سایت ملیون ایران

چرا بسیاری از رهبران جهان در تشییع آیت‌الله خامنه‌ای حاضر نشدند؟ انزوای دیپلماتیک یا سایه جنگ؟ – بخش 1 و 2

 حمید آصفی

بخش اول –

اگر تحلیل را از هیجان سیاسی جدا کنیم، تنها با یک متغیر نمی‌توان سطح مشارکت دولت‌ها در مراسم تشییع آیت‌الله خامنه‌ای را توضیح داد. کاهش حضور سران کشورها، بی‌تردید می‌تواند بازتابی از محدودیت‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی باشد؛ اما این تنها روایت ممکن نیست.

 

آیت‌الله خامنه‌ای در شرایطی کشته شد که منطقه در متن یک جنگ گسترده قرار داشت و همین واقعیت، مراسم تشییع او را از یک آیین معمولی دولتی به رویدادی با ابعاد امنیتی و ژئوپلیتیکی تبدیل کرد. در چنین فضایی، بسیاری از دولت‌ها با تصمیمی صرفاً تشریفاتی روبه‌رو نبودند، بلکه ناگزیر بودند میان ملاحظات سیاسی، امنیتی و دیپلماتیک توازن برقرار کنند. وقتی آسمان یک منطقه هنوز بوی جنگ می‌دهد، دیپلماسی نیز با منطق میدان حرکت می‌کند، نه با آیین تشریفات.

 

در چنین شرایطی، بسیاری از دولت‌ها با پدیده‌ای روبه‌رو می‌شوند که می‌توان آن را «دیپلماسیِ پرهیز» نامید؛ دیپلماسی‌ای که هدفش نه اعلام موضع، بلکه دوری از هزینه‌های غیرقابل پیش‌بینی است. در این وضعیت، حتی کشورهایی که روابط مناسبی با ایران دارند، ممکن است ترجیح دهند به جای رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر، مقام‌های رده دوم را اعزام کنند؛ نه از سر دشمنی، بلکه از سر مدیریت ریسک.

عامل دیگر، «امنیتِ نامطمئن» است.

 

فضای رسانه‌ای و تحلیل‌های امنیتی در روزهای منتهی به مراسم، همگی بر این احتمال تأکید داشتند که با توجه به سابقه عملیات اسرائیل، هرگونه تشدید تنش یا اقدام نظامی تازه، هرچند صرفاً در حد احتمال، باید در محاسبات امنیتی کشورها لحاظ شود. در چنین فضایی، مراسم تشییع صرفاً یک آیین سوگواری نبود؛ بلکه به یک «رویدادِ پرریسک ژئوپلیتیک» تبدیل شده بود.

 

از سوی دیگر، حضور یک رئیس دولت در چنین مراسمی، فقط یک اقدام انسانی نیست؛ یک پیام سیاسی نیز هست. بسیاری از کشورها نمی‌خواهند در میانه یک بحران منطقه‌ای، تصویری ثبت شود که از آن حمایت سیاسی از یکی از طرف‌های منازعه برداشت شود. بنابراین، «سیاستِ ابهامِ حساب‌شده» جای «دیپلماسیِ حضور» را می‌گیرد.

 

بنابراین، اگرچه محدود بودن شمار سران حاضر می‌تواند نشانه‌ای از محدودیت‌های دیپلماتیک جمهوری اسلامی تلقی شود، اما نسبت دادن تمام این غیبت‌ها به انزوای دیپلماتیک، تحلیلی کامل نیست. در تحلیل سیاسی، باید میان «نخواستن» و «نتوانستن» تفاوت گذاشت. گاهی دولت‌ها نمی‌آیند، چون نمی‌خواهند؛ گاهی هم نمی‌آیند، چون هزینه آمدن را بیش از منفعت آن ارزیابی می‌کنند.

 

تحلیل حرفه‌ای، دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ جایی که تبلیغات حکومتی و تبلیغات مخالفان هر دو کنار گذاشته می‌شوند و جای خود را به واقعیت می‌دهند. واقعیت این است که در چنین شرایطی، انزوا، جنگ، محاسبات امنیتی، ملاحظات دیپلماتیک و ریسک ژئوپلیتیک همگی در کنار هم عمل می‌کنند. سیاست، برخلاف شعار، هرگز تک‌علتی نیست؛ و تحلیلگر حرفه‌ای نیز نباید آن را تک‌علتی روایت کند.

چرا بسیاری از رهبران جهان در تشییع آیت‌الله خامنه‌ای حاضر نشدند؟؛ اگر جنگ و ریسک امنیتی نبود چه می‌شد؟

 

بخش دوم

در تحلیل میزان حضور رهبران جهان در مراسم تشییع آیت‌الله خامنه‌ای، یک خطای رایج وجود دارد: تقلیل رفتار دولت‌ها به «انزوای دیپلماتیک». در حالی که اگر متغیرهای موقعیتی و ساختاری را در نظر بگیریم، تصویر پیچیده‌تر از یک داوری ساده سیاسی است.

در سیاست بین‌الملل، تصمیم به حضور در مراسم‌های سطح بالا تنها تابع روابط دوجانبه نیست، بلکه به شدت تحت تأثیر منطق فرصت سیاسی است؛ یعنی این‌که آیا حضور یک رهبر، «سود نمادین قابل تبدیل به سرمایه دیپلماتیک» دارد یا نه. در بسیاری از موارد، دولت‌ها نه به دلیل مخالفت، بلکه به دلیل «بی‌فایدگی سیاسی حضور» در سطح بالا، ترجیح می‌دهند نمایندگی محدودتری اعزام کنند.

از این زاویه، حتی در غیاب شرایط جنگی نیز، یک عامل مهم در تصمیم کشورها نقش‌آفرین می‌بود: کاهش ارزش نمادین رویداد برای بخشی از نظام بین‌الملل. به بیان دقیق‌تر، هرچه شکاف سیاسی میان یک کشور و بلوک‌های اصلی قدرت بیشتر باشد، مراسم‌های رسمی آن کشور کمتر به یک «صحنه اجماع دیپلماتیک» تبدیل می‌شوند و بیشتر در سطح «مراسم منطقه‌ای» باقی می‌مانند.

عامل دوم، محاسبه هزینه-فایده دیپلماتیک است. در بسیاری از دولت‌ها، به‌ویژه کشورهای متوسط و در حال توسعه، سطح حضور در چنین رویدادهایی دقیقاً بر اساس این پرسش تعیین می‌شود: آیا حضور رئیس دولت، نسبت به وزیر خارجه یا نماینده ویژه، ارزش افزوده‌ای در روابط آینده ایجاد می‌کند یا صرفاً یک اقدام تشریفاتی کم‌اثر است؟

از این منظر، پایین بودن سطح حضور لزوماً به معنای موضع‌گیری منفی نیست، بلکه می‌تواند نشانه‌ای از عقلانیت سرد دیپلماتیک باشد؛ یعنی انتخاب حداقل هزینه برای بیشترین پوشش سیاسی.

نکته مهم دیگر، رقابت روایت‌ها در سطح جهانی است. در نظام رسانه‌ای امروز، هر حضور سطح بالا به‌سرعت به یک «تصویر سیاسی قابل تفسیر» تبدیل می‌شود. بنابراین برخی دولت‌ها در شرایطی که رویداد مورد نظر در مرکز توجه و اختلاف روایت‌ها قرار دارد، ترجیح می‌دهند در سطح پایین‌تری حضور پیدا کنند تا از تبدیل شدن به بخشی از یک روایت رقابتی جلوگیری کنند.

در نتیجه، حتی اگر متغیر جنگ و ریسک امنیتی حذف شود، همچنان چند عامل ساختاری باقی می‌ماند که سطح مشارکت را محدود می‌کند:

جایگاه نمادین کشور در نظم بین‌المللی

میزان سود دیپلماتیک حضور

حساسیت رسانه‌ای رویداد

و موازنه روابط با بلوک‌های قدرت

از این زاویه، می‌توان گفت که افزایش یا کاهش حضور رهبران جهان در چنین مراسمی، بیشتر از آنکه تابع یک عامل واحد باشد، نتیجه برهم‌کنش هم‌زمان جایگاه سیاسی، محاسبه نمادین و سود دیپلماتیک است.

جمع‌بندی این است: در سیاست بین‌الملل، «حضور» همیشه یک انتخاب اخلاقی یا احساسی نیست؛ و «غیبت» هم الزاماً به معنای انزوا نیست. گاهی غیبت، شکل دیگری از محاسبه است—محاسبه‌ای سرد، دقیق و کاملاً سیاسی.

 

https://t.me/hamidasefichannel2

 

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo

 

Exit mobile version