با وجود مقاومت گسترده زنان و دختران ایران در برابر حجاب اجباری و حضور بدون حجاب آنان در خیابانها، دانشآموزان و دانشجویان همچنان در محیطهای آموزشی ملزم به رعایت حجاباند؛ اجباری که برای دختران از کلاس اول دبستان آغاز میشود. آیا در کشورهای دیگر نیز چنین است؟
در آستانه آغاز سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۶، سعید کرمی، معاون فرهنگی و سیاسی نهاد نمایندگی رهبر جمهوری اسلامی در دانشگاهها، از تدوین دستورالعمل تازهای درباره حجاب در دانشگاهها خبر داد.
او روز ۱۷ شهریور گفت که پس از «جلسات فشرده» با دستگاههای آموزش عالی، متنی تهیه شده که قرار است از سوی وزارتخانههای علوم و بهداشت ابلاغ شود. کرمی در پاسخ به این پرسش که آیا این متن «منشور حجاب» است، بر عنوان «دستورالعمل» تأکید کرد و گفت قوانین موجود «بسیار خوب» هستند و فقط باید دوباره مورد توجه قرار گیرند.
اما الزام به پوشاندن موی دختران در نظام آموزشی ایران از دانشگاه آغاز نمیشود. دختران ایرانی از همان روز نخست ورود به دبستان، یعنی معمولا در شش یا هفتسالگی، باید با مقنعه وارد مدرسه شوند. این الزام برخلاف آنچه گاهی تصور میشود، صرفا عرف مدارس یا تصمیم مدیران نیست؛ در یک مقرره سراسری آموزشوپرورش بهصراحت از «مقنعه» نام برده شده است.
پوشش مقنعه در مدرسه کلیمیان فخر دانش در تهران، ۲۰۱۱AP Photo
البته الزام مقنعه نه در یک قانون مصوب مجلس، بلکه در آییننامه اجرایی مدارس آمده است؛ مقررهای که شورای عالی آموزشوپرورش تصویب کرده و تمام مدارس زیر پوشش وزارت آموزشوپرورش موظف به اجرای آن هستند.
در تبصره ماده ۸۵ آییننامه اجرایی مدارس پوشش دانشآموزان دختر چنین تعریف شده است: «چادر، مانتو، شلوار و مقنعه» یا «مانتو، شلوار و مقنعه».
در ادامه آمده است که مدیران، «ضمن رعایت عدم اجبار»، دختران را به استفاده از چادر تشویق کنند. از ساختار جمله روشن است که عبارت «عدم اجبار» فقط به چادر مربوط میشود؛ مقنعه در هر دو گزینه حضور دارد و راه سومی بدون آن پیشبینی نشده است. وزارت آموزشوپرورش نیز در توضیحات مربوط به لباس فرم مدارس، بر الزام مدارس به رعایت ماده ۸۵ تأکید کرده و متن همین تبصره را بازنشر داده است.
آیا ایران واقعا تنها کشور جهان است؟
برای پاسخ دقیق باید میان چهار وضعیت تفاوت گذاشت: قانون سراسری کشور، مقررات لباس فرم مدارس دولتی، مقررات محلی و استانی، و اجبار عملی یا عرف اجتماعی. اگر همه این موارد یکسان تلقی شوند، نمیتوان ایران را تنها نمونه جهان دانست. اما اگر پرسش این باشد که آیا دولت دیگری یک مقرره سراسری و منتشرشده دارد که همه مدارس دولتی و غیردولتی را از نخستین سال دبستان ملزم به استفاده از یک سرپوش مشخص کند، ایران نمونهای تقریبا استثنایی است.
در کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، امارات متحده عربی، مصر، سودان، سومالی و مالزی، حجاب در میان دانشآموزان بسیار رایج است و ممکن است برخی مدارس، بهویژه مدارس دینی یا خصوصی، آن را جزئی از لباس فرم خود بدانند. با این حال، شواهد در دسترس از وجود مقررهای همسنگ ماده ۸۵ ایران، یعنی حکمی ملی، صریح و شامل تمام دختران از نخستین پایه دبستان حکایت نمیکند. در بسیاری از این کشورها میتوان مدارس ابتدایی یا تصاویر رسمیای یافت که در آنها شماری از دختران بدون روسری یا مقنعه حضور دارند.
دانش آموزان سوری در مدرسهای در لبنان هنگام بازدید فدریکا موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، دوشنبه ۲۱ مارس ۲۰۱۶AP Photo
سومالی نیز با وجود رواج گسترده حجاب، نظام آموزشی متمرکز و یکپارچهای ندارد. مقررات مدارس میان دولت فدرال، ایالتها، سومالیلند، نهادهای محلی، مدارس خصوصی و مناطق تحت کنترل گروه الشباب متفاوت است. ممکن است حجاب در یک مدرسه یا منطقه اجباری باشد، اما مقررهای فدرال و قابل استناد که آن را از کلاس اول در سراسر کشور الزامی کرده باشد، در دسترس نیست.
افغانستان؛ نزدیکترین وضعیت عملی
افغانستان تحت حکومت طالبان نزدیکترین نمونه از نظر شدت اجبار عملی است. دختران از تحصیل بالاتر از پایه ششم محروماند و پوشش سختگیرانه در مراکز آموزشی اعمال میشود. در گزارشی از زندگی یک معلم کلاس اول در افغانستان، آمده است که لباس فرم دختران با «چادر نماز» سیاه جایگزین شده و مأموران آموزشوپرورش آن را بازرسی میکنند؛ حتی کوچکترین دانشآموزان ششساله نیز ناچارند این پوشش را همراه داشته باشند.
با این حال، ساختار حقوقی افغانستان طالبان شفاف و قابل مقایسه با آییننامه منتشرشده ایران نیست. بسیاری از محدودیتها با فرمان، دستور شفاهی یا بخشنامههای غیرشفاف اجرا میشوند.
افزون بر این، حکومت طالبان هنوز از شناسایی گسترده بینالمللی برخوردار نیست.
دختران دانشآموز فلسطینی در مدرسهای در خانالاحمر، منطقهای در کرانه باختری، ۱۶ ژوئیه ۲۰۱۸ AP Photo
استثنای مهم برونئی
مهمترین موردی که اجازه نمیدهد با قطعیت از «تنها کشور جهان» سخن بگوییم، برونئی دارالسلام است. گزارشهای آزادی مذهبی وزارت خارجه آمریکا نوشتهاند که در مدارس دولتی برونئی، دانشآموزان دختر مسلمان باید لباس فرمی بپوشند که شامل سرپوش نیز میشود.
گزارشهای قدیمیتر حتی این قاعده را شامل دختران غیرمسلمان مدارس دولتی هم دانستهاند.
با این همه، وضعیت برونئی دقیقا مشابه ایران نیست. نخست آنکه الزام گزارششده عمدتا درباره مدارس دولتی است، نه تمام مدارس دارای مجوز. دوم آنکه یک قانون یا آییننامه عمومی و بهآسانی قابل دسترس که صریحا آغاز اجبار را «پایه اول دبستان» تعیین کند، پیدا نمیشود.
تصاویر رسمی مدارس و حتی دورههای پیشدبستانی نشان میدهد که بسیاری از دختران کمسنوسال در برونئی سرپوش دارند، اما عکس بهتنهایی ثابت نمیکند که این پوشش به حکم یک قانون ملی و بدون استثنا اجباری است.
اندونزی؛ اجبار گسترده اما محلی
اندونزی نمونه دیگری است که مقایسه را پیچیده میکند.
در این کشور الزام ملی واحدی برای حجاب همه دانشآموزان وجود ندارد، اما دهها مقرره استانی و محلی دختران را به پوشیدن «جلباب» ملزم کردهاند. دیدهبان حقوق بشر در سال ۲۰۲۴ گزارش داد که از ۱۲۰ مقرره محلی حجاب اجباری که از سال ۲۰۰۱ به بعد تصویب شده، ۷۳ مورد همچنان اجرا میشود؛ مجازاتها نیز از تذکر و فشار مدرسه تا اخراج از تحصیل یا کار متغیر بوده است.
دانش آموزان اندونزیایی با پرچمهای هند و اندونزی، جاکارتا، ۷ ژوئیه ۲۰۲۶AP Photo
بنابراین ممکن است یک دختر اندونزیایی از نخستین سال مدرسه، بهدلیل مقررات شهر، استان یا خود مدرسه مجبور به حجاب باشد؛ اما این اجبار را نمیتوان به تمام کشور نسبت داد.
در کشورهای جنگزده زده سوریه، لبنان، سرزمینهای فلسطینی و یمن هم الزام سراسری نیست
بررسی قوانین و مقررات آموزشی در شماری از کشورهای بحرانزده خاورمیانه، از سوریه و لبنان تا سرزمینهای فلسطینی و یمن، نشان میدهد که در این کشورها قانون سراسری مشابه ایران برای الزام همه دختران به حجاب از نخستین سال دبستان وجود ندارد.
البته در برخی مناطق، بهویژه در قلمروهایی که تحت کنترل گروههای اسلامگرا قرار داشته یا دارند، فشارها و محدودیتهایی درباره پوشش زنان و دختران گزارش شده است. از جمله در غزه تحت کنترل حماس و بخشهایی از سوریه و یمن چنین مواردی گزارش شده، اما این محدودیتها با وجود یک قانون سراسری که همه دانشآموزان دختر را از کلاس اول دبستان ملزم به حجاب کند، تفاوت دارد.
مقنعه؛ ویژگی متمایز الگوی ایران
ویژگی متمایز ایران فقط الزام به پوشاندن مو نیست؛ بلکه تحمیل یک پوشش مشخص و یکسان، یعنی مقنعه، به همه دختران مدرسهای است. در بیشتر کشورهایی که حجاب در مدارس رواج دارد، نوع پوشش تابع انتخاب خانواده، عرف محلی یا لباس فرم همان مدرسه است و معمولا میان روسری، شال، جلباب یا دیگر پوششها تفاوت وجود دارد.
مقرره ایران این تنوع را به رسمیت نمیشناسد: چه دانشآموز چادر داشته باشد و چه نداشته باشد، مقنعه جزء ثابت لباس اوست.
از این رو اگر منظور هر نوع اجبار محلی، مدرسهای یا عملی باشد، ایران تنها کشور جهان نیست که در آن همه دختران دانشآموز حجاب اجباری دارند؛ افغانستان، برونئی و بخشهایی از اندونزی نمونههای قابل اشارهاند.
دانشآموزان دختر دبستانی ایرانی قبل از شروع کلاسها در صف بیرون مدرسه ابتدایی خود در تهران، ایران، ۲۷ اکتبر ۱۹۹۷MOHAMMAD SAYYAD/AP1997
اما اگر معیار، مقررهای سراسری، رسمی و صریح باشد که مدارس دولتی و غیردولتی را در بر گیرد، از نخستین سال دبستان اجرا شود و حتی نوع سرپوش (مقنعه) را تعیین کند، ایران تقریبا تنها نمونه شناختهشده در میان دولتهای دارای شناسایی گسترده بینالمللی است.
به بیان دیگر، دختر ایرانی در نخستین روزی که الفبا را آغاز میکند، پیش از آنکه از نظر قانون مدنی به سن بلوغ رسیده باشد، با مقررهای روبهرو است که پوشاندن مو و شکل آن را از پیش تعیین کرده است: اول مهر، با مقنعه.