
گزارش تازهای که از سوی آکادمی ملی اطلاعات ترکیه در اردیبهشت ۱۴۰۵ منتشر شده، جنگ میان ایران، آمریکا و اسراییل را نقطه عطفی در تحول مفهوم جنگ مدرن توصیف میکند. جنگی که فقط یک درگیری منطقهای نبود، بلکه نوعی آزمایشگاه واقعی برای جنگهای نسل جدید محسوب میشود.
آکادمی ملی اطلاعات ترکیه در سال ۲۰۲۳ در چارچوب «سازمان ملی اطلاعات» ترکیه تاسیس شد و از ژانویه ۲۰۲۴ فعالیت خود را آغاز کرده و هدف آن توسعه و تثبیت رشته اطلاعات بهعنوان یک حوزه علمی است. این آکادمی برنامههای تحصیلات تکمیلی در زمینه اطلاعات، امنیت، استراتژی و فناوریهای مرتبط ارایه میدهد و با انجام تحقیقات علمی و پروژههای پژوهشی، ایجاد پلتفرمهای همکاری ملی و بینالمللی، تقویت جایگاه ترکیه در حوزه اطلاعات و امنیت و تعامل با جامعه علمی جهانی را دنبال میکند.
آکادمی ملی اطلاعات ترکیه در مرداد ۱۴۰۴ نیز، جنگ دوازده روزه ایران و اسراییل را بهعنوان الگویی از «جنگهای آینده» بررسی کرده و به تحلیل ابعاد نظامی، فناورانه و ژئوپلیتیکی آن پرداخته بود.
این گزارش، در کنار بررسی ابعاد نظامی و فناورانه جنگ، به پیامدهای ژئوپلیتیکی، اقتصادی و اجتماعی آن نیز پرداخته و بهطور ویژه تلاش کرده است درسهایی را که ترکیه باید از این جنگ بگیرد، تبیین کند.
بر اساس این گزارش، جنگ دیگر صرفاً میدان نبرد تانکها، جنگندهها و موشکها نیست. بلکه عرصهای چندلایه است که در آن هوش مصنوعی، شبکههای داده، جنگ الکترونیک، اقتصاد مهمات، زیرساختهای انرژی، رسانهها و حتی تابآوری اجتماعی، همگی به عناصر تعیینکننده تبدیل شدهاند.
نقش هوش مصنوعی و تحول میدان نبرد با پهپادها
یکی از اصلیترین موضوعات این گزارش، نقش فزاینده هوش مصنوعی در جنگ است. گزارش توضیح میدهد که هوش مصنوعی به بخش مهمی از جنگهای مدرن تبدیل شده و اکنون در تحلیل تصاویر، شناسایی اهداف، مدیریت سامانههای دفاعی و تصمیمگیری نظامی نقش دارد. این موضوع سرعت جنگ را بسیار افزایش داده و باعث شده کشوری که توان پردازش داده و واکنش سریعتری داشته باشد، برتری عملیاتی پیدا کند.
به باور نویسندگان، همچنین این جنگ نشان داد حتی پیشرفتهترین سامانههای پدافندی نیز در برابر حملات گسترده پهپادی و موشکی کاملاً امن نیستند. استفاده همزمان از پهپادهای ارزان و موشکهای مختلف میتواند سامانههای دفاعی گرانقیمت را تحت فشار قرار دهد و فرسوده کند. به همین دلیل مفهوم سنتی دفاع هوایی نیازمند بازنگری شده است.
گزارش در ادامه تأکید میکند که پهپادها و سامانههای بدون سرنشین دیگر فقط ابزار شناسایی نیستند، بلکه به یکی از ارکان اصلی جنگ تبدیل شدهاند. این سیستمها با هزینه کم میتوانند خسارات سنگینی ایجاد کنند و حتی زیرساختهای حیاتی را هدف قرار دهند. به همین دلیل ارتشها ناچارند ساختار دفاعی و تاکتیکهای خود را با جنگهای مبتنی بر پهپاد و سامانههای خودکار تطبیق دهند.
نویسندگان توضیح میدهند که که ناوهای هواپیمابر، کشتیهای بزرگ و پایگاههای متمرکز همچنان اهمیت نظامی دارند اما در برابر موشکها و پهپادهای ارزانقیمت بسیار آسیبپذیرتر شدهاند. بنابراین چالش اصلی نه بیارزش شدن آنها بلکه افزایش خطرپذیری این تجهیزات در برابر تهدیدات جدید است،.
جنگ فرسایشی و اهمیت ظرفیت صنعتی و تغییر مفهوم امنیت
بخش مهم دیگری از گزارش درباره «تداوم جنگ» و ظرفیت صنعتی است. نویسندگان معتقدند که در جنگهای مدرن فقط فناوری پیشرفته کافی نیست، بلکه توان تولید مداوم موشک، پهپاد و مهمات نیز عامل تعیینکننده است. به همین دلیل صنایع دفاعی باید علاوه بر فناوری، از نظر ظرفیت تولید ذخایر استراتژیک و زنجیره تأمین نیز مقاوم باشند. مفهومی که گزارش آن را «عمق سهبعدی» صنایع دفاعی مینامد.
نویسندگان همچنین تأکید میکنند که مرز میان جنگ نظامی و جامعه مدنی از بین رفته و زیرساختهای انرژی، اینترنت، بانکها، رسانهها و افکار عمومی نیز بخشی از میدان نبرد شدهاند. بنابراین امنیت سایبری، تابآوری اجتماعی و مدیریت اطلاعات به اندازه قدرت نظامی اهمیت پیدا کردهاند.
نویسندگان معتقدند که در جنگهای آینده، موفقیت متعلق به کشوری خواهد بود که بتواند میان فناوری پیشرفته، ظرفیت صنعتی، امنیت اطلاعات، انعطاف سازمانی و تابآوری اجتماعی تعادل برقرار کند.
نویسندگان معتقدند جنگ اخیر از همان ابتدا فقط یک عملیات محدود علیه برنامه هستهای یا توان نظامی ایران نبود، بلکه به بحرانی چندلایه تبدیل شد که کل منطقه، مسیرهای انرژی، تجارت جهانی و حتی آینده نظم بینالمللی را تحت تأثیر قرار داد. از نگاه گزارش، جنگ نشان داد که خاورمیانه دوباره به مرکز رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده است.
انرژی، تجارت و اهمیت ژئوپلیتیک مسیرها
یکی از دیگر محورهای اصلی این گزارش، اهمیت انرژی و مسیرهای تجاری است. گزارش توضیح میدهد که این جنگ نشان داد امنیت انرژی و امنیت نظامی کاملاً به هم وابستهاند و تنش در مناطقی مانند تنگه هرمز، دریای سرخ و شرق مدیترانه مستقیماً بر اقتصاد جهانی، تجارت و زنجیرههای تأمین اثر میگذارد. به همین دلیل مسیرهای انتقال انرژی و کالا به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی قدرتها تبدیل شدهاند.
در همین چارچوب، پروژههایی مانند «کریدور میانی» و «جاده توسعه» فقط پروژه اقتصادی نیستند، بلکه ابزارهای ژئوپلیتیکی مهمی محسوب میشوند. بحرانهای ناشی از جنگ باعث شده کشورها به دنبال مسیرهای جایگزین برای تجارت و انتقال انرژی باشند و در این میان مسیرهای عبوری از ترکیه اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
گزارش همچنین تأکید میکند که ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز، اهمیت مسیرهای جایگزین از طریق عراق و ترکیه را افزایش داده است. به اعتقاد نویسندگان، اگر ترکیه زیرساختهای حملونقل، انرژی و لجستیک خود را تقویت کند، میتواند از یک کشور ترانزیتی به بازیگری تبدیل شود که در شکلدهی نظم تجاری منطقه نقش مهمی دارد.
رقابت ایران، اسراییل و بازیگران منطقهای و نقش آمریکا
بخش مهمی از گزارش به توازن قدرت میان ایران، اسراییل و کشورهای منطقه و نقش آمریکا اختصاص دارد. نویسندگان معتقدند که جنگ باعث تضعیف نفوذ و ظرفیت منطقهای ایران شده و این وضعیت خلأ قدرتی در خاورمیانه ایجاد کرده است که رقابت میان بازیگران منطقهای را افزایش میدهد. در این میان، اسراییل تلاش میکند از تضعیف ایران برای گسترش نفوذ خود استفاده کند، اما همزمان ترکیه را نیز مانعی مهم در برابر سیاستهای منطقهای خود میبیند. به همین دلیل احتمال رقابت مستقیمتر میان ترکیه و اسراییل در سوریه، شرق مدیترانه و ساختار امنیتی منطقه افزایش یافته است.
نویسندگان همچنین هشدار میدهند که اسراییل ممکن است حضور نظامی و امنیتی خود را در سوریه و لبنان گستردهتر و دائمیتر کند. روندی که میتواند هم موازنه منطقهای را بر هم بزند و هم امنیت ترکیه را تحت تأثیر قرار دهد. به همین دلیل گزارش پیشنهاد میکند ترکیه سیاست فعالتری برای حفظ توازن منطقهای دنبال کند.
در ادامه، گزارش به نقش آمریکا میپردازد و تأکید میکند که اگرچه حضور نظامی واشنگتن همچنان عامل مهمی در بازدارندگی منطقه است، اما جنگ اخیر نشان داد حمایت آمریکا از متحدانش میتواند محدود و وابسته به محاسبات سیاسی باشد. همین مساله باعث شده بسیاری از کشورها، بهویژه در خاورمیانه، به دنبال افزایش «خودمختاری راهبردی» و کاهش وابستگی امنیتی به آمریکا باشند.
ارزیابیها و درسهایی برای ترکیه
نویسندگان این گزارش معتقدند که، جنگهای مدرن دیگر فقط به عرصه نظامی محدود نیستند و اقتصاد، فناوری، رسانه، انرژی، افکار عمومی و روحیه جامعه نیز به بخشی از میدان جنگ تبدیل شدهاند. به همین دلیل ترکیه باید از نگاه سنتی به امنیت فاصله بگیرد و به سمت یک «پارادایم امنیتی جدید» حرکت کند. پارادایمی که در آن علاوه بر قدرت نظامی، تابآوری اجتماعی، امنیت سایبری، ظرفیت صنعتی، مدیریت اطلاعات و قدرت روایتسازی نیز نقش تعیینکننده دارند.
نویسندگان همچنین تکید میکنند که مهمترین درس جنگ برای ترکیه، ضرورت ایجاد «عمق سهبعدی» در صنایع دفاعی است. یعنی ترکیب فناوری پیشرفته، توان تولید انبوه و امکان ادامه تولید در جنگهای طولانی. تجربه جنگ نشان داده کشورهایی که ذخایر کافی مهمات و ظرفیت تولید مستمر ندارند در جنگهای فرسایشی آسیبپذیر میشوند. به همین دلیل امنیت زنجیره تامین، ذخایر استراتژیک و تداوم تولید بخشی از امنیت ملی محسوب میشود.
گزارش در ادامه میگوید ساختار جنگ نیز تغییر کرده و ساختارهای متمرکز نظامی در برابر حملات دقیق، پهپادها و جنگ شبکهمحور آسیبپذیرتر شدهاند. بنابراین ترکیه باید سامانههای پراکنده، چندلایه و انعطافپذیر ایجاد کند و از تمرکز زیرساختهای حساس، مراکز داده و شبکههای فرماندهی در یک نقطه پرهیز کند. نویسندگان تاکید میکنند که آینده جنگ به سرعت تصمیمگیری، هماهنگی دادهها و ساختارهای شبکهای وابسته خواهد بود.
گزارش تاکید میکند که در جنگهای جدید فقط ارتشها هدف قرار نمیگیرند، بلکه جامعه، افکار عمومی، شبکههای بانکی، انرژی، ارتباطات و زیرساختهای شهری نیز وارد میدان جنگ میشوند. به همین دلیل اگر جامعه در بحران دچار ترس، بیاعتمادی و آشفتگی روانی شود، حتی ارتشهای قدرتمند نیز آسیبپذیر خواهند شد. از این رو، ترکیه باید علاوه بر توان نظامی، روی انسجام اجتماعی، مدیریت بحران، آمادگی عمومی و حفاظت از زیرساختهای حیاتی سرمایهگذاری کند.
گزارش همچنین به «جنگ شناختی» و عملیات روانی توجه ویژهای دارد و توضیح میدهد که شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی، دیپفیک و عملیات رسانهای اکنون به ابزار جنگ تبدیل شدهاند. هدف این عملیات فقط انتشار اطلاعات غلط نیست، بلکه ایجاد بیاعتمادی، تضعیف روحیه عمومی و مختل کردن تصمیمگیری دولتهاست. به همین دلیل پیشنهاد میشود ترکیه ساختاری برای «امنیت شناختی» ایجاد کند تا بتواند عملیات روانی و روندهای رسانهای را تحلیل و مدیریت کند. گزارش همچنین تاکید میکند که توان روایتسازی و مدیریت افکار عمومی بینالمللی، بخشی از موفقیت در جنگهای جدید است.
نویسندگان معتقدند ناامنی در خلیج فارس و تنگه هرمز باعث خواهد شد مسیرهای جایگزین تجارت و انرژی اهمیت بیشتری پیدا کنند. در این میان، ترکیه میتواند به مرکز اصلی ترانزیت انرژی، تجارت و لجستیک بین آسیا و اروپا تبدیل شود. گزارش تأکید میکند که این پروژهها فقط اقتصادی نیستند، بلکه ابزار ژئوپلیتیکی برای افزایش نفوذ منطقهای ترکیه محسوب میشوند.
یکی از بخشهای مهم گزارش، ارزیابی سیاست خارجی ترکیه در طول جنگ است. نویسندگان معتقدند آنکارا توانست همزمان ارتباط خود را با ایران، کشورهای خلیج فارس، آمریکا، اروپا و پاکستان حفظ کند و همین مسئله به ترکیه مزیت دیپلماتیک مهمی داده است. گزارش این توانایی را نشانه «انعطاف دیپلماتیک» ترکیه میداند و معتقد است آنکارا میتواند در نظم امنیتی جدید نقش میانجی، متعادلکننده و حتی معمار بخشی از ترتیبات منطقهای را ایفا کند. با این حال گزارش تاکید میکند که اگر ایران رفتار بیثباتکننده در منطقه داشته باشد، ترکیه باید اقدامات بازدارنده لازم را انجام دهد.
در جمعبندی نهایی، گزارش تاکید میکند که جهان وارد دورهای شده که نظم امنیتی قدیمی بهتدریج در حال فروپاشی است. در این دوره، قدرت کشورها فقط با تعداد تانک و جنگنده سنجیده نمیشود. بلکه فناوری، داده، تولید صنعتی، تابآوری اجتماعی، توان مدیریت بحران و قدرت روایتسازی نیز تعیینکننده هستند. نتیجه اصلی گزارش این است که ترکیه باید این تحولات را صرفاً تهدید نبیند، بلکه آن را فرصتی تاریخی برای افزایش نفوذ و قدرت راهبردی خود تلقی کند. موفقیت ترکیه در آینده به توانایی این کشور در ایجاد ساختاری چندلایه، پایدار و هماهنگ در حوزه امنیت، فناوری، اقتصاد و جامعه بستگی خواهد داشت.