سایت ملیون ایران

شیشه‌های ضدگلوله تا فریادهای خیابانی: واکاوی استیصال در نمایش قدرت

 


پارسا زندی

مقدمه: لرزه بر اندام جنگ‌طلبان

در حالی که تقویم سیاسی واشنگتن یکی از پرالتهاب‌ترین روزهای خود را پشت سر می‌گذاشت، جهان شاهد دو تصویر متناقض و معنادار بود. از یک سو، خروش میلیونی جامعه امریکا که با درک عمیق از عواقب ویرانگر فاشیسم و درگیری نظامی، علیه سیاست‌های جنگ‌افروزانه تیم ترامپ به خیابان‌ها آمدند، و از سوی دیگر، نمایشی تصنعی و مهندسی‌شده در پشت دیوارهای امنیتی!

این شکاف میان مطالبات واقعی صلح‌طلبان و موج‌سواری جریان‌های وابسته، که در اوج انزوای سیاسی ترامپ نقش کاتالیزور کودتای رسانه‌ای را بازی کردند، صدای حق‌طلبی مردم را با هیاهوی تظاهرات سفارشی و تقاضای ویرانی وطن تحت‌الشعاع قرار داد. شیشه‌های ضدگلوله، اکنون نماد ترس مدعیان و دوری لایه‌های قدرت از بطن جامعه و دردهای مردم است، همانطور که حکومت جمهوری اسلامی نیز با سرکوب اعتراضات، سانسور رسانه‌ها و محدود کردن آزادی‌های بنیادین، فاصله عمیق خود از مردم را به نمایش می‌گذارد.

بدعتی نوین در مهندسی افکار عمومی: کودتای رسانه‌ای

تاریخ دخالت‌های ایالات متحده و سازمان سیا (CIA) پر است از سناریوهای تغییر رژیم و کودتا در امریکای لاتین و نقاط دیگر جهان. اما آنچه اخیراً در واشنگتن رخ داد، بدعتی تاریخی بود:

همزمان، حکومت جمهوری اسلامی با سرکوب هر صدای مستقل، زندانی کردن فعالان، و ترویج فضای ترس در دانشگاه‌ها و خیابان‌ها، نشان می‌دهد که هم مدعیان سلطنت و هم حاکمان فعلی، در تضاد کامل با حقوق مردم عمل می‌کنند.

تناقض خونین: موشک برای مردم، شیشه ضدگلوله برای مدعیان

شاید تکان‌دهنده‌ترین تصویر این روزها، سخنرانی مدعیان پادشاهی از پشت شیشه‌های ضدگلوله بود. این تصویر، استعاره‌ای کامل از ماهیت جریان سلطنت‌طلب است: چگونه می‌توان تقاضای بمباران دانشگاه‌ها، مدارس و خانه‌های مردم ایران را داشت، اما خود در پناه امن‌ترین لایه‌های حفاظتی ایستاد؟!

در کنار این، رفتار حکومت جمهوری اسلامی نیز ضد و نقیض است: نسخه‌های سرکوب، سانسور و تهدید علیه شهروندان ایرانی، در حالی که ادعای «مدیریت کشور» و «حفاظت از مردم» می‌شود، تصویری از نفاق و تضاد بین قدرت و جامعه ارائه می‌کند.

میراث مفت‌خوری و هراس از حقیقت

تحلیل رفتار خاندان پهلوی در چهل و هشت سال گذشته، الگوی ثابتی از فرار از مسئولیت و وابستگی اقتصادی را نشان می‌دهد:

همزمان، حکومت جمهوری اسلامی نیز با فساد گسترده، اختلاس‌های میلیاردی، و سرکوب آزادی‌ها، مردم ایران را در یک چرخه بی‌پایان رنج و ناامنی قرار داده است. این دو جریان، اگرچه از منظر تاریخی متفاوتند، در عمل با هم هم‌راستا شده‌اند تا هزینه واقعی را بر دوش مردم بیندازند.

————————————————————————

نتیجه‌گیری نهایی: غروب مدعیان در سایه بیداری ملت‌ها

تحولات اخیر در واشنگتن، فراتر از یک تجمع سیاسی، لایه‌های پنهان یک استراتژی شکست‌خورده را برملا کرد. تقابل میان هشت میلیون معترض امریکایی و جمعیت اندک و کرایه‌ای سلطنت‌طلب، نشان‌دهنده پیروزی منطق «نه به جنگ» بر توهم «تغییر رژیم از طریق بمباران» است.

رضا پهلوی با حضور در جبهه تندروترین جناح‌های جنگ‌طلب، نه تنها از بدنه جامعه ایران، بلکه حتی از واقعیت‌های جاری در جامعه امریکا نیز فاصله گرفته است. تصویر سخنرانی پشت شیشه ضدگلوله، در حالی که برای خانه‌های مردم ایران نسخه موشک و پهپاد پیچیده می‌شود، لکه ننگی بر دامن جریانی است که چهل و هشت سال مفت‌خوری و دوری از فضای کار و رنج واقعی را با وطن‌فروشی گره زده است.

در کنار آن، فشار روزافزون بر ترامپ و تیم او، محصول بیداری وجدان‌های بیدار در سراسر جهان است؛ و هم‌زمان، رفتار حکومت جمهوری اسلامی نشان می‌دهد که تا وقتی فساد، سرکوب و بی‌توجهی به حقوق شهروندان ادامه دارد، صلح واقعی و امنیت پایدار تنها رویایی دست‌نیافتنی خواهد بود.

امروز، فریاد «نه به جنگ» در خیابان‌های امریکا، تیر خلاصی بر پروژه‌هایی بود که می‌خواستند با خون مردم ایران، تخت پادشاهی را از نو بنا کنند، و تاریخ ایران شاهد خواهد بود که چه کسانی در اوج فشار بر میهن، مشوق بمباران خانه‌های مردم بودند و چه کسانی مردم خود را در چرخه بی‌پایان رنج باقی گذاشتند.

پارسا زندی (مشاور حقوقی)

 

 

 

Exit mobile version