سایت ملیون ایران

وقتی حکومت حتی از اصلاح‌طلبان نیز هراس دارد

دویچه وله، میترا شجاعی، روزنامه نگار

موج جدید بازداشت اعضای جبهه اصلاحات و کسانی که همواره لحنی مسالمت‌جویانه با قدرت داشته‌اند، نشانه چیست؟ هراس حکومت از یک آلترناتیو داخلی حتی بدون پایگاه اجتماعی یا هرچه بیشتر ترساندن و سرکوب مردم؟

در ۲۴ ساعت گذشته پنج نفر از اعضای جبهه اصلاحات بازداشت شده‌اند عکس: ensafnews.com

در ساعات پایانی روز یک‌شنبه ۱۹ بهمن (۸ فوریه) خبر رسید که آذر منصوری، رئیس و محسن امین‌زاده و ابراهیم اصغرزاده اعضای جبهه اصلاحات ایران بازداشت و بدرالسادات مفیدی، دبیر و محسن آرمین و فیض‌الله عرب سرخی دو عضو دیگر این جبهه به دادگاه احضار شده‌اند.

روز دوشنبه نیز جواد امام سخنگوی جبهه اصلاحات، علی شکوری راد و حسین کروبی فرزند مهدی کروبی نیز بازداشت شدند.

پیش از آنکه به علت این بازداشت‌ها بپردازیم خوب است نگاهی بیندازیم به تنها بیانیه جبهه اصلاحات پس از کشتار خونین دی ماه.

در این بیانیه سه نکته قابل توجه است: درخواست تشکیل کمیته حقیقت‌یاب برای “بررسی این فاجعه بی‌سابقه”، پیشنهاد تشکیل مجمع ملی برای برون رفت از بحران و تهدید به تعلیق فعالیت در صورت اصرار حکومت بر سیاست‌های گذشته.

در این سه نکته که خواست‌های اصلی و اساسی جبهه اصلاحات هستند چه چیزی نهفته است که حاکمیت را به سمت بازداشت سران این طیف سوق داد؟

نگاهی به متن بیانیه مرکز رسانه قوه قضاییه شاید تا حدی این موضوع را روشن کند: «با رصد دقیق صورت گرفته در فضای مجازی و تحلیل رفتار عینی برخی عناصر سیاسی مهم برخی جریان‌های سیاسی، دادستان تهران رسیدگی به پرونده این افراد را در دستور کار ویژه قرار داد. افراد مورد نظر در جهت به هم ریختن اوضاع سیاسی و اجتماعی کشور در بحبوحه تهدیدات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی فعالیت‌های تشکیلاتی گسترده‌ای را ترتیب داده و راهبری می‌کردند.»

“فعالیت تشکیلاتی گسترده” که البته در ذات هر کار حزبی قرار دارد احتمالا اشاره به جلسه‌ای است که ظاهرا طی چند روز گذشته برگزار شده است.

رضا علیجانی فعال سیاسی به دویچه‌ وله می‌گوید در این جلسه سه پیشنهاد در راستای تشکیل مجمع ملی که در بیانیه جبهه اصلاحات به آن اشاره شده بود، مطرح شده است: پیشنهاد اول “انتخاب جمعی از بزرگان و شیوخ مثل خاتمی، روحانی و ناطق‌نوری برای دیدار با خامنه‌ای و درخواست تجدیدنظر در سیاست‌هایش یا واگذاری قدرت”، پیشنهاد دوم “تشکیل یک جمع سیاسی متشکل از اصلاح‌طلبان و اصولگرایان زیر سقف نظام” و پیشنهاد سوم “تشکیل یک جمع مستقل و فراتر از اصلاح‌‌طلبان و اصول‌گرایان در سطح جامعه مدنی و شخصیت‌های غیردولتی که بتوانند توازن قوا را برقرار کرده و کارآمدی و تاثیرگذاری بیشتری در فرایند تصمیم‌گیری‌ها داشته باشند”.

رضا علیجانی: حکومت با ایده تشکیل یک جبهه فراگیر “یک دشمنی متوهمانه و و توطئه انگارانه بسیار شدید داردعکس: privat

به گفته علیجانی ظاهرا دراین جلسه پیشنهاد سوم رأی آورده و قرار بر نامه‌نگاری با مسئولان مختلف و برقراری تماس بوده که اعضای اصلی جبهه اصلاحات بازداشت می‌‌شوند.

رضا علیجانی می‌گوید حکومت با ایده تشکیل یک جبهه فراگیر “یک دشمنی متوهمانه و و توطئه انگارانه بسیار شدید دارد” و به همین دلیل افراد تاثیرگذار و تعیین‌کننده در این جبهه را بازداشت کرده است تا این ایده را در نطفه خفه کند.

ترس از ایجاد آلترناتیو داخلی

مصطفی دانشگر تحلیلگر سیاسی مقیم آمریکا به جلسه اصلاح‌طلبان در اولین روزهای پس از کشتار دی ماه اشاره می‌کند که ظاهرا در  دفتر مرکزی “انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران” برگزار شده و مقدمات بیانیه‌ای که چند روز بعد منتشر شد در آنجا طرح‌ریزی شده است.

دانشگر می‌گوید در آن جلسه درباره مسئله گذار صحبت شد و متن آن بیانیه نیز به اصرار آذر منصوری نوشته شد و گویا به آنها گفته شده بود که پیشنهاد مجمع ملی عبور از خط قرمز حاکمیت است. ظاهرا بدرالسادات مفیدی به عنوان دبیر مجمع نیز تهدید شده بوده که این متن را ننویسد.

اما بیانیه نوشته و منتشر شد و چند هفته پس از انتشار آن اعضای کلیدی جبهه اصلاحات بازداشت شدند.

مصطفی دانشگر در تحلیل این بازداشت‌ها به دویچه‌ وله می‌گوید: «به نظرم نگرانی حکومت از این است که این بخش از اصلاح‌طلبان یعنی حزب اتحاد ملت، خانم منصوری و کسانی  که بازداشت شدند متمایل بشوند به بخش گذارطلب یعنی بخشی که آقای تاجزاده و آقای موسوی آن را نمایندگی می‌کند و یک ائتلاف بزرگ‌تر درون ساختار را شکل بدهند.»

در حقیقت به نظر دانشگر، حاکمیت می‌خواهد حلقه خودی‌ها را هرچه ممکن است تنگتر کند و “اپوزیسیون درون نظام را از کانون‌های تهدید که می‌توانند اصل نظام را هدف بگیرند و در ساختار سیاسی ایجاد شکاف کرده و به بی‌ثباتی دامن بزنند، پالایش کند”.

به نظر دانشگر، حاکمیت می‌خواهد حلقه خودی‌ها را هرچه ممکن است تنگتر کند عکس: Privat

این تحلیلگر سیاسی همچنین با اشاره به خبرسازی تسنیم علیه حسن روحانی در جریان جنگ ۱۲ روزه و انتشار خبر ملاقات او با برخی مراجع قم، می‌گوید: «در آگاه و ناخوداگاه حکومت این نگرانی وجود دارد که در صورت غیبت آقای خامنه‌ای این نیروها می‌توانند یک آلترناتیو داخلی باشند و ممکن است از بخش‌هایی از ارتباطات و شبکه‌ای که در درون بلوک نظامی و امنیتی و در درون بلوک روحانیت با بخشی از مراجع قم دارند استفاده بکنند و بخواهند نقش آلترناتیو داخلی را ایفا کنند.»

دانشگر تاکید می‌کند که این تنها از دید نظام است وگرنه به نظر او اصلاح‌طلبان در افکار عمومی منفور شده‌اند اما حکومت همچنان به آنها به عنوان “یک خطر بالقوه درون ساختاری” نگاه می‌کند و معتقد است در صورت حذف خامنه‌ای راه برای این گروه باز می‌شود.

 اصلاح‌طلبان، مناسب برای مدل ونزوئلا؟

آنچه دونالد ترامپ در ونزوئلا انجام داد، حالا تبدیل به یک الگوی مثل‌زدنی برای دیگر کشورها شده است، تغییر چهره‌های اصلی بدون تغییر رژیم در جهت منافع آمریکا.

صرفنظر از این که این ایده چقدر در ایران قابل اجرا باشد، اما برخی تحلیلگران آن را ممکن دانسته و معتقدند آمریکا پس از حذف خامنه‌ای به دنبال گروهی در درون جمهوری اسلامی خواهد بود تا بتواند ضمن حفظ نظم موجود و جلوگیری از بی‌ثباتی و ناآرامی قدرت را در ایران تغییر دهد.

رضا علیجانی معتقد است یک نگرانی حاکمیت ایران نیز همین است که پس از حمله، خارجی‌ها به دنبال یک آلترناتیو در داخل ایران باشند تا از بی‌ثباتی و آشوب داخلی جلوگیری شود. او می‌گوید: «اصلاح‌طلبان درون نظام بودند و می‌توانند الگویی باشند که به الگوی ونزوئلایی شدن معروف است. البته این یک واقعیت است که اصلاح‌طلبان دیگر اصلا پایگاه قبلی‌شان را ندارند اما این مسئله آن نگرانی را منتفی نمی‌کند چون بالاخره اینها یک پایگاه اجتماعی خاص دارند و به ویژه می‌توانند در بخشی از بدنه نظام، بدنه روحانی، نظامی و بدنه سنتی مذهبی موثر باشند. دررابطه با آلترناتیو مدل ونزوئلا هم مهم نیست که آنها چقدر پایگاه مردمی دارند چرا که از سوی دیگران برگزیده می‌شوند.»

دانشگر به احتمال حمله نظامی که به نظرش محتمل‌ترین سناریوست اشاره کرده و معتقد است در صورت بروز چنین حمله‌ای این بار حذف فیزیکی خامنه‌ای در دستور عمل است. استدلال او نیز اشارات نتانیاهو و نیز ترامپ است که پس از جنگ ۱۲ روزه گفته بود جان خامنه‌ای را نجات داده است.

این تحلیلگر سیاسی ادامه می‌دهد: «در غیاب آقای خامنه‌ای یکی از گزینه‌ها می‌تواند این باشد که بخش‌هایی از بلوک نظامی و امنیتی به این جمع‌بندی برسند که برای حفظ نظام سراغ چهره‌هایی از میان اصلاح طلبان بروند و جامعه را در یک وضعیت انتظاری قرار بدهند یا بخشی از اعتراضات را به حالت تعلیق و صبر و انتظار درآورده یا اساساً منزوی کنند. بنابراین حکومت کماکان از این جهت یعنی از سوی اصلاح‌طلبان احساس تهدید می‌کند.»

پیام حکومت: آلترناتیو خودم هستم

اینکه یک گروه سیاسی که سا‌ل‌ها در قدرت بوده و در حال حاضر نیز پایگاه قوی اجتماعی ندارد، حتی با ارائه پیشنهاد برای چرخش سیاسی و ایجاد تغییر با قلع و قمع روبرو می‌شود، چه معنایی از نظر سیاسی دارد؟

مصطفی دانشگر می‌گوید این برخوردها نشان دهنده این است که “ظرفیت اصلاح جمهوری اسلامی به بن بست خورده است”.

رضا علیجانی نیز می‌گوید: «این نشان می‌دهد که جمهوری اسلامی به هیچ وجه نمی‌خواهد تغییر سیاست بدهد، به هیچ وجه نمی‌خواهد آلترناتیوی در داخل کشور و حتی در داخل نظام شکل بگیرد و می‌خواهد به دنیا و به قدرت‌های جهانی و جامعه بین‌المللی اعلام کند که آلترناتیو خودم هستم و اگر می‌خواهید مذاکره کنید باید با خودم مذاکره کنید و فکر آلترناتیوسازی را از ذهن‌تان بیرون کنید.»

خروج از نسخه موبایل