
ضیاء مصباح
داستان امروز برای فهم ماجرای ۱۳ آبان ۱۳۵۸، باید از روایت رسمی و سادهشدهای که سالها درباره آن تکرار شده فاصله بگیریم و واقعه را در بستر رقابتهای سیاسی ماههای نخست پس از انقلاب بررسی کنیم.
اشغال سفارت آمریکا نه یک واکنش خودجوش و ناگهانیِ تمام مردم ایران بود و نه بر اساس اسناد موجود میتوان آن را با قطعیت، عملیاتی دانست که از ابتدا با دستور مستقیم خمینی طراحی شده بود. آنچه میتوان با اطمینان بیشتری گفت این است که گروهی از دانشجویان اسلامگرا آن را طراحی و اجرا کردند؛ اما رهبری حکومت پس از وقوع، از آن حمایت کرد و این اقدام به ابزاری مهم در تحولات سیاسی داخل کشور تبدیل شد.
اتوصیح مرحلهبهمرحله :
۱. زمینه ماجرا؛ چرا سفارت آمریکا هدف قرار گرفت؟
برای فهم این اتفاق باید چند رویداد را کنار هم قرار دهیم:
۲۲ اکتبر ۱۹۷۹: محمدرضا شاه برای درمان بیماری خود وارد آمریکا شد. این اتفاق در ایران حساسیت زیادی برانگیخت؛ زیرا هنوز خاطره کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و نقش آمریکا در بازگرداندن شاه به قدرت زنده بود.
۱ نوامبر ۱۹۷۹: مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت، و ابراهیم یزدی، وزیر خارجه، در الجزایر با زبیگنیو برژینسکی، مشاور امنیت ملی رئیسجمهور آمریکا، دیدار کردند. انتشار تصاویر این ملاقات در فضای سیاسی ایران واکنشهای تندی برانگیخت.
مخالفان دولت بازرگان، این دیدار را نشانه نزدیکی دولت موقت به آمریکا و فاصله گرفتن از اهداف انقلاب معرفی کردند.
این شرایط زمینه سیاسی مناسبی برای گروهی فراهم کرد که میخواستند با یک اقدام نمادین و پرسر و صدا، هم آمریکا را هدف قرار دهند و هم دولت موقت را تحت فشار بگذارند.
۲. چه کسانی اشغال سفارت را طراحی کردند؟
گروهی از دانشجویان اسلامگرای دانشگاههای تهران، با عنوان «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام»، در طراحی این اقدام نقش اصلی داشتند.
از چهرههای شناختهشده این گروه میتوان به این افراد اشاره کرد:
ابراهیم اصغرزاده
محسن میردامادی
حبیبالله بیطرف
بر اساس پژوهش محسن میلانی در دانشنامه ایرانیکا، حدود دوازده دانشجو در روزهای پیش از اشغال، جلساتی محرمانه برگزار کردند و درباره حمله به سفارت تصمیم گرفتند.
نکته مهم این است که بنا بر روایت برخی از طراحان، برنامه اولیه اشغال سفارت، اقدامی کوتاهمدت و نمادین بود؛ قرار بود حدود سه روز ادامه پیدا کند و توجه جهان را به اعتراض آنان جلب کند. اما این اقدام به بحرانی ۴۴۴ روزه تبدیل شد.
درباره اینکه خمینی پیش از اجرا از جزئیات نقشه اطلاع داشت یا نه، اختلاف روایت وجود دارد. حسین موسوی خوئینیها، که از چهرههای مرتبط با دانشجویان بود، بعدها گفت که خمینی را پیشاپیش در جریان قرار نداده بودند. پژوهشگرانی نیز این روایت را محتمل دانستهاند. در مقابل، یک گزارش اطلاعاتی آمریکا در ۱۰ نوامبر ۱۹۷۹ مدعی شد تصمیم اشغال شخصاً از سوی خمینی در حدود ۲۰ اکتبر گرفته شده و اجرای آن به دانشجویان سپرده شده بود.
این دو روایت با یکدیگر تعارض دارند و سند قطعی و مستقلی که اختلاف را کاملاً حل کند در دسترس نیست. بنابراین، نسبت دادن طراحی اولیه با قطعیت به خمینی، فراتر از شواهد موجود است.
۳. روز ۱۳ آبان چه اتفاقی افتاد؟
صبح یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۵۸، گروهی از دانشجویان وارد محوطه سفارت آمریکا در تهران شدند و پس از عبور از دیوارها و غلبه بر مقاومت کارکنان، ساختمان را تصرف کردند.
کارکنان آمریکایی در سفارت به گروگان گرفته شدند. برخی دیپلماتها که در ساختمان وزارت خارجه ایران بودند نیز در جریان تحولات به گروگان گرفته شدند. تعدادی از کارکنان آمریکایی توانستند فرار کنند و بعداً با کمک دیپلماتهای کانادایی از ایران خارج شوند.
خواسته اولیه دانشجویان، بازگرداندن شاه به ایران برای محاکمه بود. اما موضوع بهسرعت از یک اعتراض علیه پذیرش شاه در آمریکا فراتر رفت.
دانشجویان سفارت را «لانه جاسوسی»
نامیدند و اسناد موجود در آن را منتشر کردند. بخشی از اسناد خردشده نیز بازسازی و در مجموعههایی منتشر شد.
باید توجه کرد که انتشار اسناد، ادعاهایی درباره فعالیتهای اطلاعاتی آمریکا در ایران را مطرح کرد؛ اما این موضوع بهخودیخود توجیهکننده گروگانگیری کارکنان سفارت نبود. طبق قواعد حقوق بینالملل، کارکنان دیپلماتیک و اماکن مأموریت دیپلماتیک از مصونیت برخوردارند و دولت میزبان موظف به حفاظت از آن هاست
۴. واکنش خمینی چه بود و چرا اهمیت داشت؟
این قسمت از ماجرا شاید از خود اشغال سفارت هم مهمتر باشد.
در ابتدا، اقدام دانشجویان با موضع رسمی دولت موقت همراستا نبود. دولت بازرگان در موقعیتی قرار گرفت که نه توان کنترل دانشجویان را داشت و نه توانست اشغال سفارت را متوقف کند.
اما خمینی از اقدام دانشجویان حمایت کرد و آن را «انقلاب دوم» و حتی بزرگتر از انقلاب نخست خواند.
این حمایت، ماهیت ماجرا را تغییر داد: اقدامی که در ابتدا میتوانست یک حرکت اعتراضی کوتاهمدت باشد، به سیاست رسمی حکومت تبدیل شد.
در ۶ نوامبر ۱۹۷۹، یعنی دو روز پس از اشغال سفارت، استعفای دولت موقت بازرگان پذیرفته شد. پس از آن، شورای انقلاب مسئولیت اداره کشور را بر عهده گرفت.
این توالی اتفاقات اهمیت زیادی دارد: دولت موقتی که به دنبال اداره کشور با ساختارهای متعارف و حفظ روابط دیپلماتیک بود، در پی این بحران کنار رفت و نیروهای نزدیکتر به رهبری انقلابی موقعیت بیشتری در ساختار قدرت پیدا کردند.
۵. آیا اشغال سفارت از ابتدا یک سناریوی سیاسی برای حذف دولت بازرگان بود؟
اینجا باید میان «هدف اعلامشده»، «انگیزه طراحان» و «نتیجه سیاسی» تفاوت بگذاریم.
به نظر میرسد چند انگیزه در این اقدام با یکدیگر ترکیب شده بود
– انگیزه توضیح
مخالفت با آمریکا ترس از تکرار کودتای ۲۸ مرداد و بازگشت سلطه آمریکا
– اعتراض به پذیرش شاه
مطالبه بازگرداندن شاه برای محاکمه
– مقابله با دولت بازرگان
مخالفت با رویکرد میانهرو و دیپلماتیک دولت موقت
– کسب موقعیت سیاسی
تبدیل یک اقدام دانشجویی به حرکتی با قدرت بسیج عمومی و مشروعیت انقلابی
پژوهش ایرانیکا بر این نکته تأکید دارد که دانشجویان نگران بودند دولت بازرگان مسیر انقلاب را تغییر دهد و به آمریکا نزدیک شود. همچنین اشغال سفارت از نظر آنان ظرفیت نمادین و تبلیغاتی بسیار بالایی داشت.
بنابراین، نمیتوان گفت تنها هدف، اعتراض به پذیرش شاه بود. پیامد سیاسی ماجرا نشان داد که این اقدام به تضعیف دولت موقت و تقویت جناح رادیکالتر انقلاب نیز کمک کرد.
اما اینکه از ابتدا تمام این نتایج در یک نقشه جامع و از پیش طراحیشده پیشبینی شده بود، ادعایی است که شواهد موجود بهتنهایی آن را اثبات نمیکند.
۶. پیامدهای ۴۴۴ روز اشغال سفارت چه بود؟
ین بحران ۴۴۴ روز ادامه یافت و سرانجام در ۲۰ ژانویه ۱۹۸۱، همزمان با آغاز ریاستجمهوری رونالد ریگان، گروگانها آزاد شدند.
پیامدها فقط به روابط ایران و آمریکا محدود نماند:
در سیاست داخلی ایران:
دولت موقت بازرگان کنار رفت.
نیروهای رادیکالتر انقلاب قدرت بیشتری پیدا کردند.
فضای سیاسی کشور به سمت تقابل شدیدتر با آمریکا و مخالفان داخلی حرکت کرد.
اشغال سفارت به یکی از ابزارهای مشروعیتبخشی سیاسی به جریان حاکم تبدیل شد.
در روابط خارجی و اقتصاد:
روابط دیپلماتیک ایران و آمریکا قطع شد.
داراییهای ایران در آمریکا مسدود شد.
تحریمها و محدودیتهای اقتصادی تشدید شدند.
اعتماد بینالمللی به تعهدات دیپلماتیک ایران آسیب دید.
بحران گروگانگیری به یکی از عوامل مهم تنش طولانیمدت ایران و آمریکا تبدیل شد.
البته تحریمها و مشکلات اقتصادی بعدی فقط از اشغال سفارت ناشی نشدند؛ جنگ ایران و عراق، سیاستهای منطقهای و تصمیمهای بعدی دو کشور نیز در این مسیر نقش داشتند.
۷. اسناد تاریخی چه چیزی را روشن میکنند؟
اگر بخواهیم به جای روایتهای سیاسی، به اسناد مراجعه کنیم، سه منبع ارزش ویژهای دارند:
آرشیو ملی آمریکا
مجموعهای از اسناد و جدول زمانی بحران ۴۴۴ روزه، شامل اسناد دیپلماتیک و اطلاعاتی.
دانشنامه ایرانیکا – بحران گروگانگیری
پژوهش محسن میلانی درباره طراحان، انگیزهها، اختلاف روایتها و پیامدهای سیاسی اشغال سفارت.
آرشیو اسناد وزارت خارجه آمریکا
تلگرامها و گزارشهای محرمانه منتشرشده درباره روزهای نخست بحران.
مشاهده یکی از گزارشهای اطلاعاتی ۱۰ نوامبر ۱۹
جمعبندی؛ اهمیت تاریخی ۱۳ آبان در چیست؟
به نظرم اهمیت این واقعه را نباید فقط در اشغال یک سفارت یا دشمنی با آمریکا خلاصه کرد.
۱۳ آبان یکی از نقاط عطفی بود که در آن، رقابت میان دو تصور متفاوت از آینده ایران آشکارتر شد:
یک تصور که به دنبال تشکیل دولت، تثبیت نهادهای اداری، روابط متعارف بینالمللی و اداره کشور بر اساس ملاحظات تخصصی بود.
تصوری دیگر که تداوم انقلاب، مبارزه ایدئولوژیک و بسیج سیاسی را در اولویت قرار میداد.
این دو جریان البته کاملاً یکپارچه نبودند و اختلافهای درونی زیادی داشتند؛ اما اشغال سفارت به تقویت گروهی انجامید که توانست از آن برای پیشبرد موقعیت سیاسی خود بهره بگیرد.
درس تاریخی این واقعه برای نسل ما فقط این نیست که اشغال سفارت اشتباه بود یا نبود؛ درس مهمتر این است که چگونه یک اقدام بدون مجوز قانونی، با حمایت یک رهبر سیاسی به سیاست رسمی تبدیل شد، چگونه نهادهای مسئول نتوانستند جلوی آن را بگیرند و چگونه یک بحران خارجی به ابزاری برای تغییر توازن قدرت در داخل کشور تبدیل شد.
وقتی تصمیمهای بزرگ کشور بر پایه هیجان، وفاداری ایدئولوژیک و اعتبار یک رهبر گرفته شوند، اما سازوکار مستقلی برای ارزیابی پیامدها و پاسخگو کردن تصمیمگیرندگان وجود نداشته باشد، هزینه آن تصمیمها ممکن است سالها و حتی نسلها ادامه پیدا کند.
به همین دلیل، ۱۳ آبان را باید نه فقط در تقویم سیاسی، بلکه در حافظه انتقادی تاریخ معاصر ایران بررسی کرد.