خبرنامه گویا – حسین عرب
در دهههای اخیر، جمهوری اسلامی به یکی از مهمترین چالشهای سیاسی و امنیتی در سطح منطقه و جهان تبدیل شده است. بسیاری از کشورهای جهان، سیاستهای داخلی، منطقهای و بینالمللی این حکومت را عاملی برای بیثباتی در خاورمیانه و ایجاد تنش در روابط بینالملل میدانند. به همین دلیل، دولتهای مختلف همواره در تلاش بودهاند راههایی برای مهار رفتارهای جمهوری اسلامی پیدا کنند.
با این حال، یک واقعیت مهم در سیاست بینالملل وجود دارد: کشورهای خارجی معمولاً توانایی و یا تمایل لازم برای تغییر حکومت در کشورهای دیگر را ندارند. تجربههای تاریخی نشان داده است که حتی در مواردی که قدرتهای خارجی با استفاده از نیروی نظامی توانستهاند حکومتی را سرنگون کنند، پیامدهای بعدی آن میتواند بسیار پیچیده و پرهزینه باشد؛ از بیثباتی سیاسی گرفته تا ایجاد خلأ قدرت، بحرانهای اجتماعی و افزایش ناامنی منطقهای. به همین دلیل، بسیاری از کشورها ترجیح میدهند به جای اقدام مستقیم برای تغییر حکومت، از روشهایی مانند فشار سیاسی، تحریم، دیپلماسی و حمایت از خواستههای دموکراتیک مردم استفاده کنند.
در چنین شرایطی، مهمترین عامل تغییر سیاسی در ایران خود مردم ایران هستند. هیچ نیروی خارجی نمیتواند جایگزین اراده عمومی یک ملت شود. اگر قرار باشد تحولی بنیادین در ساختار سیاسی ایران رخ دهد، این تحول باید بر پایه خواست مردم، مشارکت اجتماعی و توانایی جامعه ایران برای ایجاد یک تغییر پایدار شکل بگیرد.
اما تحقق چنین تغییری نیازمند وجود یک نیروی سیاسی سازمانیافته و قابل اعتماد است؛ نیرویی که بتواند نارضایتیهای پراکنده را به یک حرکت منسجم تبدیل کند. در اینجا نقش اپوزیسیون جمهوری اسلامی اهمیت پیدا میکند.
ضرورت همگرایی اپوزیسیون؛ نخستین گام برای ایفای نقش تاریخی
یکی از مهمترین مشکلات اپوزیسیون جمهوری اسلامی در سالهای گذشته، پراکندگی، اختلافات درونی و نبود یک چارچوب مشترک برای همکاری بوده است. اپوزیسیونی که نتواند میان نیروهای مختلف خود به یک همگرایی واقعی برسد، نمیتواند اعتماد مردم داخل کشور یا توجه جدی جامعه جهانی را جلب کند.
برای اینکه اپوزیسیون بتواند نقش تاریخی خود را ایفا کند، نخست باید خود به یک همکاری جمعی و ملی دست پیدا کند. این همگرایی به معنای حذف تفاوتهای فکری یا سیاسی نیست، بلکه به معنای یافتن نقاط مشترکی است که همه نیروهای مخالف بتوانند بر اساس آن برای آینده ایران همکاری کنند.
اصولی مانند حفظ تمامیت ارضی ایران، احترام به حقوق بشر، حاکمیت قانون، برگزاری انتخابات آزاد و واگذاری تعیین نوع حکومت آینده به مردم میتواند پایههای یک توافق ملی باشد. جامعهای مانند ایران با تنوع گسترده سیاسی و اجتماعی، نیازمند یک جبهه فراگیر است که بتواند نماینده دیدگاههای مختلف باشد، اما در هدف مشترک یعنی ایجاد امکان انتخاب آزادانه مردم متحد بماند.
بدون چنین همگرایی، حتی بهترین برنامههای سیاسی نیز با مشکل مواجه خواهند شد؛ زیرا تغییرات بزرگ تاریخی نیازمند اعتماد، همکاری و هماهنگی میان نیروهای مختلف است.
نقش رهبری سیاسی و مسئولیت تاریخی آن
در میان نیروهای مخالف جمهوری اسلامی، شاهزاده رضا پهلوی به دلیل سابقه تاریخی خانواده پهلوی، شناختهشدگی سیاسی و ارتباطات بینالمللی میتواند نقش مهمی در ایجاد این همگرایی ایفا کند. بر اساس این دیدگاه، اگر ایشان نقش رهبری یک جنبش ملی را بر عهده بگیرد، این نقش تنها محدود به سخنرانی یا نمایندگی سیاسی نخواهد بود، بلکه نیازمند انجام چند مسئولیت اساسی است.
نخست، ایجاد اتحاد و همکاری میان نیروهای مختلف اپوزیسیون و کمک به شکلگیری یک جبهه سیاسی گسترده است، این امر می تواند با فراخوان شاهزاده خطاب به افراد و گروه های اپوزیسیون بمنظور همگرائی ملی تحقق پیدا کند.
دوم، ارائه یک برنامه عملی برای حمایت از مبارزات مردم داخل ایران؛ برنامهای که بتواند نیروهای اجتماعی، مدنی و سیاسی را در یک مسیر هماهنگ قرار دهد. این برنامه تا کنون تهیه، تدوین، و ارائه نشده و لازمست توسط شاهزاده آماده و به طرفهای ذینفع اعم از اپوزیسیون، مردم ایران، و جامعه جهانی عرضه شود.
سوم، ارائه یک تصویر روشن از آینده ایران به جامعه جهانی؛ به گونهای که کشورهای مختلف بدانند در صورت وقوع تغییر سیاسی، چه چشماندازی برای ثبات و اداره کشور وجود خواهد داشت.
خوشبختانه شاهزاده، این بخش از رسالت خود را با ارائه سند “دوران اضطرار”، چشم انداز ایران پس از جمهوری اسلامی را برای مردم ایران و جهانیان ترسیم کرده اند.
در این چارچوب، تعامل با کشورهای مختلف جهان، بهویژه آمریکا، کشورهای اروپایی، اسرائیل و کشورهای منطقه، میتواند بخشی از یک دیپلماسی سیاسی باشد؛ اما این تعامل زمانی مؤثر خواهد بود که اپوزیسیون بتواند پیش از آن مشروعیت اجتماعی، انسجام داخلی و برنامه مشخص خود را نشان دهد.
نقش جامعه جهانی و مسئولیت اپوزیسیون
جامعه جهانی معمولاً از نیروهایی حمایت میکند که دارای برنامه، سازماندهی و توانایی ایجاد ثبات باشند. بنابراین، انتظار از کشورهای دیگر برای حمایت از تغییر در ایران، بدون ارائه یک طرح روشن برای آینده، دشوار خواهد بود.
اپوزیسیون ایران باید بتواند نشان دهد که هدف آن صرفاً پایان دادن به یک حکومت نیست، بلکه ایجاد شرایطی برای یک نظام سیاسی پاسخگو، دموکراتیک و مبتنی بر انتخاب مردم است.
در نهایت، آینده ایران نه در پایتختهای خارجی، بلکه در اراده مردم ایران تعیین خواهد شد. جامعه جهانی میتواند نقش حمایتی یا تسهیلکننده داشته باشد، اما عامل اصلی هر تحول سیاسی، مردم، انسجام نیروهای سیاسی و وجود یک چشمانداز روشن برای آینده است.
اگر اپوزیسیون بتواند از مرحله اختلافات عبور کند، به یک همگرایی ملی برسد و رهبری سیاسی بتواند این نیروها را در یک مسیر مشترک قرار دهد، آنگاه امکان ایفای یک نقش تاریخی در آینده ایران فراهم خواهد شد.