سایت ملیون ایران

  وقتی واژه‌ها از گلوله خطرناک‌تر می‌شوند

  وقتی واژه‌ها از گلوله خطرناک‌تر می‌شوند

 استفاده از واژه‌هایی مانند «تسلیم» برای توصیف نتیجه یک مذاکره در ظاهر ممکن است صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی به نظر برسند، اما در عمل بار معنایی سنگینی دارند. آنها به‌سرعت وارد فضای رسانه‌ای و در افکار عمومی بازتولید می‌شوند.

عصر ایران؛ امیرعباس میرزاخانی- در سیاست بین‌الملل معمولاً تصور می‌شود ابزار واقعی قدرت در تحریم‌ها، ناوهای جنگی و نمایش قدرت نظامی نهفته است. حضور جنگنده‌های پیشرفته و ناوهای غول‌پیکری مانند «آبراهام لینکلن» و «جرالد فورد» در آب‌های منطقه اغلب به‌عنوان نماد این قدرت سخت دیده می‌شود؛ نشانه‌ای از توانایی اعمال فشار و بازدارندگی. با این حال تجربه نشان داده است که در بسیاری از موارد، آنچه مسیر تنش یا توافق را تعیین می‌کند نه صرفاً این ابزارهای نظامی، بلکه زبان و واژه‌هایی است که سیاستمداران در توصیف یک بحران یا یک مذاکره به کار می‌برند. در دیپلماسی، زبان فقط وسیله بیان نیست؛ بخشی از خود میدان قدرت است.

   اکنون بیش از چهل روز از برقراری آتش‌بس گذشته و تلاش‌ها برای تثبیت آن و بازگشت به مسیر گفت‌وگو ادامه دارد. میانجی‌گری پاکستان و احتمالا چین و رایزنی‌های دیپلماتیک در سطوح مختلف نشان می‌دهد که بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی همچنان به دنبال مدیریت تنش‌ها هستند. در چنین فضایی، پرونده هسته‌ای ایران، مسئله رفع تحریم‌ها و امنیت مسیرهای حیاتی انرژی در خلیج فارس و به‌ویژه تنگه هرمز دوباره در مرکز توجه قرار گرفته است. این آبراه باریک یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به شمار می‌رود و هرگونه بی‌ثباتی در آن می‌تواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد.

  با این حال، در کنار همه اختلافات فنی و سیاسی که در چنین مذاکراتی وجود دارد، عامل دیگری نیز هست که کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد: ادبیاتی که درباره مذاکره و نتیجه آن به کار برده می‌شود. در بسیاری از مواقع، واژه‌ها می‌توانند فضایی ایجاد کنند که مسیر توافق را هموار یا برعکس، آن را دشوارتر کنند.

استفاده از واژه‌هایی مانند «تسلیم» برای توصیف نتیجه یک مذاکره نمونه‌ای از همین مسئله است. چنین واژه‌هایی در ظاهر ممکن است صرفاً یک موضع‌گیری سیاسی به نظر برسند، اما در عمل بار معنایی سنگینی دارند. آنها به‌سرعت وارد فضای رسانه‌ای می‌شوند و در افکار عمومی بازتولید می‌شوند. نتیجه این روند آن است که فضای سیاسی داخلی کشورها نیز تحت تأثیر قرار می‌گیرد.

   در فضای سیاسی ایران، مذاکره ممکن است قابل دفاع باشد، اما تسلیم نه. توافق می‌تواند به‌عنوان یک تصمیم سیاسی برای کاهش تنش معرفی شود، اما تحقیر نه. همین تفاوت ظریف در عمل به یکی از خطوط حساس در افکار عمومی تبدیل شده است. وقتی نتیجه یک مذاکره با تعبیرهایی مانند «تسلیم شدن» توصیف می‌شود، حتی نیروهایی که از اصل مذاکره و کاهش تنش حمایت می‌کنند نیز در موقعیت دشواری قرار می‌گیرند. آنها برای حفظ اعتبار سیاسی خود ناچار می‌شوند مواضع سخت‌تری اتخاذ کنند؛ زیرا هیچ جریان سیاسی نمی‌خواهد در افکار عمومی متهم شود که از یک توافق تحقیرآمیز حمایت کرده است.

 

   نمونه‌ای از اهمیت همین مسئله را می‌توان در دوران مذاکرات هسته‌ای منتهی به برجام مشاهده کرد. در یکی از جلسات پرتنش مذاکره، وزیر امور خارجه وقت ایران در واکنش به ادبیات تهدیدآمیز طرف مقابل جمله‌ای گفت که بعدها به یکی از مشهورترین نقل‌قول‌های آن مذاکرات تبدیل شد: «هیچ‌وقت یک ایرانی را تهدید نکن.» این جمله شاید تأثیر مستقیمی بر جزئیات فنی مذاکرات نداشت، اما در فضای رسانه‌ای بازتاب گسترده‌ای پیدا کرد. در داخل ایران بارها نقل شد و به نمادی از ایستادگی در مذاکره تبدیل شد.

  اهمیت این نمونه در آن است که نشان می‌دهد مذاکره‌کنندگان فقط با طرف مقابل خود گفت‌وگو نمی‌کنند؛ آنها همزمان با افکار عمومی کشورشان نیز سخن می‌گویند. هر جمله‌ای که در میز مذاکره گفته می‌شود، می‌تواند در فضای داخلی به‌عنوان نشانه‌ای از ضعف یا قدرت تفسیر شود. به همین دلیل زبان در دیپلماسی همیشه دو مخاطب دارد: طرف مقابل و افکار عمومی داخلی.

  وقتی در یک روند دیپلماتیک از ادبیات تحقیرآمیز استفاده می‌شود، نتیجه آن اغلب برعکس چیزی است که طراحان آن انتظار دارند. چنین زبانی به جای ایجاد شکاف در طرف مقابل، معمولاً نوعی همبستگی دفاعی ایجاد می‌کند. حتی نیروهای میانه‌رو که از گفت‌وگو و کاهش تنش حمایت می‌کنند، در برابر چنین ادبیاتی ناچار می‌شوند فاصله بیشتری با توافق نشان دهند. در عمل، زبانی که قرار بود فشار ایجاد کند، می‌تواند فضا را برای مصالحه محدودتر کند.

   در شرایطی که مسئله هسته‌ای ایران، رفع تحریم‌ها و امنیت یکی از مهم‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان به موضوعی حساس در معادلات منطقه‌ای تبدیل شده است، چنین ظرافت‌هایی در زبان سیاست اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. هرگونه اختلال در مسیر گفت‌وگوها نه‌تنها بر روابط دیپلماتیک تأثیر می‌گذارد، بلکه می‌تواند نگرانی‌ها درباره ثبات خلیج فارس و امنیت تنگه هرمز را نیز افزایش دهد؛ مسیری که بخش مهمی از تجارت جهانی انرژی از آن عبور می‌کند.

   به همین دلیل، در سیاست بین‌الملل زبان صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست. واژه‌ها می‌توانند فضا بسازند، اعتماد ایجاد کنند یا برعکس، دیوارهای بی‌اعتمادی را بلندتر کنند. گاهی ناوهای جنگی و جنگنده‌ها نشانه‌ای از تنش هستند، اما این واژه‌ها هستند که می‌توانند حتی پیش از شلیک نخستین گلوله، امکان صلح و توافق را از میان ببرند.

Exit mobile version