
امضاء محفوظ
در دیماه ۱۴۰۴ شمسی (ژانویه ۲۰۲۶ میلادی)، ایران شاهد یکی از گستردهترین اعتراضات سراسری در تاریخ جمهوری اسلامی بود. این اعتراضات که از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ (۷ دی ۱۴۰۴) با اعتصاب بازاریان در تهران آغاز شد، به سرعت به بیش از ۲۱۰ شهر در تمام ۳۱ استان کشور گسترش یافت و به مطالبه تغییرات اساسی سیاسی و اقتصادی تبدیل گردید. اعتراضات عمدتاً به دلیل بحران اقتصادی شدید، سقوط ارزش ریال (به حدود ۱.۴ میلیون ریال در برابر دلار)، تورم ۶۰ درصدی نقطهبهنقطه، و فشارهای اجتماعی ناشی از سرکوبهای قبلی مانند جنبش زن، زندگی، آزادی در ۱۴۰۱-۱۴۰۲ شکل گرفت.
با این حال، پاسخ رژیم به این اعتراضات، سرکوب خشن و کشتار گسترده بود. بر اساس گزارشهای داخلی وزارت بهداشت ایران، حداقل ۳۰ هزار نفر تنها در ۴۸ ساعت اول کشته شدند، که این رویداد را به عنوان یکی از خونینترین سرکوبها از زمان انقلاب ۱۳۵۷ توصیف کردهاند. نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (سپاه پاسداران)، بسیج (وابسته به سپاه)، و نیروهای امنیتی نقش اصلی را در این جنایات ایفا کردند. اسناد داخلی بسیج نشان میدهد که این سرکوب از پیش برنامهریزیشده بود، با دستور استفاده از نیروی مرگبار از همان ابتدا.
سؤال اصلی این است: چگونه این نیروها به قدری شستشوی مغزی میشوند که بدون تردید به کشتار هموطنان خود در خیابانها اقدام کنند؟ این مقاله بر اساس منابع تحلیلی و گزارشهای معتبر، به بررسی فرآیند ایدئولوژیک و آموزشی در سپاه پاسداران، بسیج و نیروهای امنیتی میپردازد. تمرکز بر روشهای indoctrination (شستشوی مغزی ایدئولوژیک) است که این نیروها را به ابزارهای وفادار رژیم تبدیل میکند.
تاریخچه و ساختار سپاه پاسداران و بسیج
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی (IRGC) در سال ۱۳۵۸ توسط آیتالله خمینی تأسیس شد تا از ارزشهای انقلاب اسلامی حفاظت کند. اساسنامه سپاه (ماده ۱۱) تأکید دارد بر “آموزش و تربیت اعضای سپاه بر اساس ارزشهای اسلامی… در زمینههای ایدئولوژیک، سیاسی و نظامی”. بسیج، به عنوان نیروی داوطلبانه وابسته به سپاه، در سال ۱۳۵۸ تشکیل شد و نقش آن در سرکوب داخلی، نظارت اجتماعی، و اجرای قوانین اخلاقی (مانند پلیس اخلاق) برجسته است. بسیج بیش از ۳۰۰ هزار عضو فعال دارد و از مدارس، دانشگاهها و مساجد برای جذب نیرو استفاده میکند.
این نیروها نه تنها نظامی، بلکه ایدئولوژیک هستند. بسیج در سه سطح عمل میکند: نظارت محلی، سرکوب اعتراضات، و پروپاگاندا از طریق رسانههای اجتماعی و فضاهای فیزیکی. در دی ۱۴۰۴، بسیجیان در حیاط مدارس مانند دبیرستان امام علی برای آمادهسازی سرکوب مستقر شدند، که نشاندهنده استفاده از نهادهای آموزشی به عنوان پایگاههای نظامی است.
روشهای شستشوی مغزی و indoctrination
شستشوی مغزی در این نیروها بر پایه چهار اصل کلیدی است: مذهب، اطاعت از رهبر، انقلابیگری، و بسیج مردمی. فرآیند از سنین پایین آغاز میشود و شامل آموزشهای ایدئولوژیک-سیاسی است که بیش از ۵۰ درصد زمان آموزش را تشکیل میدهد.
۱. آموزش ایدئولوژیک و استفاده از مذهب
دفتر سیاسی-ایدئولوژیک سپاه مسئول تدوین برنامههای آموزشی است که اعضای سپاه و بسیج را به “مؤمنان واقعی” تبدیل میکند. کتابهای آموزشی سپاه، کشتن “دشمنان اسلام” (مانند یهودیان، مسیحیان و زرتشتیان) را توجیه میکند و آن را بخشی از جهاد میداند. بسیجیان از مساجد به عنوان پایگاههای نظامی استفاده میکنند، جایی که اسلحه و باتوم کنار سجادهها نگهداری میشود.
indoctrination بر پایه باورهایی مانند ولایت فقیه (اطاعت مطلق از رهبر)، جهاد، پیروزی الهی، و برتری شیعه بر سایر ادیان است. اعضای بسیج از کودکی در مدارس و دانشگاهها جذب میشوند و آموزش میبینند که اعتراضات را به عنوان “جنگ هیبریدی” علیه رژیم ببینند. این آموزشها شامل شبیهسازی سرکوب اعتراضات است، مانند آنچه در نوامبر ۲۰۲۵ (آبان ۱۴۰۴) تمرین شد.
۲. اطاعت مطلق و سلب اختیار فردی
indoctrination اعضای سپاه را از حق انتخاب مرجع تقلید محروم میکند و آنها را به اطاعت از رهبر عالی (علی خامنهای) وادار میسازد. پس از انتخابات ۱۳۷۶، که ۷۳ درصد اعضای سپاه به اصلاحطلبان رأی دادند، آموزش ایدئولوژیک افزایش یافت تا وفاداری تضمین شود. بسیجیان فعال، که حقوق دریافت میکنند، آموزشهای پیشرفته میبینند و در سرکوبها مانند دی ۱۴۰۴ نقش اصلی را ایفا میکنند.
۳. توجیه خشونت و سرکوب داخلی
اعتراضات به عنوان “تهدید خارجی” یا “فتنه” تصویر میشوند. بسیج در دانشگاههای وابسته به سپاه (مانند امام حسین و امام صادق) مدلهای سرکوب را بر اساس تاکتیکهای سوریه مطالعه میکند: کنترل محلهای، نظارت محلی، و ترکیب سرکوب سخت با جنگ روانی. در دی ۱۴۰۴، بسیجیان تیراندازی مستقیم به سر معترضان را انجام دادند، که گزارشها آن را “کشتار هدفمند” توصیف میکنند. بیش از ۳۷۰۹ نیروی انتظامی در این اعتراضات مجروح شدند، اما کشتههای معترضان هزاران نفر بود.
۴. جذب از مناطق روستایی و حاشیهای
سپاه و بسیج عمدتاً از مناطق سنتی و روستایی نیرو میگیرند تا وفاداری ایدئولوژیک حفظ شود. یک سوم دانشجویان ممکن است عضو بسیج باشند، و ۴۰ درصد آنها زنان هستند. این جذب با وعدههای اقتصادی و ایدئولوژیک همراه است، اما نتیجه آن “مغزشویی” است که اعضای بسیج را به “ابزارهای یکبارمصرف” تبدیل میکند.
نقش در جنایات دی ۱۴۰۴
در دی ۱۴۰۴، این indoctrination مستقیماً به جنایات منجر شد. اعتراضات از اعتصاب بازاریان آغاز شد و به سرعت به دانشگاهها و خیابانها کشیده شد. اوج خشونت در ۸ و ۹ ژانویه (۱۸ و ۱۹ دی) بود، جایی که نیروهای بسیج و سپاه تیراندازی مستقیم کردند. گزارشها نشان میدهد که بسیجیان حتی به خانهها و رهگذران تیراندازی میکردند تا ترس ایجاد کنند. اسامی و آدرسهای برخی بسیجیان توسط فعالان داخلی منتشر شد، که نشاندهنده خشم عمومی است.
رژیم اینترنت را قطع کرد و نیروهای خارجی مانند آمریکا را متهم نمود، اما سرکوب داخلی بود. این نیروها تهران را به “پادگان نظامی” تبدیل کردند، جایی که حتی چک کردن تلفن همراه میتوانست به دستگیری منجر شود.
در پایان باید اشاره کرد که شستشوی مغزی در سپاه و بسیج فرآیندی سیستماتیک است که مذهب را به ابزار کنترل تبدیل میکند و اعضای آن را به باور پیروزی الهی و اطاعت مطلق وادار میسازد. این indoctrination، که بیش از چهار دهه ادامه داشته، نیروهای امنیتی را قادر ساخته تا بدون تردید جنایاتی مانند کشتار دی ۱۴۰۴ را مرتکب شوند. برای تغییر، نیاز به تمرکز بر آموزش عمومی و افشای این مکانیسمها است. گزارشهای بینالمللی مانند عفو بینالملل تأکید دارند که این سرکوبها نقض حقوق بشر است و نیاز به پاسخگویی دارد.