
« پارسا زندی »
از اوتاوا تا خلیج پارس، در محضر تاریخ، حکایت رسوایی یک بیانیه و گستاخی در حریم ایرانزمین
به نام خالق تاریخ و خرد…
در روزگاری که سیاستمداران کمبینش، ارقام اقتصادی را بر اسناد تاریخی ترجیح میدهند، خطاهای بزرگ نهتنها مایه شرمساری صاحبان قدرت، بلکه موجب خدشهدار شدن اعتبار ملتهایی میشوند که نامشان در پای آن خطاها نوشته میشود. چه آنکه گاه یک امضا، پرده از ناآگاهی و بیتدبیری صاحب منصبی برمیدارد و نشان میدهد که چگونه سیاست روز میتواند قربانی جهل تاریخی شود.
در همین روزگار، مارک جوزف کارنی، نخستوزیر کانادا، در بیانیه مشترک با رئیس امارات متحده عربی در ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵، برابر با اول آذر ۱۴۰۴، از ادعاهای بیاساس امارات درباره سه جزیره ایرانی تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی حمایت کرد. گویی این خطای آشکار پایان ماجرا نبود، چراکه در ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶، برابر با ۶ آبان ۱۴۰۵، بار دیگر در بیانیهای مشترک با ولیعهد ابوظبی، همان ادعاها را تکرار کرد و حتی از تعبیری چون «اشغال سه جزیره امارات» بهره گرفت، عبارتی که نه با حقیقت تاریخی سازگار است و نه با شأن و جایگاه سیاسی کشوری چون کانادا.
مقامی در هجو خطای فاحش و جهل تاریخی فرمانروای اوتاوا
چنین گوید ناقد روزگار و سیاح دفاتر اخبار، که چون خبر به ممالک مشرقیان رسید که والادست کشور کانادا، مارک جوزف کارنی نام، بر مسند نخستوزیری برنشسته و دست در انبان معامله با شیخنشینان عرب نهاده است، اهل تدبیر را گمان آن بود که سررشته حساب و تدبیر دفتر اقتصاد در دست دارد و قدر کلام میداند. اما هیهات که جاهل را علم معامله، دانایی تاریخ نیفزاید و هر که دفتر دفترداران خواند، مرزداران جهان را نشناسد.
شنیدم که وی در مجمع اعراب درآمد و قلم بر کاغذ راند و در بیانیهای مشکوک، سخنانی از انبان جهال برآورد و بر خاک گهربار ایرانزمین و سه گوهر تابان خلیج پارس، تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، دستدرازی کلامی نمود و آن سرزمینهای دیرپای پارسی را به سهو و جهل، نسیان حق خواند و خریدار دعوی پوچ شیخنشینانی شد که عمر کشورشان هنوز به شش دهه نرسیده است.
ای شگفتا از روزگار! مارک جوزف کارنی، زاده سال ۱۹۶۵ میلادی، از خود امارات متحده عربی که در دوم دسامبر ۱۹۷۱ میلادی، برابر با یازدهم آذر ۱۳۵۰ شمسی، به عنوان کشوری مستقل و فدرال پا به عرصه وجود نهاد، چند سالی بزرگتر است. گویی مردی که از عمر کشوری که امروز قلم به حمایت از ادعاهایش میچرخاند، سالخوردهتر است، اینک چنان سخن میگوید که گویی دفتر چندین هزار ساله تاریخ ایران را از بر دارد! ای خواجه، تو که هنوز از حیث عمر، از کشوری که مدافع ادعاهایش شدهای پیشتری، چگونه به خود اجازه میدهی درباره سرزمین و جزایری داوری کنی که تاریخشان قرنها پیش از تولد تو و تاسیس دولت متحدانت رقم خورده است؟
هیهات! تاریخ را با عمر کوتاه دولتها نمیتوان سنجید و حق سرزمینی را با امضای سیاستمداران تازهبه دوران رسیده نمیتوان دگرگون ساخت.
ای خواجه! تو را چه رسد که پا از گلیم خویش درازتر کنی و دفتر امپراتوری هشت هزار ساله را نابلدانه ورق زنی؟ اگرچه امروز بر حسب جبر زمانه و بیدرایتی نادانانی چند، روزگار بر ملت کهن ایران سخت آمده و زمام امور بر سبیل خرد نمیگردد، اما مراقب باش که شکوه پرسپولیس و کیان ایرانزمین به باد هوا نرفته و خاک این سامان، ملک طلق نوآمدگان شیوخ نیست.
زهی بیشرمی و نادانی! کاش پیش از آنکه دهان به خطابه گشایی و به نام ملت فهیم و بزرگ کانادا لاف و افشار زنی، کودکی از مکتبخانههای تاریخ را به مشاورت میگرفتی تا تو را یادآوری کند که هنگامی که نیای ایرانزمین بر سهچهارم جهان شناختهشده فرمان میراند، بر تارک آن جغرافیا که تو امروز بر مسندش نشستهای، جز برف و یخ و سکوت نگاشته نبود.
ای مرد سیاست و صاحب مسند اوتاوا! بدان که تاریخ، دفتر حسابهای بانکی و ترازنامه شرکتها نیست که با چند رقم و معامله بتوان آن را دگرگون ساخت. تاریخ، حافظه یک ملت است و حافظه ملت ایران را نه با بیانیه میتوان زدود و نه با همراهی چند دولت نوپدید میتوان به فراموشی سپرد. سه جزیره تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی، تنها چند قطعه خاک در پهنه خلیج پارس نیستند، بلکه بخشی از هویت تاریخی و جغرافیایی ایراناند و نامشان در حافظه این سرزمین ریشه دارد.
از سوی دیگر، تو با چنین موضعگیری نسنجیدهای، نهتنها به تاریخ و احساسات ملی ایرانیان بیاعتنایی کردهای، بلکه اعتماد بخش بزرگی از ایرانیان کانادا را نیز به مخاطره انداختهای. همان مردمانی که در جامعه کانادا زندگی میکنند، کار میکنند، مالیات میپردازند و در ساختن آینده آن کشور سهم دارند، سزاوار آن نیستند که نخستوزیرشان در موضوعی چنین حساس، در کنار ادعاهایی بیپایه بایستد و حرمت تاریخی سرزمین نیاکانشان را نادیده بگیرد.
یقین بدان که در آیندهای نهچندان دور، چون صندوقهای رای در کشور کانادا برپا گردد، همان ایرانیان باصلابت که خشم خویش را از این گستاخی در دل نگاه داشتهاند، با برگههای رای خویش پاسخی دندانشکن به این نادانی خواهند داد.
آن روز است که حزب لیبرال و مردم کانادا خواهند دید که چگونه بیخردی و خطای سیاسی یک نخستوزیر میتواند سرمایه اجتماعی و اعتبار حزبی را که سالها شخصیتهای بزرگی همچون پی یر ترودی پدرو
جاستین ترودی پسر را بر مسند قدرت داشته است، به فنا دهد و با چنین تصمیمهای نسنجیدهای، زمینه را برای قدرتگیری راستگرایان نژادپرست و نارسیست فراهم سازد.
ای کارنی! اگر هنوز روزنهای از خرد و تدبیر در دفتر سیاستت باقی مانده است، راه بازگشت بسته نیست. آن بیانیهها را پس بگیر، از ملت ایران و ایرانیان کانادا بابت این موضعگیری نادرست پوزش بخواه و بدان که عذرخواهی در برابر حقیقت، نشانه ضعف نیست، بلکه نشانه بلوغ سیاسی است. سیاستمدار خردمند آن نیست که هرگز خطا نکند، بلکه آن است که چون خطای خویش را شناخت، بر آن پافشاری نورزد.
سخن پایانی:
ای مارک کارنی! بدان که تاریخ را نمیتوان با امضای یک بیانیه بازنویسی کرد، حقیقت را نمیتوان با معاملههای سیاسی خرید و فروش نمود و حق یک ملت را نمیتوان به بهای لبخند و دستدادن با صاحبان ثروت و قدرت به دیگری واگذار کرد.
ای نخستوزیر ناخوانده تاریخ! بشنو و گوش فرا دار:
گر بر سر نفس خود امیری، مردی
ور بر دگران خرده بگیری، مردی
تاریخ ندانی و سخن پرانی؟
بر تخت جهالت ار بمیری، مردی!
تو و امثال تو، امروز بر مسند قدرت تکیه زدهاید و فردا از آن پایین خواهید آمد. نامها میآیند و میروند، دولتها شکل میگیرند و فرو میپاشند، اما ایران و حافظه تاریخی ملت ایران، فراتر از عمر دولتها و سیاستمداران باقی خواهد ماند.
ایران نه با بیانیه ساخته شده است که با بیانیهای فرو بریزد، نه با سکوت سیاستمداران از تاریخ حذف میشود و نه با ادعای این و آن، از حافظه ملت خویش بیرون میرود.
تاریخ داوری خواهد کرد، نه بر اساس آنچه سیاستمداران امروز امضا میکنند، بلکه بر پایه آنچه حقیقت فردا آشکار خواهد ساخت.
و چه نیکو گفته است آن خواجه شیراز حضرت حافظ:
«ای مگس، عرصه سیمرغ نه جولانگه توست
عرض خود میبری و زحمت ما میداری»
پارسا زندی ( مشاور حقوقی )
————————————————————-
منابع و اسناد
- بیانیه مشترک نخستوزیر کانادا و ولیعهد ابوظبی، ۲۸ اکتبر ۲۰۲۶، وبسایت رسمی نخستوزیری کانادا. این بیانیه شامل موضع مشترک دو طرف درباره جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی است.https://www.pm.gc.ca/en/news/statements/2026/10/28/joint-statement-prime-minister-mark-carney-and-his-highness-sheikh
- بیانیه مشترک مارک کارنی و رئیس امارات متحده عربی، ۲۲ نوامبر ۲۰۲۵، وبسایت رسمی نخستوزیری کانادا. در این بیانیه نیز موضع دو کشور درباره سه جزیره درج شده است.
- تاریخ تشکیل امارات متحده عربی، وزارت امور خارجه امارات. بر اساس این سند، اتحاد شش امارت در ۲ دسامبر ۱۹۷۱ رسما تشکیل شد و امارت راسالخیمه در سال ۱۹۷۲ به فدراسیون پیوست.
https://www.mofa.gov.ae/en/the-uae/history
- زندگینامه مارک کارنی، بانک مرکزی انگلستان. در این زندگینامه سال تولد مارک کارنی، ۱۹۶۵، ذکر شده است.
https://www.bankofengland.co.uk/about/people/past/mark-carney/biography
- جزایر تنب بزرگ و تنب کوچک، دانشنامه ایرانیکا، نوشته گوئیو میرفندرسکی. این مقاله به پیشینه تاریخی جزایر، موقعیت جغرافیایی و سیر اختلافات مربوط به آنها میپردازد.
https://www.iranicaonline.org/articles/tonb
- بنیانگذار امارات متحده عربی و روند تشکیل فدراسیون، وزارت امور خارجه امارات. این سند به روند شکلگیری اتحاد امارتها و نقش شیخ زاید در تاسیس کشور امارات میپردازد.
https://www.mofa.gov.ae/en/the-UAE/The-Founder
- اطلاعات تاریخی و مناسبتهای ملی امارات متحده عربی، وزارت امور خارجه امارات. در این صفحه، دوم دسامبر به عنوان روز ملی و سال ۱۹۷۱ به عنوان زمان آغاز اتحاد فدرال امارتها ثبت شده است.
https://www.mofa.gov.ae/en/the-uae/facts-and-figures
یادداشت: منابع ۱ و ۲ برای مستندسازی موضع رسمی دولت کانادا، منابع ۳ و ۶ برای تاریخ تشکیل امارات و منبع ۴ برای سال تولد مارک کارنی به کار رفتهاند. مقاله ایرانیکا نیز برای آشنایی با پیشینه تاریخی و ابعاد اختلاف جزایر قابل استفاده است.