06.11.2026
جنبش زنان ایران در دوران محمدرضاشاه، بخش پنجم– سرکوب سیاسی و تجربه زندان، فقدان مشارکت سیاسی و شکست اصلاحات از بالا رضاشاه و محمدرضاشاه خواهان زنانی مدرن اما مطیع بودند؛ زنانی که ظاهرشان با مظاهر تجدد همخوانی داشته باشد، اما از مشارکت واقعی سیاسی دور بمانند، غافل از آنکه این دو خواسته در تضاد با یکدیگرند. آنها تلاش کردند تصویر زن مدرن را محدود به پوشش، تحصیل یا حضور نمادین در نهادهای رسمی کنند، بیآنکه فضایی برای کنشگری مستقل سیاسی و اجتماعی زنان فراهم سازند. اما جامعهٔ مدرن فراتر از ظواهر است؛ جامعهای است که در آن آزادی بیان، آزادی عقیده، برابری حقوقی و شراکت واقعی شهروندان در ادارهٔ امور تضمین میشود. در چنین جامعهای، توسعهٔ سیاسی پایدار تنها با ایجاد فضا برای رقابت آزاد، چرخش نخبگان، پاسخگویی قدرت، و مشارکت برابر همهٔ اقشار از جمله زنان ممکن میشود. توسعهٔ سیاسی یعنی گسترش نهادهای دموکراتیک همچون احزاب، سندیکاها، رسانههای مستقل و سازمانهای مدنی که امکان نقد، مطالبهگری و نظارت بر ساختار قدرت را فراهم میکنند. در چنین فضایی، قانونمداری به معنای حاکمیت قانون بر همه است، نه اطاعت کورکورانه از قدرت. مدرنیته بدون آزادی، عدالت اجتماعی و مشارکت سیاسی، تنها ظاهری فریبنده و ناپایدار خواهد داشت؛
چیزی که در تجربهٔ تاریخی ایران در دورهٔ پهلوی بهروشنی نمایان شد.
افسانه عوض پور کنشگر فرهنگی، اجتماعی و سیاسی، مدیر اندیشکده آگاهی و شناخت
منابع مورد استفاده برای تهیه این برنامه: “اعتراف شکنجه شدگان” “داد بی داد” “جنبش زنان ایرانی؛ تقلای یک قرنی” “زنان وانقلاب ۱۳۵۷” “حجاب و روشنفکران” “پیک سعادت نسوان” “بازیگران رسمی قدرت سیاسی ایران (عصر پهلوی)” ” جامعه، دولت و جنبش زنان ایران” “مقاومت شکننده، تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی”

