سایت ملیون ایران

بابک دُربیکی:

وقتی روایت پیش از قاعده می‌آید

ایران امروز، بابک دُربیکی

بحث درباره بازگشت «شیر و خورشید» به پرچم، در ظاهر نزاعی بر سر یک نشان تاریخی است، اما هنگامی که یک نماد، پیش از شکل‌گیری هر قرارداد عمومی، به نشانه قطعی آینده تبدیل شود، دیگر فقط با انتخاب یک تصویر روبه‌رو نیستیم بلکه با تعیین پیشینی چارچوب آینده مواجهیم.

در ماه‌های اخیر، برای بخشی از نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، پرچم از یک نماد تاریخی به نقطه آغاز تعریف فردا بدل شده است. انرژی سیاسی، پیش از آن‌که صرف طراحی قواعد و نهادهای آینده شود، صرف تثبیت تصویر آینده می‌شود. مسئله دقیقاً همین‌جاست: اگر آینده از تصویر آغاز شود، فرایند تأسیس آن دیگر کاملاً باز نخواهد بود. لحظه‌ای که باید بی‌پیش‌فرض و آزاد باشد، در سایه روایتی از پیش تثبیت‌شده شکل می‌گیرد.

در سیاست، ترتیب انتخاب‌ها سرنوشت را تعیین می‌کند.

بی‌طرفی لحظه تأسیس
هر نظم سیاسی بر دو پایه شکل می‌گیرد:
۱. نهادهایی که قدرت را تعریف و محدود می‌کنند.
۲. نمادهایی که آن نظم را نمایندگی می‌کنند.
اما این دو هم‌زمان متولد نمی‌شوند؛ یکی مقدم بر دیگری خواهد بود.

اگر نهاد مقدم شود، نماد نتیجه توافق است، اما اگر نماد مقدم شود، نهاد در سایه آن ساخته می‌شود و  این یعنی بی‌طرفی لحظه تأسیس از دست رفته است.

تدوین قانون اساسی لحظه‌ای است که جامعه خود را از نو تعریف می‌کند. این لحظه باید تا حد ممکن باز باشد؛  باز به این معنا که:
– هیچ گزینه‌ای پیشاپیش حذف نشده باشد،
– هیچ روایت تاریخی جایگزین رأی آزاد نشده باشد و
– هیچ نشان خاصی فراتر از فرایند قرار نگرفته باشد.

اگر پیش از شکل‌گیری مجلس مؤسس، یک نماد تثبیت شود، تعریف «ما» پیش از توافق انجام شده است. در این حالت، قرارداد دیگر کاملاً آزاد نیست بلکه در چارچوبی از پیش رسم‌شده نوشته می‌شود.

تجربه‌ای که نباید نادیده گرفت
در سال ۱۳۵۸، فضای عمومی ایران سرشار از مشروعیت انقلابی بود. چارچوب هویتی نظام جدید پیش از طراحی کامل توازن نهادی تثبیت شد. نام نظام تعیین شد، نشان رسمی تغییر کرد و قانون اساسی در آن فضای تثبیت‌شده نوشته شد.

نتیجه چه بود؟
– اختیارات گسترده‌ای برای یک نهاد مرکزی پیش‌بینی شد، در حالی که سازوکارهای مهار آن محدود باقی ماند.
– نقد نهادی در سایه مشروعیت هویتی پرهزینه شد.
مسئله صرفاً تغییر نماد نبود؛ مسئله این بود که روایت پیش از قاعده تثبیت شد. هنگامی که روایت مقدم شود، قاعده دیگر کاملاً آزاد نوشته نمی‌شود. آثار آن طراحی هنوز بر ساختار قدرت ایران سایه انداخته است.

پیشینی یا پسینی؟
تثبیت پیشینی یک نماد، فقط انتخاب یک تصویر نیست؛ پیامی سیاسی است: «چارچوب آینده از پیش تعیین شده است.» در چنین وضعیتی:
– گفت‌وگو از طراحی نهاد به دفاع از هویت منتقل می‌شود؛
– مخالفت نهادی به مخالفت با «ما» تعبیر می‌شود و
– مجلس مؤسس در زمینی غیرخنثی عمل می‌کند.
روشن است که نظم‌هایی که در زمین غیرخنثی متولد شوند، سال‌ها اسیر همان زمین می‌مانند.
پرچم بی‌اهمیت نیست؛ برعکس، آن‌قدر مهم است که نباید پیش‌فرض باشد. نماد باید حاصل قرارداد باشد. اگر پیش از قرارداد تثبیت شود، به سایه‌ای بر قرارداد تبدیل خواهد شد و  سایه‌ای که بر لحظه تأسیس بیفتد، به‌سادگی کنار نمی‌رود.

اصل راهبردی
اگر آینده بر پایه رضایت آزاد شهروندان بنا شود، یک اصل باید غیرقابل‌چانه‌زنی باشد:
بی‌طرفی لحظه تأسیس باید حفظ شود.
هیچ نمادی پیش از تصویب قانون اساسی منتخب تثبیت نمی‌شود. پرچم- هرچه باشد- باید نتیجه فرایند باشد، نه نقطه آغاز آن.
این موضع علیه هیچ نشان تاریخی نیست بلکه دفاع از آزادی قرارداد است.

سخن آخر
نظم‌های پایدار از تصویر آغاز نمی‌شوند؛ از قاعده آغاز می‌شوند.
تاریخ یک قاعده ساده دارد: آنچه در لحظه تأسیس پیش‌فرض شود، سال‌ها بعد به محدودیت تبدیل خواهد شد.
آینده ایران نه با انتخاب یک پرچم، بلکه با بی‌طرفی همان لحظه‌ای تعیین می‌شود که قرار است قواعدش نوشته شود. اگر آغاز را پیش‌فرض بگیریم، آزادی را از همان ابتدا محدود کرده‌ایم.

خروج از نسخه موبایل