هنگامی که دکتر حمیده چوبک مسئولیت مدیریت پایگاه پژوهشی و کاوشهای باستانشناسی الموت را بر عهده گرفت، آنچه امروز از دژهای این منطقه شناخته میشود، هنوز زیر لایههای ضخیم خاک، آوار و بقایای فروریخته پنهان بود
ثبت جهانی «دژ الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن» در چهلوهشتمین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو در بوسان کرهجنوبی، علاوه بر اینکه بار دیگر نام قلعه تاریخی و افسانهای الموت را سر زبانها انداخت، توجه بسیاری را به باستانشناسی جلب کرد که بیش از دو دهه از زندگی حرفهای خود را صرف کاوش، پژوهش، حفاظت و آمادهسازی این پرونده کرده بود و حالا در آستانه ۷۴ سالگی است.
پس از اعلام رسمی ثبت جهانی، تصاویر اشک شوق ریختن دکتر حمیده چوبک در نشست یونسکو و روایت سالها تلاش او در رسانهها و شبکههای اجتماعی بازتاب گستردهای یافت و بسیاری یادآور شدند که ثبت جهانی الموت نتیجه سالها پشتکار و تلاش او بود.
این در حالی است که ثبت جهانی الموت و استحکامات دفاعی وابسته به آن فقط یک فصل از کارنامه حرفهای دکتر حمیده چوبک است. او یکی از معدود باستانشناسان ایرانی است که بیش از چهار دهه برای محافظت از میراث فرهنگی ایران کوشید و طی این سالها در برخی از مهمترین پروژههای باستانشناسی، از محوطههای تاریخی جیرفت و شهر کهن دقیانوس گرفته تا قلعه پرتغالیهای هرمز و مسجد جامع اصفهان، حضوری موثر داشت.
دکتر چوبک بیش از ۲۰ سال از زندگی حرفهای خود را به مطالعه و حفاظت از دژهای الموت اختصاص داد. فعالیت او در این سالها به کاوشهای باستانشناسی محدود نبود، بلکه مستندسازی، مرمت، پژوهشهای میانرشتهای و تهیه پرونده ثبت جهانی این مجموعه را نیز شامل میشد. او در گفتگوهای مختلف بارها تاکید کرد که الموت را نباید صرفا از دریچه روایتهای سیاسی یا افسانههای مربوط به حسن صباح دید، بلکه ارزش واقعی آن در معماری، مهندسی، سامانه دفاعی و جایگاهش در تاریخ و تمدن ایران نهفته است.
دکتر حمیده چوبک، باستانشناس و متخصص باستانشناسی، دهم مرداد ۱۳۳۱ در بوشهر متولد شد. او پس از تحصیل در رشته باستانشناسی، دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه تهران به پایان رساند. در دهه ۱۳۶۰ وقتی برای اخذ بورسیه و ادامه تحصیل در اتریش اقدام کرد، به او گفته شد که در این مقطع امکان اعطای بورسیه به زنان وجود ندارد. چند سال بعد که مقطع دکترای رشته باستانشناسی در دانشگاههای ایران ایجاد شد، او مدرک دکترایش را در این رشته در ایران گرفت.
فعالیت حرفهای دکتر حمیده چوبک از سال ۱۳۵۴ و با همکاری در مرکز باستانشناسی ایران آغاز شد. او در سالهای نخست، بهعنوان کارشناس باستانشناسی، موزهدار و پژوهشگر در بخشهای مختلف این سازمان، از جمله مرکز باستانشناسی ایران، موزه آبگینه و سفالینههای ایران، مجموعه کاخموزهها و مرکز میراث فرهنگی استان تهران فعالیت داشت.
پس از آن وارد کاوشهای میدانی شد و در پروژههای باستانشناسی متعدد، از جمله ری باستان، تپه حصار دامغان، تپه میل ورامین، ربع رشیدی تبریز، درهشهر ایلام، جازموریان کرمان، شهر قدیم کیش و قلعه پرتغالیهای هرمز مشارکت داشت. این تجربهها زمینهساز سپردن مسئولیت سرپرستی پروژههای بزرگ باستانشناسی، از جمله کاوشهای شهر تاریخی دقیانوس در جیرفت، به او در سالهای بعد شد.
دهه ۱۳۸۰ را میتوان نقطه عطف کارنامه حرفهای دکتر حمیده چوبک دانست. او که تا آن زمان تجربه حضور در دهها پروژه پژوهشی و میدانی را اندوخته بود، بهتدریج سرپرستی برخی از مهمترین کاوشهای باستانشناسی کشور را بر عهده گرفت. در همین دوره، مسئولیت کاوش و مطالعات باستانشناسی دژهای تاریخی الموت نیز به او واگذار شد. این پروژه بیش از دو دهه ادامه یافت و در نهایت نیز به ثبت جهانی این دژ تاریخی و استحکامات آن منجر شد.
هنگامی که دکتر حمیده چوبک مسئولیت مدیریت پایگاه پژوهشی و کاوشهای باستانشناسی الموت را بر عهده گرفت، آنچه امروز از دژهای این منطقه شناخته میشود، هنوز زیر لایههای ضخیم خاک، آوار و بقایای فروریخته پنهان بود.
به گفته او، قلعه اصلی الموت در آن زمان بیش از آنکه به یک دژ تاریخی شباهت داشته باشد، به تپهای خاکی میمانست که تنها بخشهایی از دیوارهای سنگی آن از خاک بیرون زده بود.
گروههای پژوهشی به سرپرستی او طی بیش از دو دهه، فصلهای متوالی کاوش، مستندسازی، مرمت و حفاظت را در قلعه الموت و دژهای پیرامون آن دنبال کردند و علاوه بر اینکه بقایای معماری دژها را از دل خاک بیرون آورند، شبکه استحکامات دفاعی، سامانههای آبرسانی، راههای ارتباطی، فضاهای مسکونی و سازوکار استقرار اسماعیلیان در این منطقه را نیز آشکار کردند.
تا قبل از این کاوشها، تصویر غالب از دژ تاریخی الموت و دژهای دیگر آن بیش از هر چیز با نام حسن صباح، فداییان اسماعیلی و روایتهای افسانهای گره خورده بود، اما حمیده چوبک و گروه پژوهشی او تلاش کردند الموت را بر پایه شواهد باستانشناختی بازخوانی کنند.
نتیجه بیش از دو دهه پژوهش میدانی نشان داد که الموت تنها یک قلعه منفرد نبود، بلکه بخشی از شبکهای پیچیده از استحکامات دفاعی، مسیرهای ارتباطی، سامانههای تامین و انتقال آب، فضاهای مسکونی، انبارها و سازههای خدماتی بود که در هماهنگی با دیگر دژهای اسماعیلیه عمل میکرد.
یکی از مهمترین محورهای پژوهشهای چوبک مطالعه شیوه سازگاری ساکنان الموت با محیط کوهستانی بود. کاوشها نشان داد که سازندگان این دژها با بهرهگیری از توپوگرافی طبیعی منطقه، سامانهای پیشرفته برای ذخیره و انتقال آب داشتند، فضاهای مسکونی را در شیبهای تند ساخته و استحکامات دفاعی طراحی کرده بودند، بهگونهای که بقای یک حکومت در ارتفاعات صعبالعبور البرز به مدت نزدیک به دو قرن ممکن شده بود. از نگاه دکتر چوبک، ارزش واقعی الموت تنها در پیشینه سیاسی آن خلاصه نمیشود، بلکه در دانش مهندسی، معماری و مدیریت منابعی نهفته است که در کالبد این دژها تجلی یافته است.
همین ویژگی در مورد خود دکتر حمیده چوبک نیز مصداق دارد؛ اهمیت باستانشناسی مانند او تنها در بیش از دو دهه تلاش برای حفاظت، کاوش و ثبت جهانی الموت و دژهای آن خلاصه نمیشود، بلکه در بیش از چهار دهه فعالیت حرفهای، برای پاسداری از میراث فرهنگی ایران و نجات آثار تاریخی از فراموشی، تخریب و مداخلات غیرکارشناسی ریشه دارد.
