خبرنامه گویا – ناصر پاک نژاد
رهبری شایسته و چگونگی ایجاد همبستگی فراگیر ملی و تشکیلات
یادداشت نویسنده
برای تغییر رژیمی همچون رژیم حاکم بر ایران از طریق قدرت مردم، فراهم شدن چند عامل اساسی برای شکلگیری و اعمال قدرت مردمی ضروری است:
۱- وجود تشکیلاتی قدرتمند و منسجم
۲- اعتماد مردم به آن تشکیلات
۳- سازماندهی مردم
۴- حمایتهای بینالمللی، بهویژه از سوی قدرتهای جهانی
از آنجا که منافع ملی متعلق به همه ایرانیان، فارغ از باور و گرایش آنان است، تأمین و پاسداری از آن نیز مسئولیتی ملی است که متناسب با توان، امکانات و جایگاه اجتماعی و سیاسی هر فرد، بر عهده همه ماست. از این رو، رهایی و نجات ایران و استقرار حاکمیتی ملی، مردمسالار و قانونمدار، مسئولیتی است که نمیتوان آن را صرفاً به دیگران یا دیگر کشورها واگذار کرد. بر این اساس، نخستین اقدام برای تحقق این هدف، ایجاد تشکیلاتی قدرتمند و منسجم است؛ تشکیلاتی که شکلگیری آن از مسیر ایجاد همبستگی فراگیر ملی امکانپذیر خواهد بود. در این مسیر، مسئولیت همه ایرانیان، بهویژه نخبگان و آگاهان جامعه و همچنین شخصیتها و جریانهای سیاسی، متناسب با توان، امکانات و جایگاه آنان، اهمیت بیشتری خواهد داشت.
این مجموعه مقالات با تمرکز بر وظایف و مسئولیتهای رهبری شایسته در یک جنبش ملی نوشته شده است؛ رهبریای که میتواند بهصورت فردی یا شورایی شکل گیرد. از آنجا که شکلگیری و ساختار احتمالی یک رهبری شورایی را نمیتوان پیشاپیش و بدون شناخت شرایط و توافقات نیروهای همبسته تعیین کرد، این مقاله وارد جزئیات سازوکار چنین شورایی نمیشود و در اینجا، برای سهولت بحث، الگوی رهبری فردی را بیشتر مبنا قرار میدهد.
با این حال، اصول و مسئولیتهای بنیادین رهبری شایسته، از جمله ایجاد اعتماد، شکلدهی و حفظ همبستگی، مسئولیتپذیری، رعایت اصول دموکراتیک و پایبندی به منافع ملی، در هر دو شکل رهبری، در اساس به یکدیگر نزدیک خواهند بود.
بر این اساس، هدف از نگارش این مقالات، از یک سو آگاهیبخشی به مردم است تا هم به مسئولیت و وظایف خود واقف شوند و هم در ارزیابی و انتخاب رهبر یا رهبران خود، با توجه به تجربیات تاریخی، نهایت دقت را به کار گیرند؛ و از سوی دیگر، خطاب به اشخاص و جریانهایی است که خود را در جایگاه رهبری میدانند تا در صورت وجود ضعف در دیدگاهها و عملکردشان، آنها را مورد بازنگری و اصلاح قرار دهند؛ مشروط بر اینکه به واقع خواهان تأمین منافع ملی، رهایی و نجات مردم و کشور و استقرار حاکمیت ملی و مردمسالار باشند.
برای آشنایی بیشتر با این دیدگاه و استدلالهای مرتبط با آن، علاقهمندان را به فایل ویدیویی موجود در یوتیوب با عنوان «چگونگی ایجاد اتحاد فراگیر ملی» (1) که لینک آن در انتهای مقاله قرار خواهد گرفت، ارجاع میدهم.
مقدمه
دردو مقاله نخست (۲) این مجموعه، تلاش کردیم به این پرسش اساسی نزدیک شویم که رهبری شایسته در یک جنبش ملی چه ویژگیها و چه مسئولیتهایی دارد. همچنین میان مفاهیمی مانند قدرت، محبوبیت، مشروعیت و صلاحیت تمایز گذاشتیم و بر این نکته تأکید کردیم که قرار گرفتن یک فرد در جایگاه رهبری، بهتنهایی نمیتواند شایستگی او برای رهبری را اثبات کند.
در مقاله دوم (۳) نیز به این موضوع پرداختیم که رهبری شایسته چگونه باید با شناخت درست مسئله، تعیین هدف، تشخیص اولویتها و اتخاذ تصمیم مسئولانه، مسیر حرکت یک جنبش ملی را هدایت کند.
در این مقاله سوم، سعی بر آن است به این پرسش پاسخ درخور داده شود:
– رهبری شایسته چگونه میتواند نیروهای پراکنده را سازمان دهد، تشکیلات ایجاد کند و یک جنبش را از مجموعهای از افراد و هواداران به یک نیروی سیاسی منسجم و اثرگذار تبدیل کند؟
1- مسئله ملی و ضرورت همبستگی فراگیر ملی
هنگامی که یک رژیم سیاسی، منافع ملی کشور و امنیت و آینده مردم را با خطر جدی مواجه میکند، مسئله مقابله با آن دیگر نمیتواند صرفاً مسئله یک حزب، سازمان، جریان سیاسی یا گروه اجتماعی خاص باشد؛ بلکه این مسئله، یک مسئله ملی است.
اگر هدف، تأمین منافع ملی، حفظ کیان کشور و برقراری حاکمیت ملی و مردمسالار باشد، آنگاه همه نیروهایی که برای داشتن ایرانی آباد، آزاد و سرفراز فعالیت میکنند، باید منافع ملی را بر منافع شخصی، حزبی و گروهی مقدم بدانند تا بتوانند در این مسیر با یکدیگر همکاری کنند.
زیرا منافع ملی متعلق به یک جریان سیاسی یا گروه خاص نیست؛ متعلق به همه مردم ایران، با هر باور، عقیده و گرایش سیاسی است. بنابراین، تفاوت در دیدگاهها نباید مانع همکاری نیروهایی شود که در ضرورت تأمین منافع ملی و نجات کشور اشتراک دارند؛ و اختلافنظر درباره بسیاری از مسائل مربوط به آینده کشور را باید به فردای ایران و به حق انتخاب مردم از طریق صندوقهای رأی واگذار کرد.
از این رو، یکی از نخستین و مهمترین مسئولیتهای رهبری یک جنبش ملی این است که با توجه به «بیاعتمادی»های موجود میان نیروها که ریشه تاریخی دارد، شرایط شکلگیری یک همبستگی فراگیر و پایدار ملی را میان نیروهای متکثر جامعه، با استفاده از روشهای مؤثر و با رعایت اصول دموکراتیک، فراهم کند؛ همبستگیای که باید درِب آن به روی همه افراد مستقل، فعالان سیاسی، احزاب، سازمانها و جریانهای مختلفی که دغدغه رهایی و نجات مردم و کشور و استقرار حاکمیت ملی و مردمسالار را دارند، باز باشد؛ مشروط بر آنکه اصول بنیادین مورد توافق را بپذیرند.
چنانچه شخص یا جریانی تمایلی به مشارکت در این همبستگی ملی را نداشته باشد، در عمل، تامین منافع ملی را برای تحقق همبستگی فراگیر مقدم ندانسته است و بدیهی است که مسئولیت موضع و تصمیم خود را نیز بر عهده خواهد داشت.
2- مسئولیت رهبری در رفع بیاعتمادیها
ایجاد همبستگی فراگیر ملی، بدون ایجاد اعتماد میان نیروهای متکثر و جلب اعتماد مردم امکانپذیر نیست. از این رو، رهبری یک جنبش ملی نمیتواند صرفاً با صدور فراخوان از نیروهای مختلف بخواهد که به یکدیگر بپیوندند؛ بلکه باید برای رفع نگرانیها و بیاعتمادیهای موجود، راهحل اجرایی و قابل اعتمادی ارائه کند.
اگر رهبری برای رفع این نگرانیها، راهحل اجرایی روشن، عملی، قابل سنجش و منطبق با اصول بنیادین در اختیار دارد، باید آن را بهصورت شفاف ارائه کند تا نیروهای مختلف و مردم بتوانند درباره آن قضاوت کنند و در صورت قانع شدن، با اطمینان بیشتری وارد فرایند همکاری و همبستگی شوند.
یکی از مهمترین نگرانیهایی که باید در این راهحل مورد توجه قرار گیرد، جلوگیری از بازتولید استبداد و دیکتاتوری و تضمین آزادی، دموکراسی، حاکمیت ملی و حاکمیت قانون است. نیروها و مردم باید بدانند که همراهی آنان با جنبش قرار نیست صرفاً به تغییر صاحبان قدرت منجر شود، بلکه باید زمینه رسیدن به ایرانی فراهم شود که مردم در آن بتوانند به زندگی بهتر، آزادتر، آسودهتر، مطمئنتر و امنتر دست یابند.
اما اگر رهبری چنین راهحل آماده و قابل قبولی در اختیار ندارد، آنگاه میبایست با داشتن یک برنامه اجرایی مشخص، شرایط لازم برای گفتوگو یا گفتمان ملی را فراهم کند تا نیروهای مختلف بتوانند نگرانیها، اختلافات و بیاعتمادیهای موجود را مطرح کنند و برای رفع آنها به یک راهحل مشترک و قابل اعتماد دست یابند.
در این حالت، بدیهی است رهبری نباید همه مسائل را شخصاً تعیین کند؛ بلکه باید شرایطی فراهم آورد که نیروهای مختلف بتوانند در یک فرایند دموکراتیک، درباره نگرانیهای اساسی خود گفتوگو و برای رفع آنها به راهحل مشترک دست یابند.
بنابراین، مسئولیت رهبری در برابر مسئله اعتماد را میتوان در دو مسیر اصلی خلاصه کرد:
← ارائه راهحل اجرایی روشن، عملی، قابل سنجش و منطبق با اصول بنیادین برای رفع نگرانیها و بیاعتمادیها؛
← فراهم آوردن شرایطی که نیروهای مختلف بتوانند از طریق گفتوگو یا گفتمان ملی، خود به چنین راهحلی دست یابند.
در هر دو حالت، معیار مهم آن است که رهبری صرفاً خواستار اعتماد به خود نباشد، بلکه با ارائه راهحل، سازوکار و عملکرد قابل اعتماد، زمینه ایجاد و تقویت اعتماد را فراهم کند.
3- تبدیل اعتماد ایجادشده به همبستگی پایدار ملی و فراگیر
پس از آنکه بیاعتمادیهای موجود میان نیروها و نگرانیهای مردم برطرف شد، آنگاه زمینه برای شکلگیری همبستگی فراگیر و پایدار ملی فراهم خواهد شد و مسئولیت رهبری وارد مرحله دیگری میشود؛ مرحلهای که هدف آن تبدیل این همبستگی به تشکیلاتی منسجم و مقتدر است.
در صورتی که رهبری از طریق راهحل اجرایی و برنامه مشخص خود توانسته باشد اعتماد و همبستگی نیروها را ایجاد کند، مسئولیت پیگیری و نظارت بر شکلگیری این تشکیلات نیز بر عهده او خواهد بود و باید زمینه تدوین آییننامه، اساسنامه و استراتژی مناسب، متناسب با اهداف و اولویتهای جنبش و منطبق با اصول مربوط به کار، با پایبندی به منافع ملی، در جهت رهایی و نجات مردم و کشور و استقرار حاکمیت ملی و حاکمیت قانون را فراهم کند.
اما اگر اعتماد و همبستگی از طریق گفتوگو یا گفتمان ملی شکل گرفته باشد، مسئولیت ایجاد تشکیلات نیز بر عهده مجموعه نیروهای همبسته خواهد بود و رهبری میتواند، در کنار سایر افراد و جریانها، در این فرایند نقش داشته باشد و با نظارت، پیگیری و در صورت ضرورت مشارکت مستقیم، در شکلگیری تشکیلات منسجم و مقتدر کمک کند.
در نتیجه، اعتماد ایجادشده از سطح اعتماد فردی یا اعتماد به یک جمع محدود رهبری فراتر رفته و به اعتماد متقابل میان نیروها و اعتماد به اصول و سازوکار مشترک تبدیل میشود و زمینه شکلگیری یک همبستگی پایدار ملی را فراهم میآورد.
بنابراین، هدف رهبری در این مرحله، گردآوردن نیروها حول محور خود نیست؛ بلکه باید به یکی از دو طریق یادشده، زمینهای فراهم آورد که نیروهای مختلف حول منافع ملی و اصول بنیادین مورد پذیرش مشترک، با یکدیگر همبسته و همراه شوند و این همبستگی را به یک نیروی سیاسی منسجم و اثرگذار تبدیل کنند.
4- پیگیری، حفظ و تقویت همبستگی؛ مسئولیت مستمر رهبری
ایجاد همبستگی فراگیر و پایدار، پایان مسئولیت رهبری نیست. رهبری باید همواره برای حفظ اعتماد، حل اختلافات و جلوگیری از گسست میان نیروها نقشی فعال و مسئولانه داشته باشد.
در صورت بروز اختلافات نظری و تخصصی میان متخصصان، مشاوران یا نیروهای همبسته، رهبری باید با شنیدن دیدگاههای مختلف و بررسی استدلالهای مطرحشده، برای رسیدن به بهترین تصمیم تلاش کند و در مواردی که، مطابق سازوکار و اختیارات مورد توافق، مسئولیت تصمیم نهایی بر عهده اوست، فصلالخطاب باشد و مسئولیت آن تصمیم را نیز بپذیرد.
جمعبندی
رهبری یک جنبش ملی، صرفاً به معنای برخورداری از دانش، تجربه، محبوبیت یا توانایی تصمیمگیری نیست. رهبری شایسته باید بتواند این تواناییها را در جهت ایجاد اعتماد، نزدیک کردن نیروهای متکثر، شکلدهی به همبستگی فراگیر و تبدیل آن به یک نیروی سیاسی منسجم و اثرگذار به کار گیرد.
همبستگی ملی نیز با صدور فراخوان یا دعوت به وحدت ایجاد نمیشود. نخست باید نگرانیها و بیاعتمادیهای موجود میان نیروها و مردم شناسایی و برای رفع آنها، یا راهحلی روشن و اجرایی همراه با سازوکارهای قابل تضمین ارائه شود، یا شرایط لازم برای گفتوگو و گفتمان ملی فراهم آید تا نیروهای مختلف بتوانند به راهحلی مشترک و قابل اعتماد دست یابند.
پس از ایجاد اعتماد، مسئولیت رهبری پایان نمییابد؛ بلکه باید زمینه تبدیل این اعتماد به همبستگی فراگیر و پایدار و سپس به تشکیلاتی منسجم و مقتدر فراهم شود.
بههرروی، رهبری، چه فردی و چه شورایی، نمیتواند در همه زمینههای مورد نیاز یک جنبش تخصص داشته باشد. از این رو، باید در حوزههایی که از تخصص کافی برخوردار نیست، از دانش و تجربه متخصصان و مشاوران شایسته و کارآمد بهره گیرد و با هماهنگ کردن و بهکارگیری درست این ظرفیتها، همچون رهبر یک ارکستر بزرگ، مسیر مبارزات را بهگونهای هدایت کند که با کمترین هزینه و آسیب و در کوتاهترین زمان ممکن، به پیروزی و استقرار حاکمیت ملی، مردمسالار و قانونمدار منتهی شود؛ حاکمیتی که زمینهساز تأمین منافع ملی و فراهم شدن زندگی بهتر، آسودهتر، مطمئنتر و امنتر برای همه مردم ایران باشد.
در مقاله چهارم با عنوان «آزمون عمل و مدیریت بحران؛ رهبر شایسته چگونه عمل میکند؟» به این موضوع خواهیم پرداخت.
ناصر پاک نژاد
(1)- لینک چگونگی ایجاد اتحاد فراگیر ملی
https://www.youtube.com/watch?v=5aJIAqRedHQ&t=1182s
(2)- لینک مقاله نخست
https://news.gooya.com/2026/08/post-112434.php
(3)- لینک مقاله دوم