سایت ملیون ایران

روز جهانی بشردوستی؛ فاصله عمیق میان کرامت انسانی و واقعیت امروز ایران

خبرنامه گویا – شهلا عبقری

 

بشردوستی در جهان امروز؛ آیا انسانیت در حال افول است؟

به مناسبت روز جهانی بشردوستی

یادداشت تحریریه: این مقاله با حفظ دیدگاه و محتوای اصلی نویسنده، برای روان‌ترشدن متن کوتاه و ویرایش شده است

در آستانه ۱۹ اوت، روز جهانی بشردوستی، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح می‌شود: آیا انسانیت در جهان امروز در حال افول است؟

۱۹ اوت به یاد قربانیان حمله به مقر سازمان ملل متحد در بغداد در سال ۲۰۰۳ انتخاب شد؛ حمله‌ای که در آن ۲۲ نفر از کارکنان سازمان ملل و امدادگران، از جمله سرجیو ویرا دملو، نماینده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد در عراق، جان خود را از دست دادند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد نیز در سال ۲۰۰۸، با تصویب قطعنامه A/RES/63/139، روز ۱۹ اوت را به‌عنوان «روز جهانی بشردوستی» تعیین کرد.

سازمان ملل متحد در سال ۲۰۲۵ کارزار «فراخوانی برای اقدام در حمایت از انسانیت» (A Call to #ActForHumanity) را مطرح کرد؛ فراخوانی که در شرایط امروز جهان معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند. جنگ‌ها، بحران‌های انسانی، آوارگی، خشونت، تبعیض و حمله به کارکنان سازمان‌های بشردوستانه نشان می‌دهد که ارزش‌های انسانی در بسیاری از نقاط جهان با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

اما پیش از آنکه بپرسیم آیا بشردوستی در حال افول است، باید بپرسیم: انسانیت چیست و ارزش‌های انسانی کدام‌اند؟

انسانیت؛ یک گونه، یک رفتار و یک هویت جهانی

بروس مازلیش، مورخ و استاد تاریخ، در کتاب The Idea of Humanity in a Global Era که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، مفهوم انسانیت را از زوایای تاریخی، فلسفی، حقوقی و سیاسی بررسی می‌کند. یکی از نکات مهم در اندیشه او، توجه به مفهوم «انسانیت» در ارتباط با جهانی‌شدن و شکل‌گیری نوعی هویت انسانی فراتر از مرزهای ملی است.

می‌توان مفهوم انسانیت را دست‌کم در سه سطح مورد توجه قرار داد: انسانیت به‌عنوان یک گونه، انسانیت به‌عنوان رفتار اخلاقی و انسانیت به‌عنوان یک هویت جهانی.

انسانیت به‌عنوان یک گونه

انسان، گونه‌ای از موجودات زنده و عضو خانواده زیستی هومو ساپینس، یا «انسان خردمند»، است. قدرت زبان، تخیل، استدلال، یادگیری و فناوری به انسان امکان داده است که محیط پیرامون خود را به شکلی گسترده تغییر دهد.

اما همین توانایی می‌تواند هم فرصت و هم تهدید باشد. انسان با استفاده از علم و فناوری قدرتی عظیم برای تغییر جهان به دست آورده است؛ از زیست‌فناوری و رباتیک گرفته تا هوش مصنوعی. پرسش اساسی این است که آیا رشد قدرت انسان با رشد خرد و مسئولیت اخلاقی او نیز همراه خواهد بود؟

هرچه قدرت فناوری بیشتر می‌شود، مسئولیت اخلاقی انسان نیز اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

انسانیت به‌عنوان رفتار اخلاقی

در معنای دوم، انسانیت به رفتار اخلاقی انسان‌ها نسبت به یکدیگر مربوط می‌شود؛ رفتاری مبتنی بر همدلی، شفقت، احترام به کرامت انسانی و تلاش برای کاهش رنج.

در این معنا، بشردوستی یعنی تلاش برای حفظ جان، کاهش رنج و حمایت از انسان‌هایی که در شرایط آسیب‌پذیر قرار گرفته‌اند.

اما رفتار اخلاقی همیشه آسان نیست. انسان می‌تواند رقابت‌جو، خشونت‌ورز و بی‌رحم باشد و گاه منافع سیاسی، اقتصادی، مذهبی یا ایدئولوژیک را بر جان و کرامت انسان‌ها مقدم بداند. تاریخ بشر نمونه‌های فراوانی از جنگ، شکنجه، برده‌داری، نسل‌کشی و سایر اشکال رفتار غیرانسانی را در خود ثبت کرده است.

از سوی دیگر، انسانیت نباید تنها به رابطه انسان با انسان محدود شود. بحران اقلیمی، تخریب محیط زیست و نابودی گونه‌های جانوری نشان می‌دهد که رفتار انسان با طبیعت نیز بخشی از مسئولیت اخلاقی اوست. زندگی انسان به حیات سایر موجودات و سلامت محیط زیست وابسته است.

انسانیت به‌عنوان هویت جهانی

سومین معنا، انسانیت به‌عنوان یک هویت جهانی است؛ یعنی شکل‌گیری نوعی «ما»ی انسانی که در آن انسان‌ها، فارغ از مرزهای ملی، قومی و مذهبی، خود را اعضای یک جامعه انسانی بزرگ‌تر بدانند و برای حل مشکلات مشترک با یکدیگر همکاری کنند.

در جهان امروز، گسترش ناسیونالیسم افراطی، تعصب‌های قومی و مذهبی و منافع اقتصادی گاه این نگاه جهانی را تضعیف کرده است. بااین‌حال، بسیاری از مشکلات امروز بشر ــ از جنگ و مهاجرت گرفته تا تغییرات اقلیمی، فقر و بیماری ــ مرز نمی‌شناسند و به همکاری بین‌المللی نیاز دارند.

رابطه بشردوستی و حقوق بشر

در اینجا لازم است میان سه مفهوم مرتبط اما متفاوت تمایز قائل شویم: انسانیت، حقوق بشر و بشردوستی.

حقوق بشر بر حقوق ذاتی و برابر همه انسان‌ها تأکید دارد؛ بشردوستی بر کاهش رنج و حمایت از انسان‌های آسیب‌دیده، به‌ویژه در شرایط جنگ، بحران و بلایای طبیعی، تمرکز می‌کند؛ و انسانیت مفهومی گسترده‌تر است که کرامت، همدلی، مسئولیت اخلاقی و تعلق مشترک انسان‌ها را دربرمی‌گیرد.

این سه مفهوم از یکدیگر جدا نیستند. بشردوستی بدون احترام به کرامت و حقوق انسان‌ها نمی‌تواند پایدار باشد و حقوق بشر نیز بدون تعهد اخلاقی به انسانیت ممکن است به مجموعه‌ای از قواعد حقوقی بدون پشتوانه عملی تبدیل شود.

متأسفانه در بسیاری از جوامع، فاصله میان این ارزش‌ها و واقعیت زندگی انسان‌ها همچنان بسیار زیاد است. خشونت، تبعیض، نابرابری و سرکوب سیاسی نشان می‌دهد که هنوز با جهانی که در آن کرامت همه انسان‌ها به یک اندازه محترم شمرده شود، فاصله داریم.

این وضعیت را می‌توان در ایران نیز به‌روشنی مشاهده کرد.

نمونه‌هایی از نقض کرامت انسانی در ایران

۱. نابرابری قانونی میان زنان و مردان

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های تبعیض ساختاری در ایران، نابرابری حقوقی میان زنان و مردان است. زنان در زمینه‌هایی مانند ازدواج، طلاق، حضانت فرزندان، سفر، تعیین محل سکونت و ارث با محدودیت‌ها و حقوق نابرابر روبه‌رو هستند. در برخی حوزه‌های حقوقی نیز ارزش شهادت و دیه زن با مرد برابر نیست.

وقتی قانون انسان‌ها را صرفاً به دلیل جنسیت از حقوق برابر محروم می‌کند، اصل برابری و کرامت انسانی آسیب می‌بیند.

۲. اعدام و مجازات‌های خشن

ایران در سال ۲۰۲۵ شاهد یکی از بالاترین شمار اعدام‌های ثبت‌شده در چند دهه اخیر بود. بر اساس گزارش دیده‌بان حقوق بشر که به داده‌های مرکز عبدالرحمن برومند برای حقوق بشر در ایران استناد می‌کند، تا پایان سال ۲۰۲۵ بیش از دو هزار نفر در ایران اعدام شده‌اند.

سازمان حقوق بشر ایران نیز در اوت ۲۰۲۶ اعلام کرد که در فاصله اول ژانویه تا پایان ژوئیه این سال، دست‌کم ۴۴۴ اعدام را ثبت و تأیید کرده است.

استفاده گسترده از مجازات اعدام، به‌ویژه در مواردی که با دادرسی‌های ناعادلانه، اعترافات اجباری یا اتهامات مبهم امنیتی همراه است، نگرانی‌های جدی درباره حق حیات و عدالت قضایی ایجاد می‌کند.

۳. شکنجه و رفتار غیرانسانی با زندانیان

گزارش‌های نهادهای حقوق بشری، به‌ویژه دیده‌بان حقوق بشر، از استمرار شکنجه و سایر رفتارهای بی‌رحمانه، غیرانسانی یا تحقیرآمیز در بازداشتگاه‌ها و زندان‌های ایران حکایت دارد. بازداشت‌های خودسرانه، دسترسی محدود به وکیل، اعترافات اجباری و محاکمه‌های ناعادلانه نیز از جمله نگرانی‌های جدی درباره وضعیت حقوق بشر در ایران است.

وقتی انسانی که در بازداشت دولت قرار دارد از ابتدایی‌ترین حقوق خود محروم می‌شود، مسئله تنها نقض یک قانون نیست؛ بلکه کرامت انسانی او زیر سؤال می‌رود.

۴. زن‌کشی، قتل‌های ناموسی و خشونت علیه زنان

قتل‌های موسوم به «ناموسی» یکی از شدیدترین اشکال خشونت علیه زنان است که نباید آن را از پدیده زن‌کشی جدا کرد. از آنجا که قربانیان قتل‌های ناموسی فقط زنان نیستند و شماری از اعضای جامعه ال‌جی‌بی‌تی‌کیو نیز به دلایل ناموسی به قتل می‌رسند، در بسیاری از موارد استفاده از اصطلاح «قتل‌های ناموسی» مناسب‌تر است؛ زیرا «زن‌کشی»، قتل افراد با جنسیت‌های دیگر را شامل نمی‌شود.

بر اساس گزارش کمپین توقف قتل‌های ناموسی، ۱۱۸ مورد قتل ناموسی در شش‌ماهه نخست سال ۱۴۰۴، از فروردین تا شهریور، مستند شده است. این آمار تنها موارد مستندشده را شامل می‌شود و به دلیل پنهان‌ماندن بسیاری از موارد، نمی‌توان آن را رقم واقعی قتل‌های ناموسی در ایران دانست.

یکی از مشکلات مهم در این زمینه، نبود عنوان مجرمانه مستقل برای «قتل ناموسی» در قانون ایران و وجود برخی مقرراتی است که در شرایطی می‌تواند برای مرتکبان تخفیف‌هایی ایجاد کند. اصلاح قوانین و تضمین مجازات متناسب برای مرتکبان، در کنار آموزش و حمایت از قربانیان خشونت، می‌تواند نقش مهمی در پیشگیری از این جنایات داشته باشد.

۵. کودک‌همسری و خشونت خانگی

ازدواج زودهنگام و خشونت خانگی نیز از مسائل مهم مرتبط با کرامت و حقوق زنان و کودکان است. بر اساس ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی ایران، سن ازدواج برای دختر ۱۳ سال و برای پسر ۱۵ سال است و ازدواج در سنین پایین‌تر، با اجازه ولی و تشخیص دادگاه، امکان‌پذیر است.

ازدواج زودهنگام کودکان را در معرض محرومیت از تحصیل قرار می‌دهد، وابستگی اقتصادی را برای آنان به همراه دارد و می‌تواند سبب خشونت خانگی و سایر آسیب‌های اجتماعی شود. آمارها نشان می‌دهد شماری از دختران کودک‌همسر نیز قربانی قتل‌های ناموسی می‌شوند.¹

حمایت مؤثر از قربانیان خشونت خانگی و ایجاد سازوکارهای قانونی و اجتماعی برای پیشگیری از خشونت، بخش مهمی از احترام به کرامت انسانی است.

۶. سرکوب مدافعان حقوق بشر، مخالفان و معترضان

در ایران، مدافعان حقوق بشر، فعالان مدنی، روزنامه‌نگاران و معترضانی که برای حقوق انسانی خود یا دیگران فعالیت می‌کنند، در موارد بسیاری با بازداشت، محاکمه‌های ناعادلانه، زندان و سایر اشکال فشار و سرکوب روبه‌رو شده‌اند. گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر در سال ۲۰۲۶ نیز از ادامه بازداشت‌های خودسرانه و سرکوب جامعه مدنی حکایت دارد.

سرکوب کسانی که برای آزادی، برابری و کرامت انسانی فعالیت می‌کنند، در تضاد آشکار با ارزش‌هایی است که روز جهانی بشردوستی قرار است از آنها دفاع کند.

جمع‌بندی

مواردی که در این مقاله به آنها اشاره شد، نشان می‌دهد که انسان‌دوستی از جایی آغاز می‌شود که جان، آزادی و کرامت هیچ انسانی ــ صرف‌نظر از جنسیت، عقیده، قومیت، ملیت، مذهب یا جایگاه اجتماعی ــ کم‌ارزش‌تر از دیگری تلقی نشود.

بشردوستی تنها به معنای رساندن غذا، دارو یا سرپناه در زمان جنگ، قحطی و بلایای طبیعی نیست. بشردوستی، پیش از هر چیز، به معنای به‌رسمیت‌شناختن کرامت انسان، دفاع از آزادی و برابری، احترام به حق حیات و تلاش برای جلوگیری از رنج انسان‌هاست.

هنگامی که انسانی به دلیل جنسیت از حقوق برابر محروم می‌شود، زندانی تحت شکنجه قرار می‌گیرد، فردی بدون دادرسی عادلانه به مرگ محکوم می‌شود یا زنی به نام «ناموس» به قتل می‌رسد، با نقض بنیادی‌ترین اصول انسانیت روبه‌رو هستیم.

ازاین‌رو، روز جهانی بشردوستی نباید تنها روزی برای تقدیر از امدادگران و کارکنان بشردوستانه باشد؛ باید فرصتی باشد برای پرسیدن این سؤال که ما به‌عنوان انسان تا چه اندازه برای حفظ کرامت سایر انسان‌ها مسئولیم؟

پیام A Call to #ActForHumanity نیز می‌تواند فراتر از یک شعار باشد: فراخوانی برای اقدام در برابر جنگ، خشونت، تبعیض، شکنجه، اعدام و هرگونه بی‌ارزش‌شمردن جان انسان.

بشردوستی تنها رساندن غذا، دارو یا سرپناه نیست؛ بشردوستی دفاع از کرامت انسانی و تلاش برای جلوگیری از رنج انسان‌هاست؛ صرف‌نظر از ملیت، مذهب، جنسیت یا گرایش سیاسی آنان.

دکتر شهلا عبقری
عضو کارگروه آموزش و پژوهش کمپین توقف قتل‌های ناموسی

 


¹ شهلا عبقری، «کودک‌همسری و آسیب‌های ناشی از آن»، کمپین توقف قتل‌های ناموسی.

Exit mobile version