دیوید اعتباری – روز ۲۰ اوت ۲۰۲۶ (۲۹ مرداد ۱۴۰۵)، مارک تیسن، ستوننویس بخش دیدگاههای واشنگتن پست و عضو مؤسسه اینترپرایز آمریکایی (American Enterprise Institute)، مقالهای با عنوان «آیا ایران میتواند یک سورپرایز اکتبر برای انتخابات میاندورهای رقم بزند؟» منتشر کرد.¹ او احتمال میدهد ایران پیش از انتخابات نوامبر اقدامی انجام دهد که دولت ترامپ را بار دیگر به عملیات نظامی گسترده بکشاند، و پیشنهاد میکند ترامپ میتواند پیشدستانه حملهای «سریع و مرگبار» علیه رهبری ایران، زیرساخت اقتصادی و انرژی کشور و تأسیسات هستهای انجام دهد.¹
تیسن توضیح نمیدهد اصطلاح «زیرساخت اقتصادی» دقیقاً کدام تأسیسات را دربر میگیرد، اما «زیرساخت انرژی» را صریحاً ذکر میکند. شبکه انرژی یک کشور از پالایشگاه و تأسیسات تولید و فرآورش گاز تا نیروگاه، خطوط انتقال، پستهای برق، خطوط لوله، مخازن سوخت و پایانههای نفتی امتداد دارد. اینها فقط ابزار تولید نفت، صادرات یا درآمد دولت نیستند؛ شبکهای هستند که بخش بزرگی از زندگی روزمره از طریق آن جریان دارد. بنابراین پرسش درباره حمله به این زیرساختها فقط این نیست که چه میزان از ظرفیت اقتصادی یا نظامی یک حکومت از بین میرود؛ پرسش دیگر این است که تخریب آنها برای مردمی که به این شبکه وابستهاند چه معنایی دارد.
نخستین پیامد چنین حملهای همان چیزی است که در تصاویر دیده میشود: انفجار، آتش، مرگ و جراحت کارکنان، ساکنان اطراف و نیروهای امدادی. در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی، آتش میتواند خود آغاز بحران دیگری باشد. برنامه محیطزیست سازمان ملل متحد در جریان جنگ اخیر تأیید کرده است که حملات به تأسیسات نفتی ایران، از جمله در نزدیکی و داخل مناطق شهری تهران، دود غلیظ حاوی ترکیبات خطرناک ایجاد کرده که مردم، از جمله کودکان، مستقیماً در معرض آن قرار گرفتهاند؛ این نهاد نسبت به پیامدهای بلندمدت چنین آلودگیهایی برای سلامت انسان و محیطزیست هشدار داده است.²
اما بخش بزرگی از هزینه انسانی زمانی ظاهر میشود که آتش خاموش شده و دوربینها رفتهاند. ایران برای تولید برق بهشدت به گاز طبیعی وابسته است.³ آسیب جدی به تولید یا انتقال گاز، نیروگاهها یا شبکه انتقال برق میتواند بحرانی را که ظاهراً در صنعت انرژی آغاز شده، بهسرعت وارد زندگی شهری کند. برق فقط برای روشنایی خانه نیست. آب باید پمپاژ، تصفیه و در شبکه توزیع شود؛ فاضلاب باید جمعآوری و تصفیه شود؛ بیمارستانها، مخابرات، پمپبنزینها، سردخانهها، کارخانهها، سیستمهای پرداخت و بخش بزرگی از تولید و توزیع مواد غذایی همگی به انرژی پایدار وابستهاند. کمیته بینالمللی صلیب سرخ این وابستگی متقابل را به اثر دومینو تشبیه میکند: اختلال در برق میتواند آب و فاضلاب، دفع زباله، زنجیره سرد غذا و دارو، بیمارستانها و تولید و توزیع مواد غذایی را همزمان تحت فشار قرار دهد، و کمبود طولانی آب سالم، غذا و خدمات درمانی میتواند به بیماری، مرگ و جابهجایی جمعیت بینجامد.⁴
یک خاموشی چندساعته دردسر است؛ خاموشی مداوم پس از تخریب ظرفیت تولید یا انتقال، مسئله دیگری است. فشار آب میتواند افت کند، پمپها قادر به فعالیت با ظرفیت عادی نباشند و تصفیه و توزیع آب مختل شود. اگر شبکه فاضلاب نیز برق یا سوخت کافی نداشته باشد، خطر ورود پساب تصفیهنشده به محیط و آلودگی منابع آب افزایش مییابد. سازمان جهانی بهداشت آب آلوده و ضعف سیستمهای آب و فاضلاب را با انتقال بیماریهایی از جمله وبا، بیماریهای اسهالی، هپاتیت A، حصبه و فلج اطفال مرتبط میداند.⁵ این به معنای آن نیست که هر خاموشی به شیوع بیماری منجر میشود؛ معنایش این است که هرچه اختلال در دسترسی به آب سالم و دفع ایمن فاضلاب طولانیتر شود، یکی از بنیادیترین سپرهای یک جامعه در برابر بیماری ضعیفتر میشود.
بیمارستان نیز از زیرساخت اطراف خود مستقل نیست. حتی اگر ساختمان بیمارستان مستقیماً آسیب نبیند، بدون برق، آب و سوخت نمیتواند برای مدت طولانی با ظرفیت عادی کار کند. سازمان جهانی بهداشت برق مطمئن را برای تجهیزات حیاتی پزشکی، تأمین آب پاک، زایمان و مراقبت از نوزاد، نگهداری دارو و واکسن و خدمات اورژانسی ضروری میداند.⁶ ژنراتور اضطراری میتواند برای مدتی بخشی از این نیاز را تأمین کند، اما راهحلی نامحدود نیست؛ ژنراتور به سوخت نیاز دارد. اگر پالایشگاهها، مخازن یا شبکه توزیع سوخت نیز آسیب دیده باشند، بیمارستان برای همان کالایی رقابت میکند که آمبولانسها، نیروهای امدادی، پمپهای آب، حملونقل و دیگر خدمات ضروری نیز به آن نیاز دارند.
غذا نیز از همین شبکه عبور میکند. مزرعه برای پمپاژ آب به انرژی نیاز دارد، کارخانه مواد غذایی به برق و گاز، سردخانه به برق و کامیون به سوخت. برای شکل گرفتن کمبود لازم نیست کشور واقعاً «غذا نداشته باشد»: محصول ممکن است در مزرعه باشد اما آب برای آن پمپاژ نشود، در سردخانه باشد اما برق نباشد، در انبار باشد اما کامیون سوخت کافی برای انتقال آن نداشته باشد؛ یا سرانجام به فروشگاه برسد اما افزایش هزینه تولید و حملونقل قیمت آن را از توان خرید بخشی از مردم خارج کرده باشد.
این شوک قرار نیست بر اقتصادی سالم فرود بیاید. رویترز در ۱۷ اوت گزارش کرد تورم سالانه ایران در ژوئیه به حدود ۶۶ درصد رسیده و قیمت مواد غذایی نسبت به سال قبل ۱۲۸ درصد افزایش یافته است؛ جنگ، آسیب زیرساختی، اختلال تجارت، تعطیلی صنایع و بیکاری از هماکنون قدرت خرید خانوارها را تحت فشار قرار داده است.⁷ برای خانوادهای که همین امروز مصرف خود را محدود کرده، شوک تازه به برق، سوخت و حملونقل تنها چند عدد دیگر در جدول تورم نیست؛ میتواند فاصله میان کالایی «گران» و کالایی باشد که دیگر نمیتوان خرید.
تیسن تأسیسات هستهای را نیز در فهرست اهداف احتمالی قرار میدهد.¹ همه تأسیسات هستهای یکسان نیستند. حمله به یک مرکز غنیسازی زیرزمینی، محل نگهداری مواد هستهای یا یک راکتور فعال خطرهای یکسانی ایجاد نمیکند و هر حملهای الزاماً به انتشار مواد پرتوزا در خارج از سایت منجر نمیشود. اما بسته به نوع تأسیسات، مواد موجود و میزان خسارت، خطر میتواند شامل انتشار مواد پرتوزا و آلودگی محیط اطراف باشد. کمیته بینالمللی صلیب سرخ در توضیح خطرات آسیب به تأسیسات هستهای هشدار داده است که انتشار مواد رادیواکتیو میتواند آثار گسترده و بلندمدتی بر سلامت انسان، محیطزیست، کشاورزی و امنیت غذایی داشته باشد.⁸
اثر تخریب زیرساخت با آخرین انفجار پایان نمییابد. پالایشگاه، نیروگاه، تأسیسات فرآورش گاز، توربین، ترانسفورماتورهای بزرگ و سامانههای کنترل صنعتی چیزهایی نیستند که فردای حمله بتوان بهسادگی جایگزین کرد. تا زمان بازسازی، کارخانهای که انرژی ندارد تولیدش را کاهش میدهد یا تعطیل میکند، کارگری که کارخانهاش تعطیل شده درآمدش را از دست میدهد، کاهش تولید و صادرات درآمد ارزی کشور را کمتر میکند و کمبود ارز واردات دارو، مواد اولیه و تجهیزات را دشوارتر و گرانتر میکند. به این ترتیب، عملیاتی که ممکن است چند ساعت یا چند روز طول بکشد میتواند پیامدهایی ایجاد کند که ماهها یا سالها باقی بمانند.
در همین چارچوب، مواضع کسانی که در فضای سیاسی ایران از پیشنهاد حمله به زیرساختهای اقتصادی و انرژی حمایت میکنند اهمیت پیدا میکند، بهویژه زمانی که این افراد همزمان در برنامهریزی برای دوران پس از جمهوری اسلامی و بازسازی ایران نقش دارند. سعید قاسمینژاد، مدیر پروژه شکوفایی ایران، پروژهای برای بازسازی ایران، و از افرادی که در مباحث مربوط به ساختار پیشنهادی دوران گذار حضور داشته است،⁹ مقاله تیسن را در حساب خود در شبکه ایکس بازنشر کرد و روی آن نوشت: «True. Some may say a preemptive September surprise is the solution.» یعنی: «درست است. شاید برخی بگویند راهحل، یک غافلگیری پیشدستانه در سپتامبر است.»¹⁰
قاسمینژاد در این پست خود جزئیات حمله به زیرساختهای اقتصادی و انرژی را شرح نمیدهد و آن اهداف را با کلمات خودش فهرست نمیکند. اما آنچه بازنشر کرده مقالهای است که صریحاً حمله به زیرساخت اقتصادی و انرژی ایران را در کنار رهبری جمهوری اسلامی و تأسیسات هستهای بهعنوان بخشی از عملیات پیشنهادی مطرح میکند؛ او این مقاله را نه صرفاً بدون توضیح، بلکه همراه با جملهای تأییدی بازنشر کرده و ایده مطرحشده در آن را «راهحل»ی میخواند که «برخی» ممکن است پیشنهاد کنند.
این موضع در خلأ مطرح نشده است. او در ۹ ژوئن نیز، در واکنش به یک دور از حملات آمریکا به ایران، نوشته بود که یک «پاسخ متناسب» کافی نیست و تنها یک «پاسخ نامتناسب» میتواند جمهوری اسلامی را وادار به تجدیدنظر کند.¹¹ در اظهار نظری دیگر درباره تنش میان آمریکا و ایران نیز خطاب به طرف آمریکایی نوشته بود: «به آنها حمله کنید… و محکم حمله کنید» («Strike them … and strike hard»).¹²
این مواضع در کنار نوشتهای قرار میگیرند که خود قاسمینژاد در ۲۴ نوامبر ۲۰۲۵، حدود هشت ماه پیش از آغاز جنگ اخیر، در «اورشلیم پست» منتشر کرده بود. او در آن مقاله توضیح داده بود که هدف قرار گرفتن زیرساختهای کلیدی اقتصادی ایران، از جمله پایانه نفتی خارک، میدان گازی پارس جنوبی و پالایشگاههای بزرگ، در یک درگیری نظامی میتواند اقتصاد ایران را با یک «شوک ناگهانی و فاجعهبار» روبهرو کند.¹³ این ارزیابی پیشین در کنار مواضع بعدی او در حمایت از اقدام نظامی شدیدتر قرار میگیرد.
شناختن هزینه یک سیاست و سپس حمایت از آن، بهخودیخود الزاماً تناقض منطقی نیست. ممکن است فردی هزینههای سنگین یک اقدام را بشناسد و با این حال معتقد باشد هدف سیاسی یا امنیتی مورد نظر آن هزینه را توجیه میکند. اما در چنین حالتی، هزینه نمیتواند از محاسبه حذف شود.
روی کاغذ میتوان پالایشگاه، نیروگاه، میدان گازی یا پایانه نفتی را «زیرساخت» یا «هدف» نامید. در زندگی روزمره، برق آن نیروگاه به پمپ آب میرسد، گاز به کارخانه، سوخت به آمبولانس و کامیون مواد غذایی، و درآمد کارخانه به خانوادهای که باید اجاره خانه و هزینه خوراک خود را بپردازد. وقتی این زنجیره آسیب میبیند، مرز میان فشار بر حکومت و فشار بر جامعه میتواند بسیار سریع کمرنگ شود.
دولتها تغییر میکنند، انتخابات میاندورهای آمریکا تمام میشود و اولویتهای سیاسی واشنگتن عوض میشود. اما پالایشگاه و نیروگاه و شبکه آب با همان سرعت بازسازی نمیشوند. خانوادهای که درآمدش را از دست داده، بیماری که درمانش مختل شده، کودکی که در معرض آلودگی قرار گرفته و شهری که شبکه برق یا آب آن آسیب دیده است نیز با پایان عملیات نظامی به نقطه پیش از آن بازنمیگردد.
دیوید اعتباری نویسنده کتاب «فراتر از ایدئولوژی: نقشه راه فنسالارانه بهسوی ایرانی آزاد»، از بنیانگذاران سازمان Stop Child Executions و از نظریهپردازان گذار ساختارمند، دموکراتیک و فنسالار در ایران است.