هر سال با نزدیک شدن به مناسبت دینی اربعین، بخش قابل توجهی از امکانات اجرایی، امنیتی، حملونقل و بودجه عمومی ایران برای برگزاری و پشتیبانی از بزرگترین مراسم مذهبی شیعیان در عراق بسیج میشود. با این حال، هنوز هیچ گزارش رسمی و جامعی از مجموع هزینههایی که دولت و نهادهای عمومی برای این رویداد پرداخت میکنند، منتشر نشده است؛ هزینههایی که به گفته برخی برآوردهای مستقل، با احتساب اعتبارات مستقیم و غیرمستقیم، به هزاران میلیارد تومان میرسد.
این در حالی است که اقتصاد ایران همچنان با تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، کسری بودجه و محدودیت منابع عمومی دستوپنجه نرم میکند. از همین رو، منتقدان معتقدند در یک نظام حکمرانی پاسخگو، تخصیص چنین منابعی به یک مراسم مذهبی، آن هم در شرایط بحران اقتصادی، غیرقابل توجیه است.
اما راهپیمایی اربعین برای جمهوری اسلامی تنها یک آیین دینی نیست. به باور ناظران و تحلیلگران، این مراسم نوعی نمایش مشروعیت، تثبیت روایت سیاسی خود و ابزاری برای گسترش نفوذ منطقهای است.
آیا معادله تغییر کرده است؟
اربعین ۱۴۰۵ در شرایطی برگزار شد که وضعیت با سالهای گذشته تفاوتهای قابل توجهی دارد؛ از جنگ اخیر ایران و پیامدهای آن گرفته تا تحولات سیاسی عراق، تغییر موازنههای منطقهای و افزایش انتقادها نسبت به سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی.
موسی شریفی، روزنامهنگار و تحلیلگر جهان عرب به دویچه وله فارسی میگوید: «دولت عراق پس از به روی کار آمدن علی الزیدی بیش از هر زمان برای تثبیت حاکمیت ملی خود بر نقش نهادهای رسمی در مدیریت مراسم اربعین تأکید میکند، تا نشان دهد امنیت و اداره این رویداد در اختیار دولت عراق است، نه بازیگران غیر دولتی یا شبهنظامیان نیابتی.»
به گفته او، به همین دلیل، حساسیت نسبت به گروههای مسلح بخصوص حشدالشعبی برای خلع سلاح بهویژه پس از فشارهای آمریکا و همچنین بحثهای داخلی درباره آینده گروههای نزدیک به ایران افزایش یافته است.
شریفی میافزاید: «حضور و نقش این گروهها در مراسم با حساسیت بیشتری دنبال میشود و تلاش میشود جلوه رسمی و دولتی مراسم پررنگتر باشد به طوری که برخی نهادهای امنیتی در شهرهای شیعهنشین، بالا بردن پرچم ایران را ممنوع کردهاند.»
این تحلیلگر جهان عرب به تلاشهای جمهوری اسلامی پس از سال ۲۰۰۳ و سقوط رژیم صدام اشاره میکند، تا بتواند با استفاده از مراسم اربعین “یک مانور سیاسی فرقهای” ایجاد کند.
او اضافه میکند: «حکومت ایران با هزینههای میلیاردی تا یک میلیون زائر روانه کربلا میکرد تا هم در داخل عراق نقش خود را پر رنگ کند و هم در برابر عربستان سعودی که سالانه از حدود چهار میلیون زائر در مکه و مدینه استقبال میکند، عرض اندامی کرده باشد. لذا برغم اینکه اربعین همچنان بزرگترین تجمع مذهبی شیعی باقی مانده، اما امسال بیش از هر زمان دیگری تحت تأثیر ملاحظات امنیتی، رقابتهای سیاسی و شرایط ژئوپلیتیکی منطقه قرار دارد.»
رضا علیجانی، فعال و تحلیلگر سیاسی در گفتوگو با دویچه وله فارسی میگوید: «راهپیمایی اربعین در زمانه خودش یک حرکت اعتراضی علیه ظلم و ستم و بر علیه قاتلان امام حسین بوده که به تدریج یک جنبه، مذهبی، آیینی و مناسکی پیدا کرده است و بخشی از مردم مذهبی در عراق و برخی علما در آن شرکت میکردهاند و به ندرت هم کسی از ایران شرکت میکرده است.»
این تحلیلگر سیاسی میگوید که در چند سال اخیر سپاه قدس به عنوان “یک مانور سیاسی در برابر رقبای منطقهای و قدرتنمایی در برابر قدرتهای جهانی” پشت این مراسم قرار گرفته است.
علیجانی میافزاید: «حتی به یاد دارم که علی خامنهای به عنوان “رزمایش اربعین” از آن یاد کرده است. اما به تدریج آن هم مشکلات خودش را نشان داد. جمهوری اسلامی سعی میکرد از این راهپیمایی برای نوعی ایجاد وحدت و همبستگی در جبهه مقاومت استفاده کند، ولی خود همین ماجرا در داخل عراق به مشکلاتی برخورد تا جایی که بخش قابل توجهی از شیعیان عراق مداخلات جمهوری اسلامی را باعث و بانی ناامنی و مشکلات کشور خودشان دانستند. حتی دو سه سال پیش مقتدی صدر بیانیه داد و خطاب به شیعیان عراق گفت که زوار ایرانی را اذیت نکنید و این نشان میداد که مقاومت منفی به وجود آمده بود.»
او به اقدام مقتدی صدر، از رهبران شناختهشده شیعیان، در آستانه اربعین امسال اشاره میکند که در یک نامه اعتراضی به جمهوری اسلامی و طرف آمریکایی نوشت که کشور عراق را به “بستر نزاع با هم” تبدیل نکنند.
علیجانی همچنین از “نوعی جنگ مراجع” صحبت میکند: «هرچند علی خامنهای سعی کرد با گفتن اینکه پوسترهای من را نبرید از تنش بکاهد، اما همیشه نزاعی بین موکبهای طرفداران علی خامنهای و آیتالله شیرازی که یک رهبر و مرجع تقلید شیعه مخالف جمهوری اسلامی است، به وجود میآمد. اما به تدریج با مقاومتی که در درون شیعیان عراق به وجود آمد بار سیاسی ماجرا کمتر و بار مذهبی بیشتر شد. در سالهای اخیر هم اکثر مصاحبههایی که از زوار ایرانی در شبکههای جمهوری اسلامی پخش میشود، میشنویم که از عشق امام حسین میگویند. هرچند آمار و ارقامی نداریم که چند درصد آنان به چه انگیزهای به این راهپیمایی میروند.»
به اعتقاد این فعال و تحلیلگر سیاسی مقیم فرانسه، در سال اخیر جمهوری اسلامی به علت از دست دادن علی خامنهای سعی کرده است “فارغ از وحدت بین شیعیان و در حاشیه جبهه مقاومت که عکسالعملهای منفی ایجاد میکند، عمدتا روی انتقام خون علی خامنهای تاکید کند”.
هزینههای میلیاردی در سایه بحران اقتصادی ایران
رضا علیجانی، تحلیلگر سیاسی با اشاره به هزینههای هنگفت حکومت برای برگزاری این مراسم و مقایسه وضعیت مردم ایران، در دسترس نبودن دارو و امکانات درمانی و ارسال دارو به عراق و حتی مشکلات شهرداریها که بودجهای برای باسازی خرابیهای جنگ ندارند اما به عراق نیرو و پول میفرستند، میگوید: «فکر میکنم این اقدامات به جز دامن زدن به شکاف بین دولت و ملت و نمک پاشیدن بر زخم مردم ثمری نداشته باشد. این هزینهها هم عمدتا توسط بودجههای دولتی تامین میشود. البته بخشی از آن را هم افراد مذهبی تامین میکنند.»
از نگاه او، اکثر جامعه ایران که در فقر و مشکلات اقتصادی زندگی میکنند و اکثریت بالایی که به گفته او “کاملا مخالف جمهوری اسلامی هستند”، اربعین واقعی را در خود جمهوری اسلامی میبینند.
علیجانی میافزاید: «من فکر میکنم اگر شمر و یزید برای امام حسین اربعین برگزار میکردند، کمتر مضحک بود تا جمهوری اسلامی که ادعای اربعین و ظلمستیزی داشته باشد. خود جمهوری اسلامی هزاران هزار جوان ایرانی را کشته است و اربعین واقعی را مادران و خانوادههای دادخواه در گورستانها و آرامستانها اجرا میکنند.»
نفوذ از طریق راهپیمایی اربعین در عراق
موسی شریفی، روزنامهنگار و تحلیلگر جهان عرب در پاسخ به پرسش دویچه وله فارسی درباره نفوذ جمهوری اسلامی از طریق مدیریت و نقشآفرینی در راهپیمایی اربعین میگوید «مشارکت نهادهای ایرانی در حوزههایی مانند حملونقل، خدمات درمانی، هماهنگی زائران و همکاری با موکبها، از نگاه تهران بخشی از دیپلماسی مذهبی و قدرت نرم جمهوری اسلامی محسوب میشود.»
با وجود این، او جمهوری اسلامی را در اجرای سیاستهای خود ناکام میداند: «عراق یک کشور عربی است و فرهنگ و زبان و نفس او عربی است، اما ایران تلاش کرده که چتر عربی این کشور و وابستگی با محیط عربی آن را کمرنگ جلوه دهد، با این حال به دلیل شکست گفتمان فرقهای و اسلامگرایی در کل منطقه نتوانسته موفق شود.»
به گفته این تحلیلگر سیاسی ساکن عربستان سعودی، در عراق طی سالهای اخیر، بهویژه پس از اعتراضات اکتبر ۲۰۱۹، گرایشهای ملیگرایانه تقویت شده است: «ما شاهد سر دادن شعار “ایران برا برا” (ایران از کشورمان خارج شو) در شهرهای کربلا و نجف و بخش بزرگی از جامعه و جریانهای سیاسی عراق بودیم. بسیاری از نخبگان و روشنفکران عراقی خواهان کاهش نفوذ همه بازیگران خارجی، اعم از ایران، آمریکا و دیگر کشورها در عراق هستند. این نگاه سبب شده حساسیت نسبت به هرگونه نقشآفرینی خارجی در مناسبتهای مذهبی نیز افزایش یابد. ایران تلاش میکند که شکست نفوذ خود در لبنان و از دست دادن سوریه را در عراق و یمن جبران کند، اما به عقیده من این کار در شرایط کنونی ناممکن است.»
اربعین ۱۴۰۵، آزمون جایگاه منطقهای جمهوری اسلامی
رضا علیجانی با اشاره به ارائه “آمار و ارقام اغراقآمیز” در رابطه با اربعین توسط حکومت ایران در سالهای گذشته میگوید: «امسال آن آمار و ارقام را نه در رابطه با کل اربعین و نه در رابطه با ایرانیها که رفتند مطرح کردند. مشکل دیگر آنها امسال این بود که به هرحال نیروهای پا در رکاب و پایگاه اجتماعی محدودی دارند. حتی تذکر دادند کسانی که میروند سریع برگردند که میدانهای شهرهای ایران که در آن تجمعات شبانه برگزار میکنند خلوت نشوند. هرچند که این تجمعات هم به علت اختلافاتی که به وجود آماده است به مرور زمان خلوتتر شدهاند.»
به اعتقاد رضا علیجانی، کارکردی که سپاه قدس از راهپیمایی اربعین دنبال میکرد، به علت “تغییر و تحولات به وجود آمده در منطقه، نابودی بخشی از جبهه مقاومت و اختلافاتی در درون شیعیان عراق حتی روحانیون سابقا طرفدار جمهوری اسلامی”، از دست رفته است و به باور او “دُز سیاسی و ضد آمریکایی و اسرائیلی مسئله کمرنگتر شده و دُز مذهبی آن بالا رفته است”.
او اضافه میکند: «این راهپیمایی هم به تدریج روی دست جمهوری اسلامی مانده اما حداقل به صورت غیرمستقیم از آن به عنوان یک عنصر بسیجکننده نیروهای خودش که آنان را در شور و هیجان نگهدارد، استفاده میکند. امسال نیروهای تندرو در این تجمعات سعی کردهاند بر انتقام خون علی خامنهای تاکید کنند اما اینکه در سالیان آینده به کدام سمت خواهد رفت در واقع تابع این است که شرایط داخلی ایران و منطقه به کدام سمت خواهد رفت. ولی تقریبا میشود این پیشبینی را داشت که ابعاد مذهبی آن پررنگتر و ابعاد سیاسی آن کمرنگتر خواهد شد.»
موسی شریفی، تحلیلگر جهان عرب، نیز معتقد است «نفوذ جمهوری اسلامی تا حدودی هنوز قابل توجه است، اما نسبت به سالهای پس از شکست داعش، پیچیدهتر و تا حدی محدودتر شده است.»
به گفته او، ایران همچنان از روابط مذهبی، بعضا اقتصادی و امنیتی با بخشهایی از ساختار سیاسی (احزاب شیعی) عراق برخوردار است و این یکی از ابزارهای نفوذ تهران به شمار میرود، اما “کفه آمریکا سنگینتر است” به ویژه که با نظام رسمی بغداد و اربیل در تعامل و هماهنگی مستمر است.
او با اشاره به سیاست دولت عراق که بیش از گذشته بر استقلال تصمیمگیری و حفظ توازن در روابط خارجی تأکید دارد، “برقراری قراردادهای هنگفت با ترکیه و ملاقاتهای الزیدی با احمد شرع و سعودیها” را حاکی از این رویکرد میداند.
از نگاه شریفی، سوی دیگر ماجرا فشارهای آمریکا، رقابت کشورهای عربی بهویژه عربستان سعودی و امارات برای گسترش روابط با بغداد و همچنین مطالبات داخلی عراق برای تقویت حاکمیت ملی است که فضای مانور ایران را نسبت به گذشته بسیار محدودتر کرده است.
به گفته این تحلیلگر جهان عرب آینده این نفوذ نیز تا حد زیادی به سه عامل بستگی خواهد داشت: «روند روابط تهران و واشنگتن، وضعیت گروههای مسلح در عراق و توان دولت بغداد در تثبیت اقتدار نهادهای رسمی این کشور. به نظر من ایران چیزی جز گفتمان فرقهای و حمایت از شبهنظامیان برای نفوذ ندارد و این ابزارها با توجه به هزینه هنگفت جنگ و ویرانی در منطقه در حال رنگباختن هستند.»