هرچه ایران بیشتر از جنگ فاصله میگیرد، مقامهای ارشد جمهوری اسلامی ایران تلاشهایشان را برای تثبیت جایگاهشان افزایش میدهند
در حالی که تهران در انتظار تصمیم رهبران ارشد نظام درباره توافقی است که میتواند امکان بازگشایی تنگه هرمز را فراهم کند، تحولات سیاسی مهمی که طی روزهای اخیر رخ دادند، از تشدید کشمکش بر سر قدرت در ساختار رهبری جدید جمهوری اسلامی ایران حکایت دارند.
نخستین تحول به موجی از شایعات درباره قصد مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری ایران، برای استعفا مربوط میشود، تا آنجا که او ناچار شد این گزارشها را بهطور علنی تکذیب کند. پزشکیان در یک مصاحبه تلویزیونی گفت قصد کنارهگیری ندارد و اگر روزی چنین تصمیمی بگیرد، آن را رسما اعلام خواهد کرد. همچنین تاکید کرد که دولتش با نیروهای مسلح هماهنگی کامل دارد و مدعی شد گروههای مختلف میکوشند این تصور نادرست را ایجاد کنند که میان او و مجتبی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، اختلاف وجود دارد.
دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران نیز در اقدامی غیرمعمول، ادعای محمدباقر خرازی، روحانی تندرو، را تکذیب کرد. خرازی مدعی شده بود که پزشکیان دهها بار تهدید به استعفا کرده و خامنهای هم گفته است که دفعه بعد، استعفای او را خواهد پذیرفت. چند روز بعد، دفتر مجتبی خامنهای اعلام کرد که او با پزشکیان دیدار و درباره مسائل اقتصادی و امنیتی گفتگو کرده است.
خرازی که در شبکههای اجتماعی هم چندین اظهارنظر جنجالی کرده بود، با واکنشهای شدیدی مواجه شد که به احضارش به دادگاه ویژه روحانیت انجامید. حامیان پزشکیان هشدار دادند که سخنان خرازی نشاندهنده تلاش جریان تندرو برای تضعیف رئیسجمهوری، تعمیق دوقطبی داخلی و به دست گرفتن کنترل نهادهای سیاسی است.
در یک تحول مهم دیگر، اعلام شد که رهبر جمهوری اسلامی ایران محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و مشاور نظامی خود، را بهعنوان نمایندهاش در شورای عالی امنیت ملی منصوب کرده است. اندکی بعد، پزشکیان نیز انتصاب رضایی بهعنوان دبیر شورا را اعلام کرد و محمدباقر ذوالقدر را از این سمت کنار گذاشت. ذوالقدر پس از ترور علی لاریجانی به این سمت منصوب شده بود.
این انتصاب در حالی صورت گرفت که پیشتر گزارش شده بود پزشکیان از پذیرش استعفای ذوالقدر خودداری کرده و با انتصاب رضایی نیز مخالف بوده است.
پس از آنکه جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده یک تفاهمنامه امضا کردند، محسن رضایی درباره تحرکات دیپلماتیک به رهبری پزشکیان و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، ابراز تردید کرد و در عوض خواستار اتخاذ رویکردی سختگیرانهتر در برابر واشنگتن شد.
برخلاف ذوالقدر، به نظر میرسد رضایی هم در دفتر رهبر جمهوری اسلامی ایران و هم در سپاه پاسداران شبکه ارتباطی و نفوذ گستردهای دارد. از این رو، انتصاب او میتواند جایگاه جریان امنیتیــنظامی در سطوح بالای حاکمیت را تقویت کند؛ جریانی که احمد وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران، رهبری آن را بر عهده دارد، رویکرد آن عموما تندروانه است و با امتیاز دادن به آمریکا مخالف است.
البته رضایی در عین حال، سیاستمداری باتجربه، قدرتطلب و فرصتطلب نیز هست که پیشتر در تلاشهایش برای انتخاب شدن به ریاستجمهوری ناکام مانده، و اگر منافعش ایجاب کند، ممکن است رویکردی عملگرایانهتر در پیش گیرد.
هنوز برای ارزیابی پیامدهای این انتصاب زود است، با این حال شواهد موجود نشان میدهد کشمکش بر سر قدرت در «جمهوری اسلامی سوم»، ساختاری که پس از ترور علی خامنهای شکل گرفت و هنوز در مراحل ابتدایی شکلگیری و تثبیت قرار دارد، بیشازپیش در حال بالا گرفتن است.
این کشمکشها صرفا بازتاب اختلاف میان «عملگرایان» و «تندروها» یا میان مقامهای سیاسی و ساختار نظامیــامنیتی نیست. نظام سیاسی ایران از مراکز قدرت متعدد تشکیل شده است و خود سپاه پاسداران نیز بههیچوجه ساختاری یکپارچه و همگون نیست.
در دوران رهبری علی خامنهای نیز اختلافات شدیدی در راس حاکمیت بروز میکرد، اما او میتوانست در مقام داور نهایی و تصمیمگیرنده عمل کند. این وضعیت در مورد پسرش متفاوت است، زیرا او هنوز نتوانسته حاکمیت خود را بهطور کامل تثبیت کند و غیبت طولانیمدتش هم وضعیت را پیچیده کرده است.
به نظر میرسد همزمان با فاصله گرفتن جمهوری اسلامی ایران از مرحله درگیریهای فعال، مقامهای ارشد در رأس نظام تلاشهایشان را برای بهرهبرداری از شرایط کنونی و تثبیت جایگاهشان در ساختار جدید تشدید کردهاند.
نتیجه این کشمکشها نهتنها بر آینده مذاکرات با ایالات متحده و انتخاب میان حلوفصل دیپلماتیک و توسعه اقتصادی از یک سو، و تداوم دکترین «مقاومت» و جنگ طولانیمدت از سوی دیگر، تاثیر خواهد گذاشت، بلکه ماهیت آینده جمهوری اسلامی ایران، از جمله احتمال گذار از حکومت دینی به الگویی از حاکمیت اقتدارگرای نظامی به رهبری سپاه، را نیز شکل خواهد داد.
پرسش اصلی این است که آیا این نظام، که هماکنون نیز با چالشهای داخلی جدی و در رأس آنها، بحران اقتصادی که روزبهروز وخیمتر میشود، دستوپنجه نرم میکند، خواهد توانست کشمکشهای فزاینده بر سر قدرت را مهار کند و به سوی ثبات سیاسی پیش برود، یا اینکه این کشمکشها به بحرانی تبدیل خواهند شد که موجودیت آن را تهدید میکند؟
برگرفته از واینت