سایت ملیون ایران

کالبدشکافی قدرت سپاه در عصر خامنه‌ای دوم

ایران امروز – م. رستگار

سپاه پاسداران بدون شک در ۵ دهه گذشته یکی از قدرتمندترین نهادهای جمهوری اسلامی بوده است. نهادی به ظاهر نظامی که مانند الهه هزاردست بوداییان (اولوکیتشوره)، در تمام حوزه‌ها و شئون حکومتداری جمهوری اسلامی نفوذ دارد و در دوره خامنه‌ای دوم، به نظر می‌رسد این نفوذ و قدرت تاثیرگذاری بیشتر از قبل شده باشد.

ابتدا باید این موضوع را مد نظر قرار داد که سپاه، بر خلاف آنچه سیستم پروپاگاندای جمهوری اسلامی تلاش می‌کند نمایش دهد، نهادی یکپارچه نیست که توضیح آن از حوصله و هدف این نوشتار دور است. اما در حال حاضر این ارزیابی وجود دارد که این نهاد چندتکه، با مرگ خامنه‌ای و بر تخت نشستن پسر او (که هنوز غایب است) بیش از پیش دچار چنددستگی شده؛ مانند سپاهِ بعد از اختلافات سال ۶۳ (ماجرای کودتای خزنده)، سپاهِ بعد از مرگ آیت‌الله خمینی، عزل آیت‌آلله منتظری و رهبر شدن سیدعلی خامنه‌ای.

در شرایط پرآشوبِ این روزها که نه جنگ و نه صلح، هیچ کدام ثبات ندارند، چنددستگی در سپاه به عنوان نهاد قدرتمند، ثروتمند، بانفوذ و مسلحی که تقریباً بر تمام ارکانِ کشور حاکمیت یا نفوذ دارد، بیش از پیش ایران را در شرایط تعلیق نگه می‌دارد. ممکن است برخی در بدنه و بقایای فرماندهی سپاه از پایان جنگ حمایت کنند و بخواهند این بحران تمام شود. اما کسانی نیز هستند که خواهان پایان جنگ نیستند و به دلایل ایدئولوژیک یا منافع شخصی، خواستار جلوگیری از تمام شدن بحران در شرایط فعلی یا به تعویق انداختن آن تا تثبیت جایگاه خود هستند؛ چه مجتبی خامنه‌ای زنده و مشغول کار، چه در کما و حتی مرده باشد.

مشت آهنین طائب

در حال حاضر ایران نه تنها با خطر حمله خارجی بلکه با احتمال درهم‌ریختگی داخلی به خاطر شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روبروست.

یکی از نکات مهمی که باید مد نظر قرار بگیرد، قرار گرفتن دو نفر از فرماندهان قدیمی و قدرتمند سپاه در بالاترین جایگاه‌های نظامی است. حسین طائب، چهره امنیتی مشهور به پرونده‌سازی و رئیس سابق و پرنفوذ سازمان اطلاعات سپاه با حکم ریاست سازمان بسیج، به همان جایی برگشت که سال ۸۸ ترک کرده بود. او به عنوان نزدیک‌ترین چهره امنیتی به مجتبی خامنه‌ای در دوران قدرت پدرش شناخته می‌شد. در ماه‌های گذشته هم گفته می‌شد که او نزدیک‌ترین فرد به خامنه‌ای دوم است. به نحوی که حتی گفته می‌شد اولین بیانیه رسمی مجتبی بعد از رهبری را در واقع او نوشته بود.

طائب احتمالاً ماموریت خاصی دارد. با افزایش نارضایتی اقتصادی که بر بدنه نیروهای مسلح اعم از ارتش، پلیس و حتی سپاه تاثیر می‌گذارد، در حال حاضر بسیج مشت آهنین جمهوری اسلامی، اصلی‌ترین نیروی سرکوب شورش‌های داخلی و مقابله با اعتراضات احتمالی است. نیرویی توده‌ای، کم‌هزینه، غیرپاسخگوتر از دیگر بخش‌های نظام، دارای انگیزه‌های ایدئولوژیک یا شخصی برای استفاده از شرایط برای ارضای امیال و کمبودهای شخصی که شبکه آن در سراسر کشور تا روستاها و تمام سازمان‌ها و ادارات و حتی کارخانجات گسترده است. مجتبی خامنه‌ای در حکم خود برای طائب، از کلیدواژه‌هایی مانند «هر ایرانی یک بسیجی، اطلاعات مردم‌پایه و مقابله مردم‌پایه با تهدیدات دشمن» استفاده کرد.

در حال حاضر مشخص نیست اطلاعات سپاه در حالی که دو رئیس پیشینش ظرف کمتر از یک سال کشته شدند و بخشی از نیروها، دارایی‌ها و شبکه‌هایش ضربه خوردند، در دوران ولایت خامنه‌ای دوم چه سرنوشتی پیدا می‌کند. او حکمی برای رئیس جدید اطلاعات سپاه صادر نکرد و معلوم نیست آیا ماموریت‌های خارجی آن به نیروی قدس سپاه و ماموریت امنیت داخلی به بسیج زیرمجموعه طائب محول می‌شود یا نه.
اما این موضوع را می‌توان از همین امروز مد نظر قرار داد که حضور (حتی احتمالی) مجتبی در کرسی ولایت و گماردن طائب در جایگاه ریاست بسیج، این مشت آهنین را آماده‌تر کرده تا هر اعتراضی را در نطفه خفه کند. با توجه به این که جمهوری اسلامی در حال حاضر با استفاده از ابزار سرکوب و کشتار در اعتراضات به حیات خود ادامه می‌دهد، حتی اگر مجتبایی وجود نداشته یا بر سر کار نباشد، طائب در سازمان بسیج می‌تواند این ماموریت مهم را برای حلقه حاکم انجام دهد.

بازگشت شاهچراغی

احمد وحیدی (وحید شاهچراغی) که بعد از حملات ۹ اسفند فرماندهی سپاه را بر عهده گرفته بود، درجه سرلشکری و حکم فرماندهی کل را یکجا از خامنه‌ای دوم دریافت کرد. مصطفی ایزدی از فرماندهان قدیمی سپاه در دوران جنگ ایران و عراق از سرداران پرنفوذ ستادکل نیروهای مسلح در دهه‌های گذشته هم جانشین او شد.

وحیدی فردی رادیکال و امنیتی است. اگر چه لباس نظامی می‌پوشد اما اصل بدنه کارنامه او در پنج دهه گذشته را فعالیت‌های اطلاعاتی و امنیتی در سپاه تشکیل می‌دهد. او حتی زمانی که در دوران رئیسی وزیر و رئیس شورای امنیت کشور بود، خود یکی از پایه‌های افزایش التهاب بر سر موضوع حجاب شده بود و هیچ تلاشی برای آرام کردن جامعه و شرایط پسامهسا و تمام درگیری‌های پیشین بر سر حجاب در کشور نمی‌کرد. توجه به این نکته لازم است که ماجرای مرگ تلخ مهسا امینی، نقطه اوج درگیری‌ نیروهای پلیس با مردم و همچنین افرادی موسوم به آمرین به معروف در ماه‌های قبل از این اعتراضات بود.

انتصاب وحیدی در بالاترین جایگاه سپاه مهم است چون نمی‌دانیم به طور دقیق، درباره موضوع پایان جنگ چه موضعی دارد. برخی می‌گویند او در شورای عالی امنیت ملی به تفاهم‌نامه اسلام‌آباد رای مثبت داده است. اما در روزهای تشییع جنازه علی خامنه‌ای، سپاه به سه کشتی در تنگه هرمز حمله کرد که درگیری‌های ۱۳ روزه بعدی را رقم زد.

در حالی که قالیباف و پزشکیان به عنوان دو رئیس قوه جمهوری اسلامی در روزهای اخیر به عملکرد سازمان حکومتی صداوسیما و رئیس آن پیمان جبلی در شرایط جاری کشور انتقاداتی علنی می‌کردند، احمد وحیدی با نامه‌ای رسمی از عملکرد این سازمان تقدیر کرد. در حالی که همزمان با افزایش انتقادات از عملکرد یک طرفه صداوسیمای جمهوری اسلامی به خصوص در ماه‌های بعد از آتش‌بس ۱۹ فروردین، فقط جریان دفتر سعید جلیلی و جبهه پایداری از صداوسیما حمایت و تاکید می‌کردند همین مسیر سازمان صحیح است. وحیدی شخصیتی مرموز و امنیتی است که در حال حاضر مشخص نیست چه مدلی را بازی می‌کند. اما با توجه به افزایش قدرت سپاه، در حال حاضر یکی از دو فرد قدرتمند نظام جمهوری اسلامی کنار حسین طائب است.

جایگزینی یک سرتیپ با یک سرلشکر

محسن (سبزوار) رضایی، چهره سیاسی، نظامی و امنیتی که سابقه فعالیتش در جمهوری اسلامی تقریبا به همان اندازه عمر این حکومت است، در ۷۱ سالگی دبیر شورای عالی امنیت ملی و یکی از دو نماینده خامنه‌ای دوم در این نهاد شد. رضایی در نیم قرن گذشته مسئولیت‌های مختلفی بر عهده داشته که ۱۶ سال فرماندهی سپاه، ۲ سال ریاست اطلاعات سپاه (۵۸-۶۰) و ۲۴ سال دبیری مجمع تشخیص مصلحت تنها گوشه‌ای از کارنامه اوست.

او جایگزین محمدباقر ذوالقدر شد که چهارم فروردین حکم دبیری شعام را از پزشکیان گرفته بود. ذوالقدر هم یکی از چهره‌های امنیتی، سیاسی و قضایی است که بعد از جایگزینی با رضایی، حکم مشاور مجتبی خامنه‌ای را دریافت کرد. در فضای داخلی به خصوص صداوسیما و صحبت‌های سخنرانان تجمع‌های حکومتی شبانه، گفته می‌شود ذوالقدر به خاطر عمل کردن بر خلاف نظر خامنه‌ای دوم در موضوع تفاهم‌نامه پایان جنگ (ماجرای علی‌الاصول) کنار گذاشته شد.

اما جالب توجه این است که در حال حاضر محسن رضایی در ملاقات با مقامات خارجی، مصاحبه‌ها و اظهارنظرها، بعد از هر بار تهدید آمریکا و هشدار درباره پاسخ‌های ایران، بر بازگشت آمریکایی‌ها به تفاهم‌ اسلام‌آباد اشاره می‌کند. مشخص نیست جنگ قدرتی در جریان بوده و صرفاً عده‌ای دنبال کنار زدن ذوالقدر بودند یا نظر خامنه‌ای دوم و سپس نماینده او در شعام و دبیر این نهاد بالادستی تغییر کرده و آن‌ها هم فهمیدند به غیر از توافقی که در خرداد امضا شد، راهی برای نجات جمهوری اسلامی وجود ندارد!

با این که ذوالقدر هم سردار سپاه با درجه سرتیپی است، اما محسن رضایی که از ابتدای درجه گرفتن سپاهیان بعد از جنگ سرلشکر شده بود، در ملاقات‌ها با همان لباس نظامی حاضر می‌شود. حضوری که حتی شاید نمادین باشد اما یادآوری می‌کند که در حال حاضر یک سپاهی دبیر شعام و نماینده خامنه‌ای است. هرچند گفته می‌شد ذوالقدر هم نماینده خامنه‌ای و دبیر بوده، اما هیچ وقت خبر حکم نمایندگی او از طرف مجتبی خامنه‌ای به صورت رسمی اعلام نشد. رضایی و جلیلی دو نماینده خامنه‌ای در شورای‌عالی امنیت ملی هستند.

ابزار سپاه چیست؟

این نهاد پرقدرت چه بخواهد به دلایل ایدئولوژیک و یا منافع شخصی سران آن و حلقه قدرت، جلوی پایان دادن جنگ را بگیرد و چه آن را تا تثبیت قدرت این حلقه به تاخیر بیاندازد، ابزار مختلفی برای انجام این کار در اختیار دارد. از جمله شلیک به کشتی‌ها در تنگه هرمز که می‌تواند خارج از کنترل باشد و هر گونه تلاش دیپلماتیک را خنثی کند. همین حالا که ترافیک دیپلماتیک در جمهوری اسلامی بالا رفته و گفته می‌شود تهران و مسقط درباره تنگه هرمز به یک توافق موقت رسیدند، ممکن است این اتفاق رخ دهد تا بازی به هم بریزد.

سپاه همچنین عامل و پشتیبان اصلی تجمع‌های شبانه است. تجمع‌هایی که با گذشت بیش از ۱۸۰ شب، بسیار خلوت و کمرنگ شده و ماه‌هاست که دیگر رنگ و بوی ملی روزهای ابتدایی را ندارد. در حال حاضر این تجمع‌ها – که با هدف جلوگیری از شورش‌های خیابانی همزمان با حمله خارجی شکل گرفت – به طور مطلق در اختیار تندروهاست و فعالیت‌های مختلفی در قالب آن‌ها – از سخنرانی‌های حاوی اتهام‌زنی به رقبای سیاسی تا پیش کشیدن موضوع حجاب و فیلترینگ و … انجام می‌شود. اخبار غیررسمی می‌گوید حمیدرضا مقدم‌فر، چهره امنیتی و پدر اصلی رسانه‌ها و شبکه فرهنگی وابسته به سپاه، موضوع خیابان را مدیریت می‌کند.

در امتداد خیابان، شبکه رسانه‌ای، سایبری و فرهنگی سپاه است. شبکه‌ای متشکل از قرارگاه‌ها، موسسات، خبرگزاری‌ها، سایت‌های خبری شناخته شده و ناشناس، کانال‌های خبری در تلگرام و ایتا، اکانت‌های سایبری در توئیتر، ویراستی، اینستاگرام و … که وظیفه جریان‌سازی، حمله به جریان‌های سیاسی پوزیسیون و اپوزیسیون را بر عهده دارند. به خصوص این مجموعه شبکه بعد از آتش‌بس بسیار فعال‌تر از قبل شدند و فضای دوگانه جنگ یا تسلیم را ایجاد کردند.

علاوه بر تمام آن‌ها، مجموعه‌ای از کارشناسان مرتبط با سپاه که یا کارشناسان و سرداران بازنشسته این نهاد و یا عناصر رسانه‌ای تربیت‌شده در رسانه‌های آن‌ هستند، به عنوان کارشناس حضور منظم در صداوسیما دارند. به این مجموعه، باید شبکه افق را هم اضافه کرد که شبکه اختصاصی و آشکار متعلق به سپاه و سازمان اوجِ زیرمجموعه آن است. فعلا از تمام این ابزار برای ملتهب نگه داشتن فضا استفاده می‌شود.

 

Exit mobile version