ناچارند به دلایل امنیتی از کشور بگریزند.

 

ما از شما درخواست می‌کنیم که در چارچوب امکانات حقوقی موجود—به‌ویژه ابزارهای پذیرش بشردوستانه طبق قانون اقامت آلمان—دوباره چشم‌اندازی واقعی برای پذیرش و حمایت از این گروه‌های به‌شدت آسیب‌پذیر فراهم کنید. این اقدام نه‌تنها یک عمل انسانی، بلکه پیامی سیاسی قوی در همبستگی و دفاع از حقوق بشر خواهد بود.

 

بر این اساس، از شما مصرانه می‌خواهیم و انتظار داریم که:

 

موضوع تنها حفاظت از تبعیدیان ایرانی نیست؛

موضوع یکپارچگی حاکمیت قانون در آلمان، امنیت فضاهای دموکراتیک و اعتبار سیاست حقوق بشری و امنیتی آلمان است.

 

از توجه شما سپاسگزاریم و مصرانه می‌خواهیم این موارد را در تصمیم‌گیری‌های سیاسی خود مدنظر قرار دهید.

 

با احترام

بهروز اسدی

فعال حقوق بشر

سخنگوی انجمن «زن، زندگی، آزادی آلمان»

 

*********

 

جناب محترم رئیس‌جمهور فدرال، اقای اشتاین‌مایر

 

شاید به خاطر داشته باشید: ما در شهر آندرناخ به‌صورت حضوری یکدیگر را ملاقات کردیم، زمانی که شما نشان لیاقت فدرال آلمان (Bundesverdienstkreuz am Bande) را به من اعطا کردید. آن زمان، از فعالیت‌هایم در حمایت از جنبش آزادی‌خواهانه ایرانی «زن، زندگی، آزادی» برای شما گفتم. همچنین تأکید کردم که این نشان را نه به‌عنوان یک افتخار شخصی، بلکه به نام جنبش «زن، زندگی، آزادی» و به زنان و مردان شجاع ایران می‌پذیرم.و این نشان لیاقت را به مردم شرافتمند ایران اهدا میکنم. همان‌جا نیز برایم روشن بود که این جنبش نمایانگر یک نقطه عطف تاریخی است و هدف آن، پایان دادن به این رژیم است.

 

امروز در یکی از تاریک‌ترین ساعات تاریخ میهنم به شما می‌نویسم.

آنچه در هفته‌های اخیر و به‌ویژه در روزهای گذشته در ایران رخ داده، نه «درگیری» است، نه «ناآرامی» و نه «سرکوب». این یک قتل‌عام است. این کشتار جمعی است. شمار کشته‌شدگان ساعت‌به‌ساعت افزایش می‌یابد. واقعیت، به‌مراتب هولناک‌تر از هر آمار و عددی است. حتی خود رژیم نیز اکنون به کشتار شمار زیادی از مردم اعتراف می‌کند؛ و هم‌زمان، خانواده‌های کامل را نابود می‌سازد، جهان‌های زندگی را ویران می‌کند و جامعه‌ای کامل را دچار زخم و تروما می‌سازد.

 

تصاویر و ویدئوهایی که به جهان می‌رسند، تنها بخش کوچکی از واقعیت هستند.

فقط در تهران بیش از ۸ هزار نفر بر اثر شلیک‌های هدفمند به صورت، دچار آسیب‌های شدید چشمی شده‌اند. ده‌ها هزار نفر زخمی شده‌اند. بیش از ۲۰ هزار نفر بازداشت شده‌اند. اعدام‌ها ادامه دارد. انسان‌ها ناپدید می‌شوند. خانواده‌ها نمی‌دانند آیا فرزندانشان هنوز زنده‌اند یا نه.

 

جناب آقای رئیس‌جمهور،

من این نامه را تنها به‌عنوان یک فعال حقوق بشر نمی‌نویسم. من به‌عنوان کسی می‌نویسم که شما به او اعتماد کرده‌اید و با نشان لیاقت فدرال مورد تقدیر قرار داده‌اید. به همین دلیل، امروز به خود اجازه می‌دهم یک درخواست بسیار شخصی را مطرح کنم.

 

این رژیم تنها از طریق خشونت می‌تواند در قدرت بماند. و با رژیمی که تنها با قتل، شکنجه و ترور موجودیت دارد، نباید «مذاکره» کرد، نباید آن را «عادی‌سازی» کرد و نباید «به‌طور دیپلماتیک مدیریت» نمود. هر گفت‌وگو و هر نشانه‌ای از عادی‌بودن، فقط به این رژیم فرصت می‌دهد تا زمان بخرد و به کشتار ادامه دهد.

 

آنچه در ایران رخ می‌دهد، جنایت علیه بشریت است.

 

من عمیقاً باور دارم که پایان این رژیم آغاز شده است. آنچه باقی خواهد ماند، حافظه تاریخیِ نحوه رفتار جهان  و نحوه رفتار آلمان  در این لحظه سرنوشت‌ساز خواهد بود.

 

اگر می‌گوییم «در کنار مردم ایران ایستاده‌ایم»، این سخنان باید معنا و وزن داشته باشند؛ باید قابل مشاهده باشند: در تصمیم‌ها، در پیامدها و در اقدامات عملی.

 

از نظر ما، این موارد به‌ویژه شامل موارد زیر است:

– انزوای کامل سیاسی این رژیم،

– پایان هرگونه عادی‌سازی و مدارا در روابط دیپلماتیک،

– قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تروریستی اتحادیه اروپا،

– اخراج دیپلمات‌های رژیم،

– درهم شکستن شبکه‌های لابی‌گری و نفوذ،

– پیگرد کیفری بین‌المللی عاملان این جنایات،

– و حمایت روشن و فعال از مردم ایران در مسیر دستیابی به آزادی، دموکراسی و یک دولت سکولار.

 

ما فارغ از منافع حزبی یا گروهی، برای ایرانی آزاد و دموکراتیک تلاش می‌کنیم؛ برای ایرانی که در آن هیچ‌کس به‌دلیل عقیده، جنسیت یا شیوه زندگی‌اش تحت تعقیب قرار نگیرد.

 

به‌ویژه اکنون، در این ساعات و روزها، از شما درخواست می‌کنم: به‌طور آشکار در کنار قربانیان بایستید؛ در کنار خانواده‌هایی که عزادارند؛ در کنار مردمی که شبانه در عملیات‌های هدفمند ربوده می‌شوند، به گلوله بسته می‌شوند، شکنجه می‌شوند و به سکوت وادار می‌گردند.

 

هزاران و ده‌ها هزار خانواده در ترس و سوگ زندگی می‌کنند.

ما فراموش نمی‌کنیم. و نمی‌توانیم به‌سادگی به روال عادی بازگردیم.

 

من اطمینان دارم که شما نیز خواهان پایان یافتن این فصل از خشونت هستید. بنابراین از شما می‌خواهم: از تمام اقتدار اخلاقی و سیاسی خود استفاده کنید تا این پایان نزدیک‌تر شود — و تا تاریخ روزی بگوید که آلمان، در زمان درست، کار درست را انجام داد.

 

با نهایت احترام و امید فراوان،

بهروز اسدی

فعال حقوق بشر

سخنگوی انجمن Women Life Freedom Germany e.V.

خروج از نسخه موبایل