سید محمد حسن حسینی
(دکترای آموزش)
بعضی وقتها در مابین دروسی که در کلاس هایم – که همگی اول دبیرستان هستند! – ارایه می دهم و یا در پایان هر درس برای رفع خستگی دانش آموزانم به مطالب غیر درسی هم می پردازم که نمونه هایی از آنها را در اینجا یاد آوری می کنم. نمونه های بیشتر را در مقالاتم که در وبلاگم که در منابع آمده است را ببینید.
راز طول عمر قماش حاج آقا!
گاهی اوقات به شاگردانم یاد آوری می کنم که راز طول عمر در چند نکته از جمله موارد زیر خلاصه میشود:
- پرداختن منظم به ورزش های مفید مثل یوگا.
- نوشیدن به کرات و منظم آب سالم.
- استفاده کافی از لبنیات تازه و سالم.
- استفاده کافی از میوه جات، سبزیجات و ادویه جات تازه و ارگانیک.
- استفاده از دمنوش های گیاهی و چای سبز به جای چای معمولی.
- استفاده از نان و برنج سبوس دار.
- استفاده از غذای تازه و سالم و نه غذای مانده و فاسد.
- استفاده از روغن زیتون (اصل) به جای روغن های معمولی.
- استفاده از ماهی های آزاد به جای ماهی های پرورشی و یا گوشت قرمز و مرغ هورمونی.
- استفاده کافی از مواد مغذی همانند انواع آجیل.
- دست کشیدن از غذا خوردن قبل از احساس سیری. و از همه مهمتر اینکه
- مثل گوسفند زندگی کردن، مثل گاو بی خیال همهچیز بودن و مثل خر همیشه خوش بودن.
در انتها این نکته را هم به دانش آموزانم یاد آوری می کنم که مهم عرض زندگی است و نه طول آن و بعد گریزی هم به تفاوت زندگی کلاغ (که تا ۳۰۰ سال زندگی می کند) و عقاب (که طول زندگیش به ده سال هم نمی رسد) می زنم.
درس خداشناسی (در کلاس زبان اجنوی!)
یادم میآید که یک بار یکی از دانش آموزان بسیار شلوغ و بی تربیتم! (اول دبیرستان – ۱۴ ساله!) از من پرسید: آقای حسینی من که فکر نمیکنم خدا وجود داشته باشد! چراکه اگر داشت وضعیت ما فقرا این نبود. او ادامه داد که در این مملکت هر چقدر دعا و تلاش می کنیم وضعیتمان بهتر که نمی شود بدتر هم می شود… !؟! بعد که بررسی کردم متوجه شدم که این دانش آموز از خانواده اتفاقا فقیری هستند که به خدا و … هیچ اعتقادی ندارند (فقر برابر است با کفر…). در هر صورت من باید بهعنوان معلم او و دوستانش در حد بضاعت خودم پاسخش را میدادم و وجود خداوند را اثبات میکردم! بنابراین گفتم:
ببینید بچهها!؟ همانطور که می دانید انسان ها موجودات خیلی پیچیده ای هستند. بهر حال فرصت این را ندارم که به کل ابعاد فیزیکی و روحانی و توانایی ها و پتانسیل شگفت انگیز انسان و این نکته حیرت آور که بیش از هفت میلیارد انسان وجود دارند اما دو نفر آنها همانند و هم شکل هم نیستند بپردازم. اما اگر بخواهم یک مثال کوچک و قابل درک برای شما بزنم این است که آیا شما فکر می کنید که “چشم” انسان که از یک توده کوچک چربی درست شده با آن همه کارایی و پیچیدگی خارق العاده به صورت اتفاقی پدید آمده است!؟ آیا این عضو حیرت آور اتفاقی بوجود آمده است؟!
مثال دیگری که زدم این بود که به دانشآموزانم یادآوری کردم که ما در حال حاضر در حومه مشهد که در خراسان رضوی که خودش یک استان در ایران هست می باشیم. و ایران در آسیا و آسیا در کره زمین واقع شده است. و کره زمین در کهکشان راه شیری که خود یک نقطه در گیتی که شامل میلیون ها کهکشان است میباشد! ادامه دادم و به دانشآموزانم گفتم حال میتوانید تصور کنید که چه میشد اگر
- خورشید به مدت یک ماه خاموش میشد…
- سرعت گردش کره زمین بیشر و یا کمتر میشد….
- زمین جاذبه اش را از دست میداد….
- یک سنگ آسمانی بزرگ – از هزاران سنگی که هر لحظه از کنار زمین می گذرد – به زمین برخورد میکرد…
- کره ماه به زمین نزدیک تر و یا دور تر میشد…
- زمین از مدار خودش خارج میشد و به خورشید نزدیک تر و یا دورتر میشد….
- کهکشان راه شیری به یکی از کهکشان های مجاورش برخورد میکرد…
- یک چاله آسمانی در مجاور کره زمین به وجود می آمد و زمین بلعیده میشد…
- کره زمین از درون منفجر میشد…. و….
بعد از آن شاگردم پرسیدم که آیا هنوز هم بر این باور هستید که این همه نظم در آفرینش این گیتی پیچیده به صورت اتفاقی به وجود آمده باشد!؟ ادامه دادم که مشکلات و بدبختی های ما به خودمان بر می گردد… همینطور گفتم که به فرموده امام علی (ع) یکی از دلایل اجابت نشدن دعا ها حاکمان نالایق و مستبد و ستم پیشه هستند. – از ماست که بر ماست…. بعد به مسئله زیر پرداختم:
چرا در آخرین کتابم که توسط انتشارات جنگل تهران چاپ شد اما “توزیع نشد” گفتهام روزه و نماز ها و عبادات خیلی از ما توسط خداوند قبول نمیشوند!؟
به دانش آموزانم گفتم که اگر بخواهم آنچه را که در یک بخش از کتابم (به زبان انگلیسی) گفتهام خلاصه کنم باید بگویم که اینجانب بر این باور هستم که مادامی که دنیای پیرامون ما سر شار از ظلم و ستم و تبعیض و فساد و غارت و ریا و استبداد هست و ما در عین نمازخواندن و روزه گرفتن و … نسبت به عاملان آنها بی تفاوت هستیم ما با آن زوار خانه خدا که امام صادق (ع) آنها را سگ و خوک و میمون و کرگدن دید هیچ تفاوتی نداریم. دلیل این امر هم واضح است: نمازخواندن و حج رفتن و … بدون درک جامعه و فضای اجتماعی-سیاسی حاکم بر آن و شرایطی که در آن زندگی می کنیم و بدون پرداختن به فلسفه عباداتی که انجام میدهیم (که همان نفی شرک و ظلم و ستم و تبعیض و فساد و غارت و ریا و استبداد است) کارهایی عبث و بیهوده هستند. – میمون و طوطی و … هم تمرین داده شوند و عادت کنند می توانند مثل ما رکوع و سجود روند و ذکر گویند و ….
……………………………..……
Verily, a man hath performed prayers, fasts, charity, pilgrimage and all other good works; but he will not be rewarded except by the proportion of his understanding [of his milieu which includes the socio-political context in which he exists …]. Italics added.
— Holy Prophet Mohammad (PBUH)
—————————————————————————
منبع
وبلاگ شخصی نویسنده:
