سایت ملیون ایران

ترامپیسم و صهیونیسم، ائتلاف جنون از غارت نفت تا نسل کشی عدالت! آیا زمین به مدار صلح بازمیگردد؟

پارسا زندی

مقدمه:

 مرثیه ای برای معصومیت در مسلخ تاریخ

در روزگاری که گمان میبردیم خورشید تمدن، تاریکی جنگ های خانمان سوز قرن بیستم را برای همیشه شکسته است، ناگهان طوفانی از بدویت مدرن، افق های روشن بشریت را درنوردید. امروز شاهد برآمدن هیولایی هستیم که نامش ترامپیسم است، پدیده ای تلخ که نه از صندوق های رای، بلکه از ویرانه های اخلاق سر برآورده است. این جریان، تنها یک حزب سیاسی نیست، بلکه «انجماد انسانیت» در عصر تکنولوژی است که با دست های آلوده و قدرت مالی بی پایان صهیونیسم گره خورده تا جغرافیای زمین را با جوهر خون و باروت بازنویسی کند. ما امروز شاهد ائتلافی هولناک هستیم که در یک سوی آن، نارسیسم لجام گسیخته ای قرار دارد که جهان را ملک شخصی خود میپندارد و در سوی دیگر، ایدئولوژی توسعه طلبی که جان انسان ها را قربانی رویاهای پوشالی ارضی میکند.

۱. دیپلماسی ارابه مرگ و سیاست تحقیر جهانی

ترامپیسم نمادی از یک اختلال عمیق در روان سیاست است ، جایی که قدرت نه ابزار خدمت، بلکه وسیله نمایش خودشیفتگی مفرط است. رهبری که جهان را نه منظومه ای از ملت های مستقل، بلکه صحنه ای برای نمایش خود میبیند، طبیعی است که حرمت سران سایر کشورها را به سخره بگیرد. ما شاهد ظهور نوعی «سیاست تحقیر» هستیم ، رفتارهای زننده و توهین آمیز با نخست وزیر ژاپن در دیدارهای رسمی که گویی بازنمایی نگاه ارباب و رعیتی است، و یا تاختن به رهبران اروپایی از جمله مقامات ارشد انگلیس و آلمان، همگی نشان از ذهنیتی دارد که هیچ کرامت انسانی و ملی را برای دیگران قائل نیست. این رفتارها بخشی از پازل امپراتوری خودخوانده ای است که میخواهد دنیا را زیر چکمه های نارسیسم خود به تسلیم وادارد.

۲. سودای امپراتوری: از خرید گرینلند تا اشغال هویت ها

در چنین تفکری، زمین به کالایی برای حراج تقلیل میابد. از ادعای خرید گرینلند از دانمارک تا تغییر نام کانال پاناما به کانال آمریکا و یا الحاق کشوری چون کانادا به عنوان ایالت ۵۱ آمریکا، همگی نشان از یک ذهنیت استعمارگر دارد. این جریان قصد دارد پیش از اتمام دوران ریاست جمهوری، با قوانین از خود ساخته، اعلام امپراتوری جهانی نموده و خود را حاکم مطلق زمین معرفی کند. این یک کودتای جهانی علیه آزادی است که با دلارهای صهیونیستی تزیین شده است.

۳. راهزنی بین المللی:از غارت نفت ونزوئلا تا منابع اوکراین

نمود عینی این جهانخواری در ونزوئلا نمایان شد، جایی که با وقاحتی بیشرمانه، نقشه ربودن رئیس جمهور قانونی طراحی شد تا بر شریان های نفتی آن ملت چیره شوند و منابع غارت شده را به دنیا بفروشند. این الگوی راهزنی اکنون در اوکراین و کوبا نیز تکرار میشود. ترامپیسم و صهیونیسم به دنبال ایجاد یک زنجیره اسارت هستند که در آن هر کشور، قربانی مطامع مالی و ژئوپلیتیک آن ها شود تا تمامی ثروت های جهان را به انحصار خود درآورند.

۴. جنایت در ردای رهایی :سی روز بمباران زیرساخت ها و دانشگاه ها

آنچه امروز بر خاک پاک ایران میگذرد، نه یک ضرورت نظامی، بلکه یک انتقام کور از ملتی است که حاضر به تسلیم نشده است. ائتلاف ترامپیسم و صهیونیسم، تجاوز به حریم این مرز و بوم را در دو نوبت خونین به اجرا درآورده است ،نخست در جنگی دوازده روزه و اکنون در نبردی نابرابر که سی شبانه روز است سایه شوم مرگ را بر سر مردم بی گناه گسترانده است. بمباران های شبانه روزی که هدفشان به بهانه پایگاه های نظامی، در واقع نابودی شریان های حیاتی، دانشگاه ها، مدارس و سقف خانه های مردم بی دفاع و مظلوم است، سندی بر بربریت مدرن است. وقاحت به حدی رسیده که این جنایات را «هدیه ای برای آزادی» مینامند!

۵. انحراف مبارزات اصیل :خنجر صهیونیسم بر پشت جنبش مدنی

تلخ تر از غرش هواپیماها، سرنوشت مظلومانه مردمی است که سال هاست در حال مبارزه مدنی، هوشمندانه و بدون خشونت با حکومتی تمامیت خواه میباشند. تشکل های مدنی ایران با درایت توانسته بودند بدون اینکه آسیبی به کیان کشور وارد شود، تغییرات اساسی ایجاد کرده و حاکمیت را بارها مجبور به عقب نشینی و تسلیم در برابر خواسته های برحق خود کنند. اما درست در لحظاتی که این حرکت اصیل در حال ثمردهی بود، حربه صهیونیسم در قامت پسر شاه سابق، که به شکلی سرسپرده این تفکر است، وارد میدان شد.

این جریان با پروپاگاندای رسانه ای، حرکت مدنی ملت را پس از ده روز اعتصابات مقتدرانه بازار در دی ماه، به انحراف کشاند. فراخوان های بدون پشتوانه در ۱۸ و ۱۹ دی ماه، با شعارهای تهی و وعده های خیالی همچون «کمک در راه است»، «گارد جاویدان کنارتان میباشد» و ادعای فریبکارانه «من هم بزودی به شما میپیوندم»، اعتراضات را به بیراهه برد. این فریبکاری بزرگ نه تنها باعث قتل عام عده ای از هموطنان عزیزمان شد، بلکه بهترین بهانه را به دست ترامپیسم و صهیونیسم داد تا شرایط حمله و تجاوز نظامی به مقاصد پلید خود را مهیا کنند.

۶. فاجعه میناب و نسل کشی غزه :رسوایی مدعیان در لاهه

در حالی که بمب های این ائتلاف در مدرسه میناب، ۱۸۶ دختربچه دبستانی معصوم را پرپر کرده است،۱۰۹ کودک دیگر را زخمی نموده است، 
 ماشین نسل کشی نتانیاهو در غزه، وجدان جهانی را به مسلخ برده است. باورکردنی نیست که عالی ترین مرجع قضایی جهان، یعنی دادگاه بین المللی لاهه، حکم به نسل کشی صادر میکند، اما ترامپیسم و صهیونیسم با وقاحتی بی مرز، این احکام را به استهزا میگیرند. این فروپاشی نظم عدالت است، جایی که حقوق بین الملل تنها برای ضعیفان است و جنایتکاران خود را فراتر از هر دادگاهی میبینند.

۷. رسوایی وطن فروشان :خنجری زهرآگین بر پیکر مام میهن

دردآورتر از آوار بمب های دشمن، خنجری است که از پشت بوسیله «سربازان پروپاگاندا» بر پیکر ایران فرود میاید. شرم بر آنان که با وقاحتی بی مرز، پرچم های همان جنایتکارانی را که خون کودکان میناب، دانشجویان و مردم بی دفاع ما بر دست هایشان خشک نشده است، به نشانه حمایت تکان میدهند. این جماعت وطن فروش که با بودجه های امنیتی موساد تغذیه میشوند، نه تنها از این خیانت ابایی ندارند، بلکه به انحراف کشیدن خون هموطنان خود و مهیا کردن شرایط تجاوز نظامی افتخار میکنند. این بزرگترین لکه ننگ تاریخ معاصر ایران خواهد بود.

فرجام سخن: 

بیداری در آستانه غروب زمین

باورکردنی نیست که در قرن بیست و یکم، کشوری که روزی خود را مهد دمکراسی مینامید، چنین به یک هیولای جهانخوار بدل شود. امروز بیش از هر زمان دیگری در تاریخ، باید نگران این کره خاکی بود، زمینی که روزی بستر آرزوها و رویاهای سبز ما بود، اکنون زیر چکمه های نارسیسم ترامپی و طمع صهیونیسی در حال مبدل شدن به خاکستری سرد است.

آیا براستی جهان با وجود این ائتلاف جنون به کدام سو میرود؟ آیا کره زمین هرگز به مدار عادی خود، یعنی دنیای بدون جنگ و سرشار از لبخند کودکان، بازخواهد گشت؟ نجات ما نه در انتظار برای منجی های دروغین و سرسپرده خارجی، بلکه در بیداری ملی و بازگشت به مسیر مبارزات مدنی اصیلی است که به دور از خشونت و دخالت بیگانه، راه خود را میپیمود. اگر امروز میان نقد داخلی و خیانت فریبکاران برون مرزی، مرزی مستحکم نکشیم، آینده ای جز ویرانی زیر سایه امپراتوری جهانخواران نخواهیم داشت. آینده را نه متجاوزان و نه فریب خوردگان رسانه ای، بلکه وجدان های بیدار و تشکل های اصیل ایرانی خواهند ساخت.

پارسا زندی (مشاور حقوقی)

 

 

خروج از نسخه موبایل