سایت ملیون ایران

نفرین توقیف؛ سینما رکس، سانسور و کشتار دی، با حضور بهروز وثوقی

 

 

ایران وایر

نفرین توقیف» آخرین ساخته «محسن امیریوسفی» در هفتادمین جشنواره فیلم لندن به نمایش درآمد. این فیلم که بدون مجوزهای رسمی وزارت ارشاد و در سکوت خبری ساخته شده وضعیت سینما و فیلمسازی در ایران را با روایت‌های شخصی و  تصاویر آرشیوی و طنزی گزنده به تصویر کشیده است. 

نفرین توقیف، داستان زندگی این کارگردان با سینماست؛ از زمانی که با رویت عکس‌های خانوادگی عاشق دوربین شد تا روزی که آخرین فیلمش را زیرزمینی و بدون مجوز وزارت ارشاد ساخت. 

«طنز تلخ» ویژگی مشترک همه ساخته‌های امیریوسفی است، داستان اکران همه فیلم‌هایش هم خودش «طنز تلخ» است؛ سماجت امیریوسفی برای ساخت و اکران فیلم‌هایش، مواجهه و دور زدن سانسور حالا سوژه اصلی «نفرین توقیف» است.

امیریوسفی که در ساخته‌هایش مرز بین این دنیا و دنیای پس از مرگ را برمی‌دارد و شخصیت‌های فیلم‌هایش را وارد گفت‌وگو با عزراییل، جن و یا روح مردگان می‌کند بارها از سوی تندروهای حکومتی مورد انتقاد قرار گرفته و همین انتقادها موجب شده هیچ‌کدام از فیلم‌هایش در زمانی که منتظر نمایش هستند، مجوز اکران نگیرند.

او حالا در آخرین ساخته‌اش «نفرین توقیف» خودش زندگی‌اش را برای «جزییل»، فرشته مرگی که آمده جانش را بگیرد، تعریف می‌کند.

روایت او از دوران کودکی‌اش و ارتباط او با سینما و تصویر در جنوب ایران شروع می‌شود، از روزی که قرار است با مادربزرگش به دیدن فیلمی با بازی «بهروز وثوقی» هنرپیشه محبوبش برود، مادربزرگ اما آن روز به هوای تماشای یک سریال وعده‌اش را فراموش می‌کند. او در خانه می‌ماند اما بوی دود و گوشت سوخته چنان در شهر می‌پیچد که آن‌ها را هم از خانه بیرون می‌کشد. سینما رکس آبادان همان روز در آتش می‌سوزد.

روزهای انقلاب و بعد جنگ روی نوجوانی‌اش سایه می‌اندازد، خانه و زندگی در آبادان را رها می‌کنند و راهی خمینی‌شهر می‌شوند با این حال سودای سینما و فیلمسازی رهایش نمی‌کند. 

اولین فیلم بلندش «خواب تلخ» را در همان خمینی‌شهر می‌سازد. 

«آقا اسفندیار» مرده‌شور شهر سده (خمینی‌شهر) را جلوی دوربین می‌برد و روایت مواجهه او با عزراییل را به تصویر می‌کشد.

داستان آقا اسفندیار وعزراییل از سوی تندروهای حکومتی مورد انتقاد قرار می‌گیرد، می‌گویند او با «فرشته مقرب الهی» شوخی کرده و مفهوم «معاد» را زیر سوال برده است. معاد در لغت به معنای بازگشتن و رستاخیز است و در فقه شیعه به برخاستن انسان پس از مرگ در روز قیامت گفته می‌شود.

همین انتقادات باعث شد فیلم «خواب تلخ» به محاق توقیف برود. با این حال امیریوسفی تمام تلاش‌اش را کرد که فیلم در جشنواره‌های خارجی به نمایش درآید. ارشاد مجوز خروج فیلم از کشور را نمی‌دهد اما او فیلم را به جشنواره‌های خارجی رساند. 

حالا در «نفرین توقیف» برای جزییل توضیح می‌دهد که  برای چند فیلم خانوادگی مجوز خروج می‌گیرد، بعد پلمپ را باز می‌کند و فیلم «خواب تلخ» را جایگزین می‌کند و آن را به دست پخش‌کننده بین‌المللی در خارج از ایران می‌رساند. 

 «خواب تلخ» در ده‌ها جشنواره بین المللی به نمایش درمی‌آید و جوایز مهمی مثل جایزه «اسکندر طلایی»، جشنواره تسالونیکی و نگاه جوان جشنواره کن را از آن خود می‌کند اما درران ۱۲ سال بعد به نمایش عمومی درمی‌آید.

او در فیلم «نفرین توقیف» داستان روزی که درخواست اکران فیلم «خواب تلخ» در تنها سینمای خمینی‌شهر را می‌دهد تا طبق قانون بتواند هیات انتخاب اسکار را وادار به تماشای فیلم و انتخاب آن برای اسکار کند، روایت می‌کند او می‌گوید همه این کارها را به خاطر خواب آقا اسفندیار شخصیت اول فیلم که اسکار را در خمینی‌شهر دیده بود، کرده بود. فیلم او به اسکار نرفت اما خواب آقا اسفندیار چند سال بعد تعبیر شد و اصغر فرهادی که اصالتا خمینی‌شهری است و همکلاسی امیریوسفی بو‌ده،  اولین اسکار ایران را برای فیلم «جدایی» از آن خود کرد.

«آتشکار» دومین ساخته محسن امیریوسفی است روایت زندگی یک کارگر ذوب آهن است که چهار دختر دارد و تصمیم می‌گیرد وازکتومی کند اما روح پدرش که سال‌ها پیش فوت کرده، مخالف این کار است و از او‌می‌خواهد پسر دار شود. 

گفت‌وگوهای ذهنی این کارگر که حمید فرخ‌نژاد نقش او را بازی می‌کند با روح پدرش، تفکرات سنتی درباره «مردانگی» و نگاه  حکومت به  فرزندآوری را با زبان طنز و نقادانه به تصویر می‌کشد. 

آتشکار سال ۱۳۸۶ ساخته شد اما مدیران وزارت ارشاد آن زمان معتقد بودند که محتوای فیلم «اخلاقی» نیست و امکان اکران ندارد. این فیلم اولین بار در جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۸۸ به نمایش درآمد و بعد سه سال در اسفند سال ۱۳۸۹ با محدودیت سنی و سانسور برخی قسمت‌ها به نمایش درآمد. امیریوسفی روایت به محاق توقیف رفتن آتشکار را نیز در فیلم «نفرین توقیف» شرح می‌هد و سپس از «خیانت» یک پخش‌کننده که سرنوشت او و فیلم آتشکار را عوض کرده، حرف می‌زند. او می‌گوید که فیلم را برای شرکت در جشنواره‌های بین‌المللی به یک پخش‌کننده می‌سپرد و سپس فیلم دیگری را  که سازنده‌‌اش از دوستانش بوده نیز برای نمایش در جشنواره‌های بین‌المللی به همان پخش‌کننده معرفی می‌کند، آتشکار توفیقی در پذیرش جشنواره‌ها به دست نمی‌آورد و امیریوسفی احساس می‌کند که سوژه فیلم با سلیقه برگزار کنندگان جشنواره در تعارض است اما بعدها پخش‌کننده اعتراف می‌کند که مدیران ارشاد در جلسه‌ای به او گفته‌اند اگر می‌خواهد به راحتی روی اکران فیلم دیگری که در دست دارد، کار کند باید آتشکار را کنار بگذارد. 

در سیر روایت امیریوسفی برای جزییل یا همان عزراییل نوبت به فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» می‌رسد. داستان مادری است که در جریان اعتراضات ۸۸ شبانه تصمیم به پاکسازی خانه‌اش می‌گیرد و می‌خواهد تمام یادگاری‌های دردسرساز را در خانواده‌ای که هم شهید دارد، هم مجاهد، هم سلطنت‌طلب و هم چپی بیرون بگذارد که مبادا دردسر شود. 

او توضیح می‌دهد که برای ساخت این فیلم از وزارت ارشاد پروانه ساخت گرفته و برای دریافت پروانه ساخت فیلمنامه را ۱۶ بار بازنویسی کرده است.  آشغال‌های دوست‌داشتنی ۶ سال توقیف بود. امیریوسفی می‌گوید در اولین سال دولت روحانی یعنی در سال ۱۳۹۲ که بسیاری از سینماگران معتقد بودند فضای سینما باز شده، فیلم را برای نمایش در جشنواره ثبت‌نام می‌کند اما باز هم بخت با او یار نمی‌شود. دبیر جشنواره در جلسه مطبوعاتی از باز شدن فضای سینما حرف می‌زند  اما کمی بعد می‌گوید تنها یک فیلم که حامی فتنه است در کیف من می‌ماند و حق ورود به جشنواره را ندارد. 

امیریوسفی اما سماجت را کنار نمی‌گذارد شش سال پیاپی فیلم را در جشنواره ثبت‌نام می‌کند و در ششمین سال به جلسه دبیر جشنواره می‌رود و اعتراض می‌کند تا حداقل هیات انتخاب جشنواره بتوانند فیلم را ببینند. اعتراضش نتیجه می‌دهد و فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» پس از ۶ سال در بهمن ۱۳۹۷ اکران می‌شود. او اما نسخه دیگری از این فیلم داشت، فیلمی که بازیگر محبوب دوران کودکی و نوجوانی‌اش، بهروز وثوقی در آن بازی کرده بود. او در آمریکا ۴۰ سال پس از آتش‌سوزی سینما رکس، بهروز وثوقی را می‌بیند. ابتدا یک مستند از او می‌سازد و بعد از ساخت «آشغال‌های دوست داشتنی» در تهران یا یک تیم کوچک در خارج از ایران  او را جلوی دوربین می‌برد تا نقش پدر خانواده را در «آشغال‌های دوست‌داشتنی» بازی کند. او بارها برای اکران این فیلم که نام «آشغال‌های دوست‌داشتنی اصل» را روی آن گذاشته بود، تلاش کرد اما سرنوشت فیلمی که با بازیگر محبوب دوران کودکی‌اش ساخته بود، نیز توقیف بود. او به خاطر اطلاع‌رسانی درباره ساخت این فیلم بارها احضار و بازجویی می‌شود. امیریوسفی می‌گوید از او خواسته بودند که حضور بهروز وثوقی در فیلمش را تکذیب کند؛ موضوعی که او زیر بارش نمی‌رود. 

سال ۱۴۰۱ در جریان فرو ریختن ساختمان متروپل آبادان و اعتراضات مردم این شهر، امیریوسفی که مجوز ساخت یک فیلم گرفته و در حال تدارک فیلمبرداری است، همراه ۱۷۰ سینماگر دیگر بیانیه «تفنگت را زمین بگذار» را امضا می‌کند. در این بیانیه از نیروهای نظامی و امنیتی خواسته شده بود در برابر معترضان سلاح خود را زمین بگذارند. او به دلیل امضای همین بیانیه احضار می‌شود و در دادگاه به ۴ سال حبس تعلیقی، ممنوعیت فعالیت اجتماعی و جریمه نقدی محکوم می‌شود.  

به گفته امیریوسفی این حکم در بحبوحه اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» برای او صادر شده است. 

امیریوسفی که در کنار فیلمسازی، فعالیت‌های صنفی و مدنی را به طور جدی دنبال می‌کند. 

در «نفرین توقیف» به احضارها و تهدیدها و احکامی که برای این فعالیت‌ها صادرشده هم می‌پردازد و بعد به روزهای اعتراضات دی می‌رسد. امیریوسفی می‌گوید: «با این کشتاری که انجام شد، دیگراکران برایم مهم نیست. من نفرین توقیف فیلم‌هایم را قبول کردم؛ نفرینی که از همان شب سینما رکس در بچگی‌ام شروع شد و رسید به بزرگترین کشتار مردم در تاریخ اعتراضات ایران بودیم.»

 فیلم با تصویر و آواز بهروز وثوقی به پایان می‌رسد؛ او با  دسته گلی در دست  تصنیف قدیمی «رختخواب مرا مستانه بنداز» می‌خواند و نفرین توقیف به پایان می‌رشد. 

 

Exit mobile version