
کارگران ایران امسال روز اول ماه می (۱۱ اردیبهشت) را در شرایط بغایت دهشتناک تری نسبت به سالیان گذشته می گذرانند سالها پیش در مقاله ای با عنوان “سال به سال دریغ از پارسال” نوشتم که وضعیت کارگر ایرانی تحت حاکمیت ارتجاعی نظام ولایت فقیه همواره از شرایط بد به شرایط بدتر رفته است.
واقعیت اینست که برای کارگران ایران هیچ چشم انداز روشن و امیدبخشی با وجود این نظام جهل و جنایت مطلقا وجود نخواهد داشت.
امسال کارگران ایران در شرایطی به استقبال روز کارگر می روند که بسیاری از آن ها خانه و کاشانه شان تخریب شده محل کارشان از بین رفته و از کار بیکار شده و هیچ چشم اندازی برای آینده ندارند و بسیاری از آن ها احتمالا جزو آورگان جنگ باشند.
وضعیت کارگران ایران به وضوح نشان داد که ادعاهای مسخره مبنی بر جنگ انسان دوستانه آنهم از سوی جنایتکارانی همچون ترامپ و نتانیاهو که جریان های وابسته گرا و کثیفی همچون جریان مافیایی سلطنت طلب با جست و خیز میمونی و رقص های تهوع آور برای آن تروبج می کنند حرفی یاوه است. این جنگ ارتجاعی امپریالیستی است و رهاوردی جز کشتار و جنایت فقر و فلاکت برای مردم ایران ندارد در این جنگ امپریالیستی ارتجاعی هیچ طرف بر حقی مطلقا وجود ندارد.
در شرایط جنگی که مرگ و ویرانی از آسمان می بارد کارگر ایرانی همزمان باید با مرگ دست و پنجه نرم کند و همزمان در شرایط ابر بحران بی سابقه اقتصادی برای بقا بجنگد. در چنین هنگامه ی مصیبت بار و بلاهای چند لایه برای کارگر ایرانی حتی تامین نیازهای اولیه تعذیه روزانه برای خانواده امری غیر ممکن شده و دست یابی به الزامات بقای خود و خانواده حتی سلامت جسمی امری دست نیافتنی گردیده است لذا گذاف نگفته ایم اگر بگوئیم کارگران ایرانی در وضعیت یک بحران همه جانبه بسر می برند.
در شرایط جنگی با توجه به انهدام بخش های وسیعی از کارخانه ها صنایع مادر و واحدهای تولیدی و مراکز خدماتی کشور عملا بسیاری از کارگران ایرانی از کار بیکار و به خیل عظیم ارتش بیکاران پیوسته اند. با توجه به گستردگی و فراگیر بودن کارگران قراردادی عمق این بحران خطرناکتر و ترسناک تر می گردد.
شکی نیست که رکود ناشی از جنگ تازیانه اش را قبل از اقشار دیگر بر گرده کارگر ایرانی فرود می آورد و چشم انداز باز هم تیره و تار تری برای طبقه کارگر ایران رقم خواهد زد.
در این میان سرنوشت بیشمار زنان کارگر بحصوص آنان که نان آور خانواده هستند و در جامعه ایران تعدادشان قابل توجه است آسیب پذیرترین خواهد بود زیرا در بازار کار عمدتا مردانه ایران و نبود امکان رقابت برای زنان در بازار کار مردسالار وضعیت این بخش از کارگران و خانواده هایشان بشدت نگران کننده تر از پیش خواهد بود.
شایان ذکر است که در دوران قبل از جنگ شانس کاریابی زنان در بازار کار ایران نسبت به مردان یک به شش بود البته این جدای از تبعیضات بسیار همچون عدم دریافت حقوق برابر برای کار برابر و نبود امنیت و ثبات شغلی است.
اکنون نیز در شرایط رکود و از بین رفتن چند صد هزار شغل به دلیل انهدام کارخانه ها و زیرساخت ها علاوه بر شرایط کار معیشت و زندگی فضای کشور نیز در شرایط جنگ بشدت امنیتی شده است و اعدام ها در اوج می باشند.
واقعیت اینست که بعد از گذشت چندین دهه از مبارزات کارگران ایران زنان و اقشار مختلف ما هنوز در ابتدای راه هستیم و کارگران ایرانی هنوز در شرایط قرون وسطایی و بی حقوقی کامل بسر می برند و بسیاری خواسته های بر حق آنان تاکنون محقق نشده و چشم انداز نزدیک برای برای خواسته های اساسی اش وجود ندارد:
– آزادی فعالان کارگران زندانی و پایان دادن به جرم انگاری فعالیت کارگران
– لغو قراردادهای موقت و سفید امضا بمثابه الگویی از بی حقوقی کامل کارگران
– لغو خصوصی سازی
– تامین امنیت شغلی
– تامین ایمنی و بهداشت محیط کار
– دستمزد برابر برای کار برابر زنان و مهاجران
– پایان دادن به اخراج های بی رویه و فله ای کارگران
– برسمیت شناختن حق اعتصاب و اعتراض برای کارگران
– تعیین دستمزد کارگران متناسب با نرخ تورم و گرانی
کاوه آل حمودی