در گزارشی تحلیلی که از سوی یاشار سلطانی، روزنامهنگار و پژوهشگر حوزه فساد و ساختارهای اقتصادی منتشر شده، وضعیت دسترسی به اینترنت در ایران بهعنوان نتیجه مجموعهای از سیاستهای محدودکننده و تصمیمهای فرادولتی توصیف شده که به گفته او، کاربران ایرانی را به سمت استفاده از اینترنت طبقاتی و بازار غیررسمی فیلترشکن سوق داده است.
در این گزارش تاکید شده که بخش بزرگی از کاربران در داخل کشور عملا از دسترسی پایدار به اینترنت جهانی محروم شدهاند و به جای آن، در چارچوب شبکهای محدود از خدمات داخلی با کیفیت پایین قرار گرفتهاند؛ وضعیتی که نویسنده آن را «هزینهدار شدن دسترسی به اینترنت» توصیف کرده است.
این گزارش همچنین به شکلگیری بازار گسترده فروش فیلترشکن و بستههای موسوم به «اینترنت پرو» اشاره میکند؛ بستههایی که در آن کاربران برای دسترسی به اینترنت بدون محدودیت، مبالغی چند برابر اینترنت عادی پرداخت میکنند.
در پایان این گزارش، به نقش شرکتها و زیرساختهای رانتی در توزیع دسترسی به اینترنت اشاره شده و این پرسش مطرح شده که چرا با وجود امکان فنی برای مدیریت یا کنترل بازار فیلترشکن، همچنان چنین بازاری با گردش مالی بالا در کشور فعال است.
متن کامل گزارش یاشار سلطانی را در ادامه بخوانید:
دسترسی مردم ایران به اینترنت به وضعیتی درآمده که سالها تندروها به دنبال آن بودند. دسترسی به اینترنت جهانی و ابزارهای آن قطع است و ۹۰ میلیون ایرانی میان چند وبسایت ایرانی ناکارآمد گرفتار شدهاند. از موتورهای جستوجوی ایرانی که سادهترین نیازها را برآورده نمیکنند تا پیامرسانهایی که دریایی از باگ و ناکارآمدی هستند. این همه سال کوبیدن بر طبل ارتقای توان داخلی سرانجام در این روزها خودش را نشان داد و معلوم شد فیلی که باد میشده موش زاییده.
وضعیت اظهارنظرها دربارهی عاقبت اینترنت در ایران هم هیچ تصویر مشخصی به ما نشان نمیدهد جز اضافه شدن یک هزینهی بزرگ به هزینههای زندگی ایرانیها. هزینهای که یا باید پای کانفیگ خرج شود و به بازار سیاه ویپیان برود یا باید به عنوان پول زور و به سیاق گردنهگیران قدیمی به همراه اول پرداخت شود تا اینترنت پرو نصیبتان شود و بتوانید از سوراخ کلیدی دنیا را تماشا کنید.
اینترنت پرو؛ دولت ناراضی دولت در سایه راضی
بهانهی قطع شدن اینترنت «امنیت» است. این کلیدواژهی مشترک همه مسئولانی است که درباره قطع اینترنت حرف میزنند. اما آیا کسی این حرف را باور میکند؟ مثال سادهاش مقایسه قیمت دو محصول در بازار اینترنت است.
یک بسته ۵۰ گیگی اینترنت ایرانسل که به شبکه جهانی وصل نیست را همین روزها میتوانید حدود ۴۰۰ هزار تومان بخرید. شما این ۴۰۰ هزار تومان را پرداخت میکنید تا به اینترنت جهانی وصل نشوید و امنیت کشور به خطر نیفتد.
اما در همین روزگار میتوانید ۵۰ گیگ اینترنت پرو از همراه اول به قیمت ۲.۵ میلیون تومان پرداخت کنید و به اینترنت جهانی وصل شوید. یعنی اگر هزینهای حد فاصل ۴۰۰ هزار تومان تا ۲.۵ میلیون تومان را بتوانید پر کنید شما و دسترسیهایتان دیگر هیچ تهدیدی برای امنیت ایران نیستید. پر واضح است که کسی این قرائت را قبول نمیکند و همه میدانند که ماهیگیران بزرگ حالا به اقیانوسی رسیدهاند که تا آن را غارت نکنند دست از کار نمیکشند.
در بلبشوی نظام اداری و قانونگذاری در کشور میبینیم که دولت به عنوان نماینده مردم مخالف فروش طبقاتی اینترنت و اینترنت پرو است اما در نهایت آنها در این میدان ابزار کارآمدی در دست ندارند. در واقع دولت در زمینه اینترنت در ایران کارهای نیست. همهچیز به شوراهای عالی باز میگردد که فراتر از دولت و مجلس برای امور تصمیم میگیرند.
این نهادها هم چون پایگاه رای مردمی ندارند چندان علاقهای به جلب رضایت عمومی ندارند اما مصرانه میخواهند منافع عدهای را تامین کنند. نتیجه این زورآزمایی عرصه کنونی زندگی ایرانیهاست: مردم از وضعیت اینترنت ناراضی هستند. دولت مخالف محدودیتهاست اما حرفش برای کسی اهمیتی ندارد و عدهای قلیل در این میان منافع بزرگی کسب میکنند. اما این عده چه کسانی هستند؟ بد نیست نگاهی به ترکیب ادارهکنندگان همراه اول بیندازیم تا ببینیم که چه کسانی از وضعیت کنونی در حال سود بردن هستند و علاقهمندند که این وضعیت ادامه داشته باشد؟
“بنیاد تعاون سپاه” و “ستاد اجرایی فرمان امام”سکاندار رانت اینترنت در ایران
حدود ۹۰٪ سهام همراه اول در اختیار شرکت مخابرات ایران است. شرکتی که به ظاهر دولتی نیست اما میدانیم که چه سناریوی نانوشتهای آن را اداره میکند.b مهمترین سهامدار مخابرات “کنسرسیوم اعتماد مبین” است. آنها ۵۰+۱ سهام مخابرات را در اختیار دارند و کنترل مدیریتی این سازمان بر عهده آنهاست. ۲۰ درصد سهام مخابرات به صورت سهام عدالت در اختیار مردم قرار گرفته و ۳۰ درصد آن هم سهام شناور در بازار بورس است.
حالا باید نگاهی کنیم به کنسرسیوم اعتماد مبین که عملا مدیریت مخابرات و در نتیجه همراه اول را بر عهده دارد. این همان بخش مبهم و البته حساس ماجرا است. این کنسرسیوم متشکل از «گروه توسعه اقتصادی تدبیر» وابسته به ستاد اجرایی فرمان امام است. بخش دیگری از این کنسرسیوم «شرکت سرمایهگذاری مهر اقتصاد ایرانیان» وابسته بنیاد تعاون سپاه است. در واقع گردانندگان اصلی این مجموعه و به نوعی مخابرات و همراه اول دو نهاد ستاد اجرایی فرمان امام و بنیاد تعاون سپاه هستند.
چه کسانی در سومین قطع سراسری اینترنت ایران وصل هستند؟
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ و شروع جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل برای سومینبار در این سال دسترسی ایرانیها به اینترنت و شبکهی جهانی قطع شد. این قطع اینترنت که به سال ۱۴۰۵ هم کشیده شده بزرگترین قطع سراسری اینترنت در دنیا به حساب میآید. پیش از این هم زمستان ۱۴۰۴ برای ایرانیها با ناپایداری گسترده اینترنت همراه بود. چرا که بعد از اعتراضات دیماه بار دیگر اینترنت به صورت گسترده در ایران قطع شد.
اولین قطع اینترنت سال ۱۴۰۴ اما به تابستان و جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل باز میگردد. همان جنگی که بعد از آن مشخص شد علیرغم قطع اینترنت دسترسیهایی به برخی شهروندان داده شده بود تا به اینترنت جهانی وصل باشند.
در حال حاضر هم وقتی دومین ماه قطع گسترده اینترنت ایران در حال اتمام است همچنان گروههای خاصی به اینترنت جهانی دسترسی دارند. آن هم در روزگاری که مردم و کسب و کارهای بسیاری در تنگنای شدیدی برای دسترسی به اینترنت قرار دارند. اما در حال حاضر چه کسانی به اینترنت بینالملل دسترسی دارند؟
گروه اول دارندگان استارلینک در ایران هستند. کسانی که اینترنت ماهوارهای دارند و از طریق آن اقدام به فروش ویپیان در ایران میکنند. همچنان که میدانیم داشتن استارلینک در ایران جرمانگاری شده و داشتن تجهیزات اینترنت ماهوارهای در ایران جرم محسوب یشود. از اینرو دسترسی به این اینترنت برای بسیاری خطرناک است. با این وجود همچنان میبینیم که در بازار سیاه ویپیان در ایران ویپیانهای استارلینک به قیمت گزافی فروخته میشود.
گروه دوم دارندگان سیمکارتهای سفید هستند. افرادی که در لیستهایی قرار دارند که دسترسی آنها به اینترنت روی سیمکارتهایشان آزاد است. چند ماه قبل و بعد از آپدیت جدید روی شبکه اجتماعی ایکس (توئیتر سابق) لوکیشن اتصال کاربران برملا و معلوم شد که گروه قابل توجهی از ایرانیها با اینترنت بدون فیلتر به شبکه جهانی وصل هستند. اگرچه تمرکز این افشاگریها روی خبرنگاران بود اما دارندگان سیمکارتهای سفید بسیار گروههای فراوانی را در بر میگیرد. کسی که به سیمکارت سفید دسترسی دارد میتواند با خرید آیپی ثابت از همراه اول یا ایرانسل و ایجاد تونل روی دسترسی خود به راحتی اقدام به فروش ویپیان کند و از یک سیمکارت سفید به درآمد میلیاردی در شرایطی بحرانی مانند روزهای جنگ کند.
گروه سوم اما افرادی هستند که به سرورهای رانتی در ایران دسترسی دارند. سرورهایی که در اختیار افراد معمولی قرار نمیگیرد و دسترسی جهانی آن باز است. با توجه به قیمت فروش هر گیگ اینترنت با فیلترشکن در روزهای قطع اینترنت تخمین زده میشود که این شرکتهای رانتی احتملا درآمدهای میلیون دلاری از طریق فروش اینترنت داشتهاند. «ویروت» با آدرس: www.vroute.org یکی از این شرکتهاست که به سادگی و با خیال راحت در حال فروش ویپیان در حجم بالا است که حتی درگاه پرداخت برای خرید و فروش هم در وبسایت آن موجود است.
کارشناسان فنی میگویند که نهادهای ناظر با رصد ترافیکها و مشاهده هر ترافیک ۱:۱ (هر یک گیگ آپلود یک گیگ دانلود) به راحتی میتوانند در زمان کوتاهی ویپیانها را قطع کنند و قطع دسترسی ویپیانها بسیار ساده و اجرایی است. برای همین این سوال پیش میآید که اگر ارادهای برای قطع اینترنت در ایران وجود دارد چرا کامل اجرا نمیشود و ماجرای ایجاد چنین بازار سیاهی با این گردش مالی بالا چیست؟
در واقع باید از تصمیمگیران پرسید که چرا با قطع اینترنت و ایجاد فرصتهای رانتی بازار بزرگ و غیرشفاف را ایجاد کردهاند که در آن شهروندان مستاصل مجبورند برای دسترسی به اینترنت هزینههای گزافی کنند و در نهایت جیب افرادی پر شود که از رانتهای بالایی برخورداند.
